فصل دوم تاریخ قرآن

نمایش نسخه چاپینمایش نسخه چاپی

.
نزول قرآن

یک ـ معناى نزول

l: این که مى گویند قرآن
نازل شده، یعنى چه؟

n: ریشه کلمه «نازل»، «نزل» است. و در زبان
عربى وقتى چیزى از بالا به پایین فرود آید مى گویند نازل شد; چنان که درباره
باران مى گوییم نزول باران و چون رحمت الهى از طرف خداوند ـ که مقامش
بالاترین است ـ به مردم مى رسد مى گویند: نزول رحمت الهى و این که
مى گویند «خدا قرآن را نازل فرمود یعنى کلمات و آیات قرآن را خداوند فرود
آورد و آن را در اختیار حضرت محمد قرار داد. در واقع خداى بزرگ آیات قرآن را آفرید
و آن را براى حضرت محمدفرو فرستاد[1]».
درباره نزول قرآن در صفحات آینده نیز سخن خواهیم گفت.

l: آیا سوره هاى قرآن را خدا
نازل کرده یا پیامبر آن ها را آورده است؟

n: قرآن را خداوند از طریق فرشته وحى (جبرئیل)
بر پیامبر نازل کرده است و این مطلب در قرآن آمده است.

(وَ أَنزَلْنَآ
إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَیْهِمْ
وَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُون);[2] و
]اى پیامبر[ ما ذکر (قرآن) را بر
تو نازل کردیم، تا آن چه را براى مردم نازل شده است براى آنان بیان کنى. شاید
اندیشه ]و تفکر[ کنند.

(اللَّهُ الَّذِى أَنزَلَ
الْکِتَـبَ بِالْحَقِّ وَ الْمِیزَانَ وَ مَا یُدْرِیکَ لَعَلَّ
السَّاعَةَ قَرِیب);[3] خداوند
کسى است که کتاب (قرآن) و میزان (سنجش حق و باطل) را به حق نازل کرد، امّا تو چه
مى دانى شاید ساعت قیامت نزدیک باشد.

هم چنین آیات
176 سوره بقره، آیه 2 و 3 سوره آل عمران و آیه 196 از سوره اعراف را با
ترجمه اش بخوانید.

دو ـ چگونگى نزول

l: چگونگى نزول قرآن را بیان
کنید؟

n: زمانى که ظلم و تاریکى همه جاى زمین را فرا
گرفته بود، زورمندان به مظلومان ستم مى کردند، مردم در جهل و نادانى به سر
مى بردند، خون یک دیگر را مى ریختند و در یک کلام به فرموده قرآن
در زمانى که مردم بر لب پرتگاه آتش قرار داشتند (آل عمران، 103) خدا به حضرت
محمد وحى فرستاد و این گونه بود که اولین آیات قرآن بر پیامبرنازل شد. بعد از آن
در مناسبت ها و پیش آمدهاى مختلف، طى حدود بیست و سه سال قرآن بر پیامبر
نازل مى شد.بیشتر سوره هاى کوچک مانند حمد، توحید و... به طور کامل و یک
جا بر پیامبر نازل مى شد; مثلا یک بار که فرستاده وحى نزد رسول خدا
مى آمد، سوره توحید نازل مى شد، پس از مدتى سوره دیگرى نازل مى شد
و همین طور.

ولى در غالب
سوره هاى بزرگ، مانند بقره، نساء و... یک سوره کامل بر پیامبر نازل
نمى شد، بلکه چند آیه نازل مى شد; براى مثال شخصى نزد پیامبر
مى آمد و مسئله جدیدى مى پرسید، پس از مدتى آیه نازل مى شد و آن
شخص پاسخ پرسش خود را دریافت مى کرد، یا مسلمانان گاهى کارهاى بسیار خوبى که
سزاوار پاداش الهى باشد انجام مى دادند، یا کار زشتى که سزاوار توبیخ و سرزنش
باشد انجام مى دادند، در این صورت آیه اى نازل مى شد و مسلمانان را
به خاطر کار خوبشان تشویق و به خاطر کار بدشان سرزنش مى کرد. از کافران
مى خواست پیرو آیین حق باشند، با دلیل هاى محکم وجود خداوند و قیامت را
اثبات مى کرد و ... .[4]

سه ـ اولین و آخرین آیه و سوره نازل شده

l: آیات قرآن براى اولین بار در
کجا بر پیامبر نازل شد؟

n: داستان نزول اولین آیات قرآن چنین است:

اهالى شهر مکه شاهد
بودند که روزهاى متوالى، محمد امین از کوچه هاى تنگ و باریک شهر عبور
مى کند و پس از پشت سر گذاشتن شهر از کوه «حراء» بالا مى رود. آنان
مى دانستند که در بالاى قله کوه غار کوچکى وجود دارد. احتمال مى دادند
که محمد امین که از کفر و بت پرستى آنها به تنگ آمده بود بالاى آن کوه
مى رود، تا ساعاتى از شبانه روز را بیاساید. آنها مى دیدند تنها کسانى
که نزد او مى روند، یکى همسرش خدیجه و دیگرى پسر عموى نوجوانش على است. این
دو نفر پس از طى مسافتى نسبتاً طولانى، بالاى قله کوه مى رفتند و براى «امین
قریش» آب و غذا مى بردند. آیا مردم آن زمان احتمال مى دادند که
بزرگ ترین حادثه تاریخ مى خواهد اتفاق بیفتد؟

محمد امین در پرستش
گاه خودش در دل کوه مشغول عبادت بود و روزها یکى پس از دیگرى مى گذشت شب بیست
و هفتم ماه رجب نیز مانند همه شب هاى دیگر فرا رسید، حضرت محمد در غار حرا
مشغول عبادت خداوند بود، که ناگهان با لذت بخش ترین و در عین حال
عجیب ترین حادثه عمرش مواجه شد. وقتى خوب مقابلش را نگاه کرد فرشته وحى،
جبرئیل، را دید که لوحى (نوشته اى) را در برابر محمد قرار داده بود و با
صدایى که گویا تمام شرق و غرب وزمین و آسمان را پر کرده بود گفت اقرء; یعنى بخوان.

از آن جا که پیامبر
درس نخوانده بود فرمود من توانایى خواندن ندارم. فرشته وحى او را سخت فشرد و
مجدداً گفت اقرء (بخوان). ولى باز هم پیامبر جواب قبلى اش را تکرار کرد. این
گفت و شنود براى سه بار تکرار شد، ولى این بار پیامبرناگهان در خود احساس کرد که
مى تواند بخواند. به لوحى که در دست فرشته بود نگاه کرد و آیات 1 تا 5 سوره
علق را که اولین آیات نازل شده بر آن حضرت بود قرائت کرد.[5]

l: غار حرا در کدام قسمت مکه
قرار داشت و چند آیه در آن غار بر حضرت محمد نازل شد.

n: کوه حرا در شمال «مکه» قرار دارد و در حال
حاضر شهر به کوه متصل است. از پایین کوه تا قله آن، که غار حرا در آن قرار دارد را
با سرعت متوسط حدود یک ساعت مى توان پیمود. ظاهر کوه از تخته سنگ هایى
پوشیده شده است و صعود بر بالاى آن به خصوص براى نوجوانان و زنان مشکل است. در
قسمت شمالى قله کوه غارى است که انسان پس از عبور از میان سنگ ها
مى تواند به آن برسد و ارتفاع غار به قدر قامت یک انسان است. قسمتى از داخل
غار با نور خورشید روشن مى شود و قسمتى دیگر در تاریکى فرو رفته است.[6]

l: اولین آیه اى که بر
پیامبر نازل شد چیست؟

n: اولین آیاتى که بر پیامبر نازل شد ـ چنان که
گفته شد ـ آیات 1 تا 5 سوره علق بود.[7]

امام صادق فرمود:
اولین چیزى (آیه اى) که بر پیامبر نازل شد این بود: (بِسْمِ اللَّهِ
الرَّحْمَـنِ الرَّحِیم * اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذِى خَلَق...).[8]

آیا مى دانید در
بقیه کتاب هاى آسمانى، اولین چیزى که بر پیامبران نازل مى شد چه بوده؟
امام باقردر پاسخ این پرسش مى فرماید: «اول هر کتابى که از آسمان نازل شده
«بسم الله الرحمن الرحیم» بود.» البته چون بقیه کتاب هاى آسمانى به عربى نازل
نشده مقصود امام جمله اى است که عربى آن بسم الله... . است.[9]

l: آخرین آیه اى که بر پیامبر
اسلام نازل شد کدام است؟

n: چند آیه را که دانشمندان معتقدند آخرین
آیه هاى نازل شده بر پیامبر است برایتان مى نویسم:

1. برخى از دانشمندان معتقدند آخرین آیه اى که بر پیامبر اکرم
نازل شده آیه 281 سوره بقره است[10]. در
این آیه آمده است «و از روزى بپرهیزید ]و بترسید[ که در آن روز، شما را به سوى خدا باز
مى گردانند. که به هر کس جزاى آن چه کرده است داده مى شود و به
آنها ستم نخواهد شد».
که چند روز پس از نزول این آیه پیامبر رحلت کرد.

آیه سه سوره مائده
نیز جزو آخرین آیاتى است که حدود دو ماه قبل از رحلت پیامبر نازل شد.[11] که
درباره امامت حضرت علىو نام آن آیه اکمال است.

l: اولین سوره اى که بر
پیامبر نازل شد کدام سوره بود؟

n: در صفحات پیش براى شما نوشتم که اولین آیاتى
که بر پیامبر نازل شد، آیه هاى 1 تا 5 سوره علق بود. ولى بقیه سوره بعدها
نازل شد، ولى اولین سوره کاملى که بر پیامبر اکرم نازل شد سوره حمد بوده است[12].
پیامبر اکرم از همان ابتداى بعثت نماز مى خواند و مى دانید که نماز را
نمى توان بدون سوره فاتحه خواند. از این مطلب مى توان فهمید اولین سوره
کاملى که بر پیامبر نازل شده، سوره حمد بود.

l: آخرین سوره اى که بر
پیامبر نازل شد چیست؟

n: چنان که مى دانید برخى از
سوره هاى قرآن تمام آیاتش یک باره نازل شده و برخى از سوره هاى
قرآن، آیاتش به مرور زمان نازل مى شد مانند سوره بقره. با توجه به آن چه
نوشتم، آخرین سوره کاملى که بر پیامبر نازل شد سوره «نصر» بود.[13]

چهار ـ اقسام نزول

l: سوره هاى قرآن چگونه بر
پیامبر نازل مى شدند؟ آیا قرآن یک باره بر پیامبر نازل شد یا به
صورت تدریجى؟

n: قرآن طى دو دوره و در واقع دو بار بر پیامبر
نازل شده است: یکى به صورت یک جا و دفعى که تمام قرآن به صورت اجمالى بر قلب
پاک ایشان نازل شده; چنان که خداوند مى فرماید: ما
قرآن را در شب قدر نازل کرده ایم.نزول دیگر قرآن به صورت تدریجى بوده است، که طى 23 سال آیات قرآن در
زمان ها و مکان هاى مختلف بر پیامبرنازل شد.[14]

l: منظور از نزول دفعى و تدریجى
قرآن چیست؟ و اصلا چگونه قرآن هم نزول یک جا داشته و هم به صورت تدریجى
نازل شده است؟

n: چنان که در پاسخ قبلى نوشتم، در شب قدر تمام
قرآن بر قلب پیامبر نازل شد، ولى - چنان که مى دانیم - امکان نداشت تمام قرآن
را در یک شب جبرئیل بخواند و پیامبر هم گوش کند و یاد بگیرد و آن را براى مردم
بخواند. در آن شب تمام قرآن به پیامبر الهام شد. اینک براى آن که خوب روشن شود که
چگونه ممکن است انسان در یک لحظه بتواند همه مطالب قرآن را بداند داستان کربلایى
کاظم را از زبان خودش به طور خلاصه مى نویسم:

او مى گوید: من
در روستاى ساروق از توابع اراک زندگى مى کنم پیرمردى سال خورده، روستایى
و کشاورز هستم و سواد ندارم. یکى از روزهاى بهارى و هنگام خرمن گندم ها، من
خسته و کوفته از کار روزانه یک پشته علوفه براى گوسفندانم فراهم آوردم و از مزرعه
راهى روستایم شدم. بین راه به دو جوان نورانى و زیبا برخورد کردم که به طرف
امام زاده روستا مى رفتند. با اجازه آن دو با آنان همراه شدم...وقتى
امام زاده را زیارت کردیم از من خواستند کتیبه هاى بالاى حرم را بخوانم.
من جواب دادم سواد خواندن و نوشتن ندارم... . یکى از آن دو جلوتر آمد و با
دست خودش از پیشانى تا سینه من کشید و سوره حمد را خواند و به چهره من فوت کرد و
همه قرآن را در سینه من نهاد... . وقتى به روستا برگشتم شب فرا رسیده بود. من
جریان را براى امام جماعت روستا گفتم. او مرا امتحان کرد و راست گویى من
برایش روشن شد. مرا نزد مراجع تقلید قم آوردند آنان نیز مرا امتحان کردند و همگى دریافتند
که من به معجزه الهى، در یک لحظه کوتاه همه قرآن را حفظ شده ام.[15]

آیا خداى مهربانى که
در حق بندگانش تا این اندازه مهربان است، در یک شب و آن هم شب قدر، همه قرآن را به
پیامبرش الهام نمى کند؟ پاسخ این پرسش را از زبان خداوند با هم
مى خوانیم:

ما آن (قرآن) را در شبى فرخنده ]و
مبارک[ نازل کردیم، که ما
هشداردهنده بودیم * در آن شب (شب قدر) هر فرمانى بر اساس حکمت ]الهى[ صادر مى شود * ]آرى، نزول قرآن[ فرمانى بود از سوى ما که ما فرستنده ]حضرت
محمّد[ بودیم.[16]

این که قرآن در طول
مدت پیامبرى حضرت محمد نازل مى شد دلیل هاى زیادى دارد که به دو دلیل آن
اشاره مى کنم:

1. آسان تر شدن تعلیم و تربیت قرآنى; چنان که مى دانید
بیشتر مردم زمان پیامبر اکرم بى سواد بودند و وسایل نوشت افزار بسیار
ابتدایى بود و مردم روى تکه هاى استخوان کتف شتر، تکه هاى سنگ و...
مى نوشتند. حالا خودتان فکر کنید با این وضع آیا پیامبر اکرم مى توانست
همه قرآن را به یک باره به مردم ارائه کند و کلاس درس تشکیل دهد و هر روز
مثلا یک صفحه قرآن را تدریس کند؟ از این رو خدا قرآن را به تدریج بر پیامبر نازل
مى کرد و مردم هم به تدریج آن را مى آموختند. البته افراد باسواد، آیات
را به دستور پیامبر مى نوشتند و آیات را جمع آورى و حفظ مى کردند و
این گونه تمام جامعه اسلامى رنگ تعلیم و تربیت قرآنى به خود مى گرفت. پیامبر
اکرم نیز وظیفه داشت قرآن را به آرامى براى مردم بخواند:

و قرآنى که آن را جدا جدا ـ آیه آیه و سوره سوره به
حسب مصلحت و نیاز جامعه ـ فرستادیم، تا آن را براى مردم با آرامى و بدون شتاب
بخوانى و آن را به تدریج نازل کردیم.[17]

2. تقویت قلبى پیامبر; این بخش از پاسخ را با سؤالى از شما آغاز
مى کنم:

اگر یکى از شما را به
مأموریتى (مثلا خارج از کشور) بفرستند آیا دوست دارید تمام دستورها و
دستورالعمل ها را در چند صد صفحه بنویسند و به دستتان بدهند و بگویند برو و
همه اینها را اجرا کن و تماس تو با مرکز قطع شود؟ یا مایلید وقتى به مأموریت رفتید
به آرامى و اندک اندک، مأموریت ها به شما ابلاغ شود و به طور دائم با مرکز در
ارتباط باشید و در هر مرحله شما را راهنمایى کنند، اگر مشکلى داشتید از مرکز کمک
بخواهید؟ پاسخ روشن است. همه دوست دارند به طور مرتّب با مرکز فرماندهى در تماس
باشند و این گونه در انجام مأموریت خودشان دلگرم تر خواهند بود. خداى مهربان
نیز یکى از دلیل هاى نزول تدریجى قرآن را این مى داند که: با نزول
تدریجى قرآن، پیامبر دل گرم تر و استوارتر خواهد بود. (فرقان، آیه 32)

پنج ـ زمان نزول

l: قرآن کریم در چه سالى نازل
شد؟

n: مبدأ تاریخ شمسى و قمرى، هجرت پیامبر اکرم
از شهر مکه به شهر مدینه است. پیامبر بعد از بعثت، سیزده سال در مکه بود سپس به
مدینه هجرت کرد.

