اسلام وعید نوروز

image: 

پرسش:

بر اساس روایات معصومان علیهم السلام، عید نوروز مورد تایید اسلام است؟

پاسخ:

اسلام پس از گسترش در میان جوامع، نسبت به آداب‌ و رسوم آن‌ها نیز نظراتی داشته است. به ‌عنوان‌ مثال اعمالی مانند شرک و بت‌پرستی از نظر اسلام مردود شمرده شده و غیرقابل‌قبول هستند. در مقابل برخی آداب‌ و رسوم نیز مورد تائید اسلام قرار گرفتند. نوروز ایامی است که در بین ایرانیان از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. این موضوع از مواردی است که اهل‌بیت (علیهم‌السلام) در مورد آن نظر داده‌اند. در ادامه روایاتی که در این موضوع بیان‌شده‌اند ارائه و بررسی می‌شوند.

الف: تعبیر نوروز برای مناسب‌های اسلامی
در منابع اسلامی روایاتی در مورد نوروز وجود دارد. با بررسی‌های به عمل آمده مشخص می‌شود که این احادیث در تأیید فرهنگ نوروز نقل شده‌اند. در روایتی از امام صادق (علیه‌السلام) آمده است:
همانا نوروز، همان روزى است که پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) براى على (علیه‌السلام) در غدیر خم از مردم عهد گرفت پس مردم اقرار کردند به ولایت پس خوشا به حال کسى که به عهد خود ثابت‌قدم بماند و واى به حال کسى که آن را شکست؛ و آن همان روزى است که رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) على (علیه‌السلام) را به ‌سوی وادى جن روانه کرد و از آن‌ها عهد و پیمان گرفت؛ و آن همان روزى است که على (علیه‌السلام) در آن روز بر اهل نهروان غالب شد و ذوالثدیه را کشت؛ و آن همان روزى است که قائم ما اهل‌بیت و صاحب امر ظاهر خواهد شد و خداوند او را به دجال غلبه می‌دهد، پس آن حضرت دجال را بر کناسه کوفه به دار می‌کشد. هیچ نوروزى نیست مگر آن‌که ما در آن انتظار فرج را داریم، براى این‌که نوروز از ایام ماست، ایرانیان آن را حفظ کرده‌اند و شما (عرب‌ها) آن را ضایع کرده‏اید. پس پیامبرى از پیامبران بنی‌اسرائیل از خداوند خواست که زنده کند قومى را که از ترس مرگ از خانه‌هایشان بیرون رفتند و آن‌ها هزاران نفر بودند و خداوند همه آن‌ها را بمیراند. پس خداوند به آن پیامبر وحى کرد که در گورهاى آن‌ها آب بریزید، پس ریختن آب به آن‌ها در همین روز بود پس زنده شدند و آن‌ها سى هزار نفر بودند پس آب ریختن در روز نوروز سنت قدیمى گردید، اما هیچ‌کس علت آن را نمی‌داند مگر راسخان در علم و آن اولین روز از سال ایرانیان است. (1)

