هنر پاسخگویی دینی | پرسمان قرآن

هنر پاسخگویی دینی

نمایش نسخه چاپینمایش نسخه چاپی

هنر پاسخگویی دینی

مصاحبه با حجت الاسلام
والمسلمین رضا محمدی ازکارشناسان عرصه پاسخگویی به شبهات

اشاره: انقلاب اسلامی به عنوان
انقلابی فرهنگی به تغییرات عمیق ساختاری توجه داشته است. حضور پر رنگ دین در عرصه های مختلف ، پرسش های تازه ای را فراروی همگان نهاده است. بی گمان عنصر شناخت به عنوان
عامل پویایی و حرکت در ایجاد و
تداوم انقلاب نقش فزاینده ای را بازی کرده و می کند. همین امر موجب و انگیزه بسیاری از پرسش ها و شبهات شده است. نسل
انقلاب در جستجو و شناخت بهتر
از دین و پاسخگویی و تطبیق دین در جهان معاصر، هر دم با پرسش های متعدد و متنوع ای مواجه می شود . پرسش هایی که پاسخ آن می بایست از درون دین بیرون آورده و تامین شود. بنابراین انقلاب
اسلامی را باید عامل مهمی در
راستای پرسش و پرسشگری در سطح داخلی و خارجی بدانیم. پرسش هایی که به عنوان فهم و یا تهدید مطرح شده و یا می شود و
پاسخگویی نیازی جدی برای انقلاب و
مدیران و رهبران آن بوده و هست. پاسخ به این پرسش ها در حقیقت پاسخی برای تثبیت جایگاه دین در جامعه ملی بلکه جهانی
است.
برای درک درستی از وضعیت
پاسخگویی می بایست به کسانی رجوع کرد که در حوزه عمل فعالیت داشته و دارند. در این جا ما در حد و اندازه توان خود به برخی از پاسخگویان دینی رجوع کرده و می کنیم تا افزون بر شناسایی
و شناخت از وضعیت موجود و آسیب شناسی آن به راهکارهای
جدید توجه دهیم. مصاحبه حاضر یک گفتگوی
اجمالی و گذرا با یکی از پاسخگویان است . حجه الاسلام و المسلمین رضا محمدی بیش از سی سال است که در عرصه پاسخگویی و
مدت ده سال تمام وقت در این حوزه
فعالیت می کند . وی افزون بر اجرای برنامه های ویژه پاسخگویی در رادیو معارف با مراکز متعدد پاسخگویی از جمله مرکز فرهنگ و معارف قرآن همکاری دارند و آن چنان که خود بیان می دارد بیشتر وقت
خویش را در این حوزه مصروف
می دارد. با هم این گفتگو را می خوانیم.

•با توجه به این که از نظر سنی می توان شما را از قدمای پاسخگویی بر شمرد . لطفا بیان کنید چند
سال است که در عرصه پاسخگویی
فعالیت می کنید .
•به طور رسمی ده سالی است که به عنوان پاسخگوی دینی فعالیت می کنم ولی به عنوان روحانی ، معلم و مدرس حوزه و دانشگاه می توانم ادعا
کنم که بیش از سی سال است که
پاسخگوی پرسش های دینی اقشار مختلف مردم هستم.

•بنابر این با پرسش های متنوع و در حوزه های مختلفی پاسخگو بوده اید و اطلاعات جامع ای از وضعیت
پرسش ها به طور طبیعی دارید. به
نظر شما بیشترین پرسش ها در کدام حوزه است. یعنی دغدغه دینی مردم بیشتر در چه موضوعاتی است؟
•پرسش های مردم در حوزه کلام
و اعتقادات بیشتر در باره مباحث
معاد و قضا و قدر و جبر و اختیار و عالم برزخ و رابطه ارواح با زندگان است. در زمینه احکام نیز به ترتیب درباره
طهارت، غسل و تیمم و خمس و نماز و
نگاه به نامحرم و رابطه زن و مرد و این مسایل است. در زمینه اخلاق هم بیشتر درباره توبه و فضایل و رذایل و تزکیه نفس و اخلاق خانواده و اخلاق اجتماعی است. در مباحث تاریخی و سیره نیز از
نظر فراوانی بیشترین پرسش های را
پرسش های درباره آفرینش، پیامبر (ص) و تاریخ قرآن و نیز امام حسین و امام زمان (ع) تشکیل می دهد.