ابتداى بعثت، اولین
آیات قرآن نازل شد و چون پیامبر پس از سیزده سال که از بعثت گذشته بود، به مدینه
هجرت کرد، سیزده سال قبل از هجرت و قبل از شروع تاریخ هجرى، اولین آیات قرآن کریم
بر پیامبر نازل شد، پس اولین آیات قرآن در سال 13- (منفى سیزده) هجرى یعنى سیزده
سال قبل از هجرت نازل شد. و نزول قرآن تا ده سال بعد از هجرت یعنى آخرین روزهاى
حیات پیامبر اکرم ادامه داشت[18]،
بنابراین مى توان نتیجه زیر را به دست آورد:

(مدت نزول
تدریجى قرآن) 23 = 10 (سال بعد از هجرت) + 13 (سال قبل از هجرت)

l: چرا قرآن کریم در ماه مبارک
رمضان نازل شده است؟

n: چنان که مى دانید روز شهادت استاد شهید
مرتضى مطهرى به عنوان روز معلم نام گذارى شده و مردم و دانش آموزان در
این روز از معلمان تشکر و قدردانى مى کنند، راستى! چرا روز شهادت استاد، روز
معلم انتخاب شده و مثلا یکى از روزهاى وسط تابستان که مدرسه ها تعطیل است به
عنوان روز معلم انتخاب نشده است؟ حتماً پاسخ مى دهید که در انتخاب روزها باید
به مناسبت ها، توجه شود و به اصطلاح «هر سخن جایى و هر نکته مقامى دارد». حال
اگر خداوند بخواهد بهترین کتاب آسمانى را براى بهترین انسان بفرستد به نظر شما
مناسب است چه زمانى انتخاب شود؟

حتماً پاسخ
مى دهید بهترین زمان; درست است. بهترین کتاب، بهترین پیامبر و بهترین زمان،
حالا بهترین زمان چه زمانى است؟ زمانى که از هزار ماه بهتر است. (لیلة
القدر خیر من الف شهر). ماهى که انسان ها به
مهمانى خدا دعوت شده اند و... .[19]

آرى در مهمانى که
خداوند برگزار کرده، در بهترین شب مهمانى، بهترین کتاب آسمانى به وسیله بهترین
آفریده خداوند، براى مردم نازل شده باشد که قدرشناس قرآن باشیم.

منم قرآن منم قرآن
*** منم پیغام جاویدان

منم سرچشمه ایمان ***
منم برنامه انسان

سرود عشق و امیدم ***
فروغ پاک توحیدم

زدودم تیرگى ها
را *** به هر قلبى که تابیدم

ره آورد شب قدرم ***
چرا قدرم نمى دانى؟

پیام رحمت آوردم *** چرا آخر نمى خوانى؟[20]

شش ـ نزول قرآن به زبان عربى

l: چرا قرآن به زبان عربى نازل
شده است؟

n: فرض کنید یک روز تحصیلى همگى در کلاس درس
انشا نشسته اید و معلمتان از یکى از دانش آموزان مى خواهد انشایى
را که نوشته است بخواند. او شروع به خواندن انشایش مى کند، ولى شما
دانش آموزان و معلمتان هیچ کدام نمى فهمید او چه مى گوید. گویا از
قارّه دیگرى آمده است. پس از مدتى معلم با عصبانیت از او مى پرسد: اینها چیست
که مى خوانى او در پاسخ مى خندد و مى گوید ناراحت نشوید من امروز
انشایم را به زبان یکى از قبیله هایى که در دل جنگل هاى آمازون زندگى
مى کنند نوشته ام. آیا معلم و دانش آموزان به این دانش آموز
سخت کوش نمى خندند؟ آیا از حرف هاى او سر در مى آورند؟

نزول قرآن نیز همین
گونه است. فرض کنید اگر قرآن به زبان انگلیسى بر پیامبر نازل مى شد و با توجه
به منطقه جغرافیایى که پیامبر در آن منطقه زندگى مى کرد (حجاز) پیامبر قرآن
را به زبان انگلیسى براى مردم مى خواند، آیا مردم چیزى مى فهمیدند؟ آیا
نمى گفتند این حرف ها چیست که محمد امین مى گوید؟ پس با توجه به
این که خود پیامبر به زبان عربى سخن مى گفت و مخاطبان اولیه قرآن هم، عرب
زبان بودند، طبیعى بود که قرآن به زبان عربى نازل شود. دوست دارى پاسخ را از خود قرآن
بشنویم:

و اگر این قرآن را به زبان عجمى (غیر عربى)
مى فرستادیم مى گفتند: چرا آیاتش روشن و آشکار نیست؟ آیا ]کتابى [عجمى
بر ]پیامبرى[ عربى ]نازل
مى شود[.

بنابراین روال طبیعى
اقتضا مى کرد که قرآن به زبان عربى نازل شود. تا مخاطبان اولیه قرآن یعنى
عرب ها و اقوام حضرت محمد آن را بفهمند، به آیات آن ایمان بیاورند و سپس با
کمک آنها و دیگر مسلمانان قرآن به سایر زبان ها نیز ترجمه شود.

هفت ـ فلسفه نزول

l: دلیل نزول قرآن چیست؟

n: خداوند از آفرینش انسان ها هدفى داشت.
به طور خلاصه مهم ترین علتى که باعث شد خداوند متعال انسان را بیافریند این
بود که پروردگار مهربان به خاطر لطف و محبتى که به انسان داشت او را آفرید، تا در
دنیا کارهاى نیک انجام دهد و با انجام کارهاى پسندیده به خداوند نزدیک شود، در
بهشت الهى وارد شود و براى همیشه در آرامش و سعادت باشد.

انسان براى پیمودن
راه سعادت و ورود به بهشت نیازمند یک کتاب راهنما و نقشه راه است تا آن کتاب
راهنما را بخواند و دستورهایش را به کار گیرد تا به سعادت دائمى برسد و آن کتاب
راهنما چیزى جز «قرآن» نیست; چنان که خداوند درباره قرآن مى فرماید: این آیات کتاب حکیم (پرمحتوا و استوار)، هدایت و رحمت براى نیکوکاران است. (لقمان،
آیه 2 و 3)

دومین آیه سوره بقره
نیز قرآن را مایه هدایت پرهیزکاران مى داند و به ما مى فهماند که یکى از
دلیل هاى نزول قرآن این است که افراد با تقوا و پرهیزکار آن را قرائت کنند و
هدایت یابند.

هشت ـ شأن نزول

l: یک روحانى در سخنرانى خود در
مسجد وقتى آیات را توضیح مى دهد گاهى مى گوید شأن نزول آیه این است
که... «شأن نزول» یعنى چه؟

n: چنان که مى دانید گاهى حوادثى پیش
مى آمد یا کسى از پیامبر مطلبى را مى پرسید که درباره آن حادثه یا در
پاسخ به پرسش کسى که سؤال کرده بود آیه اى نازل مى شد. به حوادثى که
باعث نزول آیه مى شد شأن نزول گفته مى شود.[21]

به عنوان نمونه یکى
از شأن نزول هایى را که براى اولین آیات سوره معارج نقل شده با هم
مى خوانیم:

روز پرشکوه و تاریخى
غدیرخم همان اندازه که براى مؤمنان موجب شادى بود، براى منافقان نیز ناگوار بود.
وقتى خبر غدیر خم در شهرها و روستاها پراکنده شد، یکى از منافقان که با حضرت على
دشمن بود از شنیدن این خبر که پس از پیامبر، حضرت على جانشین آن حضرت است سخت
برآشفت و راه مدینه را در پیش گرفت و نزد پیامبر آمده گفت: «اى محمد! به ما دستور
دادى از بت پرستى دست برداریم، به خداى یگانه ایمان بیاوریم، نماز
بخوانیم،... همه را قبول کردیم...و اینک این جوان (على) را جانشین خودت قرار دادى،
بگو ببینم این دستور خداوند بود یا از سوى خودت.

پیامبر قسم یاد کرد
که دستور الهى بوده، آن مرد گفت: خدایا اگر این سخن از جانب توست از آسمان بر ما
سنگ ببار... و چه زود دعایش مستجاب شد; هنوز بر شترش سوار نشده بود که سنگى همانند
سنگ هایى که بر سر اصحاب فیل فرود آمده بود، بر سرش فرود آمد و او را کشت. در
این باره این آیات نازل شد:

سؤال کننده اى درخواست کرد که عذاب واقع شود،
عذابى که هیچ چیز نمى تواند آن را از کافران دفع کند... . (سوره معارج، آیات 1 و 2)

l: آیه 30 سوره انفال در شأن چه
کسى و در کجا نازل شد؟

n: این آیه درباره یکى از فرازهاى مهم زندگى
پیامبر اکرم نازل شده است. خلاصه داستان چنین است: سران کفر براى جلسه اى بس
مهم و سرّى در «دارالندوه» که سالن برگزارى جلسه هاى مهم بود جمع شده بودند،
وقتى جلسه رسمى شد و همه سر جاى خودشان نشستند سخن گوى جلسه گفت: بزرگان
قریش! محمد خطر بزرگى براى ما ایجاد نموده است، در این جلسه جمع شده ایم تا
با یک نقشه خوب، کار محمد را یک سره کنیم. پیشنهاد من این است یک نفر شجاع
انتخاب شود و با یک حمله پنهانى و مخفیانه کار او را تمام کند.

پیرمرد ناشناسى ـ که
گویا شیطان بوده ـ گفت این پیشنهاد خوبى نیست، زیرا بنى هاشم فوراً قاتل محمد را
خواهند کشت.

شخص دیگرى گفت بیایید
محمد را زندانى کنیم و از سوراخ کوچکى برایش آب و غذا بگذاریم و آن قدر در زندان
بماند تا بمیرد.

پیرمرد گفت: این کار
هم ممکن نیست، چون قبیله محمد او را آزاد مى کنند.

سومى گفت: بیایید
محمد را بر شتر چموشى سوار کنیم، دست و پایش را هم ببندیم و شتر را رها کنیم تا
محمد را به کوه ها و درختان و سنگ ها بزند و محمد متلاشى شود و اگر
احیاناً جان سالم به در برد در شهرهاى دوردست و قبایل بیگانه است و خلاصه دیگر ما
از او راحت مى شویم.

پیرمرد گفت: این
پیشنهاد هم مناسب نیست، چون او زنده مى ماند و با زبان شیرین و گیرایى که
دارد، بقیه قبیله ها و گروه ها را علیه شما مى شوراند.

سکوت سنگینى بر جلسه
سایه افکنده بود، همه پیشنهادها رد شده بود و همگى به فکر فرو رفته بودند. ناگهان
ابوجهل - و به نقلى خود آن پیرمرد - گفت: بیایید از هر قبیله یک نفر انتخاب کنیم و
افراد انتخاب شده شبانه به خانه محمد بریزند و او را تکه تکه کنند، در این صورت
دیگر خاندان محمد و بنى هاشم نمى توانند با همه قبیله ها بجنگند.

این فکر به اتفاق آرا
تصویب شد، تروریست ها انتخاب شدند و قرار شد همان شب نقشه عملى شود. در این
هنگام فرشته وحى بر پیامبر نازل شد و او را از نقشه کافران آگاه ساخت و پیامبر
همان شب راه مدینه را در پیش گرفت و حضرت علىآن شب به جاى پیامبر خوابید.

آیه اى که در
پرسش آمده بود به داستان فوق اشاره دارد در این آیه مى خوانیم:

«و ]یاد
کن[ هنگامى که کافران بر ضد تو نقشه مى کشیدند که
تو را به زندان بیفکنند یا به قتل برسانند و یا ]از مکه[ اخراج کنند. آنها نیرنگ مى زدند و خداوند هم
تدبیر مى کرد و خدا بهترین تدبیر کنندگان است.

نه ـ مکى و مدنى

l: تفاوت هاى اصلى
سوره هاى مکى و مدنى در چیست؟

n: در مکه پیامبر بیشتر با افراد کافر و مشرک
بحث مى کرد، افرادى که مانند ابوجهل و ابولهب که خدا، پیامبر، قیامت و... را
قبول نداشتند و افرادى را که مسلمان شده بودند آزار مى دادند. ولى در مدینه
این گونه نبود. اطراف پیامبر را مؤمنان گرفته بودند. از احکام شرعى مانند نماز،
وضو و... مى پرسیدند. البته در مدینه یهودیان و عده کمى از مسیحیان هم بودند
و خلاصه آن که افرادى که در مکه بودند بیشتر اصول دین را قبول نداشتند، ولى افرادى
که در مدینه بودند از فروع دین آگاهى کاملى نداشتند.

