اولویت اخلاقی اطاعت از مادر یا شرکت در تجمعات
پرسش:
مادر پیری در شهرستان دارم که نگران حال من است که در تهران هستم و به من میگوید برای حفظ جانم و آرامش خاطر ایشان به شهرستان بروم، اطاعت از مادر در اولویت است یا ماندن در تهران و شرکت در تجمعات؟
پاسخ:
گاه در زندگی انسان میان دو یا چند ارزش مهم تعارض پدید میآید و فرد بهناچار باید میان آنها یکی را انتخاب کند. مسئلۀ اصلی در چنین وضعی آن است که کدام وظیفه در شرایط موجود مهمتر، فوریتر و واجبتر است. در این پرسش نیز از یکسو نیکی به والدین و رعایت حال آنان مطرح است؛ از سوی دیگر حضور در عرصههای اجتماعی و انجام وظیفۀ جمعی. ازآنجاکه هر دو امر در قلمرو خیر و ارزش قرار میگیرند، تشخیص ترجیح یکی بر دیگری نیازمند بصیرت، تشخیص شرایط و توجه به مصلحت واقعی است.
نیکی به والدین
در نگرش اسلامی، نیکی به والدین صرفاً توصیهای اخلاقی نیست، بلکه از مهمترین تکالیف دینی به شمار میرود. قرآن کریم پس از تأکید بر توحید، بر احسان به پدر و مادر تصریح میکند که نشاندهندۀ جایگاه والای این رابطه است؛ از جمله میفرماید: «و پروردگارت فرمان داده: جز او را نپرستید؛ و به پدر و مادر نیکی کنید» (1). احسان به والدین شامل احترام، دلجویی، مراقبت و پرهیز از هر رفتاری است که موجب رنجش یا اضطراب آنان شود؛ بنابراین اگر حضور یا غیبت فرد به گونهای باشد که سبب آزار جدی والدین گردد، نمیتوان بهسادگی از آن گذشت.
محدودۀ اطاعت از والدین
اطاعت از والدین در اسلام مطلق و بیقیدوشرط نیست. انسان در برابر والدین موظف به احترام و نیکی است؛ اما اگر خواستۀ آنان با حکم شرع، عقل یا مصلحت مهمتر در تعارض باشد، اطاعت از آن خواسته واجب نخواهد بود. با این حال باید توجه داشت که رنجاندن والدین و آزاردادن آنان بهکلی ناپسند و حرام است؛ حتی اگر اطاعت از یک خواستۀ خاص آنان واجب نباشد. بنابراین میان عدم اطاعت از یک خواسته و بیاحترامی یا آزردن والدین باید تفاوت گذاشت.
وظیفۀ اجتماعی و مسئولیت جمعی
انسان مؤمن تنها در برابر خانواده مسئول نیست، بلکه در برابر جامعه نیز تکلیف دارد. اسلام انسان را موجودی منفعل نمیخواهد، بلکه از او میخواهد در حد توان خود در مسیر عدالت، دفاع از جامعه و تقویت خیر عمومی اثرگذار باشد. شرکت در تجمعات شبانه با توجه به اینکه در چارچوب مشروع، عقلانی و قانونی است و هدف آن دفاع از مصالح عمومی و مقابله با تهدید جدی دشمن علیه جامعه است، از مصادیق مسئولیت اجتماعی به شمار میآید. با وجود این، چنین وظیفهای نیز باید با شرایط واقعی، توان فرد و سایر تکالیف مهمتر سنجیده شود؛ زیرا هیچ مسئولیتی نباید به بهای بیتوجهی کامل به وظایف بنیادی دیگر تمام شود.
