دانش دو گونه است : دانشي که مردم ناگزير از فراگيري آن هستند و آن رنگ[ ظواهر [اسلام است و دانشي که مردم اجازه دارند آن را واگذارند و آن قدرت خداونداست . [امام علي عليه السلام]
امروز: پنجشنبه 30 آبان 1387

  حديث قدسي حديثي است که پيامبر(صلي الله عليه وآله) يا ساير انبيا يا امامان معصوم(عليهم السلام) از خداوند خبر دهد. بدين گونه که معنا و مضمون آن به وسيله الهام يا در خواب و... به پيامبر(صلي الله عليه وآله) القا شود و پيامبر(صلي الله عليه وآله) با لفظ خود، آن را ادا کند و يا اين که الفاظِ حديث قدسي نيز وحي الهي باشد و نيز ممکن است هر دو گونه باشد; به هر حال، در حديث قدسي ادعاي اعجاز وجود ندارد; به خلاف قرآن که به منظور اعجاز و تحدّي با الفاظ خاصي نازل شده و امکان آوردن مانند آن وجود ندارد.


                             


برخي فرق هاي ديگر قرآن و حديث قدسي عبارت است از:


1-قرآن، سند رسالت و کتاب رسمي دين اسلام، هم چنين کتابي تحريف ناپذير است; ولي احاديث قدسي چنين جايگاه و ويژگي هايي ندارد.


2-قرآن، قطعي الصدور است; ولي احاديث قدسي، ظني الصدور; يعني نمي توان گفت: صددرصد از جانب خدا است; چرا که خبرِ واحد است.


3-احاديث قدسي، برخي از احکام قرآن را ندارند; مانند: لزوم طهارت هنگامِ مَسّ قرآن، حرمت قرائت در برخي اوقات و...



  • کلمات کليدي : پايگاه پرسمان قرآني
  •  نوشته شده توسط پرسمان قرآن در يکشنبه 21/7/1387 و ساعت 12:28 صبح | نظرات ديگران()

    کيفيت نزول وحي بر پيامبر اکرم‌چگونه بوده است‌، آيا صوت قرآن را مي‌شنيدند يا به وسيله قلب‌شان‌، آن را احساس مي‌کردند؟


    وحي آيات قرآن بر پيامبر(ص) به دو گونه بوده است‌: 1. مستقيم 2. غير مستقيم و به واسطة فرشته وحي‌.
    در وحي مستقيم حالت‌هايي چون احساس سنگيني‌، داغ شدن بدن و عرق ريختن‌، حالتي شبيه به بي هوشي‌، تغيير رنگ چهره و... بر پيامبر عارض مي‌شد. در روايتي مي‌خوانيم‌: حارث بن هشام از پيامبر سؤال کرد: وحي چگونه بر شما نازل مي‌شود؟ پيامبر فرمود: گاهي آن را به صورت زنگ مي‌شنوم و آن شديدترين نوع آن بر من است که گويي بندهاي من از يکديگر مي‌گسلد و در اين هنگام مطالب وحي شده را حفظ مي‌کنم‌
    صداي زنگ در اين روايت کنايه از صداي پياپي‌، است‌. اين صداي پياپي‌، وحي مستقيم بوده که پيامبر با تمام وجود به آن گوش فرا مي‌داده است‌; چرا که پياپي بودن صدا تأثيري نافذ دارد و تا اعماق قلب انسان نفوذ مي‌کند و از اين جهت است که پيامبر مي‌فرمايد: گمان مي‌کردم که جان من گرفته مي‌شود


    حالت‌هاي ياد شده در وحي مستقيم به جهت اوج ارتباط وحي با الهامات غيبي پروردگار و سنگيني وحي است که بر جسم آن حضرت تأثير مي‌گذارده است‌ و منظور از آية "إِنَّا سَنُلْقِي عَلَيْکَ قَوْلاً ثَقِيلاً ;(مزمل‌،5) در حقيقت‌، ما به تو گفتاري گران‌بار القا مي‌کنيم‌." نيز همين نوع وحي بوده است‌.
    در وحي غير مستقيم‌، جبرئيل‌، واسطة در آوردن وحي بوده است که گاهي به صورت بشر مجسّم مي‌شد و به حضور پيامبر مي‌رسيد; در روايتي از امام صادق‌آمده است‌: جبرئيل هنگامي که به حضور پيامبر مي‌رسيد، مانند بندگان مي‌نشست و بدون اجازه وارد نمي‌شد.