با توجه به این مطلب
فکر مى کنم حدس زده باشید که تفاوت هاى سوره هاى مکى و مدنى در
چیست. من هم به چند تفاوت اشاره مى کنم.

1. لحن آیات و سوره هاى مکى که با کافران بحث مى کند
بیشتر تند و شدید است، ولى لحن آیات و سوره هاى مدنى که با مؤمنان گفت و گو
مى کند ملایم و با مهربانى است.

2. در سوره هاى مکى از اصول دین (مانند توحید، نبوت و معاد)
بحث شده، ولى در سوره هاى مدنى، از احکام شرعى و فروع دین (مانند نماز، روزه،
جهاد، زکات و...) صحبت شده است.

3. در سوره هاى مکى وقتى خدا مى خواهد با مردم سخن بگوید
بیشتر با عنوان «یا ایها الناس; اى مردم»! سخن را آغاز مى کند، ولى در
سوره هاى مدنى بیشتر با عنوان «یا ایها الذین آمنوا; اى کسانى که ایمان
آورده اید» آیه آغاز مى شود.

4. سوره هاى مکى کوتاه هستند.[22] شاید دلیل
آن چنین باشد که کافرانى که در مکه مخاطب پیامبر بودند، پیامبر اکرمرا قبول
نداشتند و اگر سوره طولانى نازل مى شد به آن گوش فرا نمى دادند، ولى در
مدینه مؤمنان سراپا گوش و آماده شنیدن آیات قرآنى بودند، از این رو سوره هاى
مدنى بلندتر است.

ده ـ نزول دیگر کتاب هاى آسمانى

l: کتاب هاى آسمانى که
اکنون وجود دارد چند تا و کدام ها هستند؟

n: کتاب هاى آسمانى که هم اکنون وجود دارد
عبارتند از:

1. کتاب پیامبر گرامى اسلام: قرآن

2. کتاب حضرت عیسى: انجیل

3. کتاب حضرت موسى: تورات

4. کتاب حضرت داود: زبور

هم اکنون تورات به
عهد قدیم و انجیل به عهد جدید مشهور است و کتاب حضرت داود دو نام دارد: «زبور» و
«مزامیر». کتاب حضرت داود ضمن چند کتاب دیگر در «عهد قدیم» وجود دارد، ولى از آن
جا که این کتاب ها تحریف شده ما مسلمانان باید از خواندن تورات و انجیل و
زبور فعلى که یهودیان و مسیحیان چاپ مى کنند خوددارى کنیم.

l: کتاب هاى آسمانى را که
بر پیامبران اولواالعزم نازل شده بنویسید. آیا این کتاب ها همانند قرآن
کریم دستورهایى داده اند.

n: نام کتاب هایى را که بر حضرت محمد،
عیسى، موسى، و داوود نازل شده در پاسخ قبلى نوشتم. در این پاسخ، نام بقیه
کتاب هاى آسمانى را مى نویسم:

نام کتاب سایر
پیامبران «صحف» بود که جمع است و مفرد آن صحیفه نام دارد. برابر روایتى که از
پیامبر اکرم نقل شده پیامبرانى که بر آنان کتاب الهى نازل شده علاوه بر آن چه
گذشت عبارتند از:

5. حضرت آدم 6. حضرت شیث 7. حضرت ادریس 8. حضرت ابراهیم
9. حضرت نوح.[23]

این کتاب ها نیز
دستورهایى دارند; به عنوان نمونه مزامیر حضرت داود شامل یکصد و پنجاه فصل است که
هر کدام «مزمور» نامیده مى شود و سراسر شکل دعا و اندرز و مناجات دارد.[24]

هم چنین
کتاب هاى آسمانى دو گونه بوده اند:

1. کتاب هایى که دین و آیین و احکام تازه اى در برداشت و
براى مردم دین جدیدى اعلام مى کرد، که اینها کتاب هاى پیامبران
اولواالعزم بودند; یعنى قرآن، تورات، انجیل، صحف حضرت ابراهیم و صحف حضرت نوح.

2. کتاب هایى که احکام تازه اى در بر نداشت، بلکه مشتمل
بر نصیحت ها، راهنمایى ها، دعاها و... بود مانند کتاب زبور.[25]

2.
تدوین قرآن

یک ـ کاتبان وحى

l: اولین کسى که قرآن را نوشت که
بود؟

n: قرآن در چند مرحله نوشته شد که اولین مرحله
آن را برایتان مى نویسم:

وقتى بر پیامبر
آیه اى نازل مى شد، پیامبر آن آیه را براى یارانش قرائت مى کرد و
افرادى که با سواد بودند آیات را مى نوشتند. به این افراد کاتبان (نویسندگان)
وحى گفته مى شد و گاه تعداد آنان به چهل نفر مى رسید، ولى
برجسته ترین آنان حضرت على بود.[26] زیرا
اولین کسى که در مکه عهده دار نوشتن مطالب پیامبر و قرآن بود علىبود، و تا
آخرین روز زندگى پیامبر، او به این کار ادامه داد. پیامبر نیز اصرار فراوان داشت،
تا آن چه را نازل مى شود علىبنویسد.[27]

امام اول ما شیعیان
در این باره مى فرماید:

به خدا قسم آیه اى نازل نشد. مگر آن که پیامبر
آن را بر من مى خواند و تفسیر و تأویل آن را به من مى آموخت.[28]

علاوه بر حضرت على،
اُبَى بن کعب و زید بن ثابت نیز از اولین نویسندگان قرآن بودند.[29]

l: در ابتدا، آیات قرآن را بر چه
چیزهایى مى نوشتند؟

n: در زمان نزول قرآن نوشت افزارهایى که
هم اکنون در دست ما است وجود نداشته; از قلم هایى که به راحتى مى نویسند
و برگه هاى نازک و سفیدى که به راحتى بر روى آن نوشته مى شود خبرى نبوده
و مردم نوشته ها و نامه هاى خود را روى پوست ها، سنگ هاى صاف،
نوعى کاغذ ابتدایى و... مى نوشتند. قرآن نیز بر این گونه چیزها نوشته مى شد;
مهم ترین چیزهایى که قرآن روى آن نوشته مى شد عبارت بود از:

1. عُسُبْ: چوب خرما که برگهایش را مى کندند و در قسمت پهن آن
مى نوشتند.

2. لُخاف: صفحه هاى نازک سنگ، چنان که امروزه نیز
لوح هاى مهم یادبود و سنگ قبرها را روى تکه هاى سنگ مى نویسند.

3. رِقاع: برگ هاى کاغذ، برگ هاى درخت یا پوست نازک.

4. اَدیم: قطعات پوست دباغى شده.

5. حریر: پارچه هاى ابریشمى.

6: قَراطیس: کاغذها.[30]

علاوه بر آن چه
گذشت قرآن را بر نوشت افزارهاى زیر نیز مى نوشتند:

7. اکتاف: استخوان هاى پهن کتف شتر یا گوسفند (جمع کتف).

8. اضلاع: جمع ضلع، استخوان هاى صاف دنده هاى حیوانات.

9. شظاظ: نوعى چوب و نوشت افزارهاى دیگر.[31]

دو ـ جمع قرآن

l: تلاش هاى انجام گرفته
درباره تدوین قرآن را بیان کنید.

n: اگر بخواهم پاسخ کامل این سؤال را بنویسم
چند جلد کتاب خواهد شد. پس فهرست تلاش هاى انجام گرفته درباره تدوین قرآن را
مى نویسم و در پایان پاسخ، چند کتاب معرفى مى کنم. اگر خواستید آن
کتاب ها را بخوانید تا آگاهى تان اضافه شود. برخى از این تلاش ها
عبارتند از:

1. جمع حضرت على; آن حضرت علاوه بر این که قرآن را در زمان پیامبر
جمع آورى نمود، پس از رحلت پیامبر نیز قرآن را جمع آورى کرد، که به
«مصحف على» مشهور شد. حضرت على مصحف فوق را به مردم ارائه کرد، ولى حاکمان وقت که
جاى پیامبر را تصاحب کرده بودند از پذیرفتن این مصحف خوددارى کردند.

2. جمع چند تن دیگر از یاران پیامبر در زمان حیات حضرت محمد; چنان
که در برخى از روایات آمده عده اى از یاران پیامبر قرآن را گردآورى کرده
بودند، که از جمله مى توان به زید بن حارثه، ابى بن کعب و... اشاره کرد.

3. تدوین قرآن در زمان ابوبکر: برابر برخى از روایات ابوبکر
عده اى از یاران پیامبر را مأمور کرد، تا قرآن را تدوین کنند; و آنان این کار
را انجام دادند.

4. تدوین قرآن در زمان عثمان; در این زمان با توجه به این که کشور
اسلامى گسترش زیادى پیدا کرده بود، عثمان براى آن که همه قرائت هاى قرآن
یک سان شود، دستور داد قرآنى تدوین و نوشته شود و از آن چندین نسخه تهیه و آن
را به سایر شهرها فرستاد و نسخه اصلى که «نسخه امام» نامیده مى شد در مدینه
نگهدارى مى شد.

5. در سال هاى بعدى نیز قرآن هاى متعددى با اعراب و با
خط زیبا نوشته شد، که هم اکنون برخى از این قرآن ها در موزه ها موجود است. براى آگاهى بیشتر مى توانید به کتاب هاى تاریخ قرآن،
نوشته آیة الله معرفت، درسنامه علوم قرآنى، نوشته حسین جوان آراسته، دانشنامه قرآن
و قرآن پژوهى که به وسیله بهاء الدین خرمشاهى گردآورى شده، مراجعه کنید.

l: جمع آورى قرآن کنونى در
چه زمانى و بوسیله چه کسى و چگونه بوده است؟ و آیا سوره هاى قرآن
به ترتیب نزول تدوین شده است؟

n: این پرسش از چند بخش تشکیل شده، من آن را به
دو پرسش تقسیم مى کنم، تا به یارى خداوند و به کمک هم دیگر پاسخ
پرسش ها را پیدا کنیم:

الف: آیا
سوره هاى قرآن به ترتیب نازل شدن، تدوین و گردآورى شده و در قرآن آمده
است; یعنى آیا ابتدا سوره حمد سپس بقره و پس از آن آل عمران نازل شده; چنان
که در قرآنى که هم اکنون در دست ماست ترتیب سوره ها این گونه است؟

در پاسخ باید گفت:
چنان که در صفحات قبلى نوشتم اولین آیاتى که بر پیامبر نازل شد، آیات اولیه
سوره علق بود.

اما در قرآنى که هم
اکنون در دست ماست سوره علق اولین سوره قرآن نیست.

پس دریافتیم که
سوره هاى قرآن به ترتیب نازل شدن گردآورى نشده مثلا با آن که سوره بقره در
مدینه نازل شده و حتى برخى از آیات آن در واپسین روزهاى عمر پیامبر نازل شده بود،
ولى در ابتداى قرآن پس از حمد آمده است. از طرف دیگر سوره هاى علق، مزمّل و
مدّثر که در اوایل بعثت نازل شده به ترتیب سوره هاى نود و ششم، هفتاد و سوم و
هفتاد وچهارم قرآن است.

ب: آیا پیامبر قرآن
را به شکل کنونى مرتب کرده است؟

بسیارى از تاریخ
نویسان و مفسران مى گویند: بلى پیامبر قرآن را به شکل کنونى تدوین کرده است;
یعنى - چنان که در صفحات قبلى خواندیم - نویسندگان وحى، قرآن را مى نوشتند و
خدمت پیامبر ارائه مى کردند و این نوشته ها نزد پیامبر جمع آورى مى شد،
سپس پیامبر به حضرت على فرمود: اى على! قرآن در پشت رخت خواب من (در بالاى سرم) در
قطعات حریر، کاغذ و... وجوددارد، آنها را گرفته و جمع آورى کنید....سپس على از آن
مجلس برخاست و قرآن را در پارچه زرد رنگى جمع آورى نمود، سپس بر آن مهر زد.[32]

l: چرا سوره حمد در اول قرآن
آمده است؟

n: پیامبر نیز سوره حمد را فاتحة الکتاب نامیده
است، در حدیثى از آن حضرت مى خوانیم: هر مسلمانى که «فاتحة الکتاب» را بخواند
به اندازه کسى که دو سوم قرآن را خوانده است پاداش مى گیرد.[33]

حالا که سوره حمد
آغازگر قرآن است و پیامبر هم آن را به این نام نهاده است، آیا امکان داشت
سوره اى را که آغازگر و ابتداى قرآن است در جاى دیگرى (مثلا وسط قرآن)
بیاورند؟

پس اگر یاران پیامبر
سوره حمد را در ابتداى قرآن قرار داده باشند به خاطر این بوده که پیامبر این سوره
را گشاینده قرآن نامیده بوده است و این که پیامبر سوره حمد را آغازگر قرآن نامیده
ممکن است به خاطر فضیلت فراوانى باشد که این سوره دارد; چنان که در برخى از
روایت ها، این سوره را ام الکتاب یعنى اساس قرآن نامیده اند.

l: حرکت گذارى قرآن در زمان
پیامبر بوده یا بعد از آن حضرت انجام شده است؟

n: حرکت گذارى (اعراب گذارى) قرآن
حدود چهل سال پس از رحلت پیامبر بین سال هاى 50 تا 53 قمرى انجام شد.[34]

در زمان پیامبر هنوز
کشور اسلامى گسترش چندانى نیافته بود و غالب مسلمانان عرب زبان بودند، پس نیاز
چندانى به اعراب گذارى قرآن وجود نداشت، ولى پس از آن که کشور اسلامى وسعت
یافت و ایرانیان که به زبان فارسى سخن مى گفتند و ملت هاى دیگرى مانند
رومى ها و... به اسلام گرویدند نمى توانستند قرآن را بدون اعراب بخوانند
و گاهى آیات را غلط مى خواندند، از این رو یکى از شاگردان حضرت على به نام
ابوالاسود دئلى، قرآن را اعراب گذارى کرد.[35]

سه ـ نام گذارى سوره هاى قرآن

l: نام سوره هاى قرآن بر چه
اساسى انتخاب شده است؟

n: پیامبر به دستور خداوند براى سوره هاى قرآن،
نام هایى را انتخاب کرده بود.[36] در
روایت هایى که درباره فضیلت خواندن سوره هاى قرآن وارد شده به این
نام ها اشاره شده است; براى مثال پیامبر اکرم سوره حمد را فاتحة الکتاب، ام
الکتاب و... نامیده است.

گاهى نیز مردم و
دانشمندان به خاطر مناسبت هایى که در سوره وجود داشت، نام هاى دیگرى به
آن سوره مى دادند.این مطلب در زمان ما هم وجود دارد; مثلا ممکن است مسئولان
یک شهر، نام یکى از میدان هاى شهر را میدان انقلاب بگذارند، ولى چون در وسط
آن میدان ساعت بزرگى نصب شده است مردم آن را فلکه ساعت بنامند.

