زنده بودن شهربانو! | پرسمان قرآن

زنده بودن شهربانو!

نمایش نسخه چاپینمایش نسخه چاپی

برخی مقالات مربوط به مهدویت، حاکی از این مطلب است که حضرت شهربانو مادر حضرت سجاد (علیه السلام) در قید حیات هستند و چون شاه زاده بودند در واقعه کربلا امام حسین (علیه السلام) در حق ایشان دعایی کردند و ایشان از نظرها محو شدند تا اسیر نشوند و در زمان ظهور امام زمان (علیه السلام) ظاهر خواهند شد و در رکاب حضرت خواهند بود. آیا چنین مطالبی درباره حضرت شهربانو صحت دارد؟

مطالبی که شما در رابطه با مادر امام سجاد (علیه السلام) بیان کرده اید، بنده تا کنون چنین مطلبی را جایی ندیده و نشنیده ام، ولی آن چه مهم است این است که این گونه ادعا ها باید مستند به منابع معتبر روایی و تاریخی باشند، حال آن که بررسی منابع تاریخی علاوه بر ذکر این اختلاف مهم که آیا واقعاً مادر امام سجاد (علیه السلام) شهربانو دختر یزدگرد سوم بوده است یا بانویی دیگر، بیانگر این واقعیت است که مادر آن حضرت حال هر بانویی که بوده است، در همان زمان تولد امام سجاد (علیه السلام) از دنیا رفته است و اصلاً مادر امام سجاد در زمان حادثه عاشورا در قید حیات نبوده است تا امام حسین (علیه السلام) در حق ایشان دعایی کرده باشند.
برای توضیح بیشتر مطالبی در رابطه با مادر امام سجاد خدمت شما عرض می کنم:
با رجوع به منابع مختلف شيعه و سنی در می‏ يابيم كه از ميان ائمه شيعی بيشترين اختلاف درباره نام مادر امام سجاد (علیه السلام) وجود دارد تا جايی كه برخی از محققان با استفاده از منابع مختلف چهارده(1) و برخی ديگر تا شانزده(2) نام برای مادر آن حضرت ذكر كرده ‏اند. مجموع اين نام‏ ها چنين است:
1.شهربانو، 2.شهربانويه، 3.شاه زنان، 4.جهان شاه، 5.شه زنان، 6.شهرناز، 7.جهان بانويه، 8.خولة، 9.برّة، 10.سلافة، 11.غزالة، 12.سلامة، 13.حرار، 14.مريم، 15.فاطمة، 16.شهربان.
با آن كه در منابع تاريخی اهل سنّت بر روي نام‏هايی چون سلافة، سلامة، غزاله بيشتر مانور داده شده است.(3) كه از منابعی چون انساب الاشراف بلاذری، طبقات ابن‏ سعد، المعارف ابن‏ قتيبه دينوری و الكامل مبرّد اسامی فوق را نقل می كند. اما در منابع شيعی و به خصوص منابع روايی آن ها، نام شهربانو بيشتر مشهور شده است. بنا به نوشته برخی از محققان.(4)
اولين بار اين نام در كتاب «بصائر الدرجات» محمد بن حسن صفار قمی (متوفی 290 ق) ديده شده است. بعدها محدّث معروف شيعی يعنی كلينی (م 329 ق) روايت همين كتاب را در كتاب كافي آورد.(5) بقيه منابع يا از اين دو منبع بهره گرفته و يا آن كه رواياتی ضعيف و بدون سند معتبر را در نوشته‏ های خود آورده‏ اند.(6)

ـ در اين روايت چنين آمده است:
«چون دختر يزدگرد را نزد عمر آوردند، دوشيزگان مدينه براي تماشای او صف می‏ كشيدند و چون وارد مسجد شد، مسجد از پرتوش درخشان گشت. عمر به او نگريست، دختر رخسار خود را پوشيد و گفت: اف بيروج بادا هرمز (وای، روزگار هرمز سياه شد)! عمر گفت: اين دختر مرا ناسزا می‏ گويد و بدو متوجه شد! اميرالمؤمنين (علیه السلام) به عمر فرمود: تو اين حق را نداری، به او اختيار ده كه خودش مردی از مسلمانان را انتخاب كند و در سهم غنيمتش حساب كن. عمر به او اختيار داد. دختر بيامد و دست خود را روي سر حسين (علیه السلام) گذاشت. اميرالمؤمنين علی (علیه السلام) به او فرمود: نام تو چيست؟ گفت: جهان شاه. حضرت فرمود: بلكه شهربانويه باشد.
سپس به حسين (علیه السلام) فرمود: ای اباعبدالله! از اين دختر بهترين شخص روی زمين براي تو متولد می‏ شود و علی بن الحسين (علیه السلام) از او متولد گشت. آن حضرت را ابن الخيرتين (پسر دو برگزيده) می گفتند؛ زيرا برگزيده خدا از عرب «هاشم» بود و از عجم «فارسی».(7)

