کافر و مؤمن

نمایش نسخه چاپینمایش نسخه چاپی

آیا می شود یک کافر، یک مومن را کافر کند و بعد خودش که مومن شده به بهشت برود و آن مومن که کافر شده برود جهنم؟ چنین شخصی چگونه وجدانش در بهشت با این گناه بزرگ راحت است؟

چنین چیزی ممکن است، و نه منع شرعی دارد و نه منع عقلی.
روشن است که تنها عامل اصلی در هدایت و گمراهی یک شخص که او را شایسته عقاب و یا پاداش می کند، اختیار انسان است، و عوامل دیگر نقش عللی را بازی می کنند که به تنهایی نمی توانند عامل این نتیجه باشند.
سوالی مطرح می شود و آن این که ممکن است شخصی شخص دیگر را گمراه کند ولی بعد از مدتی پشیمانی حاصل شد. آیا این شخص باید از رحمت خدا مایوس باشد و یا این که امید داشته باشد؟ از متون دینی ما چنین استفاده می شود که یأس از خداوند از بزرگترین گناهان است و انسان نباید در هیچ حالی از خداوند و بخشش او ناامید شود و راه توبه هیچ گاه بسته نخواهد بود.
خداوند متعال می فرماید: «قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ»؛ بگو: ای بندگان من که بر زيان خويش اسراف کرده ايد، از رحمت خدا مايوس، نشويد، زيرا خدا همه گناهان را می آمرزد؛ اوست آمرزنده و مهربان.(1)
از امير مؤمنان (علیه السلام) آورده ‏اند كه حضرت فرمود: «ما في‏ القرآن‏ آية أوسع‏ من‏ يا عبادي الذين أسرفوا الآية».(2)
آرى به همين دليل آيه فوق گسترده ترين آيات قرآن است كه شمول آن هر گونه گناه را در بر مى گيرد، و نيز به همين دليل از اميد بخش ترين آيات قرآن مجيد محسوب مى شود.
و به راستى از كسى كه درياى لطفش بيكران و شعاع فيضش نامحدود است جز اين انتظارى نمى توان داشت.
از كسى كه "رحمتش بر غضبش پيشى گرفته" و بندگان را براى رحمت آفريده، نه براى خشم و عذاب، غير از اين چشم داشتى نيست. چه خداوند رحيم و مهربانى و چه پروردگار پر مهر و محبتى !!.
از مشكلات مهمى كه بر سر راه مسائل تربيتى وجود دارد احساس ‍ گناهكارى بر اثر اعمال بد پيشين است، مخصوصا زمانى كه اين گناهان سنگين باشد كه اين فكر دائما در نظر انسان مجسّم مى شود كه اگر بخواهد مسير خود را به سوى پاكى و تقوا تغيير دهد، و به راه خدا باز گردد چگونه مى تواند از مسئوليت سنگين گذشته خود را برهاند، اين فكر مانند كابوسى وحشتناک بر روح او سايه مى افكند، و چه بسا او را از تغيير برنامه زندگى و گرايش به پاكى باز مى دارد به او مى گويد توبه كردن چه سود؟!.
زنجير اعمال گذشته ات همچون يک طوق لعنت بر دست و پاى تو است، اصلا تو رنگ گناه پيدا كرده اى، رنگى ثابت و تغييرناپذير!.
كسانى كه با مسائل تربيتى و گنهكاران توبه كار سر و كار دارند آن چه را گفتيم به خوبى آزموده اند، آن ها مى دانند كه اين چه مشكل بزرگى است؟
در فرهنگ اسلامى كه از قرآن مجيد گرفته شده اين مشكل حل شده، و توبه و انابه را هر گاه با شرائط همراه باشد وسيله قاطعى براى جدا شدن از گذشته، و آغاز يک زندگى جديد، و حتى «تولد ثانوى» مى داند كرارا در روايات درباره بعضى از گنهكاران مى خوانيم «كمن ولدته امه»؛ او همانند كسى است كه از مادر متولد شده.
به اين ترتيب قرآن درهاى لطف الهى را به روى هر انسانى در هر شرائطى و با هر گونه بار مسؤليتى باز مى گذارد، و نمونه زنده اش آيات فوق است كه با انواع لطائف بيان، مجرمان و گناهكاران را به سوى خدا دعوت مى كند، و به آن ها قول مى دهد كه مى توانند خود را از زندگى گذشته به كلى جدا كنند.
ولى بديهى است اين بازگشت به سوى رحمت الهى نمى تواند بي قيد و شرط باشد كه او حكيم است و كارى بی حساب نمى كند، اگر آغوش رحمتش را به روى همگان گشوده و پيوسته آن ها را به سوى خود مى خواند، وجود آمادگی هائى در بندگان نيز لازم است.
از يک سو بايد با تمام وجود خواهان بازگشت باشند و انقلاب درونى و دگرگونى بنيادى پيدا كنند. از سوى ديگر بايد بعد از بازگشت پايه هاى ايمان و اعتقاداتشان كه بر اثر طوفان گناه فرو ريخته نوسازى و تجديد بنا شود.
و از سوى سوم بايد با اعمال صالح ناتوانى روحى و ضعف اخلاقى خود را جبران نمايند، البته هر قدر گناهان سابق سنگين تر بوده بايد اعمال صالح ترى انجام دهند، و اين دقيقا همانست كه قرآن در سه آيه فوق تحت عنوان انابه و اسلام و اتباع از احسن بيان كرده است.(3)
اما این که شخصی دیگران را گمراه می کند باید علاوه بر توبه سعی در هدایت شخص دیگر نماید و عمل خود را جبران کند. فاضل مقداد در این زمینه می گوید: «اگر توبه از اضلال (گمراه ساختن دیگری) است، متحقق نمی شود، مگر بعد از راهنمایی فرد گمراه.»(4)
روشن است وقتی شخص گمراه را راهنمایی می کند و او نمی پذیرد ادامه سبب اصلی گمراهی او همان اختیار باطل است.

ـــــــــــــــــ
(1) زمر/ 53.
(2) فيض كاشانى، تفسير الصافی، ج ‏4، ص 326، مكتبه الصدر - تهران، چاپ: دوم، 1415 ق.
(3) آیت الله مکارم شیرازی و جمعی از نویسندگان، تفسیر نمونه ذیل آیه 53 سوره زمر.
(4) فاضل مقداد، إرشاد الطالبين إلى نهج المسترشدين، النص، ص 430، ناشر: انتشارات كتابخانه آيت الله مرعشى ره‏، مكان چاپ: قم‏، سال چاپ: 1405 ق‏، ملاحظات: به تحقيق سيد مهدى رجائى‏.

http://www.askquran.ir/thread37314.html#post612609