نام گذارى
سوره هاى قرآن بر اساس موارد و مناسبت هاى فراوانى بود که بین نام
انتخاب شده و سوره مورد نظر وجود داشت; برخى از این مناسبت ها عبارتند از:

1. کلمه یا کلمات اول سوره و
معانى آنها; مثلا نام دیگر سوره توبه، برائت است، زیرا سوره با این آیه
شروع مى شود (برائة من الله و رسوله...) هم چنین نام دیگر سوره توحید،
سوره «قل هو الله» است.

2. موضوع یا مطلبى که در یک سوره آمده است; برخى از مطالب قرآن در
یک سوره آمده و در سایر سوره ها نیامده است، یا هر چند در سایر سوره ها
هم آمده باشد در یک سوره به شکل کامل ترى آمده است. در این صورت نام سوره با
مطلب مورد نظر هماهنگ است; مثلا داستان شیرین و آموزنده «گاو بنى اسرائیل» در سوره
بقره آمده است، از این رو نام این سوره را بقره نامیده اند.

l: چرا سوره هاى قرآن را با
نام حیوانات نام گذارى کرده اند؟

n: نام هایى که براى سوره ها انتخاب
شده به گونه اى است که همه مردم چه باسواد و چه بى سواد آنها را
مى فهمند و معناى آن را مى دانند و قرآن نیز براى فهم و هدایت عموم مردم
نازل شده است.از این رو سوره اى به نام زنبور عسل (نحل) داریم، ولى
سوره اى به نام سنقور (نام یک پرنده) نداریم. چون زنبور عسل را همه
مى شناسند و نام زنبور نیز در قرآن آمده است. زنبور فواید فراوانى نیز دارد.
ولى سنقور و حیوانات مشابه هیچ یک از ویژگى هاى فوق را ندارند.

علت نام گذارى
برخى از سوره هاى قرآن به نام حیوانات چنین است:

ردیفنام
سوره علت نام گذارى

1 بقره در پاسخ قبلى گذشت

2نحل (زنبور
عسل)این سوره تنها سوره اى است که از زنبور عسل و عسل در آن سخن به میان
آمده
است

3نمل این سوره تنها سوره اى است که در آن از
نمل (مورچه) سخن به میان آمده است و داستان شیرین

و زیباى گفتگوى
مورچه ها با یکدیگر درباره حضرت سلیمان در آن نقل شده است

4عنکبوت تنها سوره اى که نام عنکبوت
در آن آمده این سوره است خداوند در این سوره کسانى که ولایت و
سرپرستى خدا را رها
کرده و غیر خدا را ولىّ و سرپرست خودشان برگزیده اند وبه غیر خدا تکیه
و امید دارند را به
عنکبوتى تشبیه مى کند که به تارهاى سستى که تنیده است تکیه کرده
و سست ترین
خانه ها را دارد![37]

چهار ـ تقسیم قرآن به جزء و حزب

l: «جزء» و «حزب» یعنى چه؟

n: معناى جزء را با کمى دقت مى توانید
بگویید. من هم براى راه نمایى بیشتر، چند مثال مى نویسم:

ـ نماز از چند جزء
تشکیل شده که مهم ترین آنها عبارتند از: قیام، نیّت، تکبیرة الاحرام، رکوع و
سجود.

ـ جمع جزء، اجزاء یا
جزءها است.

ـ مهم ترین
اجزاى بدن انسان عبارتند از: سر، بدن، دست، پا و... .

حالا با توجه به
مثال هاى بالا جزء به معناى قسمت و بخش است، پس یک جزء قرآن یعنى یک قسمت از
قرآن.

حزب در لغت به معناى
گروه و دسته است; مثلا وقتى مى گوییم مردم به دو حزب تقسیم مى شوند: حزب
الله و حزب شیطان، یعنى مردم به دو گروه تقسیم شده اند. گروهى که در راه خدا
و زیر پرچم حق قرار دارند و دسته اى که از شیطان پیروى مى کنند.

حال وقتى
مى گوییم یک حزب قرآن یعنى یک بخش یا یک دسته از آیات یک جزء قرآن. پس همه
قرآن به سى جزء تقسیم مى شود و هر جزء قرآن امروزه به دو یا چهار حزب تقسیم
مى شود که توضیح بیشتر آن در پاسخ بعدى مى آید.

l: چرا قرآن را به جزء و حزب
تقسیم کرده اند و قرآن چند جزء و حزب دارد؟

n: پس از آن که قرآن به سى جزء تقسیم شد، براى
آن که قرآن آموزان بهتر بتوانند آن را فرا بگیرند، هر جزء قرآن را به چند حزب
تقسیم کردند. اگر هر جزء به چهار حزب تقسیم شود، در این صورت قرآن 120 حزب خواهد
داشت و اگر هر جزء را به دو حزب تقسیم کنند، قرآن 60 حزب دارد. خود حزب را نیز به
قسمت هاى کوچک ترى تقسیم کرده اند.البته اصل تقسیم بندى قرآن
به «حزب» در صدر اسلام هم رواج داشته، ولى تعداد حزب هاى قرآن و چگونگى تقسیم
آن با تقسیم فعلى تفاوت دارد.

3.
قرائت قرآن

یک ـ فواید و هدف از قرائت قرآن

l: چرا قرآن مى خوانیم؟

n: خدا ما را آفریده و به وسیله پیامبرش یک
کتاب راهنما براى ما فرستاده است، که بدانیم از عمر خودمان چگونه استفاده کنیم؟ چه
کنیم که عمرمان تباه نشود؟ چه کنیم که پس از پایان زندگى به جهنم نرفته وارد بهشت
شویم؟ و صدها مطلب دیگر که همگى مورد نیاز ما انسان هاست و خداوند آنها را در
قرآن آورده و از ما خواسته که «هر چه مى توانیم قرآن بخوانیم»[38] و
با عمل به دستورهاى این کتاب الهى به سعادت ابدى برسیم.

هم چنین از
آن جا که خدا نسبت به ما انسان ها بسیار مهربان است براى خواندن قرآن
ثواب هاى زیادى نیز قرار داده است و امامان آنها را براى ما بیان
کرده اند.

l: قرآن تا چه حدى مى تواند
تأثیر عمیق در زندگى دنیا و آخرت انسان داشته باشد؟ چند نمونه از تأثیر
قرآن در زندگى دنیا را بنویسید.

n: بسیارى از علامت هاى راهنمایى و
رانندگى را مى شناسید و با اهمیت آن آشنا هستید; مى دانید که اگر
راننده اى این علامت ها را رعایت نکند با چه خطرهاى بزرگى روبه رو
مى شود.

دستورهاى قرآن نیز
علامت هایى هستند که خداى بزرگ در مسیر انسان قرار داده است که با رعایت آن،
انسان مى تواند به خوش بختى در دنیا و آخرت برسد. قوانین رانندگى بر سر دو
راهى ها راه را از بیراهه نشان مى دهد، قرآن نیز راه بهشت را از
بى راهه جهنم به انسان نشان مى دهد و از مردم مى خواهد راه بهشت را
در پیش گیرند.

از طرف دیگر همه ما
انسان ها زیبایى را دوست داریم، به همین خاطر از دیدن گل هاى زیبا، پرندگان
قشنگ، منظره هاى طبیعت و هر دیدنى و شنیدنى زیبا لذت مى بریم. قرآن نیز
زیبا است. زیبایى فوق العاده قرآن، تأثیر عمیقى بر روح و جان زیباپسند انسان
مى گذارد و او را در اوج آسمان ها به تماشاى مناظر زیباى بهشت
مى برد.

پیامبر اکرم براى جذب
مردم به اسلام سرمایه فراوان مادى نداشت، اما قرآن را همواره در کنار خانه خدا و
جاهاى دیگر قرائت مى کرد; آواى ملکوتى و صوت دل نواز و سخن دل پذیر
پیامبر چنان تأثیرى بر قلب ها مى گذاشت، که کافران محو شنیدن آن مى شدند.

تأثیر قرآن بر
دل ها آن قدر بود که دشمنان اسلام به هراس افتاده و مردم را از شنیدن صوت
قرآن رسول خدامنع مى کردند و به رهگذران و مسافران توصیه مى کردند که
وقتى وارد مسجد الحرام مى شوند گوش هاى خودشان را بگیرند یا در گوش خود
پنبه فرو کنند، تا صداى قرآن به گوش آن ها نرسد.

هم چنین کافران
به مردم مى گفتند:

به این قرآن گوش فرا ندهید و ]به هنگام قرائت حضرت محمد[ سخنان لغو و بیهوده بگویید ]تا صداى حضرت محمد به گوش
مردم نرسد[ شاید شما پیروز شوید.[39]

l: چگونه مى توانیم به
معناى قرآن پى ببریم؟

n: براى پى بردن به معناى آیات الهى،
موارد زیر را به شما توصیه مى کنم:

1. توجه به ترجمه قرآن; یک جلد قرآنى که داراى ترجمه مناسب است
مانند ترجمه دکتر سید على موسوى گرمارودى یا ترجمه آیة الله مکارم شیرازى تهیه
کنید و وقتى قرآن مى خوانید به ترجمه آیاتش نیز توجه کنید. هم چنین اگر
رایانه در اختیار دارید مى توانید نرم افزار قرآنى صبا، تهیه شده به
وسیله یاسین رایانه را تهیه کنید و در بخش قرائت آن پس از شنیدن قرائت هر آیه
ترجمه آن را هم گوش کنید.

2. شرکت در کلاس هاى قرآنى.

3. خواندن کتاب هاى تفسیرى; برخى از کتاب ها، قرآن را به
زبان ساده تفسیر کرده اند، شما مى توانید با تهیه این گونه
کتاب ها، با معانى و تفسیر ابتدایى قرآن آشنا شوید. یکى از این کتاب ها
دوره «تفسیر جوان» - که خلاصه شده تفسیر نمونه است - مى باشد.

4. آشنایى با تاریخ اسلام; از آن جا که قرآن طى 23 سال بر قلب
مهربان پیامبر رحمت نازل شده، آشنایى با زندگى پیامبر و حوادث و اتفاقاتى که براى
آن حضرت و مسلمانان رخ داد به فهم و درک آیات قرآن کمک مى کند. براى آشنایى
با تاریخ اسلام مى توانید کتاب هاى فروغ ابدیت و فرازهایى از تاریخ پیامبر اسلام نوشته آیة الله سبحانى را مطالعه
کنید.

5. آشنایى با زبان عربى و ادبیات آن و به کار بستن آموخته ها
هنگام قرائت قرآن.

دو ـ اختلاف قرائت ها

l: در مورد قرائت «حفص از عاصم»
توضیح دهید؟

n: پس از نزول قرآن، عده اى از یاران
پیامبر آن را مى نوشتند و عده اى تنها به قرائت پیامبر گوش فرا
مى دادند و پس از تکرار قرائت به وسیله پیامبر یا یکى از یاران آن حضرت برخى
از مسلمانان موفق مى شدند قرآن را حفظ کنند.

توجه ویژه پیامبر به
قرآن و آیاتى که درباره تعلیم و تربیت و آموختن قرآن، وجود دارد باعث شد تا در
همان صدر اسلام مسلمانان براى یادگیرى قرآن اهمیت فوق العاده اى قائل شوند و
از این رو اولین اساتید و آموزگاران قرآن که شامل یاران پیامبر بودند پدید آمدند.
برخى از این اساتید عبارتند از: امام على، عبدالله بن مسعود، زید بن ثابت و ابى بن
کعب و... که به این اساتید طبقه اول قراء گفته مى شود. این افراد نیز شاگردان
برجسته اى تربیت کردند که از جمله مى توان به عبدالله بن عباس،
ابوالاسود دئلى و ابوعبدالرحمن سلمى اشاره کرد، که همگى از شاگردان امام على
بودند.

ابوعبدالرحمن سلمى
نیز به نوبه خود شاگردانى تربیت کرد، که یکى از آنها «عاصم» بود. عاصم نیز چند
شاگرد ممتاز داشت که یکى از آنها حفص بن سلیمان است.

قرآنى که هم اکنون در
دست ما است با قرائت این استاد است. در واقع حضرت على قرآن را به ابوعبدالرحمن
سلمى و او به عاصم و عاصم به حفص آموخته است.[40]

l: درباره سایر قرائت هاى
قرآن توضیح دهید؟

n: همان گونه که در پاسخ قبلى نوشتم طبقه
قاریان، نسل به نسل ادامه داشت، تا آن که در اوایل قرن چهارم هجرى، شخصى به نام
ابن مجاهد که استاد قاریان بغداد بود، از میان قاریان بزرگ هفت قارى را برگزید که
مشهورترین آنان عاصم بود. سایر این قاریان عبارتند از: ابن عامر، ابن کثیر،
ابوعمرو، حمزه، نافع و کسایى، که این شش تن به اضافه عاصم، «هفت قارى» یا «قراء
سبعه» را تشکیل مى دهند.[41]

عده اى هفت قارى
دیگر هم بر قاریان فوق اضافه کرده اند که تشکیل «قراء اربعة عشر» (چهارده
قارى) را داده اند.

l: لطفاً در مورد اختلاف
قرائت ها توضیح دهید و سبب وجود اختلاف در قرائت ها را بیان کنید؟

n: به مرور زمان و از آن جا که خط عربى داراى
اعراب و نقطه نبود در برخى از موارد بسیار جزئى، بین قرائت برخى از کلمه هاى
قرآنى اختلاف اندکى پیش آمد که به «اختلاف قرائت ها» مشهور است.

یکى از دلایل اختلاف
قرائت ها این بود که پیامبر اکرم در برخى از موارد قرائت هاى مختلف
مسلمانان را تأیید مى کرد.[42]

l: آیا تلاوت و قرائت با هم فرق
دارد؟ توضیح دهید.

n: بسیارى از کلمات روزمره به جاى هم دیگر به
کار رفته و ما آنها را «هم معنا» مى دانیم، هر چند با دقت و با مراجعه به
کتاب هاى لغت در مى یابیم که بین آنها تفاوت وجود دارد; مثلا ما
«خواندن» و «مطالعه کردن» را هم معنا مى دانیم، در حالى که این دو با هم
تفاوت مى کنند. قرائت و تلاوت هم همین گونه است که در بسیارى از موارد به جاى
یک دیگر به کار مى روند، ولى با دقت مى فهمیم بین آن ها تفاوت وجود
دارد.

قرائت در لغت به
معناى خواندن است و استادان تجوید معتقدند: قرائت تنها به خواندن صورت ظاهر آیات
گفته مى شود، ولى تلاوت هم به خواندن ظاهر آیات ـ بدون توجه به معناى آن ـ
گفته مى شود و هم به خواندن آیات با توجه به معناى کلمات و مفاهیم کلام الهى
و امر و نهى هاى قرآن; به گونه اى که گویا خداوند با تلاوت کننده قرآن
سخن مى گوید و آیات بر او نازل مى شود.