     بنابراين‌، وحي غير مستقيم‌، سنگيني و دشواري وحي مستقيم را نداشته است‌.
    تذکر اين نکته لازم است که پيامبر با تمام روح و روان خويش وحي را دريافت مي‌نموده است و چشم و گوش ظاهر بين در اين امر دخالتي نداشته است‌، اگر جز اين بود، مردم ديگر نيز مي‌توانستند همة آن‌چه را پيامبر مي‌بيند و مي‌شنود، ببينند و بشنوند.



  • کلمات کليدي : ندارد
  •  نوشته شده توسط پرسمان قرآن در يکشنبه 21/7/1387 و ساعت 12:28 صبح | نظرات ديگران()

    چه سوره‌هايي به صورت مستقيم و بي واسطه برپيامبراکرم‌نازل شده است‌؟


    وحي بر پيامبر اسلام‌به صورت‌هاي مختلف و در حالات متفاوتي صورت گرفته


    است‌.


    يکي از اقسام وحي‌، وحي مستقيم و بي واسطه است که قرآن به آن


    اشاره کرده است‌: "فَأَوْحَي‌ََّ إِلَي‌َ عَبْدِه‌ِي مَآ أَوْحَي‌َ ;«(نجم‌،10) در معراج‌ آن‌گاه


    به بنده‌اش آن‌چه را بايدوحي کند، وحي فرمود.)»در روايات نقل شده است که


     در دو مورد، آياتي بي واسطه بر پيامبر اکرم‌نازل شده است‌.


     
    1. در يک روايت آمده است که در معراج‌، آيه 284 سورة بقره به پيامبر وحي


     شد.


    2. در روايت ديگري آمده است که در معراج آيه‌هاي 285 و 286 سورة بقره


     به پيامبر وحي شد.


    بنابراين سه آية پاياني سورة بقره بي واسطه به پيامبر وحي شده است.



  • کلمات کليدي : ندارد
  •  نوشته شده توسط پرسمان قرآن در يکشنبه 21/7/1387 و ساعت 12:28 صبح | نظرات ديگران()

                                       


      رحلت علم وارسته ومفسر قرآن حضرت آيت الله معرفت بر همه حورويان وجامعه قرآني کشور وبه شاگردان ايشان تسليت باد.


    هنوز باور نمي شود که پرواز کرده باشي .هنوز گرمي صدايت در گوشم است.آخرين صداي تو را همين سه روز قبل در کلاس شنيدم.چه زيبا قرآن را براي ما تفسير مي کردي .آنقدر زيبا که بعد از کلاس تو انرژي کار وپژوهش قرآني را در خود دو چندان ميديديم.اميدوارم اين شاگردانت را فراموش نکني ودر آن سرا هم که هستي باز به ما سربزني ودر فهم قرآن راهنماي ما باشي.     روحت شاد.


     



  • کلمات کليدي : ندارد
  •  نوشته شده توسط پرسمان قرآن در يکشنبه 21/7/1387 و ساعت 12:28 صبح | نظرات ديگران()
                                    



     از امام حسين (ع ) پرسيدند: يا ابن رسول الله روزگار را چگونه مي گذراني ؟ فرمودند:


    روزگار را درحالتي مي گذرانم که پرودگار بزرگ ناظر بر اعمال من است و آتش جهنم را


    در پيش روي خود مشاهده مي کنم . مرگ در تعقيب من است و از گير حساب بازپسين


     رهايي ندارم و در گرو اعمال خويشتن مي باشم . آنچه دلم بخواهد، نمي شود و


     قدرت دفع مکروهي از خويشتن ندارم . کارها در دست ديگري است ، اگر اراده کند


     عذابم فرمايد و اگر بخواهد، مورد عفوم قرار مي دهد. بنابر اين کدام مسکين است که


    از من درمانده تر باشد؟


                                                       بحار الانوار، ج 78، ص 116



  • کلمات کليدي : ندارد
  •  نوشته شده توسط پرسمان قرآن در يکشنبه 21/7/1387 و ساعت 12:28 صبح | نظرات ديگران()

                               معني مکي و مدني چيست؟


    دعوت پيامبر (ص ) سيزده سال در مکه و ده سال در مدينه بوده است و در طول اين مدت آيات و سوره هاي قرآن بر ايشان نازل مي شده است. سوره هائي که قبل از هجرت به مدينه نازل شده باشند مکي و سوره هائي که پس از هجرت به مدينه (حتي خارج از مدينه و هنگام حج در مکه) بر پيامبر نازل شده باشند اصطلاحا مدني ناميده مي شوند.



  • کلمات کليدي : ندارد
  •  نوشته شده توسط پرسمان قرآن در يکشنبه 21/7/1387 و ساعت 12:28 صبح | نظرات ديگران()

    سوال: اختلاف قرائتها چگونه به وجود آمد؟


    جواب : اختلاف بين قرائتها ي قرآن کريم دو بار بوجود آمد . بار اول پس از رحلت پيامبر (ص)به علتهاي مختلف از جمله اينکه کاتبان وحي از بين قبايل مختلف بودند و هر يک از صحابيان طبق گويش قبيله اي خود قرآن را مکتوب نموده بودند و نيز ابتدائي بودن خط عربي ـ بين  قرآنهاي مکتوب شده که مصحف ناميده مي شدند اختلاف ( در حد جزئي و بيشتر در اختلاف حرکات و بعضي از حروف) به وجود آمد که اين اختلافات را عثمان(خليفه سوم ) با نوشتن قرآني يکنواخت  تحت نظر صحابيان و کاتبان وحي از بين برد.


    پس از عثمان مجددا بين قاريان اختلاف افتاد و آنها در بعضي از موارد از خود در خواندن آيات نظراتي ارائه کردند و اختلافات قرائت  باز هم در حد حرکات و بعضي از کلمات و حروف مجددا جلوه گر شد.نواقص موجود در خط عربي هم همچنان وجود داشت.


    اين اختلافات اندک به تدريج مدون شد و قرائتها به نام خود قاريان ثبت گرديد .که امروزه هم به نام خود آنان معروف است.مثل قرائت عاصم يا قرائت حمزه



  • کلمات کليدي : ندارد
  •  نوشته شده توسط پرسمان قرآن در يکشنبه 21/7/1387 و ساعت 12:28 صبح | نظرات ديگران()

    چرا خود پيامبراکرم(صلي الله عليه وآله) قرآن را نمي نوشتند؟ با اين که خود در احاديث مختلف تأکيد به نوشتن قرآن و علوم و روايات مي کردند؟


            تمام قرآن، به امر پيامبراکرم(صلي الله عليه وآله) به دست کاتبان وحي نوشته شده است; لذا احاديثي که بر نگارش علوم تأکيد دارند، با اقدام پيامبراکرم(صلي الله عليه وآله) در ننوشتن احاديث و قرآن به دست مبارک خودشان منافاتي ندارد. شيوه آموزش و تربيت پيامبراکرم(صلي الله عليه وآله) با خواندن آيات قرآن از حفظ و تعليم حلال و حرام و دادن تعليمات عالي اسلام و اندرزها و نصايح بوده است; ولي بر اساس سلسله اي مصالح مهم، پيامبر(صلي الله عليه وآله) از به کار بردن قلم اجتناب مي ورزيد; زيرا اگر او مانند ديگران مي خواند و مي نوشت، مخالفان نبوت او، آن را دستاويز قرار داده، چنين وانمود مي کردند که آيين توحيد او و شرايع و احکام وي زاييده افکار ديگران و نتيجه مطالعات و بررسي هاي مکتب هاي پيشينيان است و با جهان وحي و خداوند ارتباطي ندارد. قرآن اين حقيقت را با روشن ترين عبارت بيان کرده و مي فرمايد:          (وَ مَا کُنتَ تَتْلُواْ مِن قَبْلِهِ مِن کِتَـب وَ لاَ تَخُطُّهُ بِيَمِينِکَ...) پيش از نزول قرآن، کتابي نمي خواندي و چيزي نمي نوشتي ]زيرا[ در غير اين صورت، کافران در آيين تو ترديد مي کردند.