ترس و نگرانی مادر
گاه مخالفت والدین با ماندن فرزند در یک شهر یا حضور او در فعالیتهای اجتماعی نه به دلیل مخالفت با اصل مسئولیت، بلکه ناشی از ترس، دلسوزی و نگرانی عاطفی است. در چنین شرایطی لازم است مسئله با آرامش، احترام و منطق برای آنان توضیح داده شود. اگر نگرانی مادر ریشه در ترس از خطر، تنهایی یا اضطراب جدایی داشته باشد، نخستین گام آن است که این اضطراب به شکل روانی و عاطفی کاهش یابد؛ یعنی فرزند با مهربانی با مادر گفتگو کند و با اطمینانبخشی به ایشان خیال او را راحت کند و از شدت این نگرانی بکاهد.
گفتگو و شفافسازی
یکی از مهمترین راهکارها، گفتگو با مادر و توضیح آرام و محترمانه شرایط است. در این گفتگو باید روشن شود که حضور فرد در تهران یا مشارکت در یک مسئولیت اجتماعی، به معنای بیمهری به مادر نیست، بلکه میتواند بخشی از احساس مسئولیت او در برابر جامعه باشد. در چنین گفتگویی، استفاده از لحن آرام، اطمیناندادن درباره احتیاطها و نشاندادن محبت عملی، نقش مهمی در کاهش نگرانی مادر دارد. همچنین اگر لازم باشد میتوان از افراد مورداعتماد خانواده یا بزرگان فامیل برای میانجیگری و آرامسازی فضا بهره گرفت.
جمع میان دو وظیفه
در بسیاری از موارد، لازم نیست میان این دو مسئولیت یکی کامل کنار گذاشته شود. انسان باید تا حد امکان بکوشد میان حق والدین و وظیفه اجتماعی جمع کند؛ برای مثال گر امکان حضور در شهرستان وجود دارد، میتوان بخشی از دلنگرانی مادر را کاست؛ با این وجود، با حضور در فعالیتهای اجتماعی و تجمعات شبانه در همان منطقه، وظیفه جمعی را نیز انجام داد. اگر حضور در تهران ضروری باشد، میتوان با تماس منظم، برنامهریزی برای مراقبت از مادر و کمکگرفتن از دیگر اعضای خانواده از فشار روانی بر مادر کاست. اگر مادر به دلیل تنهایی یا ضعف جسمی نیازمند مراقبت جدی است، تقسیم مسئولیت میان فرزندان و نزدیکان میتواند در این مسیر کمکرسان خوبی باشد. بنابراین اصل بر آن است که فرد تا حد امکان ترک کامل هیچیک از دو وظیفه را نپذیرد و راهی برای جمع میان آنها بیابد.
نتیجه:
اطاعت از والدین در اسلام بسیار مهم و مورد تأکید است، اما مطلق نیست. از سوی دیگر، وظیفه اجتماعی نیز در جای خود اهمیت دارد و نباید نادیده گرفته شود؛ بنابراین در چنین تعارضی، اصل بر آن است که انسان تا حد امکان میان این دو وظیفه جمع کند و از ایجاد رنج و اضطراب بیدلیل برای مادر بپرهیزد. اگر حضور در تهران واقعاً با مصلحت مهمتر یا وظیفهای ضروری همراه باشد و با وجود این بتوان با تدابیری مانند سرزدن مستمر، ارتباط منظم، کمکگرفتن از سایر اعضای خانواده و اطمینانبخشی به مادر نگرانی او را کاهش داد، ماندن در تهران توجیهپذیر خواهد بود؛ اما اگر ماندن در تهران موجب رنج شدید، آسیب جدی روانی یا نگرانی تحملناپذیر مادر شود و وظیفه اجتماعی نیز از راههای دیگر انجامشدنی باشد، رعایت حال مادر اولویت پیدا میکند. نه اطاعت از مادر بهصورت مطلق و بیقید مقدم است و نه حضور اجتماعی به هر قیمت، بلکه ملاک در این مورد، تشخیص مصلحت، میزان ضرورت و امکان جمع میان دو تکلیف است. بهترین راه این است که هم حرمت مادر حفظ شود و هم مسئولیت اجتماعی انسان ترک نگردد.
پینوشت:
1. «وَقَضَىٰ رَبُّکَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِیَّاهُ وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا» (اسراء: 23).
