| اخلاق و عرفان |
|
| PersianBlog | Free Templates | Blogs List | |

برخى از تفاسير عرفانى و كتاب هايى كه به اين موضوع پرداخته اند، عبارتند از:
1. كشف الاسرار و عدة الابرار، معروف به تفسير خواجه عبدالله انصارى نوشته ابوالفضل رشيدالدين احمد بن ابى سعد ميبدى، به اهتمام على اصغر حكمت، اميركبير تهران.
2. لطائف الاشارات، ابوالقاسم عبدالكريم بن هوازن قشيرى نيشابورى، تصحيح و تحقيق ابراهيم بسيونى، دارالكتاب العربى للطباعة والنشر قاهره.
3. حقائق التفسير، ابوعبدالرحمن سلمى، به تصحيح پل نويا لويى ماسينيون، به همت دكتر نصرالله پورجوادى، مركز نشر دانشگاهى تهران.
4. لباب التأويل، معروف به تفسير خازن، ابوالحسن على بن محمد بن ابراهيم شيحى بغدادى، مطبعة الاستقامه قاهره.
5. تفسير عرفانى سوره هاى واقعه، طارق، اعلى، نوشته سيد ناصر قوّامى، كتاب طوبى تهران.
6. اخلاق و عرفان در سوره حجرات، ابوالفضل بهرامپور، انتشارات هجرت قم.
7. عرفان و حماسه، آيت الله جوادى آملى، نشر فرهنگى رجاء.
8. عرفان ناب، عرفان در قرآن و مكتب اهل بيت، دكتر احمد باقرزاده، ميانجى، انتشارات تپش.
9. عرفان اسلام، علامه محمد تقى جعفرى، مؤسسه نشر كرامت.
10. انسان و قرآن، آيت الله حسن حسن زاده آملى، نشر الزهراء.
11. معارف دوره6 ش3، گروهى از نويسندگان، نشر دانشگاهى.
12. عرفان حافظ (تماشاگه راز)، اثر متفكر شهيد استاد مرتضى مطهرى، انتشارات صدرا.
13. تجلّى و ظهور در عرفان نظرى، سعيد رحيميان، مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم.
14. فلسفه عرفان، دكتر سيد يحيى يثربى، مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم.
15. معرفت شناسى در عرفان، سيد حسين ابراهيميان، مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم.
| لینک |
دل گر چه در این بادیه بسیار شتافت
یک موی ندانست ولی موی شکافت
اندر دل من هزار خورشید بتاخت
آخر به کمال ذره ای راه نیافت
«و الّذين ءَامنوا أَشدُّ حبّاً للّه...;(بقره، 165) و كسانى كه ايمان آورده اند، محبت بيشترى به خدا دارند...»
«...قد شغفها حُبّاً...;(يوسف،30)سخت خاطرخواه او شده است.»
«و تحبّون المال حبّاً جمّاً;(فجر، 20) و مال را دوست داريد، دوست داشتنى بسيار.»
واژه عشق در قرآن نیامده است اما معادل آن آیاتی است که در صدر آوردم
در قرآن كلمه محبت (دوست داشتن) مورد عنايت و توجه خاص قرآن كريم قرار گرفته است تا آنجا كه واژه «حُبّ» (دوستى) و مشتقات آن بيش از صد بار در قرآن كريم به كار رفته و هر جا كه لازم بوده از معناى عشق (شدت دوستى) تعبير شود، از مادّه حبّ با قرينه لفظى يا معنوى استفاده شده است;
لکن عشق بر دو نوع است حقیقی و مجازی
لذا در قرآن كريم، دو نوع عشق مورد توجه قرار گرفته است:
الف) عشق صحيح يا آسمانى و حقيقى
ب) عشق باطل يا زمينى و مجازى
آنچه بيشتر مورد توجه و عنايت قرآن است و آيات زيادى به آن اختصاص يافته، عشق در راه خداست.