نکته‌ای که در این روایت وجود دارد، این است که با بررسی‌های دقیق نجومی و همچنین بررسی سایر روایات، مشخص می‌شود که عید غدیر در هجدهم ماه ذی‌حجه مطابق با 28 اسفند واقع شده و در فروردین اتفاق نیفتاده است. در حدیث دیگری آمده است:
روایت شده از معلى که گفت: وارد شدم بر امام صادق علیه‌السلام در بامداد روز نوروز پس (حضرت) فرمودند: اى معلى آیا این روز را مى‏شناسى؟ گفتم: نه. ولی روزی است که ایرانیان از آن تجلیل می‌کنند و در آن به همدیگر تبریک گفته و دعاى خیر می‌کنند. فرمود: این‌چنین نیست. قسم به خانه کهن (کعبه) که در دل (شهر) مکه است برای این روز یک امر قدیمى است که آن را براى تو تفسیر می‌کنم تا از آن مطلع شوی. پس گفتم: این علمى را که نزد شما را فرا گیرم براى من دوست‌داشتنی‌تر است از این‌که تا ابد زندگى کنم و خداوند دشمنان شما را نابود کند. فرمود: اى معلى روز نوروز همان روزی است که خداوند در آن از بندگانش عهد گرفت که او را عبادت کنند و هیچ‌چیزی را شریک او ندانند و این‌که به رسولان و انبیاء و اولیایش ایمان بیاورند و آن اولین روزی است که خورشید در آن طلوع کرده و بادهاى باردار کننده در آن وزیده است و گل‌ها و شکوفه‌های زمین آفریده شده است؛ و آن روزی است که کشتى نوح علیه‌السلام به کوه جودى قرار گرفته؛ و آن روزى است که در آن قومى که از ترس مرگ از خانه‌های خود خارج شدند و آن‌ها هزارها نفر بودند پس خداوند آن‌ها را میراند و سپس آن‌ها را در این روز زنده کرد؛ و آن روزی است که جبرئیل بر پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) نازل گردید؛ و آن همان روزی است که ابراهیم (علیه‌السلام) بت‌های قوم خود را شکست؛ و آن همان روزی است که رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) امیرالمؤمنین على (علیه‌السلام) را بر دوش خود سوار کرد تا بت‌های قریش را از بالاى خانه خدا به پائین انداخت و آن‌ها را خرد کرد. (2)
مطابق بررسی‌ها، تاریخ فتح مکه و شکسته شدن بت‌ها توسط امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) در ماه رمضان مطابق با دی ماه بوده است. با کنار هم گذاشتن این دو روایت مشخص می‌شود که اتفاقات نقل شده در این احادیث در دو تاریخ جداگانه قمری (رمضان و ذی‌حجه) و در غیر ماه فروردین به وقوع پیوسته‌اند؛ بنابراین منظور از نوروز در روایات، مفهومی کلی غیر از عید نوروز ایرانی است که در ابتدای فروردین برگزار می‌شود.

ب) تائید فرهنگ نوروز در روایات
در برخی احادیث آمده که اهل‌بیت (علیهم‌السلام) سفارش می‌کردند که همه ایام سال مانند نوروز باشید:
أُتِیَ عَلِیٌّ (علیه‌السلام) بِهَدِیَّهِ النَّیْرُوزِ فَقَالَ (علیه‌السلام) مَا هَذَا قَالُوا یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ الْیَوْمُ النَّیْرُوزُ فَقَالَ (علیه‌السلام) اصْنَعُوا لَنَا کُلَّ یَوْمٍ نَیْرُوزاً. (3)
به على علیه‌السلام هدیه نوروزى عطا شد، فرمود: این (هدیه) چیست؟ گفتند: یا امیرالمؤمنین (هدیه) روز نوروز است؛ پس على (علیه‌السلام) فرمود: «هر روز را براى ما نوروز بسازید».

حدیث دیگری نیز از این امام (علیه‌السلام) وجود دارد:
رُوِیَ أَنَّهُ قَالَ علیه‌السلام نَیْرُوزُنَا کُلُّ یَوْمٍ. (4)
از امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) روایت‌ شده: هر روز ما نوروز است.
در روایتی دیگر از پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) نقل شده است که به آن حضرت پالوده هدیه دادند، فرمود: به چه مناسبت است؟ گفتند: به مناسبت روز نوروز، فرمود: اگر قدر بدانید پس هر روزى نوروز است. (5)
این روایات به روشنی نشان می‌دهند که نوروز در نزد اهل‌بیت (علیهم‌السلام) منحصر در روز خاصی نبوده و هر روز می‌تواند برای همگان مایه خوشحالی و شادی بوده و باعث انجام کارهای خیر و خوب شود. نوروز در فرهنگ احادیث در واقع آداب و رسوم خوبی است که در بین مردم وجود داشته است. از این رسوم می‌توان به هدیه دادن و صله رحم نام برد؛ بنابراین با توجه به روایات، اهل‌بیت (علیهم‌السلام) به دنبال تأیید کارهای شایسته‌ای بودند که مردم در ایام ابتدای سال خورشیدی انجام می‌دادند. بر اساس احادیث معصومان (علیهم‌السلام)، نوروز مرسوم در ایران به دلیل این که دارای آداب خاصی است که آن آداب مورد تأیید اسلام است، پس برگزاری آن هیچ اشکالی ندارد و می‌تواند مورد پذیرش اسلام باشد.