•پرسشگران در چه رده های سنی و علمی هستند؟
•عمده پرسشگران را جوانان و
نوجوانان تشکیل می دهند که از
نظر علمی متوسط به بالا هستند. اگر غیر جوانی نیز سوال می کند در حقیقت پرسش همان جوانان است که می خواهد پاسخی به
دست آورد و منتقل کند. در
حقیقت نقش واسطه را بازی می کنند . پرسش های این گروه نوجوان بیشتر در باره رابطه دختر و پسر است و مرزها و حد و حدود آن است. جن و مساله احضار ارواح نیز در میان اینان پرسش اساسی را
شکل می دهد.

•آیا شبهاتی هم مطرح می شود ؟
•از آن جایی که ماهیت شبهه با
پرسش فرق دارد، نخست باید یک
تعریف درستی از ماهیت شبهه ارایه داد بعد گفت آیا شبهاتی نیز وجود دارد و یا این که در صد آن چقدر است؟. شبهه آن چنان که
امیرمومنان(ع) بیان می کند آْن
چیزی است که حق و باطل را به هم آمیزد و تشابه ای پدید آید و فرد نتواند بفهمد که حق کدام است و باطل کدام؟ شبهه یک خصوصیت دیگری هم دارد و آن این است که نیازمند تحلیل، بازشناسی ، تعقل
و تعمق زیاد است و این گونه
نیست که به سادگی بشود آن را جواب داد. در شبهه انگیزه هایی نیز وجود دارد و آن انگیزه همان القای چالش است. پرسش این
خصوصیت را ندارد و انگیزه
پرسشگر فهم است و می خواهد مساله اش حل شود . در شبهه آن چه مهم است تجزیه و تحلیل و ریشه یابی آن است. با این تفاصیل
می توان گفت که حجم پرسش بیشتر
از شبهه است البته در میان دانشجویان و هم چنین در برنامه های رادیویی شبهات بیشتر از پرسش ها مطرح هستند.

شما از چه روش ها و مشوق های
برای جلب و جذب پرسشگر
استفاده می کنید؟ این را از آن جهت پرسیدم که خیلی از پرسشگران به راحتی نمی توانند ارتباط برقرار کنند و پرسش های واقعی
خودشان را به صراحت مطرح کنند.
•بهترین مشوق برای جلب پرسشگر
، خوب پاسخ دادن است. البته
راه های دیگری برای رسیدن به این هدف وجود دارد از جمله احترام گذاشتن به پرسشگران است. دیگر آن که به طور مستقیم
نباید پیش فرض هایش را تخطئه کرد.
اصولا پرسش و شبهه از پیش فرض های نادرست سرچشمه می گیرد . زیر سوال بردن مستقیم پیش فرض در حقیقت اهانت و توهین به
پرسشگر و موجب فرار وی می گردد .
باید راه فرار برای پرسشگر بگذاریم. برای پرسشش چندین فرض مطرح کنیم تا اگر فرضی را باطل کردیم راه فرار برای او آماده کرده باشیم . زیر سوال بردن مستقیم پیش فرض یعنی این که او نفهم است
یا چیزی به این سادگی را درک
نکرده است ولی وقتی چند فرض مطرح می کنیم این امکان را برای پرسشگر فراهم می کنیم که یکی دیگر از فرض ها را انتخاب کند تا در بن بست قرار نگیرد. این یعنی به پرسشگر احترام گذاشتن. نکته
سوم این است که باید فرهنگ سازی
کنیم. این نیاز به فرهنگ سازی را همه می دانیم ولی این کار نمی شود. برای این که پرسشگران را وادار به پرسش کنیم باید
فرهنگ سازی شود و متولیان
فرهنگ در این مورد وارد عرصه عمل شوند. نکته چهارم این است که باید اذهان را برای پرسیدن فعال کنیم. ما درجلسات
حضوری و رادیویی این کار را می کنیم.
در آغاز یک بحث مقدماتی مطرح می کنیم تا زمینه پرسش فراهم آید. اصولا دو گروه اصلا پرسش ندارند: آنهایی که اصلا طرح ذهنی ندارند و آن هایی که همه چیز را درباره مطلبی می دانند. دسته
دوم به ندرت یافت می شوند چون
نیستندکسانی که کامل باشند و اصلا پرسشی نداشته باشند. پس عمده فقدان طرح ذهنی مخاطب است. باید با بیان مبحث مقدماتی
یک طرح ذهنی ایجاد کرد تا
پرسشگر تشویق به بیان پرسشش شود. می خواهم بگویم پرسش از دو دسته بر می خیزد: یکی کسانی که طرح ذهنی دارند ولی این طرح
کامل نیست و دوم کسانی که در
ذهن خود احساس تناقض می کنند و نمی توانند به یک جمع بندی برسند.

