حقیقت عشق | پرسمان قرآن

حقیقت عشق

نمایش نسخه چاپینمایش نسخه چاپی

حالات و خلسه های روحی عارفان به عشق تعبیر شده و عارفان را عاشقان واقعی حضرت حق می دانند. اما بین این عشق با تعریفی که ما در عرف از عشق و عاشقی داریم زمین تا آسمان فاصله است. می خواهم بدانم عشق و ماهیت آن چیست؟ و عاشق واقعی کیست؟

از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر * یادگاری که در این گنبد دوار بماند.(1)
واژه «عشق» مشتق از «عشقه» به معناى ميل مفرط است. «عشقه» گياهى است كه هرگاه به دور درخت مى‏ پيچد، آب آن را مى‏ خورد در نتيجه درخت زرد شده، كم ‏كم مى‏ خشكد.(2)
امّا در اصطلاح، عشق عبارت است از: «محبت شديد و قوى». به عبارت ديگر، عشق مرتبه عالى محبت است.(3)
نیست فرقی در میان حب و عشق * شام در معنا نباشد جز دمشق
امّا حقيقت آن است كه تعريف حقيقى اين واژه، ممكن نيست. لویی ماسينيون مى‏ گويد: نخستين عارفان، واژه عشق را به كار نمى‏ بردند، شايد از عشق زمينى و جسمانى هراس داشتند؛ و از اين رو، بيشتر از محبّت ياد مى‏ كردند.(4)
عطار گفته است: پرسى تو ز من كه عاشقى چيست؟ روزى كه چو من شوى، بدانى‏.
عشق قابل تعريف علمى نيست، زيرا نه محسوس است و نه معقول، در حالى كه در دو قلمرو «حس و عقل» تأثير دارد. اگر تعريف كننده، خود عشق مى ‏ورزد، مسلماً تعريف او صحيح نخواهد بود، زيرا اين پديده غير عادى به تمام انديشه و مشاعر او مسلّط است؛ به عنوان مثال اگر عاشق بخواهد عشق را تعريف كند، مفاهيم موجود در تعريف، با وضع روانى عاشق رنگ‏ آميزى مى‏ شود و به اصطلاح «مولوى»، بوى عشق مى‏ دهد.(5)
هرچه گويم عشق را شرح و بيان * چون به عشق آيم خجل باشم ز آن‏
گرچه تفسير زبان روشن گر است * ليك عشق بى زبان روشن‏تر است‏
چون قلم اندر نوشتن مى ‏شتافت * چون به عشق آمد، قلم برخود شكافت
عقل در شرحش چو خر در گل بخفت * شرح عشق و عاشقى هم عشق گفت.‏
آفتاب آمد دليل آفتاب * گر دليلت بايد از وى رو متاب‏(6)
شهید مطهری در همین باره می گوید:
شعرای فارسی زبان عشق را (اکسیر) نامیده اند؛ کیمیاگران معتقد بودند که در عالم، ماده ای وجود دارد به نام اکسیر یا کیمیا، که می تواند ماده ای را به ماده دیگری تبدیل کند، از این رو قرن ها به دنبال آن گشتند.
شعرا این اصطلاح را استخدام کردند و گفتند اکسیر واقعی که نیروی تبدیل دارد (عشق و محبت است) زیرا عشق است که می تواند قلب را تسخیر کند، عشق مطلقا اکسیر است و خاصیت کیمیا دارد، یعنی فلزی را به فلز دیگر تبدیل می کند؛ مردم هم فلزات مختلفی دارند: «الناس معادن کمعادن الذهب والفضة»؛ مردم معادن هستند مانند معادن طلا و نقره.
عشق است که دل را دل می کند و اگر عشق نباشد دل نیست، بلکه آب و گل است.(7)
عاشق‌ واقعی‌ دلش‌ مسكن‌ خدا است‌. با چشمانش‌ باطن‌ عالَم‌ را می‌بیند، و با گوش‌هایش‌ شنوای‌ اسرار حق‌ است‌.
مولای‌ متقیان‌ علی(علیه السلام) عاشق‌ واقعی‌ بود، در عشق‌ او دنیا اعتباری‌ ندارد و حتی‌ بهشت‌ با تمام‌ لذت‌ هایش‌ منظور نمی‌شود، در عشق‌ او حضرت‌ حق‌ مطلوب‌ است‌ و اوست‌ كه‌ خدا را به‌ واقع‌ می پرستد.‌ او بر عذاب‌ خدا صبر می‌كند، اما فراقش‌ را تحمل‌ نمی‌كند.(8)
عاشق‌ واقعی‌ تنها رضای‌ معشوق‌ و محبوب‌ را طلب‌ می‌كند، و از خود خواهی‌ و خود پرستی‌ نجات‌ یافته‌ است‌. خواسته محبوب را بر خواسته خویش مقدّم می دارد، و بالاتر از آن رضای او را رضای خود می‌داند، و خواسته ‌ دیگری‌ غیر از خواسته او ندارد. حال آن که عشق مجازی در پی هوای نفس و حب نفس گام بر می دارد و چیزی جز هوا پرستی نیست و سر چشمه این هوا پرستی چیزی جز تکبر و خود خواهی نیست.

__________
(1) حافظ‏.
(2) ابن منظور، لسان العرب، ج ۹، ص ۴۲۲.
(3) حمد غزالى، احياء علوم الدين، ج ۴، ص ۵۷۲.
(۴) ر.ك: بابك احمدى، چهارگزارش از تذكرة الاولياء عطار، ص ۶۴.
(۵) محمد تقى جعفرى، نقد و تحليل مثنوى، ج ۳، ص ۷۴۱.
(۶) مثنوى معنوى، دفتر ۱، ابيات ۱۱۲- ۱۱۶.
(7) شهید مطهری مجموعه آثار، ج 16، ص 253-250.
(8) دعای‌ كمیل‌.

http://www.askquran.ir/thread33537.html#post667394