مناف

موضوع: 

مناف که بود و چه شخصیتی داشت؟

در مورد شخصیت پدر بزرگوار امام علی (علیه السلام) مطالب فراوان است که در انتها لینکی جهت مطالعه خدمت شما معرفی می کنیم.
مطلبی که این جا بیانش خالی از لطف نیست، بررسی نام پدر امام علی (علیه السلام) است.
برخی نام ابوطالب را "عبدمناف" گفته اند، همان گونه كه در روایتی منقول از حضرت علی و امام صادق(علیهما السلام)آمده است كه نام ابوطالب "عبد مناف" است.(1) سیوطی در تاریخ الخلفا، همین نام را برگزیده است.(2)
برخی نام وی را "عمران" خوانده اند، همان گونه كه در زیارت حضرت رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله)آمده است: "السلام علی عمّك عمران ابی طالب".(3)
چون فرزند بزرگش طالب بود، او را ابوطالب خواندند.(كنیه)
محدّث قمى در كتاب «سفینة البحار» مى نویسد نام پدر امیرالمؤمنین را بعضى عبد مناف و بعض دیگر عمران دانسته اند و ممكن است هر دو صحیح باشد، زیرا در بعضى از زیارات، ایشان به عنوان عمران و در بعضى از اشعار عربى، به عنوان عبد مناف معرّفى شده اند، ولى ابوطالب كنیه ایشان مى باشد.(4)
حال كدام یک از این دو اسم، نام اصلی او بود، تا آن اندازه كه تحقیق كرده ایم، مستندات تاریخی پاسخ قاطعی به ما نمی دهد. ممكن است هر دو درست باشد، چرا كه میان عرب ها، تعدد نام بسیار رواج دارد، ولی نام مشهوری که برای آن بزرگوار ذکر شده است همان عمران می باشد.
برخی به این مطلب که نام پدر امام علی (علیه السلام) عبد مناف باشد اشکال کرده اند که این نام دلیل بر موحد نبودن ابوطالب می باشد. در پاسخ این اشکال باید گفت:
طبق نقل برخی منابع، پدر وی اسم او را عبدمناف نگذاشته است، شاید برخی از بستگان او به وی چنین لقبی را داده اند و سپس به این لقب شهرت یافته است.(5) ضمن آن که نام یکی از بت های معروف عرب «مناة» بوده است نه مناف، تا این شبهه مطرح شود که نام ابوطالب برگرفته از نام یکی از بت های معروف مشرکان است.

ـ ایمان ابوطالب
درباره ايمان اَبوطالِب به گفتار زير توجه نمائيد.
اَبوطالِب، عبدمناف (عمران) بن عبدالمطّلب بن هاشم بن عبد مناف قرشی (متولد سال دهم بعثت برابر با ۶۲۰ م)، عمو و حامي پيامبر (صلوات الله علیه).
چون محمد (صلی الله علیه و آله) به پيامبری مبعوث شد، ابوطالب با گرائیدن فرزندش علی (علیه السلام) به اسلام مخالفت نكرد و حتّی او را به همراهی با پيامبر فرمان داد. محمد (صلی الله علیه و آله) را نيز از پشتيبانی خود مطمئن ساخت(6)، اما خود در پاسخ به دعوت پيامبر كه او را سزاوارترين فرد برای قبول اسلام می دانست، ظاهراً به سالخوردگی خود و ملامت و كينه قريش اشاره كرد. آنگاه كه پيامبر (صلوات الله علیه) دعوت خود را آشكار كرد، كسانی از سران قريش نزد ابوطالب آمدند و از وی خواستند يا برادر زاده اش را از اين كار بازدارد، يا حمايت خود را از محمد (صلی الله علیه و آله) برگيرد. ابوطالب گاهی با لحنی ملايم با ايشان سخن می گفت و زمانی با محمد (صلی الله علیه و آله) در اين باره به گفت و گو می نشست.(7)
پشتيبانی آشكار ابوطالب از محمد (صلی الله علیه و آله) بر كافران گران آمد و چون می پنداشتند كه غمخواری او از محمد (صلوات الله علیه) كه در كودكی به «يتيم ابوطالب» شهرت داشت، فقط به خاطر فرزند خواندگی اوست؛ كفار، عُمارة بن وليد را كه جوانی خردمند و خوشرو بود، همراه گرفتند و به قصد مبادله با حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) پيش ابوطالب آمدند. ابوطالب سخت برآشفت و آنان را براند.(8)
ابوطالب سرانجام در هشتاد و چند سالگی درگذشت. به اعتقاد شيعه، ابوطالب به محمد (صلی الله علیه و آله) و دين او ايمان آورد، اما مصلحت را در كتمان آن دانست(9)، زيرا اگر ايمانش را آشكار می كرد، همچون ديگر مسلمانان مكه، ديدگاه او مشخص می گرديد و نمی توانست به عنوان سرپرست قبيله، حكم و داور مشركان گردد و از مقام شيخوخت خود در حمايت از رسول اكرم و نصرت دين او سود جويد.(10)
درباره اسلام ابوطالب كه از مباحث عقيدتی ـ كلامی بين مذاهب اسلامی است، روايات و اخبار فراوان در دست است و كتابها و رساله ها و مقالات بی شماری تدوين شده است كه از جمله كهن ترين آنها بايد از كتاب «ايمان ابی طالب» اثر شيخ مفيد (د ۴۱۳ ق) نام برد.
جمهور علما و مفسران شيعه و عده ای از بزرگان اهل سنّت،‌ به اعتبار روايات اهل بيت (علیهم السلام)، يا اجتهاد و استنباط خود، عقيده به اسلام ابوطالب دارند و اسناد راويان حديث گروهی از مورخان و مفسران اهل تسنن را كه انكار ايمان ابوطالب كرده اند؛ ضعيف و يا مرسل می دانند.(11)
اشعار منسوب به ابوطالب به سبب دربرداشتن حوادث مكه در طلوع اسلام و همچنين به سبب منزلت خاص وی، مورد عنايت ادبای عصر نخستين اسلامی قرار گرفت. بيشتر قصايد منسوب به او در مدح پيامبر و دفاع از اسلام و تأييد مسلمانان و نيز حاوی برخی نكات تاريخی و قومی است.(12)
مثلا در اين شعر چنين آمده است: «امين حبيب فى العباد مسوّم ...»
(محمد) درستكار و بندگان، دوستدار او و برتر از همگان است - به حق پروردگاری كه حاكم بر همه چيز است ـ از نزد پروردگار به او وحی می رسد ـ و هر كس چنين اعتقادی نداشته باشد انگشت ندامت خواهد گزيد.
داستان ديگرى كه دليل بر اسلام حضرت ابى طالب است مسئله استسقاى ابوطالب است كه در تاريخ آمده است كه اهل مكه زمانى به آنان قحطى رسيد و دو سال باران نباريد. حضرت عبدالمطلب ابوطالب را امر كرد كه حضرت محمد را كه كودک شيرخوارى بود روى دست بلند كرده رو به كعبه بايستد و خدا را بحق آن كودک خواند. ساعتى نگذشت كه ابر آمده و باران شديدى نازل شد و اين داستان دليل است بر اعتقاد ابوطالب به توحيد و شناخت وى درباره كودكى كه از مقامى رفيع برخوردار بوده و به رسالت خواهد رسيد.
دليل هاى بسيار ديگرى درباره اسلام ابى طالب هست كه مى توان آنها را در «الغدير» جلد هفتم صفحه ۳۴۰ به بعد مطالعه كرد.