خلاصه این که قرائت
تنها به خواندن ظاهر آیات ـ بدون توجه به معناى آن ـ گفته مى شود، ولى تلاوت
دو معنا دارد: یکى خواندن بدون توجه و دیگرى خواندن با توجه و دقت در معانى قرآن.[43]

سه ـ فضیلت تلاوت سوره ها و آیات

l: چرا فضیلت برخى از
سوره ها از برخى دیگر بیشتر است؟

n: آیات و سوره هاى قرآن مانند غذاهاى
مختلف هستند. همان گونه که بدن ما براى رشد و سلامت، به همه غذاها نیاز دارد روح
ما نیز براى راحتى و آسایش، به قرائت همه سوره ها نیازمند است. همان طور که
در برخى از موارد، بدن ما به برخى از غذاها بیشتر نیاز دارد، روح ما نیز به قرائت
برخى از سوره ها احتیاج بیشترى دارد. به این خاطر، از آن جا که در برخى از
سوره ها مطالب مهم تر و برجسته تر اعتقادى و اخلاقى و تربیتى آمده
است امامان به ما دستور داده اند آن سوره ها را بیشتر بخوانیم; مثلا از
آن جا که سوره توحید درباره خداشناسى است و مسلمانان باید خداوند و صفات او را
بشناسند در روایت ها به خواندن سوره توحید، تأکید بیشترى شده است.

هم چنین در برخى
موارد انسان از خداوند حاجتى مى طلبد که محتواى سوره یا آیه اى از قرآن
با آن چه او از خداوند مى طلبد هماهنگ است، از این رو خواندن آن آیه یا
سوره براى روا شدن حاجت ها توصیه شده است.

l: احادیث زیادى در فضیلت و خواص
سوره ها و آیات قرآن آمده، آیا همه این احادیث معتبر است؟

n: نمى توان گفت همه این روایت ها
صحیح و قابل اعتمادند، بلکه برخى از روایت ها صحیح و برخى ناصحیح هستند.

ما حدیث هایى را
که درباره فضیلت خواندن سوره هاى قرآن در کتاب هاى حدیثى وارد شده،
مى خوانیم و به امید این که خداوند آن ثواب ها را به ما بدهد
مى توانیم سوره ها را بخوانیم، هر چند نباید خودمان را از خداوند
طلب کار بدانیم و به قول حافظ:«تو بندگى چو گدایان به شرط مزد مکن».

l: برترین سوره ها از نظر
معنوى کدامند؟

n: همه سوره ها فضیلت و ثواب دارد، ولى
خواندن برخى از سوره ها فضیلت بیشترى دارند، که برخى از این سوره ها را
مى نویسم:

1. سوره حمد; پیامبر اکرم این سوره را ام الکتاب یعنى اساس و
زیربناى قرآن نامیده است. آن حضرت فرموده است: سوره حمد با ارزش ترین ذخائر
گنج هاى عرش خداوند است.

2. سوره اخلاص (توحید); در فضیلت این سوره نیز روایت هاى
زیادى به دست ما رسیده است، در یکى از روایت ها مى خوانیم: هر کس سوره
توحید را بخواند گویا یک سوم قرآن را خوانده است.

3. سوره بقره; از پیامبر پرسیدند: کدام یک از سوره هاى قرآن
از همه برتر است فرمود: سوره بقره; گفتند کدام آیه از آیات سوره بقره فضیلتش بیشتر
است؟ فرمود: آیة الکرسى.

4. سوره یس; آیا مى دانید قلب قرآن کدام سوره است؟ آرى پیامبر
فرمود: هر چیزى قلبى دارد و قلب قرآن سوره یس است. در روایت دیگرى آن حضرت فرمود:
هر کس سوره یس را بخواند خیر دنیا و آخرت او را فرا مى گیرد و شر دنیا و
ترس هاى آخرت از او دور مى شود... .

l: خواندن کدام سوره انسان را در
کارهایش موفق مى کند؟

n: انسان نمى تواند با خواندن قرآن، بدون
عمل کردن به دستورهاى خداوند در کارهایش موفق شود. ما باید قرآن را بخوانیم و
به دستورهاى خداوند هم عمل کنیم، تا در دنیا و آخرت موفق باشیم. موفقیت معناى
وسیعى دارد و شامل موفقیت هاى مادّى و معنوى مى شود، مثلا راه یافتن به
بهشت یکى از بزرگ ترین موفقیت هاى آدمى است، که در سایه قرآن مى توان به
آن دست یافت. پس خواندن همه سوره هاى قرآن موفقیت آور است. در عین حال
براى موفقیت بیشتر در دنیا و آخرت، به خواندن برخى از سوره ها بیشتر تأکید
شده است که به نمونه هایى اشاره مى کنم:

1. سوره صافات; امام صادق فرمود: هر کس سوره صافات را روزهاى جمعه
بخواند از تمامى آفت ها در دنیا حفظ مى شود و در دنیا به او روزى بسیار
فراوان داده مى شود.

2. سوره ذاریات; امام صادق فرمود: هر کس سوره ذاریات را روز یا شب
بخواند خداوند وضع زندگى او را اصلاح مى کند و به او روزى فراوان
مى دهد.

3. سوره یس; پیامبر فرمود: کسى که با این سوره همدم و همراه شود
(همیشه این سوره را بخواند) خیر دنیا و آخرت شامل حال او مى شود.

4. سوره واقعه; هر کس سوره واقعه را هر شب جمعه تلاوت کند خداوند
او را دوست دارد و دوستى او را در دل همه مردم مى اندازد و در مدت عمرش در
این دنیا بدبختى و فقر به او رو نمى آورد... . این حدیث از امام باقر
بود که برایتان نوشتم.

هم چنین امامان به ما
دستور داده اند سوره هاى «ملک، نصر، توحید و...» را براى موفقیت بیشتر
بخوانیم.

l: خواندن کدام یک از
سوره هاى قرآن باعث آرامش روح اموات و شهیدان مى شود؟

n: قرائت قرآن ما براى شهیدان و مؤمنان، پیش از
آن که براى آنها فایده داشته باشد براى خودمان سودمند است، هر چند موجب شادى روح
آنان هم مى شود.

برخى از
سوره هایى که خواندن آن براى اموات توصیه شده عبارتند از:

1. سوره الرحمن 2. سوره یس 3. سوره جمعه 4. سوره قدر 5. سوره ناس
6. سوره فلق 7. سوره اخلاص 8. سوره ملک 9. آیة الکرسى.

l: آیا درست است قرآن را براى
اموات ختم کنیم و به معناى آن توجه نکنیم؟

n: قرائت متن قرآن ثواب ویژه دارد، چون قرآن
خواندن سخن گفتن با خداوند است و در آیات و روایات زیادى از ما خواسته شده قرآن
بخوانیم، ولى اگر بخواهیم از علوم و معارف بى کران قرآن بهره ببریم شایسته
است به ترجمه و در صورت امکان به تفسیر مختصر قرآن توجه کنیم و سعى کنیم به محتواى
قرآن عمل کنیم و به یقین قرائتى که همراه تدبّر و توجه به معانى قرآن باشد خیر و
ثوابش چندین برابر قرآن خواندنى است، که در آن تدبّر و توجه به معانى قرآن نباشد،
از این رو مى توان گفت قرآن خواندنى که همراه با تدبّر و دقت در معانى
آیات نباشد، خیرى در آن دیده نمى شود.[44]چنان که در
دعاى پیش از قرائت قرآن مى خوانیم: پروردگارا! قرآن خواندن من را قرائتى که
هیچ تدبّرى در آن نیست قرار مده.[45]

l: چرا خواندن سوره فاتحه با ختم
قرآن برابر است؟

n: این پاسخ را با چند نکته پزشکى شروع
مى کنم.

1. آیا مى دانید زرد آلوى تازه 20 برابر گیلاس ویتامین آ
دارد; یعنى «ویتامین آ»ى خوردن یک کیلو زردآلو برابر است با خوردن 20 کیلو
گیلاس.

2. آیا مى دانید ویتامین ب 2 بادام حدود سى برابر
ویتامین ب 2 گلابى است؟ پس اگر شما یک کیلو بادام بخورید به اندازه حدود سى
کیلو گلابى به بدن شما ویتامین ب 2 مى رسد.

پس به خاطر برخى
ویژگى هایى که در بعضى میوه ها وجود دارد، خداوند متعال در این
میوه ها چندین برابر سایر میوه ها ویتامین قرار داده است.

خداوند متعال در برخى
از روزها نیز ویژگى هایى قرار داده است که بر سایر روزها برترى دارند; چنان
که مى فرماید: (لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْر ;) شب قدر از هزار ماه ارجمندتر ]و بهتر[ است.

بعضى از آیات و
سوره هاى قرآن نیز همین گونه هستند; یعنى ممکن است به خاطر خصوصیت ها و
ویژگى هایى که دارند فضیلت خواندن آنها چند برابر بقیه سوره ها باشد.

برخى از
ویژگى هاى سوره حمد عبارتند از:

الف: این سوره مادر و
اساس قرآن نامیده شده است.

ب: وقتى این سوره نازل
شد شیطان سخت آزرده شد و ناله سر داد.

ج: این سوره به خاطر
اهمیتى که داشت دو بار بر پیامبر نازل شد.

د: خداوند متعال سوره
حمد را موهبت بزرگى مى نامد که بر پیامبر نازل شده است.

هـ: اصول دین همه
مسلمانان سه اصل توحید، نبوت و معاد است و در سوره حمد به هر سه مطلب فوق اشاره
شده است; حمد، عصاره و نتیجه کل قرآن مى باشد.

شاید به خاطر
ویژگى هاى فوق باشد که در روایت ها نقل شده است: «هر کس سوره حمد را
بخواند مانند شخصى است که همه قرآن را خوانده است».

چهار ـ آداب تلاوت

l: لطفاً همه آداب تلاوت قرآن را
بیان کنید.

n: آداب تلاوت قرآن زیاد است که به
مهم ترین آنها اشاره مى کنم:

1. وضو گرفتن پیش از تلاوت قرآن و با طهارت بودن.

2. مسواک زدن قبل از قرآن خواندن; چنان که پیامبر اکرم دستور داده
است.

3. قبل از قرائت قرآن از شر شیطان به خداوند پناه بردن; یعنى
بگوییم: «اعوذ بالله من الشیطان الرجیم» یعنى پناه مى برم به خداوند از شر
شیطان رانده شده]از درگاه خداوند.[

4.خواندن از روى قرآن; یعنى در مواردى که برخى از سوره ها را
حفظ هستیم، باز هم بهتر است قرآن را گشوده از روى قرآن بخوانیم; چنان که پیامبر
فرمود: «قرائت قرآن از روى مصحف بهترین اعمال امّت من است».

5. قرائت قرآن با صداى خوش; پیامبر فرمود: هر چیز زیورى دارد و
زیور قرآن صوت نیکو است.

6. قرائت قرآن با خشوع و فروتنى.

7. قرائت قرآن همراه با حالت حزن و اندوه; پیامبر فرمود: همانا
قرآن همراه با حزن نازل شده است. بنابراین هنگامى که قرآن مى خوانید گریه
کنید و اگر گریه نکردید، حالت گریه ]و
اندوه[ به خود بگیرید.

8. قرائت با ترتیل; خداوند مى فرماید: (وَ رَتِّلِ
الْقُرْءَانَ تَرْتِیلاً) قرآن
را با دقت و آرامش بخوان.» (مزمل، آیه 4)

البته نباید فراموش
کنیم که یکى از مهم ترین آداب تلاوت قرآن، توجه به معناى آیات قرآن است. کسى
که قرآن را بدون توجّه به معناى آن مى خواند، مانند دانش آموزى است که
انشاى خوبى در دست دارد و آن را شمرده شمرده و زیبا مى خواند، ولى معناى آن
را خودش هم نمى داند، بلکه طوطىوار مى خواند. چنین دانش آموزى را
آموزگار به خاطر شمرده شمرده و زیبا خواندنش، تحسین مى کند، ولى وقتى به او
نمره عالى مى دهد که معناى نوشته ها را هم بفهمد.

l: «ترتیل» یعنى چه؟

n: دوست دارید پاسخ این پرسش را از زبان حضرت
على بشنوید؟ پس گوش دل را به کلام مولاى متقیان بسپارید. وقتى از امام على درباره
ترتیل پرسیدند فرمود:

الترتیل تجوید الحروف
و معرفة الوقوف; ترتیل عبارت است از نیکو ادا کردن حروف و شناختن محل وقف هاى
قرآن.

در روایت دیگرى آن
حضرت فرمود: ترتیل یعنى این که آن را به طور روشن بیان کن، نه مانند اشعار سریع و
پشت سر هم بخوان و مانند دانه هاى شن پراکنده ]کلمات[ قرآن را پراکنده مخوان، بلکه چنان بخوان که دل هاى سنگین و خفته
را با آن بیدار کنى، هرگز ]تنها[ هدف شما
این نباشد که حتماً سوره را به آخر برسانى.

با توجه به این دو
حدیث، مى توانیم بگوییم ترتیل یعنى: درست و آرام خواندن قرآن و دقت در معانى
آیات.

l: آیا اگر هر روز به طور مرتب
قرآن نخوانیم; مثلا هر سه روز یک بار قرآن بخوانیم گناه دارد؟

n: گناه ندارد، ولى حیف است انسان، هر روز قرآن
نخواند. براى توضیح بیشتر مثالى مى نویسم: فرض کنید در همسایگى منزل شما پارک
بزرگى وجود دارد، با گل هاى معطر و زیبا، سایه درختان سر به فلک کشیده،
چمن هاى سبز و خرم، بلبل ها و قنارى هاى خوش الحان، استخرهاى زیبا
با مرغابى هاى خوش پر و بال و در یک کلام محیطى از هر نظر آرامش بخش و با صفا.

شما مى توانید
هر روز از این همه زیبایى ها لذت ببرید و به پارک بروید. آیا بهتر است روزانه
یک بار در این پارک گردش کنید یا سه روز یک بار؟ حال اگر پدر مهربانتان به شما
بگوید براى هر بار که به پارک مى روى جایزه خوبى به تو مى دهم چه
مى کنى؟

قرآن و
زیبایى هایش به هیچ وجه با پارک هاى زیباى دنیا قابل مقایسه نیست; چنان
که ثواب هایى که خدا براى خواندن هر آیه قرآن به ما مى دهد نیز با
جایزه هایى که پدران و مادران به فرزندانشان مى دهند، برابرى
نمى کند. پس شایسته است همه ما روزانه حداقل ده آیه ـ هر چند از
سوره هاى کوچک قرآن ـ بخوانیم; چنان که امام باقرمى فرماید: هر کس در یک
شب ده آیه از قرآن بخواند از بى خبران نخواهد بود و کسى که پنجاه آیه بخواند
در زمره ذاکران نوشته مى شود و... .

