سخن نگفتن حضرت زهرا(س) با خلیفه دوم

نمایش نسخه چاپینمایش نسخه چاپی

آیا قضیه عدم تکلم حضرت زهرا (سلام الله علیها) با عمر در منابع اهل سنت وجود دارد؟

با مروری در اسناد عامه می بینیم که حضرت زهرا (علیها السلام) نسبت به خلیفه اول غضبناک شدند و تا پایان عمر شریفشان با او صحبت نفرمودند: «فوجدت اى فغضبت فاطمة على ابى بكر فهجرته فلم‏ تكلمه‏ حتى توفيت فلما توفيت دفنها زوجها علىّ ليلا و لم يؤذن بها ابا بكر و صلّى عليها»(1)
ابوبکر در مصادر عامه به عنوان فردی رقیق القلب معرفی شده است، بر خلاف عمر که خشونت وی زبانزد عام و خاص است. هنگامی که حضرت زهرا (سلام الله علیها) نسبت به ابوبکر این چنین غضبناک می شوند که تا پایان عمر شریفشان با وی تکلم نمی کنند و بعد از هر نمازی نیز وی را نفرین می نمودند: «والله لأدعون عليك فی كل صلاة أصليها»(2)، حال شخصی همچون عمر مشخص خواهد شد.
و این ناراحتی و خشم نیز در حضرت امیر (علیه السلام) نسبت به دومی بیشتر بود، به گونه ای که حتی بعد از شهادت حضرت زهرا (علیها السلام) و بیعت مصلحتی امام (علیه السلام) با خلیفه اول، حضرت به ابوبکر می فرمایند تو خود تنها بیا و کس دیگری را نیاور؛ که شارحین متوجه امر شده اند و گفته اند این امر به خاطر کراهت امام از ملاقات با عمر بوده است: «فأرسل إلى أبی بكر ان ائتنا و لا يأتنا أحد معك كراهية لمحضر عمر»(3)
ابن ابی الحدید در رابطه با خشم حضرت زهرا (علیها السلام) نسبت به آن دو می نویسد: «و الصحيح عندی أنها ماتت و هی واجدة على أبى بكر و عمر ، و أنها أوصت ألا يصليا عليها ...»؛ صحیح در نظر من این است که فاطمه (علیها السلام) نسبت به ابو بکر و عمر غضبناک بود و او وصیت نمود که آن دو بر وی نماز نگزارند.(4)
هم چنین فاطمه (سلام اللّه عليها) در بستر بيمارى خطاب به ابو بكر و عمر فرمودند: «انّى اشهد اللّه و ملائكته انكما اسخطتمانى و ما ارضيتمانى لئن لقيت النبى لاشكونّكما »؛ همانا من خدا و ملائكه را شاهد و گواه مي گيرم كه شما دو نفر (ابى بكر و عمر) مرا به سخط و خشم درآورديد و رضايت مرا فراهم ننموديد اگر پيامبر را ملاقات كنم شكايت شما را خواهم نمود.(5)
در نقل دیگری آمده است: «لَمَّا مَرِضَتْ فَاطِمَةُ الْمَرْضَةَ الَّتِي تُوُفِّيَتْ فِيهَا دَخَلَتْ عَلَيْهَا نِسَاءُ الْمُهَاجِرِينَ وَ الْأَنْصَارِ يَعُدْنَهَا فَقُلْنَ لَهَا كَيْفَ أَصْبَحْتِ مِنْ عِلَّتِكِ يَا ابْنَةَ رَسُولِ اللَّهِ؟»؛ هنگامی که فاطمه بیمار شد ـ یعنی همان مرضی که به واسطه آن از دنیا رفت ـ زنان (مهاجر و انصار) به عیادت حضرت رفتند و پرسیدند: با این بیماری چگونه اید ای دختر رسول خدا؟ حضرت فرمودند: «قَالَتْ أَصْبَحْتُ وَ اللَّهِ عَائِفَةً لِدُنْيَاكُنَّ قَالِيَةً لِرِجَالِكُن‏» ؛ به خدا سوگند، چنین شده ام که به دنیای شما بی میلم و از مردانتان متنفرم.(6)
بنابراین عدم تکلم حضرت با عمر امری آشکارتر از داستان ابوبکر است.

ــــــــــــــــــــــــ
(1) صحیح البخاری، ج 5، ص 82، دارالفکر، بیروت. «وجد در لغت چنان كه فيروزآبادى در قاموس گويد بمعناى خشم و غضب است يعنى فاطمه (علیها السلام) در حال خشم و غضب ابى بكر را ترك نموده و بر او غضبناك ماند و با او حرف نزد تا وفات نمود آن گاه امير المؤمنين على (عليه السّلام) بر او نماز گزارد و شبانه دفنش نمود و ابى بكر را با خبر ننمود كه بر جنازه حاضر شود و نماز بر جنازه آن حضرت بگزارد».
(2) الإمامة و السياسة، ج 1، ص 14 [1/ 20]؛ أعلام النساء، ج 3، ص 214 [4/ 123- 124].
(3) صحیح البخاری، ج 5، ص 83، باب غزوه خیبر، دارالفکر بیروت.
(4) شرح نهج البلاغة ابن ابی الحدید، ج 6، ص 50.
(5) أبو عبد الله بن قتيبة الدينوري المتوفى سنة 281 في «الإمامة والسياسة» ج 1، ص 13، ط مصطفى الحلبي بمصر.
(6) شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج 16، ص 233؛ بلاغات النساء، ابن طیفور، ص 32.

http://www.askquran.ir/thread32975.html#post567892