نذر عبدالمطلب

موضوع: 

ادله جعلی بودن افسانه نذر عبدالمطلب چیست؟

با توجه به اختلافاتی که درباره درستی و یا جعلی بودن ماجرای نذر حضرت عبدالمطلب برای قربانی کردن فرزندش عبدالله پدر بزرگوار پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) وجود دارد، طرح سوال به این صورت که جعلی بودن این ماجرا قطعی گرفته شود، زیاد مناسب به نظر نمی رسد.
همان گونه که اشاره شد این موضوع از جمله موضوعات اختلافی است که عده ای آن را درست دانسته و عده ای هم آن را جعلی دانسته و دلایلی بر این قول اقامه کرده اند.
ـ ادله قائلین به صحت نذر عبدالمطلب:
عبدالمطلب در مرحله ای از ایمان قرار داشت که ايمان وی ابرهه، صاحب فيل را مرعوب خود می سازد و به آن جا می رسد که سنت هایی را مانند: قطع دست دزد، حرمت خمر و زنا، حرمت طواف عريان، و وجوب وفای به نذر را بنا می نهد و مردم را به مکارم اخلاق ترغيب نموده، از اشتغال به امور پست دنيایی باز می دارد. بالاخره به مقامی می رسد که مستجاب الدعوه شده، بت ها را يکسره رها می کند.
به خصوص پس از ولادت نوه عزيز و مورد علاقه اش، حضرت محمد (صلی الله علیه و آله)، بدان حد از ايمان می رسد که بسياری از نشانه های نبوت آن حضرت را به چشم ديده و بسياری از کرامات و نشانه های قطعی نبوت آن حضرت را مشاهده می کند.
به هر حال، انجام نذر مورد پرسش، با ایمان و اعتقاد وی به خدا و اطاعت فرمان الهی منافات ندارد. گذشته از این، تمام رسم های زمان جاهلیت مذموم نمی باشد. وفای به عهد، مهمان نوازی، ترک جنگ در ماه های حرام و احترام به خانه خدا، از جمله رسم های آنان است که کارهای خوبی به حساب می آیند.
هم چنین چه مانعی دارد که گفته شود: اعتقاد اوليه وی آن بود که چنين تصرفی در باره فرزند خود و چنين نذری، اشکال ندارد؛ چون در شرايع گذشته، حرمت و جايز نبودن چنين نذری هم ثابت نشده بود؛ چنان که در قرآن کريم آمده که مادر عمران در مورد فرزندی که در شکم دارد، نذر می کند که او را به خدمت خانه خدا بسپارد تا خدمتکاري خانه خدا را انجام دهد، يا آن که خدای تعالی پيامبر خود ابراهيم (عليه السلام) را به ذبح فرزندش اسماعيل دستور داده و امر می فرمايد.(1)
آیت الله سبحانی نيز در کتاب «فروغ ابديت» بدون دغدغه و خدشه و به صورت يک داستان مسلّم و قطعی، داستان مزبور را نقل کرده و در پاورقی آن را نشانه عظمت و قاطعيت جناب عبدالمطلب دانسته و می گويد: «اين داستان فقط از اين جهت قابل تقدير است که بزرگی روح و رسوخ عزم و اراده عبدالمطلب را مجسّم می سازد، و درست می رساند که تا چه اندازه اين مرد پايبند به عقايد و پيمان خود بوده است».(2)
امام رضا (علیه السلام) در بخشی از سخن خود در توضیح «أَنَا ابْنُ الذَّبِیحَیْن‏» می فرماید: «...عبد المطلب در روزگار خود، رسومى از خود به یادگار نهاد که دین اسلام آن ها را پذیرفت...اگر عمل عبد المطلب حجت نبود و ارادۀ وى بر ذبح فرزندش عبد اللَّه مانند ارادۀ ابراهیم بر ذبح اسماعیل نبود، هرگز پیامبر خدا به جهت انتساب به این دو نفر به عنوان دو ذبیح افتخار نمى‏ کرد و نمی فرمود من فرزند دو ذبیح هستم، همان سببى که باعث شد خداوند از ذبح اسماعیل صرف نظر کند، به همان سبب از ذبح عبداللَّه صرف نظر کرد و آن سبب عبارت بود از این که پیامبر خدا و ائمه در صلب آن ها بودند و به جهت همین برکتِ پیامبر و ائمه، ذبح را از هر دو نفر برداشت و سنّت قربانى کردن فرزند در میان مردم رایج نشد...».(3)
ـ ادله قائلین به جعلی بودن نذر عبدالمطلب
در مقابل برخی از محققین هم چون مرحوم علی دوانی در کتاب «تاریخ اسلام» صفحه 54، این ماجرا را دروغ و جعلی دانسته و دلایل خود را این گونه بیان کرده اند:
1- داستان برخورد عبدالمطلب با ابرهه فرمانده حبشى بهترين گواه بر كمال عقل و درايت عبدالمطلب است كه مى ‏رساند چنين كار و نذر مضحكى از وى بعيد بوده است.
