چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386
آيتالله معرفت انديشه هاي قرآني را احيا كرد
به گزارش آینده روشن به نقل از مركز خبر حوزه، وي مرحوم آیت الله معرفت را از جمله چهرههاي سرشناس حوزه علميه قم عنوان كرد و افزود: خدمات ايشان در راستاي توسعه و پيشرفت مفاهيم و مضامين انقلاب بود و معتقد بود اجراي نظام فرهنگي اسلام درهر زماني ممكن است.
رئيس انجمن قرآن پژوهي حوزه، با اشاره به ويژگيهاي اخلاقي آيتالله معرفت اظهار داشت: ايشان بسيار متواضع بودند و در مباحث علمي با صبر و حوصله به سخنان شاگردان بويژه مخالفان گوش ميدادند و بسيار اتفاق ميافتاد كساني كه با ايشان موافق نبودند، در نظريات خود باز بيني ميكردند.
حجتالاسلام و المسلمين مؤدب تصريح كرد: مهمترين بعد زندگي ايشان احياي انديشههاي علوم قرآن است، آيتالله معرفت مقدمات كتاب«التمهيد في العلوم القرآن» را در نجف فراهم و آنرا در قم منتشر كردند و با تبيين نظريات علوم قرآني مانند تفسير، تاويل و نسخ خدمات بزرگي به جامعه اسلامي ارائه نمودند.
وي با اشاره به جايگاه آثار علمي آيتالله معرفت گفت: كتاب«التفسيرالاثري» يادگاري ارزشمند از ايشان است و ميتواند مورد استفاده اهل سنت نيز قرار گيرد زيرا روايات آنان را نيز به خوبي بررسي كرده است.
رئيس انجمن قرآن پژوهي حوزه افزود: كتاب شبهات و ردود ايشان از نظر علمي بسيار گرانقدر است؛ و مستشرقان نيز مي توانند با مراجعه به قرآن شبهات خود را پيرامون اين كتاب به خوبي حل كنند.
چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386
پيروي از عدالت پيامبر(ص) بر عهده تمام مسلمانان است
|
سردبير فصلنامه شيعه شناسي با بيان اينکه برخورد پيامبر اسلام(ص) با افراد بسيار معتدل بود، گفت: پيروي از عدالت و ميانه روي، اين ويژگي برتر پيامبر گرامي اسلام به منظور ترويج دين اسلام وظيفه هر مسلمان خداجوي است. حجت الاسلام دکتر سيد رضا مؤدب سردبير فصلنامه شيعه شناسي و عضو هيئت علمي دانشگاه قم در گفتگو با خبرنگار مهر، با تأکيد بر اينکه يکي از ويژگي هاي مهم پيامبر(ص) اعتدال و ميانه روي است، اظهار داشت: خداوند متعال در قرآن کريم پيامبر را در آيات بسياري مورد وصف قرار داده و مي فرمايد، اي رسول ما در رفتار خود ميانه رو باش. وي با اشاره توصيف قرآن کريم در بيان اخلاقيات پيامبر(ص) اظهار داشت: پيامبر گرامي اسلام از يک جهت نسبت به کفار و دشمنان اسلام که مانعي در برابر ترويج دين توسط ايشان بودند برخورد شديد دارند و با آنها مقابله و جهاد مي کنند لکن رفتار پيامبر به گونه اي نبود که حتي دشمنان اسلام را فراري دهند، در برخورد با کفار تا آنجايي که امکان دارد مقابله مي کند و در عين حال از افراط و تفريط جلوگيري مي کند . وي افزود: پيامبر با مسلمانان و درون جامعه رحيم و در برخورد با آنها بسيار متواضع بود، ويژگي اعتدال و ميانه روي پيامبر که در آيات بسياري به آن اشاره شده، در واقع ارزشمند است. حجت الاسلام دکتر سيد رضا مؤدب با بيان اينکه در جامعه امروز