    از اين رو مصلحت اقتضا مي کرد که پيامبر(صلي الله عليه وآله) خود ننويسد و نخواند; اگر چه بر خواندن و نوشتن توانايي داشته باشد.



  • کلمات کليدي : ندارد
  •  نوشته شده توسط پرسمان قرآن در يکشنبه 21/7/1387 و ساعت 12:28 صبح | نظرات ديگران()

    قرآن‏شناسان در يک تقسيم‏بندي کلّي سوره‏هاي قرآن را به چهار گروه عمده تقسيم نموده و بر آن نام خاصي نهاده‏اند.


    1. السَّبع الطُّوَل: (طُوَل جمع طُولي‏ مؤنث اَطْول، مثل کُبَر جمع کُبري‏) هفت سوره بزرگ قرآن که اکثر گفته‏اند عبارتند از: بقره، آل عمران، نساء، مائده، انعام، اعراف، امّا در مورد هفتمين سوره اختلاف است که به نقل از سعيد بن جبير سوره يونس است، و بعضي ديگر سوره کهف گفته‏اند.


    2. المئون: اين سوره‏ها از <طُوَل» کوتاه‏تر بوده، و آياتشان متجاوز از صد آيه است که عبارتند از: التوبه، النحل، هود، يوسف، الکهف، الاسراء، الانبياء، طه، المؤمنون، الشعراء و الصّافات.


    3. المثاني: سوره‏هايي که آياتشان از صد کمتر است که تقريباً بيست سوره‏اند. دليل آن که اين سوره‏ها را مثاني گفته‏اند، قرار گرفتن اين سوره‏ها پس از <مئون» است. <ثَنْي» به معناي ميل و عطف است. وجوه ديگري نيز براي معناي مثاني ذکر کرده‏اند.


    4. المفصّل: سوره‏هاي کوتاه را مفصل ناميده‏اند. چون کوتاهند و با <بسمله» از هم فصل و جدا مي‏شوند. و يا آن که فواصل آيات در اين سوره‏ها به نسبت زيادتر است. در اين که آخرين سوره از مفصّل <ناس» است، اختلافي نيست. اما در مورد اولين سوره مفصّل، اختلاف فراواني است. سيوطي دوازده قول را نقل کرده که از ميان آنها التمهيد سوره <الرحمن» را انتخاب نموده است؛ در حالي که مناهل العرفان و موجز علوم‏القرآن، اولين سوره مفصّل را <حجرات» ذکر کرده‏اند.


    در حديثي از رسول خدا(ص) نقل شده است که فرمود:


    اُعْطيتُ مکانَ التوراةِ، السبعَ الطُوَل، و اُعطيت مکانَ الزَبورِ، المئين و اُعطيتُ مکانَ الإنجيلِ، المثاني و فُضِّلْتُ بِالمفصّل؛ به جاي تورات، هفت سوره بلند قرآن و به جاي زبور، سوره‏هاي مئون و به‏جاي انجيل، سوره‏هاي مثاني به من داده شد و با وجود سوره‏هاي مفصّل بر ديگران برتري يافتم.


    نوع ديگري دسته‏بندي براي سوره‏هاي قرآن ذکر نموده‏اند؛ نظير سوره‏هاي ممتحنات، مسبّحات، حواميم (آنها که با <حم» آغاز مي‏شوند) و سوره‏هاي عزائم (سوره‏هايي که سجده واجب دارند: سجده، فصّلت، نجم و علق).