قرآن كريم، نمونه اى از اين عشق خدايى را در سوره طه، در داستان حضرت موسى (على نبينا وآله وعليه السلام) نقل مى كند:
مى فرمايد: «و ما أعجلك عن قومك يموسى * قال هم أُولاءِ على أثرى و عجلتُ إليك رَبّ لترضى;(طه، 83 و 84) و اى موسى! چه چيز تو را (دور) از قوم خودت، به شتاب واداشته است؟ گفت: اينان در پى منند، و من [اى پروردگارم! ]به سويت شتافتم تا خشنود شوى.»
آنان كه از مسأله جاذبه عشق به خدا بى خبرند، ممكن است از گفتار موسى، در پاسخ سؤال پروردگار در مورد عجله او در شتافتن به ميعادگاه خداوند، شگفت زده شوند; امّا آنان كه با تمام وجود اين حقيقت را درك كرده اند كه هرچه وعده وصل نزديك شود، آتش عشق، تيزتر مى گردد، بخوبى مى دانند كه چه نيروى مرموزى موسى (على نبينا وآله وعليه السلام) را به سوى ميعادگاه «اللّه» مى كشيد و آنچنان با سرعت مى رفت كه حتى قومى را كه با او بودند، پشت سر گذاشت و مى دانست كه تمام جهان، ارزش يك لحظه از اين مناجات را ندارد.
| لینک |
ادامه فرقه اهل حق:
3 ـ خود آن حضرت اين عقيده را رد مى كند ; چگونه مى توان پذيرفت كه على (عليه السلام)خداست و در حالى كه خود آن حضرت به بندگى خويش در برابر خداوند اعتراف دارد و خدا و رسولش را به بهترين وجه مى ستايد ، چنان كه در خطبه دوم نهج البلاغه مى فرمايد : «او را سپاس مى گويم كه زيادت خواه نعمت اويم . گردن نهاده عزت اويم . پناه خواه از معصيت اويم . و نيازمند كفايت اويم .. . گواهى مى دهم كه خدا يكتاست ، و بى همتاست . .. .گواهى مى دهيم كه محمد(صلى الله عليه وآله)بنده او و پيامبر اوست .. .»
افزون بر آن ، خود آن حضرت در روايات مختلفى ، خطر اعتقاد افراطى در مورد خودش را گوش زد كرده ، و سفارش به ميانه روى در اين باره نموده است ;
در نهج البلاغه مى فرمايد : «سيهلك فىّ صنفان : محبّ مفرط يذهب به الحب الى غير الحق و مبغض مفرط .. . ، به زودى دو دسته به خاطر من تباه شود :
1 ـ دوستى كه كار را به افراط كشاند ، و محبت ، او را به غير حق براند .
2 ـ و آن كه در بغض اندازه نگاه ندارد ، و بغضش او را به راهى كه راست نيست در آرد.
حال آن دسته درباره من نيكوست،كه راه ميانه را پويد و از افراط و تفريط دورى جويد»
ب : بلند نگه داشتن شارب (سبيل )
يكى از كردار خرافى آنان اين است كه سبيل (شارب ) خود را بلند نگه مى دارند ، و كوتاه كردن و تراشيدن آن را جايز نمى دانند .
در حالى كه در قرآن و روايات معصومين(عليهم السلام) هيچ دليلى بر آن وجود ندارد ; بلكه برعكس ، در روايات ، از تراشيدن ريش نهى شده و سفارش شده است كه شارب هاى خود را كوتاه كنيد تا حدى كه به دهان نرسد .
علاوه بر آن شارب و سبيل بلند ، كمينگاه ميكروب و عملى بر خلاف بهداشت و نظافت است ،
پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله)مى فرمايد : «قطعا هيچيك از شما سبيل خود را بلند نكند ; زيرا اگر بلند كند ، شيطان آن را كمينگاه خود قرار مى دهد»
کتاب های مورد استفاده:
1.راه خداشناسى و شناخت صفات او ، آية الله جعفر سبحانى ، ص 202ـ222
2. اهل حق ، تحقيقى پيرامون تاريخ ـ پندارها و كردار اهل حق همراه با نقد.