_______
(1) صدوق، معانی الاخبار، ص ۱۲۱.
(2) سیوطی، تاریخ الخلفاء، ص ۱۶۶.
(3) مجلسی، بحارالانوار، ج ۹۷، ص ۱۸۹.
(4) سفینة البحار، شیخ عباس قمی، ج ۵، ص ۳۱۲.
(5) ابن اثیر، الکامل، ج۲، ص۱۸، بیروت، دار صادر للطباعه و النشر، ۱۳۸۵ه-۱۹۶۵م.
(6) بلاذري، احمد بن يحيي، انساب الاشراف، ج۱، ص۱۱۳، به كوشش محمد حميدالله، قاهره، ۱۹۵۹ م؛ابن هشام، السيرة النبوي‍ـة، ج۱، ص۲۶۳ ـ ۲۶۴، بيروت، دار احباء التراث العربي؛ ابوالفرج اصفهاني، الاغاني، بيروت، ۱۳۹۰ ق.
(7) طبري، تاريخ؛ علي، جواد، المفصل في تاريخ العرب قبل الاسلام، ج۲، ص۳۲۲ ـ ۳۲۶، بيروت، ۱۹۷۶ م.
(8) ابن سعد، محمد، طبقات الكبري، ج۲، ص۳۲۲ ـ ۳۲۶،بيروت، ۱۹۵۷ ـ ۱۹۶۰ م؛ طبري، ج۲، ص۳۲۶ ـ ۳۲۷؛ ابن قدامه، ۳۵۲.
(9) راوندي، سعيد بن هب‍ـة الله، الخرائج و الجرائح،‌ ج۳، ص۱۰۷۸، قم، ۱۴۰۹ق.
(10) ابن ابي الحديد، عبدالحميد بن هب‍ـة الله، شرح نهج البلاغ‍ـة، ج۱۴، ص۸۱ ـ ۸۲، به كوشش محمد ابوالفضل ابراهيم، قاهره، ۱۹۵۹ ـ ۱۹۶۳ م؛ امين، محسن، اعيان الشيع‍ـة،ج۸، ص۱۱۷، بيروت، ۱۴۰۳ق.
(11) بلاذري، احمد بن يحيي، انساب الاشراف، به كوشش محمد باقر محمودي، ج‌۲، ص۸۲ ـ ۲۹بيروت، ۱۳۹۴ق، ص ۱۹۷۴ م.
(12) دايره المعارف بزرگ اسلامي، ج۵، ص۶۱۸، ناشر مركز دايره المعارف بزرگ اسلامي،چاپ اول تهران سال۱۳۷۲ش.
در مورد شخصیت جناب ابوطالب یا عبد مناف به لینک زیر مراجعه بفرمایید:
http://www.askdin.com/showthread.php?t=19866

http://www.askquran.ir/showthread.php?t=58242&p=863277&viewfull=1#post86...