مسئله ميانه روي بدرستي تحليل نشده است، گفت: در زندگي امروز در مسئله برخورد با کفار دين به دليل اينکه مسئله اعتدال و ميانه روي آنچنان که بايد به درستي تحليل نشده است مردم در رفتار خود دچار افراط و تفريط مي شوند، در حاليکه پيامبر در رفتار خود مرز عقل و اعتدال را رعايت مي کردند. وي با اشاره به اينکه پيامبر(ص) ضمن اينکه در مواجهه با دوستان و همکاران مهربان بودند آنها را نيز تکريم مي کردند، اظهار داشت: پيامبر اسلام تا مرزي که دين اجازه مي داد مسلمانان را تکريم و در برخورد با آنها يکسان عمل مي کردند، به اين دليل که افراط و تفريط سبب آفت هايي در جامعه مي شود که ريشه هاي جامعه را سست و بي بنياد مي کند و همچنين باعث مي شود جامعه اسلامي از بين رفته يا تضعيف شود . سردبير فصلنامه شيعه شناسي با اشاره به اينکه در زندگي امروز دو راه قابل بررسي است، يادآور شد: دو معيار در حيطه خصوصيات اخلاقي پيامبر(ص)، به ويژه اعتدال و ميانه روي ايشان قابل بحث است، اول اينکه آشنايي بيشتر با زندگي پيامبر گرامي اسلام که چگونه عبادت و چگونه رفتار روزانه خود را تنظيم مي کردند و دوم اينکه کمک از خرد ورزي و قدرت عقل و استفاده از نيروي فکري که خداوند در وجود ما نهاده است، اينکه ما همواره راه درست و منطقي را فراروي خود قرار دهيم و از آن بهره ببريم. |
چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386
انديشه قرآنی پژوهشگران در تعامل با يكديگر ارزشمندتر است
|
انجمن قرآنپژوهی حوزه علميه قم بر آن است تا بر اساس آئيننامه مصوب هيأت مؤسس و هيأت مديره انجمن، از افكار، آرا، انديشهها و تحقيقات قرآنی تمامی قرآنپژوهان حوزه و دانشگاه بهرهمند شود چرا كه انديشههای قرآنی در تعامل با يكديگر ارزشمندترند. حجت الاسلام دكتر سيد رضا مؤدب استاد دانشگاه، پژوهشگر علوم قرآنی و عضو هيأتمؤسس انجمن قرآنپژوهی حوزه علميه قم در گفتوگو با خبرگزاری قرآنی ايران با بيان مطلب فوق گفت: اين انجمن گرچه از طرف حوزه علميه قم و با حمايت معنوی معاونت پژوهشی اين حوزه تشكيل شده، اما آماده است تا با همه قرآنپژوهان تعامل مفيد و مؤثر داشته باشد. وی تأكيد كرد: اين انجمن سعی دارد استقلال خود را از حوزه حفظ كند و به طور مستقل به انجام مطالعات قرآنی اقدام كند. دكتر سيد رضا مؤدب درباره اهداف تشكيل اين انجمن گفت: گرد هم آوردن پژوهشگران حوزه قرآن و علوم قرآنی، برای ايجاد تعامل، همانديشی و همياری آنها در حوزه مطالعات علوم قرآنی از جمله اهداف اين انجمن است. اين پژوهشگر و محقق علوم قرآنی تأكيد كرد: در دهه اخير هم در حوزه و هم در دانشگاه، پژوهشهای قرآنی رو به رشد بود و بر اين اساس فعاليتهای انجمن شكل گرفت. مؤدب توضيح داد: فعاليتهای اين انجمن در سه بخش آموزش، پژوهش و اداری و مالی انجام میشود كه در بخش آموزش با برنامههای كوتاه مدت و بلند مدت در شاخههای تخصصی و عمومی به ارائه آموزشهای قرآنی میپردازد. وی ادامه داد: بخش پژوهش نيز بر آن است تا با انتشار يك نشريه قرآنپژوهی در سطح حوزه و دانشگاه و نشر آثار قرآنی، تصحيح برخی آثار قديمی قرآنی، تأليف آثار جمعی در موضوعات نوين، ارائه مشاوره درباره رسالههای قرآنی دانشجويان و راهاندازی بانك اطلاعات قرآنی، جديدترين تحقيقات قرآنی را به علاقهمندان ارائه كند. دكتر مؤدب پرداختن به موضوعات جديد قرآنی و نيز گرايش به مطالعات جمعی به جای مطالعات فردی را از راهكارهای پرهيز از موازیكاری در عرصه پژوهش و تحقيق در كشور دانست. |
چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386
كتاب «فرقان الحق» منزلت و ثبات قرآن را به چالش ميكشد
چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386
هدف قيام عاشورا فدای عزاداريهای شكلی نكنيم
|
توجه به مبانی قرآنی حركت امام حسين (ع) امری لازم و ضروری است و در عزاداری برای امام حسين(ع) بايد به اين مبانی توجه كرد. دكتر سيد رضا مؤدب تحقق و استاد دانشگاه در گفت و گو با خبرگزاری قرآنی ايران با بيان مطلب فوق گفت : در عزاداری برای امام حسين (ع) بايد از هر نوع حركت و رفتاری كه با اهداف قرآنی و دينی امام حسين (ع) سازگاری ندارد، پرهيز كرد. دكتر مؤدب همچنين گفت : امر به معروف و نهی از منكر به عنوان اصلیترين زير ساخت قيام امام حسين(ع) مطرح است و بايد برای تحقق اين اصل دينی در جامعه تلاش كرد . وی اين تلاش را وظيفه حاكمان حكومت اسلامی، دانشگاهها و حوزههای علميه،خانواده و نهادهای فرهنگی دانست و تأكيد كرد: معروفهای ما هنوز خوب شناخته نشدهاند همانطور كه خيلی از منكرها و ناپسندها در كشور شناخته نشدهاند و شناساندن اين موضوع بر عهده حاكمان حكومت اسلامی و نهادهای فرهنگی كشور است . وی مسؤوليت بخشی از اين فرهنگسازی را بر عهده مبلغان و موعظان دانست و تأكيد كرد : مبلغی در انجام رسالت خود موفق است كه مبانی فكری قرآنی امام حسين(ع) را بداند؛ با سخنرانیهای ايشان آشنا باشد و بتواند اين مبانی فكری را به جامعه القا كند . دكتر مؤدب درباره شيوههای تعزيت امام حسين(ع)نيز گفت : اصل و هدف تعزيت امام حسين (ع) يادآوری مظلوميت آن امام بزرگوار است گر چه شكل ظاهری اين عزاداری با توجه به فرهنگ و سنت مردم هر شهر، چندان مهم نيست، اما بايد توجه داشت كه اگر هدف و محتوا صحيح باشد، قيام، همچنان زنده است ؛ نبايد هدف قيام را فدای عزاداریهای شكلی و ظاهری كرد ؛ گر چه اين عزاداریها هم درجای خود لازم هستند. |
سه شنبه هفتم آذر 1385
زندگي نامه
كتب:
از سال 1354 به شهر مقدس قم براى تحصيل به حوزه علميه مسافرت نمودم و تا دوسال در مدرسه علميه حضرت آيت الله گلپايگانى به مقدمات پرداختم در سال 1356 به مدرسه رسالت تحصيل منتقل شدم و دروس سطح يك و دو حوزه را در آنجا سپرى نمودم و از سال 1360 تا 1370 در حوزه علميه به ادامه تحصيل پرداختم درس مكاسب و كفايه را از محضر استادان گرانقدر حضرت آيه الله علوى گرگانى و حضرت آيات وجدانى فخر، پايانى، ستوده استفاده کردم ودر درس خارج حضرات آيات فاضل لنكرانى، مكارم شيرازى، علوى گرگانى شركت نمودم و يكدوره فقه و اصول را سپرى كردم.