3. فروع كافى ، كلينى(رحمه الله) ، ج 6 ، ص 501 و 502 ، دارالتعارف للمطبوعات.
لازم به ذکر است که برخی از آن به جای ذکر نماز می خوانند و خود را از شيعيان
می دانند ولی شيعه معمولا آنان را غلو کننده در مورد اهل بيت دانسته و آنان را از دين خارج می داند.
| لینک |
هموطنان عزيز واحد پاسخ به پرسشهای قرآنی مرکز فرهنگ و معارف قرآنی تا كنون به دهها هزار پرسش قرآني پاسخ گفته واينك آماده پاسخ گويي به سوالات قرآني شما در سطح وسيع تري است شما مي توانيد از راههاي زير با مرکز ارتباط برقرار کرده و پرسشهاي قرآني خود را با ما درميان بگذاريد
1- صندوق پستي : 3775-37185
2- تلفن (شبانه روزي): 7740804 - 0251
3-دورنويس 0251-7736270
4-پست الکترونيک QURAN@MAAREFQURAN.COM
5- سايت www.MAAREFQURAN.COM
همچنين اين مرکز آماده است در صورت اعلام نياز مراکز فرهنگي و آموزشي پرسشنامه پست رايگان (جواب قبول) در اختيار مراکز فوق قرار دهد
| لینک |
پرسش:در مورد فرقه «على اللهى » يا «اهل حق » توضيح دهيد؟
پاسخ در دو بخش تقديم می شود:
الف:
فرقه «اهل حق » در ايران بيشتر در قسمت هايى از استان كرمانشاه ، لرستان ، آذربايجان شرقى و حوالى تهران و مازندران ، و برخى مناطق ديگر زندگى مى كنند . ـ و آن گونه كه نقل شده ـ آنان در دين و اعتقاد خود افراط كرده ، و معتقد به برخى پندارها و كردارهايى شده اند كه هيچ پايه و اساسى ندارد و از نظر اسلام و قرآن باطل و غير قابل قبول مى باشد.
البته برخى از افراد فرقه «اهل حق » ممكن است معتقد به چنين اعتقاداتى نباشند، اما جهت آگاهى، و مبتلا نشدن به انحرافات و كردارهاى باطل ، به دو نمونه، اشاره می کنیم :
الف : عقيده افراطى در مورد اميرالمؤمنين(عليه السلام)
اعتقاد به الوهيت مولى الموحدين ، على (عليه السلام)عقيده اى است افراطى و باطل ، و اگر كسى معتقد به چنين عقيده اى باشد و بگويد : على (عليه السلام)همان خداست ، از اسلام خارج شده و غير مسلمان محسوب مى شود .
حضرت على (عليه السلام)فضايل و كمالات فراوانى دارد كه زبان و قلم ما از بيان آن عاجز ، و آن حضرت در بين بندگان خدا نظير ندارد ; اما (نعوذ بالله) خدا دانستن ايشان ، جفا در حق آن حضرت و عقيده اى نادرست و باطل مى باشد ; زيرا :
1 ـ عقيده مذكور خلاف حكم عقل سالم است ، چرا كه هر عقل سالمى شهادت به وحدانيت خداوند متعال مى دهد ، و دلايل عقلى متقن گواه بر توحيد و يگانگى خداوند يكتاست و او را از هرگونه شريك و مثل و مانند منزه مى داند .
2 ـ اين عقيده كه على (عليه السلام)همان خداست ، بر خلاف آيات روشن قرآن مجيد است ، زيرا جاى جاى قرآن كريم گواهى به يگانگى خدا مى دهد ، و «الوهيت » را تنها از آن «الله» مى داند.
مى فرمايد : «وَ مَا مِنْ إِلَـه إِلاَّ اللَّهُ الْوَ حِدُ الْقَهَّارُ» (ص ، 65) ،
«لَيْسَ كَمِثْلِهِ ى شَىْءٌ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ ; (شورى ، 11) هيچ چيز همانند او نيست و او شنوا و بيناست !» .
