خیبر و امام علی(ع) | پرسمان قرآن

خیبر و امام علی(ع)

نمایش نسخه چاپینمایش نسخه چاپی

آیا امام علی (علیه السلام) در غزوه خیبر حضور داشتند؟

حضور امام علی (علیه السلام) در غزوه خیبر که با پیروزی مسلمانان و رشادت های مثال زدنی آن حضرت همراه بوده است، امری مسلم و قطعی است.
یکى از افتخارات امام (علیه السلام) این است که در تمام نبردها ملازم پیامبر (صلی الله علیه و آله) و پرچم دار وى بود، جز در غزوه ى تبوک که به فرمان پیامبر در مدینه باقى ماند.
مهم ترین حادثه جنگ خیبر این است که: مسلمانان در طول مدت جنگ توانسته بودند قسمت هاى مهمى از دژهاى یهودان خیبر را فتح کنند ولى دژ ''قموص''، که بزرگترین دژ و مرکز دلاوران آن ها بود، هشت روز در محاصره سپاه اسلام بود و مجاهدان اسلام قدرت فتح و گشودن آن را نداشتند. سردرد شدید رسول خدا مانع از آن شده بود که شخصاً در صحنه نبرد حاضر شود و فرماندهى سپاه را بر عهده بگیرد و هر روز پرچم را به دست یکى از سران سپاه اسلام مى داد و همه آنان بدون نتیجه باز مى گشتند. روزى پرچم را به دست ابوبکر داد و روز بعد آن را به عمر سپرد ولى هر دو، بى آن که کارى صورت دهند به حضور رسول خدا بازگشتند.
ادامه ى این وضع براى رسول خدا گران و دشوار بود. لذا فرمود:
فردا پرچم را به دست کسى مى دهم که هرگز از نبرد نمى گریزد و پشت به دشمن نمى کند. او کسى است که خدا و رسول خدا او را دوست دارند و خداوند این دژ را به دست او مى گشاید. هنگامى که سخن پیامبر (صلی الله علیه و آله) را براى حضرت امیر المؤمنین على (علیه السلام) نقل کردند، او رو به درگاه الهى کرد و گفت: «اللهم لا معطى لما منعت و لا مانع لما اعطیت»؛ یعنى پروردگارا! آن چه را که تو عطا کنى بازگیرنده اى براى آن نیست و آن چه را که تو ندهى دهنده اى براى او نخواهد بود.
سعد بن وقاص در این باره می گوید: "هنگامى که آفتاب طلوع کرد یاران رسول خدا دور خیمه او را گرفتند تا ببینند این افتخار نصیب کدام یک از یاران او مى شود. وقتى پیامبر (صلی الله علیه و آله) از خیمه بیرون آمد گردن ها به سوى او کشیده شد و من در برابر پیامبر ایستادم شاید این افتخار از آن من گردد و شیخین بیش از همه آرزو مى کردند که این افتخار نصیب آنان شود. ناگهان پیامبر فرمود: على کجاست؟ به حضرتش عرض شد که وى به درد چشم دچار شده و استراحت مى کند. سلمة بن اکوع به فرمان پیامبر به خیمه حضرت امیر المؤمنین على رفت. و دست او را گرفت و به حضور پیامبر آورد. پیامبر در حق وى دعا کرد و دعاى وى در حق او مستجاب شد. آن گاه پیامبر زره خود را به حضرت امیر المؤمنین على پوشانید و ذوالفقار را بر کمر او بست و پرچم را به دست او داد و یاد آور شد که پیش از جنگ آنان را به آیین اسلام دعوت کن و اگر نپذیرفتند به آنان برسان که مى توانند زیر لواى اسلام و با پرداختن جزیه و خلع سلاح، آزادانه زندگى کنند و بر آیین خود باقى بمانند و اگر هیچ کدام را نپذیرفتند راه نبرد را در پیش گیر؛ و بدان که هرگاه خداوند فردى را به وسیله تو راهنمایى کند بهتر از آن است که شتران سرخ موى مال تو باشد و آن ها را در راه خدا صرف کنى.(1)
این بار نیز مسلمانان در پرتو فداکارى امیر مؤمنان به پیروزى چشمگیرى دست یافتند و از این جهت امام (علیه السلام) را فاتح خیبر مى نامند. وقتى با گروهى از سربازان که پشت سر وى گام بر مى داشتند به نزدیکى دژ رسید، پرچم اسلام را بر زمین نصب کرد. در این هنگام دلاوران دژ همگى بیرون ریختند. حارث برادر مرحب، نعره زنان به سوى حضرت امیر المؤمنین على شتافت. نعره او آنچنان بود که سربازانى که پشت سر حضرت امیر المؤمنین على (علیه السلام) قرار داشتند بى اختیار به عقب رفتند و حارث به مانند شیرى خشمگین بر حضرت امیر المؤمنین على تاخت، ولى لحظاتى نگذشت که جسد بى جان او بر خاک افتاد.
مرگ برادر، مرحب را سخت متأثر ساخت و براى گرفتن انتقام، در حالى که غرق در سلاح بود و زرهى فولادین برتن و کلاهى از سنگ بر سر داشت و کلاه خود را روى آن قرار داده بود به میدان حضرت امیر المؤمنین على (علیه السلام) آمد. هر دو قهرمان شروع به رجز خوانى کردند. ضربات شمشیر و نیزه هاى دو قهرمان اسلام و یهود وحشت عجیبى در دل ناظران افکند بود. ناگهان شمشیر برنده و کوبنده قهرمان اسلام بر فرق مرحب فرود آمد و او را به خاک افکند. دلاوران یهود که پشت سر مرحب ایستاده بودند پا به فرار گذاشتند و گروهى که قصد مقاومت داشتند با حضرت امیر المؤمنین على (علیه السلام) تن به تن جنگ کردند و همگى با ذلت تمام جان سپردند.
نوبت آن رسید که امام (علیه السلام) وارد دژ شود. بسته شدن در مانع از ورود امام و سربازان او شد، ولى امام (علیه السلام) با قدرت الهى دروازه خیبر را از جا کند و راه را براى ورود سربازان هموار ساخت و به این طریق آخرین لانه ى فساد و کانون خطر را درهم کوبید و مسلمانان را از شر این عناصر پلید و خطرناک، که پیوسته دشمنى با اسلام و مسلمانان را به دل داشتند، آسوده ساخت.
محدثان و سیره نویسان خصوصیات فتح خیبر و نحوه ى ورود امام (علیه السلام) به قلعه و دیگر حوادث این فصل از تاریخ اسلام را به نحو گسترده اى بیان کرده اند.

______________
(1) صحیح بخارى، ج 5، ص 22 و 23؛ صحیح مسلم، ج 7، ص 120؛ تاریخ الخمیس، ج 2، ص 95؛ قاموس الرجال، ج 4، ص 314 به نقل از مروج الذهب.

http://www.askquran.ir/thread34007.html#post579145