مسأله زمان و فرشته وحی

موضوع: 

اگر مجردات موجوداتی خارج از چارچوب زمان هستند، چگونه میتوان وحی فرشته وحی بر پیامبران حاضر در زمانی خاص را توجیه کرد؟

اینکه مجردات خارج از محدودیت های موجودات مادی هستند، بدین دلیل است که این خصوصیات، خصوصیات و لوازم وجودی موجودات مادی است.
بنابراین، چنین خصوصیاتی را در موجوداتی که مادی نیستند، نمی توان یافت.

اما در مورد نحوه ارتباط موجودی غیر مادی، همانند جناب جبرئیل با انبیای الهی؛ در این مورد لازم است به چند نکته توجه شود:
نکته اول: همان طور که می دانید انسان از دو بعد روحانی و جسمانی تشکیل شده است. بعد جسمانی همانی است که محدود به زمان و مکان و سایر خصوصیات موجودات مادی است. اما بعد روحانی او که همان نفس یا روح او را تشکیل می دهد، مربوط به موجودی مجرد است. البته تجرد این موجود، تجردی است ناقص؛ بدین معنا که گرچه مادی نیست ولی در مقام انجام عمل کردن و ارتقا یافتن نیاز به موجودی مادی(یعنی بدن) دارد.
به همین جهت است که نفس همیشه همراه با بدن است.

نکته دوم: طرف تعلق در این ارتباط
آنکه در این ارتباط بین نبی و فرشته یا هر موجود غیر مادی دیگر طرف تعلق قرار می گیرد، جسم و بدن نبی نیست بلکه روح اوست. دلیل نیز واضح است؛ زیرا جسم نبی، مادی و محدود به خصوصیات مادی است. زمان مند و مکان مند است.
در نقطه مقابل، موجودی قرار دارد که محدود به هیچ قید و حصر مادی نیست. بنابراین واضح است که اگر ارتباطی وجود دارد(که فرض ما بر این است که ارتباط وجود دارد) این ارتباط بین دو موجود غیر مادی است.

نکته سوم: نحوه ارتباط این فرشتگان الهی با انسان ها
این ارتباط در نظام های فلسفی کلاسیک و مرسوم به عنوان اتصال با عقل فعال نامیده شده است. بدین معنا که ارتباط بین یک نفس انسانی با یک موجود مجرد فرا طبیعی مانند فرشته، تنها زمانی صورت می گرفته است که آن انسان از نظر مقام معنوی شایستگی کافی را پیدا می کردند. بنابراین شرط اتصال با عقل فعال نیز ارتقای وجودی شخص است. این ارتقای وجودی یا به دو صورت می تواند صورت بگیرد:
یا ارتقای ناشی از اعمال صالحه است و یا ارتقای ناشی از بالارفتن معرفت و وسعت علم. در این صورت است که روح خودرا به اندازه ای قوی می کردند تا بتوانند طرف تعلق با موجودی غیر مادی قرار بدهد و با آن متصل شوند. ارتقای ناشی از عملکرد صحیح که مشخص است.
اما ارتقای ناشی از معرفت نیز بدین صورت است که نفس نبی پس از این که انواع ادراک ها از ادراک حسی و وهمی و خیالی تا ادراک عقلی را کسب کرد، آمادگی این را می یابد تا با موجودی عقلانی در عالم عقول به نام عقل فعال ارتباط پیدا کند.(1) در این هنگام، از یک سو به صورت دفعی، «اشراق و افاضه صورت عقلی بالفعل» توسط عقل فعال و از سوی دیگر «دریافت و ارتسام به صورت عقلی یا شناخت عقلی» توسط نفس نبی صورت می گیرد.(2)

بنابراین:
در ارتباط بین نبی و فرشته وحی(یا هر فرشته مجرد دیگری)، ارتباط بین دو موجود مجرد(نفس نبی و فرشته) است و این ارتباط نیز به واسطه اتصال آنها با یکدیگر است.

پی نوشت ها:
1. ابن سینا، النفس من کتاب الشفا، تحقیق حسن حسن زاده آملی، قم، نشر اسلامی، 1417، ص322.
2. همو، الانصاف(ضمن کتاب ارسطو عند العرب)، کویت، وکاله المطبوعات، 1978، ص93.

http://www.askquran.ir/showthread.php?t=60329&p=893887&viewfull=1#post89...