چرا فقط حضرت ابوالفضل العباس؟

موضوع: 

پرسش :با توجه به اينكه چهار پسر خانم ام البنين در كربلا به شهادت رسيدند،تنها از حضرت ابوالفضل عليه السلام نام برده مي شود؟

پاسخ:

همانگونه كه شما فرموده ايد، حضرت ابوالفضل العباس برادراني بنام، عون، جعفر، و عبدالله داشتند كه در كربلا شهيد شده‏اند،و در روضه ها هم كمتر از اين شهداي بزرگوار ياد مي شود.اينكه از فرزندان ديگر خانم ام البنين كمتر نامي برده مي شود اين دليل بر كم لطفي نيست،و اين موضوع اختصاص به فرزندان ام البنين ندارد،چرا كه طبق نقل منابع تاريخي تعداد ديگري هم از فرزندان امام علي(ع) در كربلا به شهادت رسيده اند،و همچنن ديگر شهداي ديگر كربلا هم با اينكه همگي در اوج ايثار و رشادت و فداكاري و بزرگواري هستند،اما يا نامي از آنها برده نمي شود و يا كمتر به آنها اشاره مي شود،و اين امر دليل بر كم لطفي در حق آن بزرگواران و يا كم ارزش قلمداد كردن نقش آنان نمي باشد.

آنان در آسمان فضيلت و عظمت چنان درخشيدند كه روشني بخش زندگي انسان‏ها گرديدند و نام پاك آنها زينت بخش محفل آزادگان و پاكان گرديد.

دلايلي وجود داشته و دارد كه سبب شده است تا نام حضرت ابوالفضل العباس(ع) بيشتر از ديگر برادران آن حضرت بر سر زبانها باشد.

اولاً حضرت عباس(ع) فرزند بزرگ و ارشد ام البنين بود و بيش از ديگر برادران خود در حوادث قبل از عاشورا بخصوص در زمان پدر بزرگوارش امام علي(ع) وبرادر مظلومش امام حسن(ع) ايفاي نقش مي كرد.

ثانياً نقش آفريني آن حضرت در حادثه كربلا بيش از ديگر برادران و ياران آن حضرت بود،تا جايي كه براردان ديگر ايشان تحت الشعاع وجود ايشان قرار گرفتند. او ستون کاروان امام حسین(ع) به شمار می‌رفت؛ کسی که هم سپهسالار و پرچمدار بود و هم پاسبان خیمه‌ها و ناجی کسانی که در محاصره دشمن قرار می‌گرفتند. پناه و تکیه‌گاه اهل حرم بود و دلخوشی اصحاب امام حسین(ع)؛ کسی که با شهادتش کمر امام زمانش شکست و دشمن جسورتر و بی‌باک‌تر شد.

ثالثاً حضرت عباس (ع) داراي ويژگي هايي بودند كه ايشان را از برادرانش ممتاز كرده بود،نمونه هايي از ويژگي هاي ممتاز آن حضرت عبارت است از:

شجاعت:

گرچه تمام صفات حضرت ابوالفضل چشم‌گیر بود، ولی شجاعت در بین آنها نمایانگری خاصی داشت. یکی از شاعران عرب می‌گوید: او (عباس) در حملات خود یادآور حیدر کرار بود؛ بلکه در واقع تمام خصال پدر، نیک در سرشتش جای داشت. دست خدا جز پدرش نبود و قدرت الهی در او تجلی می‌یافت. آری! آن پدر دست خدا بود و این فرزند بازوی آن دست و حضور او در میدان‌های کارزار و جنگاوری وی تو را از درخواست دلیل بر این امر بی‌نیاز می‌نماید. صولت او نشان از صولت پدرش علی مرتضی سلام الله علیه داشت و اگر غلو به شمار نمی‌رفت، می‌گفتم قدرتش عظیم‌تر از این است که در جهان خارج تحقق یابد.{ سید عبدالرزاق موسوی المقرّم، سردار کربلا، حضرت ابوالفضل، ترجمه: ناصر پاک‌پرور، ص282}.

ادب:

حضرت ابوالفضل دارای همه آداب اخلاقی، دینی، علمی، روحانی و عرفانی بود. ادب او نسبت به امام حسین ادب صالحان و برگزیدگان بود. در موقع خطاب امام حسین(ع) را مولای من، ای فرزند رسول خدا و یا با عبارات احترام‌آمیزِ از این دست صدا می‌زد.

ایثار:

ابوالفضل العباس(ع) علاوه بر ایثار جان از آب نیز گذشت با اینکه تشنه بود و بعد از دست‌ها و چشم و دندان خود نیز گذشت تا آب را به خیمه‌ها برساند؛ در انتها نیز جان را بر سر ایمان فدا کرد. باید اعتراف کرد که حضرت ابوالفضل در پاسداری از سالار شهیدان بر قله بلند ایثار قرار گرفته بود و بر دیگر جانبازان آن میدان برتری نشان داد.

صبر

عباس در هیچ مرحله‌ای از مراحل قیام خونین کربلا سخنی که حاکی از جزع و بی‌تابی باشد بر زبان نیاورد. مصائبی که بر او وارد می‌شد، همچون امواج شکننده‌ای بود که کوه‌های عظیم را متلاشی می‌کرد؛ اما او پایدار ماند و کانون دلش از صبر و شکیبایی موج می‌زد. عباس(ع) می‌دید که چگونه ستاره‌های درخشان انسانیت و اصحاب وفادار حسین در خاک و خون می‌غلتند و می‌شنید که چگونه کودکان معصوم، العطش العطش می‌کنند و نوحه و آه و اشک زنان داغ‌دار و بانوان والامقام، قلبش را می‌فشرد؛ اما هرگز جزع و بی‌تابی نکرد. او تسلیم فرمان خدا بود و در این راه، از برادر بزرگوارش امام حسین(ع) پیروی می‌کرد. چنین شخصیتی محال است در میدان صبر شکست بخورد.{ برداشتی آزاد از احمد بهشتی، قهرمان علقمه، ص 95}.

از دیگر ویژگی‌های او می‌توان بصیرت، عصمت، علم و دانش و یقین را نام برد. امام صادق(ع) درباره حضرت عباس(ع) فرمودند:« امام صادق(ع): «کانَ عَمُّنا عباسُ بْن عَلِیٍّ؛ نافِذَ الْبَصِیرَةِ صُلبَ الْاِیمانِ جاهَدَ مَعَ اَخِیهِ الْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلامُ و أبلی بَلاءً حَسَناً؛ عموی ما عباس پسر علی، بینشی تیز و دقیق و ایمانی محکم و استوار داشت، در رکاب برادرش با دشمنان جهاد کرد و به خوبی از عهده آزمایش الهی برآمد و به مقام شهادت رسید».{مامقانی، تنقیح المقال، ج 2، ص 128.}

لينك بحث اصلي :
http://www.askquran.ir/showthread.php?t=26869