ج) عدم تائید عید  نوروز
بیان شد که اهل‌بیت (علیهم‌السلام) به دنبال گسترش آداب و رسوم خوب نوروزی بودند. در عین حال ایشان هیچ‌گاه نوروز را به عنوان عید معرفی نکردند. در روایتی از پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) نقل شده:
إِنَّ اللَّهَ أَبْدَلَکُمْ بِیَوْمَیْنِ یَوْمَیْنِ بِیَوْمِ‏ النَّیْرُوزِ وَ الْمِهْرَجَانِ الْفِطْرَ وَ الْأَضْحَى. (6)
خدا دو روز را جایگزین دو روز کرده است. عید فطر و قربان را به جای نوروز و مهرگان.
این روایت نشان می‌دهد که پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) در پی جایگزینی عیدهای اسلامی فطر و قربان با عیدهای سنتی مانند نوروز و مهرگان بودند.
در حدیثی دیگر آمده است:
منصور دوانیقی از حضرت موسی بن جعفر (علیه‌السلام) درخواست نمود تا در عید نوروز به جای او دیدارکنندگان را پاسخ گوید و هدیه‌های نوروزی را که برای منصور می‌آوردند تحویل بگیرد. حضرت کاظم (علیه‌السلام) در جواب فرمود: من در بررسی احادیث جدم رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) تأییدی نسبت به این روز ندیده‌ام و این روز از سنت‌های ایرانیان است که اسلام آن را محو نموده است و مباد آن روزی که من زنده کننده رسم‌هایی باشم که به ‌وسیله اسلام ازمیان‌رفته است. منصور گفت: ما نیز قصد زنده کردن آن سنن را نداریم؛ تنها به دلیل اداره نظامیان و دلداری سربازان به این کار اقدام می‌کنیم. اکنون از شما خواهش می‌کنم و شما را به خدای بزرگ سوگند می‌دهم که این پیشنهاد را بپذیری و حضرت پذیرفت... . (7)
در این روایت نیز امام کاظم (علیه‌السلام) نوروز را به‌عنوان یکی از اعیاد تائید ولی در عین حال قبول کردند تا با افراد دیدار کنند و هدیه‌های آن‌ها را بپذیرند. پس این روایت نیز در راستای تائید نکردن نوروز به عنوان عید و در عین حال پذیرش فرهنگ نوروزی مانند هدیه دادن و دید و بازدید است. البته دو روایت اخیر از جهت سند معتبر نیستند و در منابع معتبر و متقدم شیعه نیز نقل نشده‌اند.

نتیجه‌گیری
با بررسی روایات اهل‌بیت (علیهم‌السلام) در موضوع نوروز، ایشان به‌صورت کامل به تائید نوروز نپرداخته‌اند، بلکه فرهنگ نوروزی که در بین ایرانیان رواج داشته را مورد تائید قرار داده‌اند. این فرهنگ شامل دیدوبازدیدها، دادن هدیه و سایر اعمال خوبی است که مورد تائید دین اسلام است؛ بنابراین مطابق روایات، خوب است که افراد نه فقط در ایام نوروز بلکه در سایر روزهای سال نیز شاد باشند و به صله‌رحم، کمک به یکدیگر و اطعام دیگران بپردازند.

پی‌نوشت‌ها:
1. ابن أبی جمهور، محمد بن زین‌الدین، عوالی اللئالی العزیزیه فی الأحادیث الدینیه، محقق / مصحح: عراقى، مجتبى‏، قم: دار سید الشهداء للنشر، 1405 ق، ج‏3، ص 41.
2. همان، ج‏3، ص 42.
3. ابن‌بابویه، محمد بن على‏، من لا یحضره الفقیه، محقق / مصحح: غفارى، علی‌اکبر، قم: دفتر انتشارات اسلامى‏، 1413 ق، ج‏3، ص 300.
4. همان.
5. ابن حیون، نعمان بن محمد مغربى‏، دعایم الإسلام، محقق / مصحح: فیضى، آصف‏، قم: مؤسسه آل البیت (علیهم‌السلام)‏، 1385، ج‏2، ص 326.
6. نورى، حسین بن محمدتقی، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، محقق / مصحح: مؤسسه آل البیت (علیهم‌السلام)، قم: مؤسسه آل البیت (علیهم‌السلام)، ‏1408 ق، ج‏6، ص 153.
7. ابن شهر آشوب مازندرانى، محمد بن على‏، مناقب آل أبی طالب (علیهم‌السلام)، محقق / مصحح: ندارد، قم: 1379 ق، ج‏4، ص 318.