یعنى در قیامت مردم
مسلمان به چند دسته تقسیم مى شوند. یک عده افرادى هستند که خدا آنها را
افرادى مى نامد که از یاد خداوند غافل بوده اند. اینان افرادى هستند که
روزانه حداقل ده آیه قرآن هم نخوانده اند، ولى کسى که ده آیه قرآن هر شب
مى خواند دیگر از یاد خدا غافل نمى ماند.

دسته دیگر افرادى
هستند که خدا آنها را به خاطر این که به یاد او بوده اند تحسین مى کند و
به آنها جایزه هاى خوبى مى دهد. اینان افرادى هستند که لااقل هر روز
پنجاه آیه از قرآن تلاوت مى کنند.

l: درباره خواندن قرآن با صوت
زیبا توضیح دهید.

n: برخى از نکاتى که در زیبا شدن صوت و لحن
مؤثرند عبارت است از:

1. تلفظ صحیح حروف به زبان عربى، به ویژه در حروفى که تلفظ فارسى و
عربى آن تفاوت مى کند; مانند: ع ـ غ ـ ص ـ ض ـ طاء ـ ظاء.

2. رعایت مسائل تجویدى مانند: ادغام ـ اظهار و... .

3. توجه به معنا و مفهوم آیات و هماهنگ کردن لحن با معناى آیات;
مثلا در آیاتى که انسان را از عذاب الهى مى ترساند، باید لحن قارى آمیخته از
ترس و گریه آلود باشد و در آیاتى که به مؤمنان امید بهشت رفتن مى دهد،
باید صداى قارى به گونه اى باشد که امید به بهشت الهى و آرزوى رسیدن به آن،
موج بزند.

4. تکرار و تمرین و خواندن قرآن به سبک یک قارى و تا وقتى که به
سبک قرائت یک قارى تسلّط کامل پیدا نشده، نباید سبک عوض شود. بدین منظور پیشنهاد
مى شود یک نوار کاست از اواخر جزء سى قرآن را که یکى از قاریان بزرگ قرائت
کرده انتخاب و چندین بار به قرائت یک سوره گوش کنید، آن گاه سعى کنید همراه نوار
با استاد تکرار کنید و سپس همان سوره را خودتان بدون نوار ـ مانند استاد ـ بخوانید
و آن قدر این تمرین را ادامه بدهید، تا بتوانید همانند سبک آن استاد قرائت کنید.

5. استفاده نکردن از غذاهایى که براى صدا و حنجره هاى صوتى
زیان دارد; همانند ترشى ها، غذاهاى تند و... . براى این که در این باره
با مطالب بیشترى آشنا شوید مى توانید به کتاب راهیان نور خاطرات قرآنى، مراجعه کنید.

l: آیا جایز است قرآن را به صورت
ترانه و سرود با صوت زیبا خواند؟

n: بهتر است ما قرآن را با صوت زیبا
بخوانیم، نه این که به صورت سرود و ترانه، زیرا اگر قرآن خواندن به گونه اى
باشد که به آن «غنا» گفته شود; یعنى مانند خواندن ترانه خوان هایى که براى
رقص دیگران آواز مى خوانند باشد، این گونه قرآن خواندن نه تنها ثواب ندارد،
بلکه حرام است و خداوند چنین قرآن خوانى را عذاب مى کند.[46]

l: بهترین موقع براى خواندن قرآن
چه موقعى است؟

n: قرآن خواندن، همیشه خوب است، ولى در برخى از
اوقات بهتر است که مواردى از آن را مى نویسم.

1. صبح و شب; چنان که امام رضا فرمود سزاوار است براى آدمى که وقتى
نماز صبح و تعقیب نمازش را خواند، پنجاه آیه از قرآن بخواند. در روایت دیگرى
پیامبر فرمود کسى که در شب، ده آیه قرآن بخواند، در زمره غافلان ]از یاد خدا [نخواهد بود و... .

2. در ماه مبارک رمضان که خواندن یک آیه ثواب ختم قرآن در سایر
ماه ها را دارد.

3. شب و روز جمعه; که به فرموده امام باقر و امام صادق(علیهما السلام) ثواب کارهاى خوب ]از
جمله قرآن خواندن[ در روز جمعه چند برابر است. البته از بین سوره هاى
قرآن در شب و روز جمعه به خواندن چندسوره از جمله کهف، یس، واقعه، جمعه و...
بیشتر تأکید شده است. که اگر مى خواهید بدانید خواندن چه سوره هایى در
شب و روز جمعه بهتراست، کتاب مفاتیح
الجنان را
بردارید و در بخش اعمال شب و روز جمعه، سوره هاى مورد نظر را پیدا کنید.

l: چرا در اول بعضى از
سوره هاى قرآن کریم، قبل از بسم الله الرحمن الرحیم تکبیر مى گویند؟

n: برخى از دانشمندان معتقدند: از سوره «الضحى»
تا پایان قرآن مى توان در ابتدا یا انتهاى سوره تکبیر گفت.

در زمان پیامبر مدتى
بود که وحى قطع شده بود و هیچ آیه و سوره اى بر پیامبر نازل نمى شد و
پیامبر اکرم از این امر بسیار ناراحت بود. پس از مدتى جبرئیل بر پیامبر اکرم نازل
شد و سوره «الضحى» بر آن حضرت نازل شد.

ترجمه اولین آیات
سوره چنین است: قسم به روز و آن هنگام که آفتاب بر آید * و
سوگند به شب هنگامى که آرام گیرد * که پروردگارت تو را وانگذاشته و مورد خشم قرار
نداده است.

گویند هنگامى که
جبرئیل، تلاوت این سوره را به پایان رساند، رسول گرامى اسلام از خوش حالى
تکبیر گفت و سپس تلاوت این سوره را آغاز کرد. بنابراین شایسته است در این مورد
پیامبر را الگو قرار داده و تکبیر بگوییم; چنان که علاوه بر الله اکبر، مناسب است
«لا اله الا الله» و «الحمدلله» نیز گفته شود. اگر کسى بخواهد ذکرهاى فوق را
بگوید، ترتیب آن ها بدین گونه است «لا اله الا الله و الله اکبر و لله الحمد»

l: چرا برخى از قاریان در پایان
قرآن خواندنشان «صدق الله العظیم» و بعضى دیگر «صدق الله العلى العظیم»
مى گویند؟

n: دو جمله فوق هر دو از ذکرهاى مستحب
مى باشند که در پایان قرائت، قرآن خوانده مى شود. قاریان اهل سنت
مى گویند صدق الله العظیم یعنى راست گفت خداى بزرگ، ولى قاریان شیعه صدق الله
العلى العظیم مى گویند یعنى راست گفت خداى بلند مرتبه و بزرگ.

هر چند هر دو عبارت
صدق الله العظیم و صدق الله العلى العظیم در روایت ها آمده است، ولى از
آن جا که صدق الله العلى العظیم کامل تر و برگرفته از روایات بوده و در
قرآن نیز آمده است، شیعیان در پایان قرائت این جمله را مى گویند.

شایان ذکر است که
مراد شیعیان از «العلىّ» یکى از صفت هاى خداوند است; چنان که در قرآن نیز
براى خداوند وصف العلى آمده است. یکى از آیاتى که در آن «العلى العظیم» براى
خداوند به کار رفته آیة الکرسى است. اگر آیة الکرسى را حفظ هستید یک بار بخوانید،
تا به این کلمه برسید و اگر حفظ نیستید آیه 255 بقره را بخوانید که همان آیة
الکرسى است.

l: آیا قرآن خواندن به زبان
فارسى، همان ثواب عربى را دارد؟

n: پاسخ این پرسش را نیز مانند بسیارى دیگر از
پاسخ ها، با یک مثال شروع مى کنم:

مى دانید که
معلم درس انشا، در امتحان به چند چیز نمره مى دهد; مانند: متن خوب، رعایت
نکات دستورى، تمیز بودن نوشته، خط خوش و... که اگر کسى همه این موارد را رعایت
کند، نمره عالى مى گیرد و هر کدام را که رعایت نکند از امتیازاتش کم
مى شود.

قرآن خواندن نیز چنین
است و هر یک از آداب قرائت که رعایت نشود از امتیاز قارى کاسته مى شود و از
مهم ترین آداب قرائت، خواندن متن عربى آیات است و اصولا کسى که ترجمه آیات را
مى خواند، هر چند به خاطر توجه به کلام الهى و یاد خدا، پروردگار مهربان به
او پاداش مى دهد، ولى ثواب قرائت قرآن به او داده نمى شود. پس اگر
بخواهیم امتیاز عالى قرائت قرآن را به دست آوریم، باید از روى متن عربى قرآن
بخوانیم و به معناى آیات هم توجه کنیم و به آن چه خوانده ایم عمل کنیم.

پنج ـ قاریان

l: بهترین قارى قرآن کیست؟

n: بهترین قرآن خوان و قارى کسى است که:

1. تلاوتش فقط براى رضاى خداوند و مقدمه عمل به قرآن باشد; یعنى
قرآن مى خواند تا بفهمد خداوند از او چه خواسته و سپس به آن چه خداوند
فرموده است عمل مى کند. خداى بزرگ خود مى فرماید:

این کتابى مبارک است که آن را به سوى تو نازل کردیم
تا در]باره[ آیات آن بیندیشید و
خردمندان پند گیرند.[47]

2. آداب تلاوت قرآن را رعایت کند.

3. قرآن خواندنش مقطعى نباشد، بلکه استمرار داشته باشد. چنین قارى
قرآن از افرادى است که مردم باید به حالش غبطه بخورند و آرزو کنند مانند او باشند.[48]

4. قرآن را بیاموزد و به دیگران یاد دهد; که پیامبر فرمود «بهترین
شما کسى است که قرآن را بیاموزد و به دیگران یاد بدهد.»[49]

بهترین قارى کسى نیست
که بهترین صدا را داشته باشد، بلکه گاهى اگر قارى قرآن صداى خوبى داشته باشد، ولى
هدفش از قرائت قرآن، رضایت خداوند نباشد چنین قارى قرآنى آدم خوبى نیست، چه رسد به
این که بهترین قارى باشد.

l: نام چند قارى را که به ترتیل
خوانى مشهور هستند بنویسید.

n: در زیر نام برخى از قاریان را که با ترتیل
مى خوانند و نوارهایشان هم در ایران موجود است برایتان مى نویسم، تا با
مراجعه به فروشگاه هاى محصولات فرهنگى، نوار هر کدام را که خواستید تهیه کنید
و با گوش دادن به آن لذت ببرید و بتوانید قرائت ترتیل خودتان را کامل کنید.

1. استاد محمد صدیق منشاوى

2. استاد سعد الفامدى

3. استاد شهریار پرهیزگار

4. استاد سید مرتضى سادات فاطمى

5. استاد عبدالودود حنیف

6. استاد احمد بن على العجمى

7. دکتر محمد ایوب

8. استاد شاطرى

شش ـ آموزش قرائت

l: با چه روشى قرائت قرآن را
بیاموزم؟

n: اولین گام براى یادگیرى، خواستن است و
خواستن توانستن است.

آموزش قرائت
قرآن چند مرحله دارد که وقتى مرحله اول را فرا گرفتید باید قدم در مرحله دوم
بگذارید. مراحل آموزش قرآن عبارتند از:

1. مرحله روخوانى; در این مرحله ـ که خودش به چند سطح تقسیم
مى شود ـ قرآن آموز با الفباى زبان عربى، حروف و حرکات و چند قاعده از
قواعد آسان آشنا مى شود.

2. روان خوانى; این مرحله در ادامه مرحله قبل است. شما باید بعد از
آن که تمام قواعد روخوانى را یاد گرفتید و به اندازه کافى، بخش بخش خواندن آیات را
تمرین کردید، تلاش کنید کلمات را کامل و درست بخوانید.

3. تجوید; این مرحله نیز حتماً به استاد نیاز دارد. یکى از
کتاب هاى مناسبى که در این دوره تدریس مى شود حلیة القرآن، نوشته سید محسن موسوى بلده است.
قرآن آموز در این مرحله قواعد تجویدى را آموخته و به کار مى بندد.

l: آیا خواندن قرآن و رعایت
نکردن نکات تجویدى اشکال دارد؟

n: رعایت نکات تجویدى همه جا خوب است، ولى گاهى
باید رعایت شود. حالا براى این که به اهمیت رعایت نکات و قاعده هاى تجویدى پى
ببرید مثالى مى آورم:

یکى از
قاعده هاى قرائت و تجوید، قاعده وقف است، یعنى در جایى که قارى مى تواند
وقف کند و نفس تازه کند و در جایى که نمى تواند توقف کند. ما در زبان فارسى
براى توقف کوتاه علامت ویرگول «،» به کار مى بریم. به مثال زیر دقت کنید
ببینید یک توقف کوتاه چگونه مى تواند معناى یک جمله را کاملا عوض کند. فرض
کنید یک قاضى درباره متهمى چنین نوشته است: 2. «عفو لازم نیست اعدامش کنید» این
جمله را به دو گونه مى توان خواند: 1. «عفو، لازم نیست اعدامش کنید». «عفو
لازم نیست، اعدامش کنید». اگر پس از کلمه «عفو» توقف کنیم و آن گاه «لازم نیست
اعدامش کنید» را با هم بخوانیم معناى جمله این مى شود که قاضى، متّهم را عفو
کرده، پس نباید اعدام شود. ولى اگر بعد از کلمه «نیست» توقف کنیم معناى جمله این
مى شود که «عفو لازم نیست» یعنى نباید متهم بخشیده، سپس ادامه مى دهد
«اعدامش کنید».

در زبان عربى هم این
گونه است. گاهى رعایت نکردن یک وقف لازم، موجب مى شود معناى آیه اى
کاملا واژگون شود، به عنوان نمونه آیه 36 سوره انعام چنین است:

(إِنَّمَا یَسْتَجِیبُ
الَّذِینَ یَسْمَعُونَ وَالْمَوْتَى یَبْعَثُهُمُ اللَّهُ ثُمَّ إِلَیْهِ
یُرْجَعُونَ )

که پس از «یسمعون»
وقف لازم است، ولى بعد از کلمه «الموتى» وقف جایز نیست.

حال اگر کسى آیه را
درست بخواند و در جایى که لازم است وقف کند و در جایى که جایز نیست وقف نکند معناى
درست آیه چنین خواهد بود:

تنها کسانى دعوت تو را اجابت مى کنند که گوش
شنوا دارند و خداوند مردگان را ]در قیامت[ بر مى انگیزد... .