•ارزیابی شما درباره وضعیت موجود پاسخگویی در سطح کشور
چیست؟
•ما باید چند کار در باره
پاسخگویی انجام دهیم. یکی ارزیابی وضعیت موجود و آسیب شناسی آن و
دیگر نیازسنجی. از ان جایی که نیاز به
پاسخگویی در سطح کشور به شدت احساس می شود و موسسات با وضعیت کنونی از حد مطلوب خیلی فاصله دارند باید گفت که وضعیت خوبی نداریم. به عنوان نمونه ما در رادیو برنامه ای اجرا می کردیم و
پرسش هایی می آمد تا آن که ایمیل
ما را اعلام کردند از همه جهان حتی آمریکا و اروپا سیل ایمیل روانه شد به حدی که ناتوان شدم و دیدم نمی توانم به این حجم عظیم پرسش ها پاسخ دهم و آن را قطع کردم. این ها نشان می دهد که
مردم پرسش هایی زیادی دارند و
پاسخگو می خواهند . پاسخگویی که مطمئن به او باشند و دیگر آن که در همان لحظات به وی پاسخ دهد. بعضی از این پرسش ها
برای طرف حیاتی است. اگر یک ماه بعد پاسخ داده شود از موضوعیت
می افتد. پرسشگر نیازمند پاسخ سریع و فوری
است. این مشکل در همه موسسات است و پاسخ ها دیر هنگام داده می شود. به هر حال گرایش زیادی برای دانستن است که انگیزه
پرسش می شود. اما ارزیابی من
از نظر آسیب شناسی وضعیت موجود آن است که موسسات پاسخگوی ما در شکل سنتی نمی توانند فعالیت موثری داشته باشند.
پاسخگویی هنری است که می توان آن را
از علوم بین رشته ای دانست. یک پاسخگو باید از علوم چندی چون روان شناسی، جامعه شناسی ، علم تعلیم و تربیت ، فقه سوال و ... آگاهی داشته باشد. از این رو می گویم که پاسخگویی از علوم
دقیق و پیچیده است. نکته دیگر آن که در پاسخ ها باید اصول
تربیتی رعایت شود. به مخاطب احترام گذاشته شود و
پاسخ به تمام وکمال در اختیار وی گذاشته شود مثل برنامه های رادیوی نباشد که بخشی این هفته و بخشی دیگر هفته دیگر پخش شود. نکته دیگر آن که موسسات پاسخگو نیاز به آموزش این فن به صورت علمی
و به شکل فنی دارند. در شکل کنونی نمی توان پاسخگوی
بسیاری از مسایل و شبهات بود.
در هر حال بنده جایی سراغ ندارم که به امر تخصصی
شدن پاسخگویان دینی اقدام کند. مشکل پاسخگویان ما یکی همین مساله فقه و
فهم سوال است. یعنی پرسشگر ، درباره یک
مساله اعتقادی و کلامی می پرسد و پاسخگو به حوزه فقهی آن می پردازد. این مسایل نیاز به آموزش دارد. باید هم آموزش علمی داده شود و هم کارگاه هایی راه اندازی کرد. اگر به این مسایل توجه
نشود پرسشگر جذب نمی شود و باعث
فرار وی می شود. تاکید دارم تا این مساله زمان بندی پاسخگویی و ارسال پاسخ به نحوی حل شود. زیراباید در همان زمان که
نیاز پرسشگر است پاسخ داده
شود. برخی از پاسخ ها آن قدر دیر داده می شود که یا از موضوعیت می افتد و یا... در پاسخ های کتبی پرسشگر از آن مکان
رفته تازه پاسخ برایش فرستاده می
شود و این گونه است که هم پرسشگر به پاسخ نرسیده و هم زحمات محقق از میان می رود.