2- يعقوبى مورخ مشهور مى ‏نويسد: عبدالمطلب در زمان جاهليت‏ سنت ‏هایى داشت كه در اسلام نيز تثبيت‏ شد، مانند حرام دانستن شراب، و زنا و حد زدن زناكار، و بريدن دست دزد و تبعيد زنان بدنام از مكه، و جلوگيرى از زنده به گور كردن دختران و ازدواج با محارم، و سر زده وارد خانه شدن، و عريان طواف كردن، و حكم به وجوب وفاى به نذر، و احترام چهار ماه محترم (رجب، ذى ‏القعده، ذى ‏الحجه و محرم) و مباهله كردن (يعنى براى اثبات حقانيت نفرين كردن در حق يكديگر).(4) بنابر اين شخصى اين چنين، هرگز نذرى آن چنان نمى‏ كند.
3- پيغمبر در حديث معتبر افتخار مى‏ كرد كه فرزند عبدالمطلب است و مى‏ فرمود: «پیامبر بودنم دروغ نيست، من فرزند عبدالمطلب هستم‏».(5)
4- چطور ممكن است مردى با اين بزرگوارى نذر به چيزى كند كه در اكثر شرايع آسمانى نهى شده بود و در نزد عقل بسيار زشت و از بزرگترين جنايات به شمار مى ‏رفته است؟
5- نذر كردن و كشتن فرزندان به عنوان نذر براى معبود از سنن بت ‏پرستان و ستاره ‏پرستان (صابئين) بوده، و خداوند در قرآن مجيد آن را از جمله اعمال شنيع آن ها شمرده و فرموده است: بدين گونه بسيارى از مشركين خوش داشتند كه اولاد خود را بكشند.(6)
اين غير از زنده به گور كردن دختران بوده كه قبيله بنى تميم معمول مى‏ داشتند. زيرا كه «اولاد» در آيه شريفه اعم از پسر و دختر است، و نيز غير از كشتن اولاد به واسطه فقر و بيم از گرسنگى است، بلكه اين گونه قتل اولاد كه مشركين معمول مى‏ داشتند براى تقرب به خدا بوده است.
6- اگر بگويند شايد عبدالمطلب مانند ابراهيم مامور بوده فرزندش را در راه خدا فدا كند، مى ‏گوئيم اين درست نيست، چون در روايات صريحا مى ‏گويد عبدالمطلب نذر كرده بود، مضافا به اين كه اگر مامور بود مى ‏بايد آن را عملى سازد و ديگر قرعه انداختن معنا نداشت، و اصولا چرا نگفت: من مامور به اين كارم؟
7- در سلسله راويان اين داستان ساختگى و امثال آن مانند «انا ابن الذبيحتين‏» افرادى ضعيف و مجهول و مهمل كه بعضى هم شيعه اماميه نبوده‏ اند، قرار دارند، و به همين جهت روايات آن ضعيف و مغشوش و بيشتر از طريق عامه روايت ‏شده و از آن ها به شيعه سرايت كرده است.
8- علامه مجلسى مى ‏گويد: شيعه اعتقاد دارد كه پدران پيغمبر تا آدم، خداپرست ‏بودند، و از فخررازى نقل مى‏ كند كه گفته است: «شيعه عقيده دارد كه هيچ يک از پدران پيغمبر كافر نبوده ‏اند».(7)
بنابر آن چه ذكر شد ماجراى نذر عبدالمطلب از اختراعات قصه گويان عامه بوده كه خواسته ‏اند على رغم شيعه اماميه، عبدالمطلب را مانند ديگر مشركان قلمداد كنند، و كسانى امثال زمخشرى و فخر رازى و نيشابورى از قدمای علماى عامه و بعضى از متاخرين آن ها هم چون مراغى و سيد قطب و بسيارى ديگر از مفسران آن ها اين داستان ساختگى را در تفسير آيه «وَكَذَلِكَ زَينَ لِكَثِيرٍ مِنَ الْمُشْرِكِينَ قَتْلَ أَوْلَادِهِمْ شُرَكَاؤُهُمْ ...» نقل كرده و مصداق آن را عبدالملطلب دانسته ‏اند!! تا از اين راه اعتقاد خود را در مشرک دانستن پدران پيغمبر (صلى الله عليه و آله) تثبيت كنند و عقيده پاک شيعه اماميه را در اين خصوص تخطئه نمايند.
شايد هم در زمان بنى اميه براى لكه دار ساختن عبدالمطلب جدّ اميرالمومنين على (عليه السلام) اين افسانه را رايج ‏ساخته ‏اند، همان طور كه فرزندش ابوطالب را مسلمان ندانسته و سعى كرده‏ اند او را مشرک قلمداد كنند تا از آن راه به شخصيت امير المومنين على (عليه السلام) لطمه وارد سازند.
بنابراین، اظهار نظر قطعی در باره این جریان، مشکل است. بخصوص این که ادله هر دو گروه در برخی موارد مشترک می باشد.

ـــــــــــــــــــــ
(1) علامه جعفر مرتضی، الصحيح من السيرة، ج 1، ص 90 -93، ترجمه حسین تاج آبادی.
(2) فروغ ابديت، همان، ج 1، ص 123.
(3) شیخ صدوق، الخصال، محقق و مصحح: غفارى، على اکبر، ج 1، ص 57، جامعه مدرسین، قم، چاپ اول، 1362ش.
(4) تاريخ يعقوبى ج 2 ص 6.
(5) انا النبى لا كذب، انا ابن عبدالمطلب.
(6) «وَكَذَلِكَ زَينَ لِكَثِيرٍ مِنَ الْمُشْرِكِينَ قَتْلَ أَوْلَادِهِمْ شُرَكَاؤُهُمْ ...» انعام/ 137.
(7) ر.ک: پاورقى على اكبر غفارى، ج 3 كتاب «من لا يحضره الفقيه‏» شيخ صدوق چاپ مكتبه صدوق ص 89.

http://www.askquran.ir/thread34089.html#post580300