ـ نقد و بررسی روایت
اين روايت از دو جهت سند و متن محل بحث واقع شده است. از جهت سند در آن افرادی مانند ابراهيم بن اسحاق احمر و عمرو بن شمر وجود دارند كه متهم به غلو شده و از سوی رجاليون شيعه مورد تأييد واقع نشده ‏اند.(8)
اما از جهت متن اشكالات زير بيان شده است:
1. اسارت دختری از يزدگرد، به شدّت محل ترديد است.
2. اسارت چنين دختری در زمان عمر و به ازدواج امام حسين (علیه السلام) در آمدن در اين زمان نيز غيرقابل قبول است.
3. در هيچ ‏يک از منابع معتبر شيعی به جز اين روايت، لقبی با عنوان «ابن الخيرتين» برای امام سجاد (علیه السلام) نقل نشده است.
آيا در اين جا نمی توان نوعی ايرانی گری افراطی را ديد كه به خيال خود به جهت پيوند خوردن نسل ساسانيان با نسل پيامبر (صلی الله علیه و آله) در امام سجاد (علیه السلام)، خواسته ‏اند آن حضرت را به عنوان «خير اهل الارض» معرفی كنند؟
اين ‏گونه نقدها بر گزارش ‏های حاوی نام شهربانو باعث می ‏شود تا اين گزارش‏ ها را از ساحت ائمه (علیهم السلام) به دور و آن را ساخته دست حديث‏ پردازان بدانيم و نام شهربانو را برای مادر آن حضرت نفی كنيم.
درباره نَسَب مادر امام سجاد (علیه السلام) نيز منابع متقدم تاريخی و روايی دچار اختلاف گشته‏ اند. برخی مانند يعقوبی (متوفي 281 ق)(9)، محمد بن حسن قمی(10)، كلينی (متوفی 329 ق)(11)، محمد بن حسن صفار قمی (متوفی 290 ق)، شيخ صدوق (متوفی 381 ق)(12) او را دختر يزدگرد دانسته‏ اند، هر چند در نام او اتفاق نظر ندارند.
اين نَسَب تقريباً در ميان منابع متأخر به عنوان يک شهرت فراگير جای خود را باز كرده است؛ به گونه ‏ای كه ميدان اظهار وجود براي ديدگاه‏ های مخالف نگذاشته است.
در مقابل اين قول، برخی از منابع متقدم و متأخر ديدگاه‏ های ديگری مانند سيستانی بودن، سِندی بودن، كابلی بودن او را متذكر شده و بسياری از منابع بدون ذكر محل اسارت او، تنها با عنوان «امّ ولد» (كنيز صاحب فرزند) از او ياد كرده‏ اند.(13) برخی نام ‏های بزرگان ايرانی هم چون سبحان، سنجان، نوشجان و شيرويه را به عنوان پدر او ذكر كرده‏ اند.(14)
براي نقد و بررسي اين نَسَب نمی توانيم به بحث ‏های سندی اين گزارش‏ ها تكيه كنيم؛ زيرا هيچ ‏يک از اقوال دارای سند مستحكمی نيست. علاوه بر آن كه بيشتر كتاب‏ های تاريخی همانند تاريخ يعقوبی، مطالب خود را بدون ذكر اسناد نقل می‏ كنند.
بنابراين بايد فقط از راه محتوا به بررسی آن ها پرداخت كه در اين راستا اشكالات زير خود را نشان می ‏دهد:
1. مهم‏ترين اشكال اختلاف اين گزارش‏ ها در ذكر نام او است كه منابع مختلف پيش گفته اسامی گوناگونی همانند حرار، شهربانو، سلاخه، غزاله براي او نقل كرده ‏اند. و اين نشان می دهد كه اين مطالب، سازندگان مختلف با انگيزه‏ های يكسانی داشته است كه همان تعصب ايرانی ‏گری و ارتباط دادن ميان ايرانيان و امامان (علیهم السلام) از راه نَسَب بوده است تا به خيال خود فره ايزدی و تخمه شاهی را از ساسانيان به امامان شيعه منتقل سازند.
2. اختلاف اين گزارش ‏ها در زمان اسارت او نيز يكی ديگر از اشكالات است كه برخی آن را در زمان عمر، برخی ديگر در زمان عثمان و برخی مانند شيخ مفيد آن را در زمان خلافت حضرت علی (علیه السلام) دانسته ‏اند.(15)
3. اصولاً كتبی مانند تاريخ طبري و الكامل ابن اثير كه به صورت سال‏ شمار جنگ‏ های مسلمانان با ايرانيان را تعقيب كرده و مسير فرار يزدگرد را به شهرهای مختلف ايران نشان داده ‏اند، در هيچ موردی به ذكر اسارت فرزندان او نمی پردازند؛ با آن كه اين مسأله، بسيار مهم‏تر از حوادث جزئی است كه به آن ها اشاره شده است. اين نكته جعلی بودن گزارش اسارت دختران يزدگرد را تقويت می كند.
4. برخی از نويسندگان متقدم همانند مسعودی، هنگام ذكر فرزندان يزدگرد سوم، دخترانی با نام‏ های ادرک، شاهين و مردآوند برای او ذكر می كنند كه اولاً با هيچ‏ يک از نام‏ هايی كه براي مادر امام سجاد (علیه السلام) گفته شده، هماهنگی ندارد و ثانياً خبری از اسارت آن ها در تمام نوشته‏ های خود به ميان نمی آورد.(16)
5. از مهم‏ترين اسناد تاريخی كه می‏ توان درباره مادر امام سجاد (علیه السلام) به آن استناد كرد، نامه‏ های منصور عباسی به محمد بن عبدالله معروف به «نفس زكيه» است كه رهبری مخالفان علوی و طالبی (اولاد ابوطالب) را در مدينه بر عهده داشت و هميشه ميان او و منصور نزاع و درگيری بود.
در يكی از اين نامه‏ ها كه منصور قصد ردّ ادعاهای محمد مبنی بر افتخار به نَسَب خود را داده چنين می نگارد: «ما وُلِدَ فيكم بعد وفاة رسول الله (صلی الله علیه و آله) افضل من علی بن الحسين و هو لِاُم ولد»؛ يعنی، بعد از رحلت پيامبر خدا در ميان شما شخصيتی برتر از علی بن حسين (امام سجاد(ع)) ظهور نكرده، در حالی كه او فرزند ام ولد (كنيز دارای فرزند) بود.(17)
جالب آن است كه هيچ اعتراضی - نه از سوی محمد و نه از سوی ديگران - به اين فقره شنيده نمی شود كه علی بن الحسين (علیه السلام) فرزند كنيز نبود؛ بلكه فرزند شاهزاده ‏ای ايرانی بود! در حالی كه اگر اين داستان واقعيت داشت، حتماً محمد بن عبدالله برای پاسخ دادن، به آن استناد می كرد.
مجموعه اين قرينه‏ ها ما را به اين نتيجه می رساند كه دست جعل در ساختن مادری ايرانی با اين اوصاف براي امام سجاد (علیه السلام) دخالت داشته و عمداً ديدگاه‏ های ديگر درباره مادر آن حضرت ـ به ويژه ديدگاه ‏هايی كه او را از كنيزكان بلاد ديگر همانند سند می داند ـ ناديده گرفته است. در حالی كه تا قبل از اواخر قرن سوم بيشتر ناقلان، او را از كنيزان سِند يا كابل می دانستند.(18)