ولى اگر کسى قاعده
وقف را رعایت نکند و بعد از «الموتى» توقف کند معناى آیه دگرگون مى شود.

پس در مواردى که
رعایت نکردن نکات و قواعد تجویدى موجب تغییر معناى آیات یا تلفظ نادرست کلمات و
حروف شود، لازم است قواعد و نکات تجویدى رعایت شود و در غیر این صورت رعایت آن
قواعد لازم نیست.

l: لطفاً شیوه ادا کردن صحیح
حروف «ث»، «ص»، «ح»، «ط» و «واو» را بیان فرمایید.

n: چنان که مى دانید، الفباى عربى 28 حرف
دارد. در هیجده حرف آن تلفظ فارسى و عربى تفاوت چندانى ندارد و فقط در 10 حرف تلفظ
فارسى و عربى متفاوت است که این ده حرف را با چگونگى تلفظ آن مى نویسم. با
اندکى تمرین و سپس دقت در نوارهاى ترتیلِ تحقیق ]که
قرآن را بسیار کند و با دقت مى خوانند[ مى توانید تلفظ
صحیح این ده حرف را یاد بگیرید. این حروف عبارتند از:

ث، ص، ح، ط، و، ذ، ظ،
ض، ع، غ.

l: حروف حلقى را تعریف کنید.

n: یک شعر زیبا برایتان مى نویسم تلاش
کنید آن را حفظ کنید و سپس بنویسید که حروف حلقى کدام حرف ها هستند.

حرف حلقى شش بود اى
با وفا *** همزه، هاء، و عین و غین و حاء و خاء

آیا مى دانید
دانستن حروف حلقى چه فایده اى دارد؟

در پایان بسیارى از
حرف هاى عربى تنوین یا نون ساکن قرار دارد; مانند مَنْ ـ سمیعٌ و... .
حال اگر کلمه اى که اولش یکى از حروف حلقى است، بعد از کلمه اى قرار
بگیرد که در آخرش تنوین یا نون ساکن است، باید تنوین و نون خوانده شود، ولى اگر
کلمه اى که آخرش تنوین یا نون است، قبل از کلمه اى که با حروف حلقى آغاز
مى شود نباشد، تنوین یا نون تغییر مى کند که در پاسخ هاى بعدى برخى
از این تغییرات را مى نویسم.

حالا براى آشنایى
بیشتر شما، ابتدا حکم تنوین و نون ساکن را با حروف حلقى تمرین مى کنیم:

مِنْ امرهم ـ اِنْ هو

سمیعٌ علیم که
مى خوانیم سمیعُن علیم.

پس تنوین و نون به
درستى خوانده شدند، ولى اگر تنوین و نون ساکنه با برخى دیگر از حروف باشند، گاهى
با آن حرف ادغام مى شوند وگاهى نون به میم تبدیل مى شود مانند:

مَنْ یَهدى که
مى خوانیم مَیّهدى.

l: ادغام با غنه و بلا غنه یعنى
چه؟

n: در پاسخ قبلى - که درباره حروف حلقى بود -
نوشتم که تنوین و نون ساکن با توجه به حرفى که بعد از آن قرار مى گیرد گاهى
خوانده مى شود و گاهى نون و تنوین در حرف بعدى ادغام مى شوند. در این
پاسخ همان مطلب را ادامه مى دهیم. ولى مایلم پاسخ را با یک رباعى ادامه دهم:

تنوین و نون ساکنه،
حکمش بدان اى مرد کار *** کز حکم او زینت بود اندر کلام کردگار

اظهار کن در حرف حلق،
ادغام کن در یرملون *** مقلوب کن در حرف باء در مابقى اخفا بدار

اظهار در حرف حلق را
در پاسخ قبلى توضیح دادم اینک ادغام:

گاهى در پایان کلمه اى
تنوین و نون ساکن و بعد از آن کلمه اى مى آید که اول آن یکى از حروف ى،
ر، م، ل، و، ن (یرملون) است. در چنین مواردى ن و تنوین با این حروف ادغام
مى شود; یعنى نون ساکن به حرفى که بعد از آن آمده تبدیل مى شود و سپس با
تشدید خوانده مى شود. براى آموزش بیشتر به مثال هاى زیر توجه کنید.

ردیفحروفمثالخوانده مى شود

1حرف یاءمَنْ یَهدىمیّهدى

ان یسرقایّسرق

2حرف م مِنْ مالمِمّال

مَنْ مَعَهُمَمَّعه

3حرف واومَنْ وُجِدَمَوُّجِدَ

مِنْ وَلىٍّمِوَّلىّ

4حرف نعَنْ نَفْسعَنّفس

اِنْ نَحنانّحن

5حرف لاِنْ لَبستماِلّبستم

مِنْ لَدنکمِلَّدنک

6حرف رمِنْ رّبکممِرَّبکم

من رباطمرّباط

با توجه به
مثال هاى بالا مى توانید با «ادغام در حروف یرملون» آشنا شوید.

در چهار حرف اولى
یعنى «ى»، «م»، «و»، «ن» (یمون) ادغام با غُنّه است; یعنى حرفى که ادغام شده از
بینى خارج مى شود و با کشش خوانده مى شود، ولى در دو حرف «ل»، «ر» ادغام
بدون غنه است; یعنى صدا از بینى خارج نمى شود و کشش هم ندارد. براى آن که این
پاسخ را کاملا خوب یاد بگیرید کتاب حلیة
القرآن،
صفحات 45 تا 48 را مطالعه کنید.

l: چرا بر روى برخى از کلمات،
حروفى مانند: «ج»، «ح»، «ط» و... مى گذارند؟

n: به این حرف ها علامت وقف
مى گویند. خوب مى دانید که انسان نمى تواند مثلا یک صفحه کتاب را
بدون این که نفس بکشد و تجدید نفس کند بخواند، بلکه پس از خواندن چند کلمه، باید
نفس بکشیم و سپس خواندن را ادامه دهیم.

به همین قطع خواندن و
نفس کشیدن «وقف» مى گویند.

وقف و علامت هاى
آن به چند دسته تقسیم مى شود:

1. مواردى که باید وقف کنیم; در چنین مواردى از حرف «م» استفاده
مى شود، حرف «م» آخرین حرف کلمه «لازم» است; یعنى وقف لازم است. در برخى از
قرآن ها به جاى «م» از علامت «قف» استفاده مى کنند.

2. مواردى که نباید وقف کنیم که از حرف «لا» استفاده مى شود;
در چنین مواردى اگر نفس قارى کم آمد و توقف کرد، پس از تجدید نفس باید برگردد و به
صورت وصل بخواند.

3. مواردى که قارى قرآن مى تواند وقف کند یا نکند; به این نوع
وقف، وقف جایز مى گویند که علامت آن «ج» است.

4. جایى که وقف جایز است، ولى قارى بهتر است وقف نکند و اگر نفس کم
نمى آورد، به قرائت خودش ادامه دهد; علامت این نوع وقف «صلى» است; یعنى وصل
بهتر است (وصل اولى است).

5. جایى که وقف جایز است و بهتر است قارى وقف کند; علامت این موارد
«قلى» است; یعنى وقف بهتر است.(وقف اولى است).

6. در برخى از موارد بر دو کلمه نزدیک به هم دیگر سه نقطه قرار
مى دهند «...» و این به معناى آن است که اگر بر کلمه اولى وقف کردید، نباید
بر کلمه دوم هم وقف کنید; مثلا در آیه دوم سوره بقره مى خوانیم: (ذَ لِکَ
الْـکِتَـبُ لاَ رَیْبَ} فِیهِ} هُدًى لِّلْمُتَّقِین) حالا اگر بعد از لا ریب وقف کنید نباید پس از فیه نیز وقف کنید.

آن چه گذشت مهم ترین علامت هاى وقف است. در برخى از
قرآن ها به جاى «صلى» علامت «ص» یا «ز» به کار مى رود; یعنى وصل بهتر
است و به جاى «قلى»، «ق» به کار رفته است; یعنى وقف بهتر است.

نکته مهمى که در پایان پاسخ باید بنویسم این است که: وقف بر پایان هر آیه
ـ حتى اگر جمله ناقص باشد ـ سنّت است; یعنى در پایان آیات هر چند علامت «لا» داشته
باشد مى توان وقف کرد.

l: سَکْت در قرآن یعنى چه؟ چطور باید آن را قرائت کرد.

n: در
پاسخ قبلى که درباره وقف بود خواندیم که در برخى از موارد لازم است وقف کنیم. در
برخى کلمات نیاز به وقف کامل نیست و از طرفى اگر مکث کوتاهى نشود، ممکن است معناى
جمله تغییر کند. در چنین مواردى - که از طرفى معناى جمله کامل نیست تا بتوان وقف
کرد و از طرفى اگر پشت سر هم خوانده شود، ممکن است معناى جمله عوض شود - قاریان
مکث کوتاهى مى کنند و بدون تجدید نفس به قرائت ادامه مى دهند، که به آن
سکت گفته مى شود. موارد سکت در قرآن 4 مورد است که موارد آن را
مى توانید در کتاب هاى تجوید بخوانید. چنان که در قرآن ها نیز در
حاشیه جاهایى که موارد سکت است، نوشته اند «سکته...».

l: در قرآن علامت هایى مانند * و خط بالاى آیه وجود
دارد این علامت ها براى چیست؟

n: علامت
ستاره (*) براى تعیین آغاز جزءها و حزب ها یا نصف حزب یا یک چهارم حزب است.
پس علامت فوق در ابتداى همه جزءهاى قرآن و اول همه حزب ها و وسط حزب و 41 حزب
و 43 حزب هاى قرآن آمده است.

علامت خط بالاى آیه به معناى سجده است. البته از بین مواردى که این علامت
وجود دارد تنها در چهار مورد آن واجب است پس از خواندن آیه سجده کنیم. آن چهار
مورد در سوره هاى نجم (که به معناى ستاره است)، اقرء (که فارسى آن بخوان
است)، فصلت و حم سجده مى باشد.

نام این سوره ها در جمله زیر آمده است سعى کنید آن را حفظ کنید.

با ستاره (نجم) فصلت را بخوان (اقرأ) و سجده(حم سجده) کن.

4.
حفظ قرآن

l: چگونه قرآن را خوب حفظ کنم؟

n:
یادگیرى و حفظ قرآن از مطالبى است که پیامبر اکرم و امامان معصوم به آن تأکید
زیادى کرده اند. در ادامه، چند نکته بسیار مهم را که به شما کمک مى کند
در حفظ قرآن موفق شوید مى نویسم:

1. از همان ابتدا تصمیم
بگیرید، قرآن را تنها براى رضاى خدا حفظ کنید، نه براى این که دیگران خوششان بیاید
یا در مسابقه جایزه بگیرید.

2. در همه کارها به ویژه در
این راه از خدا کمک بخواهید و دعا کنید خدا به شما توفیق حفظ قرآن عنایت کند و اگر
مى توانید نمازِ حفظ قرآن را بخوانید.[50]

3. سعى کنید همیشه و به خصوص
هنگام حفظ قرآن با وضو باشید.

4. قرآن را زیر نظر استادى که
خودش حافظ تمام قرآن یا حداقل بخش هاى زیادى از قرآن است حفظ کنید.

5. حفظ قرآن را از جزء 30 قرآن
شروع کنید، زیرا سوره هاى کوچک ترى دارد و با بیشتر سوره هایش آشنا
هستید و در دوره راهنمایى و ابتدایى آنها را آموخته اید.

6. در کار حفظ مداومت داشته
باشید، نه این که چند روزى به کلاس حفظ بروید، وقتى کمى کار حفظ جدّى شد، آن را
رها کنید. یکى از مهم ترین دلیل هایى که باعث شده عده اى حفظ قرآن
را شروع کنند سپس نیمه کاره آن را رها کنند، این بوده که آنها در حفظ قرآن مداوم
نبوده اند.

7. براى حفظ، برنامه ریزى
کنید و سعى کنید هر روز در ساعت هاى مناسبى مطابق برنامه، به حفظ قرآن و نیز
تمرین محفوظات اختصاص بدهید.

8. به مقدار کم ولى خوب حفظ
کنید. در آیات کوتاه، حفظ آیه به آیه و در آیات متوسط و طولانى حفظ جمله به جمله
مناسب است (این دو را در پاسخ بعدى توضیح مى دهم).

9. زمانى که آرامش فکرى دارید،
به حفظ قرآن بپردازید.

10. قرآن را در محلى آرام و
بدون سر و صدا حفظ کنید.

11. در حال راه رفتن، قرآن را
حفظ نکنید، بلکه در محل مناسبى و در صورت امکان رو به قبله بنشینید و به حفظ قرآن
اقدام کنید.

12. در مدتى که قرآن را حفظ
مى کنید یا محفوظات خود را تمرین مى کنید، از یک قرآن مشخص استفاده
کنید.

13. مناسب است از قرآنى که
اندازه آن متوسط است استفاده کنید; اگر اندازه قرآن کوچک باشد علاوه بر این که
ممکن است در قرائت اشتباه کرده و قرآن را غلط حفظ کنید، زود خسته مى شوید و اگر
قرآنى که براى حفظ استفاده مى کنید بیش از حد معمول بزرگ باشد، علاوه بر این
که حمل و نقل آن کمى مشکل تر است، جاى گیرى تصویر صفحه در ذهن نیز مشکل
است.

14. هنگام حفظ، آیه ها را
با صداى متوسط قرائت کنید، تاعلاوه بر چشم، گوش شما نیز به حفظ کمک کند.

15. براى از بین بردن
اشتباهات، آن چه را حفظ کرده اید براى دیگران بخوانید. به این منظور،
پدر، مادر، خواهر، برادر یا یکى از اقوام یا دوستانتان که مى توانند قرآن را
به خوبى بخوانند، قرآن را به دست مى گیرند و به قرائت شما ـ که از حفظ
مى خوانید ـ گوش مى دهند و اشتباهات احتمالى را به شما یادآورى
مى کنند. این کار یکى از راه هاى مهم تکرار محفوظات و اصلاح اشتباهات
احتمالى است.

16. علاوه بر آن چه در بند 15
گذشت، خودتان نیز آیات حفظ شده را مرتب تکرار کنید. براى این کار مى توانید
دست خودتان یا تکه کاغذى را روى آیات بگذارید و هنگام قرائت کم کم دست خود را کنار
بکشید تا ببینید درست مى خوانید یا خیر؟

17. سعى کنید هنگام حفظ، ترجمه
آیه را نیز یاد بگیرید. این کار ـ علاوه بر این که باعث مى شود مفاهیم قرآن
را بفهمید - موجب مى شود هنگامى که در کلمه یا جمله اى شک مى کنید
با توجه به مفهوم آیه بتوانید کلمه درست را حدس بزنید.