از سال در69به مرکز تربيت مدرس قم مشغول به تحصيل شدم و همزمان در دانشگاه تهران تدريس دروس معارف را آغاز نمودم كه تا سال 1378 در دانشكده هاى فنى و مهندسى، علوم، ادبيات، حقوق و ... ادامه داشته است و همزمان در دانشكده الهيات دانشگاه تهران از سال 1372 در مقطع دكترى ادامه تحصيل داده در سال 1376 فارغ التحصيل در گرايش علوم قرآن و حديث شدم و از 1376 عضو هيئت علمى دانشگاه قم در آمدم و تا كنون عضو هيئت علمى رسمى دانشگاه هستم. در دانشگاه اصفهان تدريس معارف و در دانشكده علوم قرآنى و حديث و دانشكده شهيد محلاتى سپاه تدريس داشته ام. در دانشگاه قم در موضوعات علوم قرآن و حديث چندين جزوه علمى تهيه نموده ام. در دانشگاه و ديگر محافل علمى چندين كنفرانس علمى در موضوعات قرآنى ارائه كرده ام در مركز تفسير براى طلاب حوزه و در مركز جهانى علوم اسلامى براى طلاب خارجى تدريس داشته و دارم پايان نامه هاى متعددى در دانشگاه قم و مؤسسه امام خمينى سرپرستى نموده ام چندين كتاب و اثر پژوهشى فراهم آورده ام كه در آثار پژوهشى آمده و اكنون نير در پژوهشگاه فرهنگ و انديشه، عضو حلقه كارشناسى مقاله هاى آن مرکز هستم در راديو معارف و ... مباحثى علمى در موضوعات قرآنى داشته ام.
متفرقه:
1. نزول قرآن و رؤياى هفت حرف/ 1378 / دفتر تبليغات اسلامى قم
2. علم الحديث / 1378 / احسن الحديث
3. مفردات قرآن/ 1378 / احسن الحديث
4. اعجاز قرآن/ 1379 / احسن الحديث
5. روشهاى تفسير قران/چاپ اول 1380 /چاپ دوم با ويرايش جديد ۱۳۸۵ / دانشگاه قم
6. علم الدرايه تطبيقى/ 1382 / مركز جهانى علوم اسلامى
7. درسنامه درايه الحديث / 1383 / مركز جهانى علوم اسلامى
8. کتاب تاريخ حديث/ 138۴ / مركز جهانى علوم اسلامى۹. دروس في علم الدراية/۱۳۸۴/مركز جهاني علوم اسلامي
۱۰. علم الدراية المقارن/۱۳۸۴/مركز جهاني علوم اسلامي
مقالات:
1. در جستجوى معنى روايت سبعه احرف / 1379 / مجله علوم انسانى دانشگاهيان
2. ضرورت تطبيق روايات بر يكديگر / 1380 / فصلنامه علمى پژوهشى دانشگاه الزهراء تهران شماره 40
3. ديدگاه راغب در اعجاز قرآن / 1378 / مجله علوم انسانى دانشگاه قم شماره 1
4. حروف هفت گانه قرآن از ديدگاه امام خمينى/ 1378 / صحيفه مبين دانشگاه آزادتهران شماره 21
5. پژوهشى پيرامون روايت نزول قرآن بر هفت حرف/ 1374 / نامه مفيد شماره 2
6. معصومان و فهم ويژه آنان از قرآن / دانشکده الهيات دانشگاه تهران دفتر 74
7. تأملى در آفاق اعجاز قرآن / قبسات پاييز 82
8. قانون مدارى در انديشه حضرت امام / مقاله / 1378 / دانشگاه قم
• ترجمه ونقد مبانى ما بعد الطبيعه هارتمن / پايان نامه ارشد / 1372 / دانشگاه قم – تربيت مدرس
• تفسير 1 / جزوه ارشد/ 1378 / دانشگاه قم
• علوم قرآن 3/ جزوه ارشد/ 1377 / دانشگاه قم
• علوم قرآن 4/ جزوه ارشد/ 1378 / دانشگاه قم
• مباحثى در علوم قرآن / جزوه كارشناسى / 1376 / دانشگاه قم
• پژوهشى در جعل حديث / جزوه كارشناسى / 1374 / دانشگاه قم
• بررسى علل تدوين حديث / جزوه كارشناسى / 1374 / دانشگاه قم
• اعجاز بيانى قران/ جزوه كارشناسى/ 1375 / دانشگاه قم