افزون بر آن در سوره توحيد مى فرمايد : «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ * اللَّهُ الصَّمَدُ.. . ; بگو خداوند يكتا و يگانه است ، خداوندى است كه همه نيازمندان قصد او مى كنند ; (هرگز) نزاد و زاده نشد ، و براى او هيچ گاه شبيه و مانندى نبوده است !» .
در جاى ديگر مى فرمايد : «مَا اتَّخَذَ صَـحِبَةً وَ لاَ وَلَدًا ; (جن ، 3) خداوند نه همسرى براى خود برگزيده و نه فرزندى دارد ، نه تولد داشته و نه وفات دارد» ; در حالى كه اميرالمؤمنين(عليه السلام)پدر داشته و از مادر متولد شده ، داراى همسر و فرزند بوده ، تاريخ تولد ، شهادت و كيفيت آن ها در كتاب هاى تاريخ مفصلا بيان شده كه جاى هيچ گونه شك و شبهه اى نيست .
| لینک |
در شماره پيشين به روايتی اشاره شد که اخلاص چه تاثيری بر انسان دارد در اين بخش توجه شما را به ادامه مطالب جلب می کنم:
بخش دوم
قرآن كريم نيز اين مطلب را در آيات مختلف يادآورى كرده ; از آن جمله :
الف ) «يـأيّها الّذين ءامنوا إن تتّقوا اللّه يجعل لّكم فرقانًا; (انفال ، 29) اى كسانى كه ايمان آورده ايد ! اگر از [مخالفت فرمان] خدا بپرهيزيد ، براى شما وسيله اى جهت جدا ساختن حق از باطل قرار مى دهد ، [روشن بينى خاصى كه در پرتو آن ، حق را از باطل خواهيد شناخت ;]» .
ب ) «يـأيّها الّذين ءامنوا اتّقوا اللّه و ءامنوا برسوله يؤتكم كفلين مِن رّحمته و يجعل لّكم نورا تمشون به ; (حديد ، 28) اى كسانى كه ايمان آورده ايد ! تقواى الهى پيشه كنيد و به رسولش ايمان بياوريد تا دو سهم از رحمتش را به شما ببخشد و براى شما نورى قرار دهد كه با آن ]در ميان مردم و در مسير زندگى خود[ راه برويد» .
ج ) «فمن كان يرجوا لقآء ربّه فليعمل عملا صـلحا و لايشرك بعبادة ربّه أحدا; (كهف ، 110) پس هر كه به لقاى پروردگارش اميد دارد ، بايد كارى شايسته انجام دهد ، و هيچ كس را در عبادت پروردگارش شريك نكند» .
د) «والّذين جـهدوا فينا لنهدينّهم سبلنا و إنّ اللّه لمع المحسنين ; (عنكبوت ، 69) و آنها كه در راه ما [با خلوص نيت] جهاد كنند ، قطعاً به راه هاى خود ، هدايتشان خواهيم كرد ، و خداوند با نيكوكاران است » .
البته هر كس چنين ادعايى[شهود عرفانى ] داشته باشد نمى توان از او پذيرفت و نمى توان به سخنان هر مدعى گوش فرا داد; زيرا در برابر كشف و شهود واقعى كه گاه بر اثر ايمان و يقين كامل و گاه به جهت رياضت هايى حاصل مى شود ، كشف و شهودهاى خيالى و شيطانى نيز فراوان است كه گاه بر اثر تلقين هاى مكرر و انحراف فكر و ذهن از جاده صواب ، و گاه بر اثر القائات شيطان ، صحنه هايى در نظر انسان مجسم مى شود كه هرگز با واقعيت تطبيق نمى كند و چيزى جز خيال و اوهام نيست كه با آگاه شدن از طرق شناختن مدعيان راستين از دروغين مى توان فهميد كه كدام كشف و شهود ما واقعى و رحمانى و كدام كشف و شهودها خيالى و شيطانى است .
| لینک |