  • کلمات کليدي : ندارد
  •  نوشته شده توسط پرسمان قرآن در يکشنبه 21/7/1387 و ساعت 12:28 صبح | نظرات ديگران()


    حمادبن عثمان از حضرت صادق(عليه السلام) پرسيد: مصحف فاطمه(عليها السلام) چيست؟


    حضرت فرمود: «چون خداي تعالي جان پيامبر را گرفت، فاطمه(عليها السلام) از وفات آن حضرت تا آن جا اندوهناک شد که جز خداي عزوجل نداند. خدا فرشته اي را فرستاد تا فاطمه را تسليت دهد و با او حديث گويد. از اين پيش آمد به علي(عليه السلام) شکايت کرد (چون هراس آور بود و گفته هاي او از دست مي رفت) حضرت فرمود: هر وقت احساس کردي که فرشته اي فرود آمده و آوازش را شنيدي، به من خبر ده، و پس از آن علي(عليه السلام) آنچه را از فرشته مي شنيد، مي نوشت تا اين که مصحفي از اين نوشته ها درست شد.»


    از مجموع روايات چنين فهميده مي شود که مصحف حضرت فاطمه سخني از اسرار علم است که در آن کلمه اي از قرآن نيست و چيزي از حلال و حرام در آن وجود ندارد; بلکه حاوي امثال، حکم، موعظه ها، سخنان عبرت آميز و اِخبار از پيش آمدهاي آينده است، بنابراين، مصحف حضرت زهرا(عليها السلام) از سلک مصحفهاي قرآني بيرون و اگر هم نام «مصحف» داشته است، جزء مصاحف قرآني به حساب نمي آيد. اين مصحف بعد از حضرت زهرا نزد امامان معصوم(عليهم السلام)و الآن نزد امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف) است.


    بنابراين، امام حسن و امام حسين(عليهما السلام)، مصحفي که منتصب به آن ها باشد، ندارند، الاّ اين که همان مصحف حضرت فاطمه(عليها السلام)در دست آن ها نيز وجود داشته است.


    ********************


    پاورقي ها:


    1. اصول کافي، کليني(رحمه الله)، ج 2، ص 237، انتشارات اسوه.


    2. اصول کافي و بحارالانوار، ج 43، ص 79 و 80.


    3. براي آگاهي بيشتر علاوه بر آن چه در متن آمده ر.ک: تاريخ قرآن، دکتر راميار، ص 3


     



  • کلمات کليدي : ندارد
  •  نوشته شده توسط پرسمان قرآن در يکشنبه 21/7/1387 و ساعت 12:28 صبح | نظرات ديگران()

    " مراجعه کننده گرامي ، فعاليت هاي وبلاگ‏هاي گروه پرسمان قرآني در اين وبلاگ ادامه دارد. شما همچنان مي توانيد سوالات خود را در بخش مربوطه که ادامه فعاليت هاي  وبلاگهاي گروه بوده است مطرح فرماييد. با آرزوي موفقيت



     



    گروه اينترنتي پاسخ به سوالات و شبهات پرسمان قرآن




  • کلمات کليدي : پايگاه پرسمان قرآني
  •  نوشته شده توسط پرسمان قرآن در يکشنبه 13/5/1387 و ساعت 8:38 عصر | نظرات ديگران()
     ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
    تفاوت حديث قدسي و قرآن
    صاحب نظراش بيان جلو
    وحي مستقيم وبي واسطه
    معرفت هم با معرفت رفت
    يک روايت زيبا
    مکي ومدني
    چگونگي پيدايش اختلاف قرائتها
    علت قرآن ننوشتن پيامبر(ص)
    تقسيم بندي سوره هابه چند گروه صورت گرفته است؟
    مصحف حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها
    تغيير در وبلاگهاي گروه
    [عناوين آرشيوشده]

    بالا

    طراح قالب: رضا امين زاده** پارسي بلاگ پيشرفته ترين سيستم مديريت وبلاگ

    بالا