ـ عدم حضور مادر امام سجاد (علیه السلام) در كربلا
در اين باره بايد بگوييم كه تقريباً تمام منابع متقدم شيعی ـ كه به زندگانی مادر امام سجاد (علیه السلام) پس از اسارت پرداخته‏ اند ـ چنين نگاشته ‏اند: مادر آن حضرت در هنگام تولد امام در همان حالت نفاس از دنيا رفت.(19)
و نيز چنين گفته‏ اند: يكی از كنيزان حضرت علی (علیه السلام) به عنوان دايۀ او به بزرگ كردن او پرداخت و مردم خيال می كردند كه او مادر امام است و بعد از آن كه آن حضرت او را شوهر داد، فهميدند كه او دايه امام بود، نه مادر او.(20)
بنابر اين، قطعاً از ديدگاه منابع معتبر، حضور مادر امام سجاد (علیه السلام) در كربلا منتفی است؛ حال با هر نام و نسبی كه می خواهد باشد.

ــــــــــــــــــــــــ
(1) زندگانی علی بن الحسين(ع)، ص 10 و 11.
(2)مقاله «حول السيدة شهربانو» نوشته شيخ محمد هادی يوسفی، مندرج در مجله رسالة الحسين(ع)، سال اوّل، شماره دوّم، ربيع ‏الاول 1412.
(3) ر.ك: افتخارزاده، محمودرضا، شعوبيه ناسيوناليسم ايران، ص‏305.
(4) شهيدی، زندگانی علی بن الحسين(ع)، ص 12.
(5) اصول كافی، ج 2، ص 369.
(6) براي آگاهی از سير تاريخی شهربانو در منابع ر.ك: شعوبيه ناسيوناليسم ايرانی، ص 289-337.
(7) اصول كافی، ج 2، ص 369.
(8) آيت الله خويی، معجم رجال الحديث، ج 1، ص 202 و ج 13، ص 106.
(9) تاريخ يعقوبی، ج 2، ص 303.
(10) تاريخ قم، ص 195.
(11) اصول كافی، ج 2، ص 369.
(12) عيون اخبار الرضا، ج 2، ص 128.
(13) شعوبيه، ص 305.
(14) حول السيدة شهربانو، ص 28.
(15) شعوبيه، ص 324.
(16) همان، ص 304.
(17) الكامل فی التاريخ، ج 2، ص 570.
(18) حول السيدة شهر بانو، ص 28.
(19) عيون اخبار الرضا(ع)، ج 2، ص 128.
(20) بحار الانوار، ج 46، ص 8.

http://www.askquran.ir/thread34790.html#post590717