دفن شبانه حضرت زهرا(س)

موضوع: 

آیا قضیه دفن شبانه حضرت زهرا (سلام الله علیها) در منابع اهل سنت وجود دارد؟

دفن شبانه حضرت جزء مسلّمات تاریخی است، و اگر هیچ منبعی نیز در مورد آن نمی بود مخفی بودن قبر آن حضرت، خود گواه بر این است که دفن شبانه صورت پذیرفته تا کسی بر این امر مطلع نگردد.
بخاری و مسلم در صحیح خود آورده است:
«وَعَاشَتْ بَعْدَ النبي (صلى الله عليه وسلّم) سِتَّةَ أَشْهُرٍ فلما تُوُفِّيَتْ دَفَنَهَا زَوْجُهَا عَلِيٌّ لَيْلًا و لم يُؤْذِنْ بها أَبَا بَكْرٍ وَ صَلَّى عليها»؛ فاطمه زهرا (سلام الله عليها)، شش ماه پس از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) زنده بود، زمانى كه از دنيا رفت، شوهرش علی (عليه السلام) او را شبانه دفن كرد و ابوبكر را با خبر نساخت.(1) و در اثبات این امر از جهت سندی همین نقل کافی است.
ابن قتيبه دينورى در تأويل مختلف الحديث مى‌نويسد: «و قد طالبت فاطمة (رضی الله عنها) أبا بكر رضي الله عنه بميراث أبيها رسول الله (صلى الله عليه و سلّم) فلما لم يعطها إياه حلفت لا تكلمه أبدا و أوصت أن تدفن ليلا لئلا يحضرها فدفنت ليلا»؛ فاطمه از ابوبکر ميراث پدرش را خواست، ابوبکر نپذيرفت، قسم خورد که ديگر با او (ابو بکر) سخن نگويد و وصيت کرد که شبانه دفن شود تا او (ابوبکر) در دفن وى حاضر نشود.(2)
عبد الرزاق صنعانى مى‌نويسد: عن بن جريج و عمرو بن دينار أن حسن بن محمد أخبره أن فاطمة بنت النبی صلى الله عليه وسلم دفنت بالليل قال فرَّ بِهَا علي من أبي بكر أن يصلي عليها كان بينهما شيء»؛ فاطمه دختر پيامبر شبانه به خاک سپرده شد، تا ابوبكر بر وى نماز نخواند؛ چون بين آن دو اتفاقاتى افتاده بود.(3)
البته برخی با نقل های ضعیف خواسته اند چهره ظالم را تطهیر نمایند، متقی هندی در کنز العمال روایت می کند: «عن الشعبي أن فاطمة لما ماتت دفنها علي ليلا و أخذ بضبعی أبی بكر فقدمه في الصلاة عليها»؛ وقتى كه فاطمه درگذشت، على او را شبانه‏ دفن‏ كرد و زير بغل‏ هاى ابوبكر را گرفت و او را براى نماز بر جنازه او جلو انداخت.(4)
بى ‏ترديد اين مطلب دروغ است؛ لذا ابن حجر ناگزير شده است كه بگويد: «و روى الواقدي عن طريق الشعبي قال صلى أبو بكر على فاطمة و هذا فيه ضعف و انقطاع»؛ در حديث او ضعف و انقطاعى وجود دارد.(5)
فاطمه‏ (عليها السلام‏) وصيت كرد كه شبانه دفن شود تا مظلوميّت او در طول تاريخ جاودان بماند. سخنان امير مؤمنان على‏ (عليه السلام‏) به هنگام دفن آن حضرت، بسيارى از جوانب تاريخى اين مسئله را باز مى ‏نمايد و در بردارنده حقايق زيادى است. اين سخنان، بسيارى از مصائب را بازگو مى‏ كند؛ آن سان كه زيبنده است كه هر مؤمنى در اين خطبه دقّت و تأمّل كند.(6)

________________
(1) صحيح البخاری، ج 4، ص 1549، ح 3998؛ كتاب المغازی، باب غزوة خيبر، دار ابن كثير، اليمامة ، بیروت؛ صحیح مسلم، ج 5،ص 154، دارلفکر، بیروت؛ فتح الباری، ابن حجر، دارالمعرفة، ج 7، ص 378؛ عمدة القاری، العینی، دار احیاء التراث العربی، بیروت، ج 17، ص 258؛ صحیح ابن حبان، موسسةالرسالة، ج 14، ص 574؛ و...
(2) تأويل مختلف الحديث، الدینوری، ج 1، ص 300، دار الجيل، بيروت، 1393هـ، 1972م.
(3) المصنف،الصنعانی، ج 3، ص 521، حديث شماره 6554 و حديث شماره: 6555، المكتب الإسلامي ـ بيروت.
(4) كنز العمال، متقی هندی، موسسةالرسالة، 13/ 687، شماره 37760.
(5) الإصابة فی تمییز الصحابة، ابن حجر، دارالجیل، بیروت، ج 8، ص 58.
(6) نهج البلاغه، خطبه 200.

http://www.askquran.ir/thread32973.html#post566006