شیعه و روایات اهل سنت (صحیحین) | پرسمان قرآن

شیعه و روایات اهل سنت (صحیحین)

نمایش نسخه چاپینمایش نسخه چاپی

آيا شيعه رواياتى كه در صحاح و سنن اهل سنت است، نمى پذيرند؟

پذیرش روایت از متون عامه بستگی به وثاقت (راستگویی) راویان یک روایت دارد؛ لذا اگر وثاقت راوی نقل کننده روایت از امام معصوم (علیه السلام) ثابت باشد ـ و لو این که وی دارای فساد عقیده باشد و بر مذهب اهل بیت (علیهم السلام) نباشد ـ روایت او «موثقه» خواهد بود، که روش اکثر علمای امامیه در صورتی که این اخبار دارای معارض نباشند و یا اصحاب از این اخبار اعراض ننموده باشند، در عمل به چنین اخباری است.
شيخ طوسى در «عدّة الاصول» مبنايى را براى عمل به خبر واحد ثقه غير امامى ذكر كرده است. ایشان براى عمل به روايات ثقات عامه (اهل سنت)، ناووسيه، واقفيه و فطحيه، دو شرط قائل است: (1)
1- خبرى معارض خبر آن ها نباشد.
2- طائفه شيعه با فتواى برخلاف آن، از روايت غيرامامى اعراض نكرده باشند.
وى در ادامه، روايتى را از امام صادق (عليه السلام) نقل مى‏ كند كه فرمود: «اذا نزلت بكم حادثة لاتجدون حكمها فى ماروى عنّا فانظروا الى ما رووا عن على (عليه السلام) فاعملوا به»؛ هرگاه حادثه ‏اى براى شما روى داد كه حكم آن را در آن چه از ما روايت شده نمى‏ يابيد، به آن چه آنان (عامه) از على (عليه السلام) روايت كرده‏ اند، نظر كنيد و بدان جامه عمل بپوشانید.(2) از همین رو است كه امامیه به روایات عامی‌ مذهبانی چون حفص بن غیاث(3)، غیاث بن كلوب(4)، نوح بن دراج(5) و سكونی(6) و ... از ائمه، در مواردی كه آن را انكار نكرده و روایتی مخالف آن ندارند، عمل می‌ نمایند.
حال با توجه به این مقدمه عرض می شود:
اکثر قریب به اتفاق روایات کتب صحیح و سنن اهل سنت از طریق غیر اهل بیت (علیهم السلام) نقل شده اند؛ این روایات از دو صورت خارج نیستند:
الف) در میان سلسله راویان، راویان غیر موثق و ضابط و ... وجود دارند که با وجود این نواقص این روایات ارزشی نخواهند داشت.
ب) ممکن است (برفرض) تمامی راویان یک حدیث راستگو و موثق و افرادی دقیق و ضابط بوده باشند ولی روایت را از غیر معصوم نقل نموده باشند، که در این صورت قول این افراد حجیتی برای ما نخواهد داشت چون هر چند راستگو هستند اما قول غیر معصوم را نقل نموده اند.
ج) راویان موثق روایتی را از معصوم نقل کنند؛ که این مورد همان موردی است که مورد توجه ما است، اما باید توجه داشت اکثر روایات منقول از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) از طریق اهل بیت (علیهم السلام) نقل شده است و با نقل آن ها که از طریق راویان شیعی بدست ما رسیده است، ما بی نیاز از این روایات اهل سنت هستیم، و اگر با وجود روایات معصومین به آن روایات هم توجه می شود از باب شاهد است نه این که خود مستقلا مورد توجه بوده باشند؛ مگر این که روایتی در موضوعی باشد که در مورد آن موضوع روایتی از طریق شیعه وجود نداشته باشد و از این روایت هم علمای شیعه اعراض (دوری) ننموده باشند.
لذا باقی می ماند روایاتی از اهل سنت که از ائمه شیعه (علیهم السلام) هم چون امام باقر و امام صادق (علیهما السلام) نقل نموده باشند؛ هم چون روایات سکونی و غیاث بن کلوب و حفص بن غیاث، که سخن شیخ طوسی (رحمه الله علیه) ناظر به این قسمت است.
با این حال در میان منابع روایی ما و اهل سنت، روایات مشترکه وجود دارند که این روایات نقل شده در منابع عامه، ولو این که ممکن از جهت سندی مورد خدشه اند اما چون از نظر محتوایی با روایات شیعه همسانند می توانند به عنوان شاهد مورد استفاده قرار گیرند.
بنا بر این این گونه نیست که شیعه کل روایات موجود در صحیحین و سنن را نپذیرد، بلکه اجمالا روایاتی وجود دارد که شاهد برای روایات نقل شده از اهل بیت (علیهم السلام) است.

ـــــــــــــــــــــــ
(1) فأما إذا كان مخالفا في الاعتقاد لأصل المذهب و روى مع ذلك عن الأئمة عليهم السلام نظر فيما يرويه. فان كان هناك من طرق الموثوق بهم ما يخالفه وجب اطراح خبره. و ان لم يكن هناك ما يوجب اطراح خبره و يكون هناك ما يوافقه وجب العمل به. و ان لم يكن من الفرقة المحقة خبر يوافق ذلك و لا يخالفه، و لا يعرف لهم قول فيه، وجب أيضا العمل به، لما روى عن الصادق (عليه السلام) انه قال: (إذا أنزلت بكم حادثة لا تجدون حكمها فيما روى عنا فانظروا إلى ما رووه عن علي (عليه السلام) فاعملوا به و لأجل ما قلناه عملت الطائفة بما رواه حفص بن غياث، و غياث ابن كلوب، و نوح بن دراج، و السكونی، و غيرهم من العامة عن أئمتنا (عليهم السلام) فيما لم ينكروه ولم يكن عندهم خلافه.
(2) عدةالاصول، شيخ طوسى، ج 1، ص 380 (چاپ جديد، مؤسسه آل ‏البيت)؛ قاموس الرجال، شوشترى، ج 1، ص 20 (چاپ جديد، مؤسّسه نشر اسلامى، قم).
(3) کلینی در کافی از «حفص» 26 روایت نقل نموده است.
(4) کلینی در کافی از «غیاث بن کلوب» 4 روایت نقل نموده است.
(5) کلینی از وی یک روایت نقل نموده است.
(6) کلینی در کافی از «سکونی» تقریبا 454 روایت نقل نموده است.

http://www.askquran.ir/thread33999.html#post579710