•نظرتان درباره تخصصی شدن پاسخگویی چیست؟
•تخصصی شدن فواید و نواقصی
دارد. از آن جایی که پاسخگو مسلط
تر به مباحث است پاسخ دقیق تر و عملی است ولی مردم پرسش های متعددی را به طور حضوری و یا تلفنی و یا کتبی مطرح می کنند که نیازمند پاسخ است. نمی توان به این دلیل که این در حوزه تخصص
این مرکز نیست پاسخ نداد و
پرسشگر را به جای دیگر حواله داد. این یک آسیب است و موجب فرار پرسشگر. پاسخگو باید در همه رشته های دینی تخصص داشته
باشد. اگر هم تخصصی کردیم باید
گروهی کار کنیم و در یک نشست و یا در یک مجموعه افراد متخصص گرد هم آیند تا پاسخگوی همه پرسش ها باشند.

•درباره بهترین روش های ارتباطی در پاسخگویی چه نظری
دارید؟
•از آن جایی که مخاطبین فرق
دارند، باید با توجه به مخاطب و
امکانات پرسشگر پاسخ داد. مثلا در مراکز آموزش عالی بهترین روش و شیوه برگزاری میزگردهای علمی است و در جایی دیگر روش
دیگر بهتر نتیجه می دهد. باید با
توجه به همه ابعاد داوری کرد. هر روشی فواید و کمبودهای دارد. باید از روش های متعدد و مختلف ارتباطی با مخاطب و پرسشگر استفاده کرد . حضور در شبکه جهانی و اتاق های گفتگو و وبلاگ و مانند
آن نیز در عصر کنونی موثر است ولی هیچ روشی بهتر از
پاسخگویی حضوری نیست. بالاخره حضور و کلام شفاهی
بسیار تاثیر گذارتر است.

•چه روش هایی را برای کارآمدی بیشتر پاسخگویی پیشنهاد
می کنید؟
•باید کارهای پژوهشی دقیق در
حوزه انجام شود . برای این کار باید سازو کارهای پاسخگویی را
درست بشناسیم و از مکانیزم درستی بهره
بگیریم. هدایت پرسشگر به سوی پرسش واقعی مهم است. باید پرسش ها و پرسشگران را در راستای فرهنگ سازی جامعه هدایت کنیم.
خیلی از مفاهیم اسلامی را می
توان با ایجاد پرسش به جامعه منتقل کرد. باید برای جامعه مفاهیم اسلامی را به صورت مساله در آوریم تا دغدغه یاد گیری پیدا کرده وبه سوی پاسخ برود. مساله دیگر این که پنجاه درصد پاسخ ها
به جهت عدم تشخیص صحیح سوال بی
پاسخ می ماند. باید به این مساله مهم توجه داشت و سازو کارهایی را برای این مساله و رهایی از آن یافت. تاکید من این است که فرهنگ پرسشگری را باید در جامعه نهادینه کرد. چون یکی از راه
های تبلیغ دین جهت دادن به پرسش
های مخاطبان است . می توان بسیاری از آموزه های دینی را با پرسش و پاسخ به شکل زیبا و آسانی به جامعه منتقل کرد.

•در پایان اگر نکته خاصی است بیان
بفرمایید.
•من به عنوان یک صاحب تجربه این آمادگی را دارم تا این تجربیات را در کلاس های آموزشی و کارگاهی در
اختیار مراکز پاسخگو و پاسخگویان عزیز و گرامی قرار
دهم. از شما برای این که این وقت را در اختیارم گذاشتید تشکر می کنم.
•ما نیز از سوی ستاد پاسخگویی از شما کمال تشکر را داریم