18. در فرصت هاى مختلف به
ویژه شب، هنگام خوابیدن، به نوارهاى ترتیل گوش کنید و هنگامى که قارى، قرآن
مى خواند شما نیز با او تکرار کنید و بکوشید مکان آیه را در قرآن به خاطر
بیاورید که مثلا آیه اى که مى خواند بالاى صفحه است یا وسط صفحه یا
پایین صفحه؟، در طرف راست است یا صفحه سمت چپ و... .

19. سعى کنید آیات را با شماره
آنها حفظ کنید.

20. از غذاهاى مطبوع، پرکالرى،
مناسب و به موقع استفاده کنید.

این پاسخ کمى طولانى شد، لذا در پاسخ هاى بعدى روش حفظ شماره آیه و
برخى از غذاها و میوه هایى که حافظه را افزایش مى دهند مى نویسم.
براى این که روش حفظ قرآن را بهتر بیاموزید به کتاب هاى چگونه قرآن را حفظ
کنیم نوشته شهریار پرهیزکار و اهمیت و روش حفظ
قرآن کریم نوشته الیاس کلانترى و نیز کتاب اصول و کیفیت حفظ
قرآن کریم نوشته کاظم گرامى را مطالعه کنید.

l: در حفظ قرآن آیا بهتر است شماره آیات را هم حفظ کنیم
یا خیر؟ روش حفظ شماره آیه ها چگونه است؟

n: آرى
بهتر است شماره آیات را هم حفظ کنیم. حفظ قرآن با شماره آیه هر چند مشکل تر
است، فایده هاى زیادى هم دارد; مثلا اگر حافظ قرآن در حین تلاوت، آیه اى
را فراموش کند با به یاد آوردن شماره آیه، متن آیه نیز به خاطرش خواهد آمد. دیگر
این که هنگامى که آیات را از حفظ مى خواند شماره آیه ها را نیز در ذهن
خودش مرور مى کند، از این رو احتمال اشتباهش به ویژه در آیات مشابه یا جملات
مشترک، به حداقل مى رسد.

براى حفظ شماره آیه مى توانید چنین کنید:

الف ـ وقتى قرآن را حفظ مى کنید، شماره آیات را هم به خاطر بسپارید و
در زمانى که قرآن را مرور مى کنید، شماره آیات را هم مرور کنید.

ب ـ وقتى یک صفحه قرآن را حفظ کردید، سعى کنید با توجه به شماره آیات،
اوایل هر آیه را بخوانید; مثلا اگر صحفه سوم قرآن با خط عثمان طه را حفظ
مى کنید، وقتى تمام صفحه را حفظ کردید هنگام مرور شماره آیات بگویید:

6. ان الذین کفروا،

7. ختم الله

8. و من الناس... و همین طور
تا پایان قرآن. یادتان باشد که شماره آیه در پایان آیه نوشته شده است.

ج: ابتداى آیات را در یک طرف کاغذ و شماره آیه را در مقابل آن بنویسید و
همانند حفظِ ترجمه لغت ها، شماره آیه ها را نیز حفظ کنید.

د: وقتى تعداد آیاتى که حفظ کرده اید، به مقدار قابل توجهى رسید،
براى مرور شماره آیات مى توانید، از هر پنج آیه، یک آیه از شماره آیات را
تمرین کنید; مثلا براى آیات اولیه سوره بقره مى گویید:

5 ـ اولئک على هدى

10 ـ فى قلوبهم مرض

15 ـ الله یستهزى بهم و
همین طور.

هم چنین مى توانید آیات اول هر صفحه را مرور کنید; مثلا در آیات
اولیه سوره بقره مى گویید:

صفحه 2. بسم الله الرحمن الرحیم

صفحه 3. ان الذین کفروا

صفحه 4. مثلهم کمثل الذى...ـ و همین طور

امیدوارم با به کار بستن موارد فوق بتوانید قرآن را با شماره آیات آن حفظ
کنید.

l:راه هاى تقویت حافظه چیست تا بهتر بتوانیم قرآن
را حفظ کنیم؟

n: براى
افزایش حافظه و این که انسان بهتر بتواند قرآن را حفظ کند امور زیر مناسب است:

الف: نمازِ «حفظ قرآن» خواندن.

ب: خواندن دعاها و آیاتى که باعث افزایش حافظه مى شوند; از جمله:

1. دعاى: سُبْحانَ مَنْ لا یَعْتَدى عَلى اَهْلِ مَمْلَکَتِهِ سُبْحانَ مَنْ لا
یَأخُذُ اَهْلَ الاَْرْضِ بِاَلْوانِ الْعَذابِ سُبْحانَ الرَّؤوُفِ الرَّحیمِ
اَللّـهُمَّ اْجَعلْ لى فى قَلْبى نُوراً وَبَصَراً وَفَهْماً وَعِلْماً اِنَّکَ
عَلى کُلِّ شَئ قَدیرٌ . این دعا را مى توانید در اوایل کتاب مفاتیح الجنان در بحث
تعقیبات مشترکه پیدا کنید و بخوانید.

3. وقتى نماز صبح را خواندید،
قبل از این که حرفى بزنید این دعا را بخوانید:

یا حَىُّ یا قَیُّوم فَلا یَفُوتُ شَیئاً عِلْمُهُ وَ لا یَؤودُه

4. قرآن و به ویژه آیة الکرسى
را زیاد خواندن.

ج: خوردن میوه ها و غذاهایى که باعث زیاد شدن حافظه مى شوند، به
ویژه میوه ها و غذاهایى که داراى کلسیم، فسفر و منیزیم هستند.

l: اسامى چندنفر از حافظان قرآن در زمان پیامبر را
بنویسید.

n:
بسیارى از یاران پیامبر، قرآن را حفظ بودند که تعداد آنها حداقل 140 نفر بوده است.
من اسم چند تن از آنان را مى نویسم، ممکن است از آنها آگاهى چندانى نداشته
باشید و حتى اسم برخى از آنها را نشنیده باشید. ان شاءالله در آینده درباره
شخصیت این افراد بیشتر مطالعه خواهید کرد:

1. امام اول ما شیعیان، على بن
ابى طالب

2. عثمان (خلیفه سوم)

3. زید بن ثابت (پسر خوانده
پیامبر)

4. عبدالله بن مسعود

5. ابوالدرداء.[51]

[1]. المیزان، ج 15، ص 344.

[2]. نحل، آیه 24.

[3]. شورى، آیه 17.

[4]. سید محمد باقر حجتى، پژوهشى در تاریخ قرآن کریم، ص 66ـ70 و آیة الله معرفت، تاریخ قرآن کریم، ص
81ـ82.

[5]. آیة الله سبحانى، فرازهایى از تاریخ پیامبر اسلام، ص 94.

[6]. ر.ک: همان، ص 92 و رسول جعفریان، آشنایى با آثار اسلامى مکه و مدینه.

[7]. المیزان، ج 20، ص 158; جلال الدین سیوطى، الاتقان، ج 1، ص 96.

[8]. کلینى، کافى، ج 2، ص 128.

[9]. همان، ج 3، ص 313.

[10]. مجمع البیان، ج 1، ص 394; المیزان، ج 2، ص 449 و فیض کاشانى، تفسیر
صافى، ج 1، ص 23.

[11]. مجمع البیان، همان.

[12]. آیة الله معرفت، علوم قرآنى، فصل دوم و نیز ر.ک: جار الله زمخشرى، الکشاف
عن حقائق التنزیل...، ج 4، ص 270; مجمع البیان، ج 5، ص 514.

[13]. مجمع البیان، ج 5، ص 553; سید هاشم حسینى بحرانى، البرهان فى تفسیر
القرآن، ج 5، ص 516، نشر بنیاد بعثت و آیة الله معرفت، علوم قرآنى، فصل دوم.

[14]. علامه طباطبایى، المیزان، ج 2، ص 18.

[15]. محمد شریف رازى، کرامات صالحین، ص 361، با تصرف و تلخیص و محمد حسین
صمدى، تجلى عشق و عرفان، ص 128.

[16]. دخان، آیه 3 ـ 5.

[17]. اسراء، آیه 106.

[18]. المیزان، ج 2، ص 13ـ15.

[19]. شیخ حر عاملى، وسائل الشیعه، ج 10، ص 313 و علامه مجلسى، بحارالانوار،
ج 93، ص 356.

[20]. حسان.

[21]. سید على اکبر قریشى، احسن الحدیث، ج 12، ص 206.

[22]. ر.ک: آیة الله معرفت، علوم قرآنى، فصل دوم; حسین جوان آراسته،
درسنامه علوم قرآن، فصل سوم.

[23]. آیة الله معرفت، تاریخ قرآن، ص 51; تفسیر نمونه، ج 6، ص 74، ص 290.

[24]. همان، ص 60.

[25]. تفسیر نمونه، ج 4، ص 215.

[26]. آیة الله معرفت، التمهید فى علوم القرآن، ج 1، ص 292ـ295.

[27]. آیة الله معرفت، علوم قرآن، ص 33.

[28]. سلیم بن قیس هلالى، (سقیفه) کتاب سلیم بن قیس، (متوفاى قرن اول) ص
331، تحقیق محمد باقر انصارى و طبرسى، احتجاج، ج 1، ص 261.

[29]. علوم قرآنى، ص 34.

[30]. بحارالانوار، ج 89، ص 40، 75 و... و درسنامه علوم قرآنى.

[31]. بحارالانوار، همان; درسنامه، همان و دکتر رامیار، تاریخ قرآن، ص 277.

[32]. ر.ک: بحارالانوار، ج 89، ص 48 و ابوعبدالله زنجانى، تاریخ قرآن، ص
44.

[33]. مجمع البیان، ج 1، ص 88.

[34]. دکتر رامیار، تاریخ قرآن، ص 532.

[35]. همان; آیة الله معرفت، علوم قرآنى، ص 171.

[36]. سید محمد باقر حجتى، پژوهشى در تاریخ قرآن کریم، ص 98; جلال الدین
سیوطى، الاتقان، ج 1، ص 118; البرهان، ج 1، ص 270.

[37]. آیة الله معرفت، علوم قرآن، ص 99.

[38]. مزمل، آیه 20.

[39]. فصلت ،آیه 26.

[40]. نام کامل او «عاصم بن ابى النجود اسدى» است. وى متوفاى سال 128 قمرى
و قارى کوفه بود. (آیة الله معرفت، علوم قرآن).

[41]. ر.ک: التمهید، ج 2، ص 226ـ231; سید محمد باقر حجتى، تاریخ قرآن کریم،
ص 39ـ357 و آیة الله معرفت، علوم قرآنى، و...

[42]. ر.ک: دکتر عبدالهادى فضلى، القراءات القرآنیه، (مقدمه اى بر
تاریخ قراءات قرآن کریم) ترجمه و تحریر دکتر سید محمد باقر حجتى، ص 113ـ123.

[43]. مفردات راغب، ص 71ـ72.

[44]. قال على: لا خیر فى قرائة لا تدبر فیها: برقى، محاسن، ج 1، ص 5;
عبدالله دارمى، سنن دارمى، ج 1، ص 89; بحارالانوار، ج 75، ص 75.

[45]. مستدرک الوسائل، ج 4، ص 373.

[46]. مقام معظم رهبرى در این باره مى فرماید: اشکالى ندارد که قرآن
کریم با صوت زیبا و نغمه هایى که با شأن قرآن مناسب است خوانده شود، بلکه این
کار بهترى است. البته به شرط این که به حدّ غنا نرسد که در این صورت حرام است.
اجوبة الاستفتاءات، ج 2، ص 31.

[47]. ص، آیه 29.

[48]. بحارالانوار، ج 89، ص 198.

[49]. ابن ابى جمهور احصایى، عوائد اللئالى، ج 1، ص 99; محمد محمدى رى
شهرى، میزان الحکمه، ج 3، ص 2521.

[50]. این نماز چهار رکعت ـ دو نماز دو رکعتى ـ است و طریقه خواندن آن که
در مکارم الاخلاق شیخ طبرسى، ص 341، و نیز بحارالانوار، علامه مجلسى، ج 86، ص
321، آمده چنین است: در رکعت اول پس از حمد، سوره «یس» و در رکعت دوم پس از حمد،
سوره «حم دخان» خوانده مى شود. در دو رکعت بعدى (در رکعت اول، «حم سجده» و در
رکعت دوم، سوره «تبارک» خوانده مى شود. پس از سلام نماز، باید نمازگزار حمد و
ثناى خدا گفته، بر پیامبر و اهل بیتش درود فرستد و براى مؤمنان استغفار کند
(یکصد مرتبه) سپس این دعا را بخواند: «اللَّهُمَّ ارْحَمْنِی بِتَرْکِ الْمَعَاصِی
أَبَداً مَا أَبْقَیْتَنِی وَ ارْحَمْنِی أَنْ أَتَکَلَّفَ طَلَبَ مَا لَا
یَعْنِینِی وَ ارْزُقْنِی حُسْنَ الظَّنِّ فِیمَا یُرْضِیکَ عَنِّی اللَّهُمَّ
بَدِیعَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ ذَا الْجَلَالِ وَ الْإِکْرَامِ وَ الْعِزَّةِ
الَّتِی لَا تُرَامُ أَسْأَلُکَ یَا اللَّهُ یَا رَحْمَانُ بِجَلَالِکَ وَ نُورِ
وَجْهِکَ أَنْ تُلْزِمَ قَلْبِی حِفْظَ کِتَابِکَ کَمَا عَلَّمْتَنِیهِ وَ
ارْزُقْنِی أَنْ أَتْلُوَهُ عَلَى النَّحْوِ الَّذِی یُرْضِیکَ عَنِّی اللَّهُمَّ
بَدِیعَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ ذَا الْجَلَالِ وَ الْإِکْرَامِ وَ الْعِزِّ
الَّذِی لَا یُرَامُ أَسْأَلُکَ یَا اللَّهُ یَا رَحْمَانُ بِجَلَالِکَ وَ نُورِ
وَجْهِکَ أَنْ تُنَوِّرَ بِکِتَابِکَ بَصَرِی وَ أَنْ تَشْرَحَ بِهِ صَدْرِی وَ
أَنْ تُطْلِقَ بِهِ لِسَانِی وَ أَنْ تُفَرِّجَ بِهِ عَنْ قَلْبِی وَ أَنْ
تَسْتَعْمِلَ بِهِ بَدَنِی فَإِنَّهُ لَا یُعِینُنِی عَلَى الْخَیْرِ غَیْرُکَ وَ
لَا یُؤْتِیهِ إِلَّا أَنْتَ وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ
الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ»

[51]. ر.ک: رجبعلى مظلومى، پژوهشى پیرامون آخرین کتاب الهى، ج 1، ص 36ـ37.