• روايات ضعاف در روضه كافى / جزوه كارشناسى / 1373 / دانشگاه قم
• تفسيربه مأثور / جزوه كارشناسى / 1374 / دانشگاه قم
• بررسى اصطلاحات حديثى / جزوه كارشناسى / 1374 / دانشگاه قم
• كتابت و تدوين حديث در عصر صحابه / جزوه كارشناسى / 1373 / دانشگاه قم
همكارى با مراكز و نهادها
• مدير گروه علوم قرآن و حديث / دانشگاه قم/ 74 – 77
• مدير كل تحصيلات علمى / دانشگاه قم / 76 – 72
• سردبير مجله پژوهش نامه قران و حديث/ دانشگاه قم / 81 به بعد
• عضو حلقه كارشناسى دانشنامه قرآن / پژوهشكاه فرهنگ و انديشه /81 به بعد
• عضو هيئت علمى دانشگاه قم – مدرس دانشكده علوم قرآن قم – مركز تخصصى تفسير مركز جهانى علوم اسلامى
• مؤسس و عضو هيأت مديره انجمن قرآن پژوهى / 82
دوشنبه ششم آذر 1385
نقد انديشه هاي ذهبي
ميزگرد «نقد و بررسي آراي ذهبي در كتاب التفسير و المفسرون» پنجشنبه 23 مهرماه در تالار قدس مدرسه عالي امام خميني ـ ره ـ مركز جهاني علوم اسلامي در قم برگزار شد.
اين ميزگرد با حضور آيت الله معرفت و حجج اسلام محمدعلي رضايي اصفهاني، رئيس انجمن قرآنپژوهان و مدير گروه علوم قرآن و حديث ـ علياكبر بابايي ـ، عضو هيئت علمي پژوهشكده حوزه و دانشگاه ـ سيد رضا مؤدب ـ عضو هيئت علمي دانشگاه قم تشكيل يافته بود كه مشروح آن درپي ميآيد.
دكتر مؤدب: محمدحسين ذهبي از محققان اهل سنت و از پيشگاماني است كه در موضوع روشهاي تفسيري كتاب تأليف كرده است. گرچه پيش از آن كتاب مذاهب التفسير الاسلامي گلدزيهر و برخي از آثار ديگر نوشته شده است، اما كتاب ذهبي به جهت دامنه تاريخي بررسي تفاسير داراي اهميت است. وي در كتاب خود مباحث تاريخ تفسير و روشها را به صورت مفصل از عصر پيامبر ـ ص ـ تا عهد صحابه و تابعين پيوسته مطرح و ويژگيهاي تفسير مأثور را مفصل بحث كرده است. همچنين در تفسير به رأي، تحليل ادله طرفين و تقسيمبندي روش گروهي از مفسران اهل سنت و معتزله، شيعه اثنا عشريه، اسماعيله، زيديه، خوارج، صوفيه، تفاسير فلسفي، اشاري، فقهي و علمي را بحث كرده، اثر گرانقدري پديد آورده است. در حد امكان از منابع فراوان استفاده شده و نگارش محققانه كتاب درخور دقت و تحقيق است.
دكتر رضايي اصفهاني: اين كتاب منبع درسي برخي از مراكز علمي خارج و داخل كشور است و در موضوع خود ابتكاري و نو به شمار ميرود. بيشتر شخصيتها و مذاهب اسلامي را مورد انتقاد قرار داده و دو رساله در سطح كارشناسي ارشد در نقد آن نوشته شده است. البته لازم ميدانم ايرانيان در حوزه و دانشگاه نيز غير ايرانيان اين كتاب را از زاويههاي مختلف و قسمت به قسمت مطالعه، بررسي و نقد قرار دهند. نثر روان، نقل عين عبارت به صورت گسترده، آدرسدهي دقيق، نظم نوشتار، گواهي بر عظمت امام علي ـ ع ـ و اعتراف به اين كه «اول من اسلم و كان رضي الله عنه بحراً في العلم» و نيز اين كه بيشترين روايات تفسيري از ايشان است از نقاط قوت آن به شمار ميرود. نقاط ضعف اين كتاب نيز عبارت است از: بيپايه بودن نظرات شخصي ذهبي، ضعف استدلالها، تعصب فوقالعاده، خودمحوري، دشمني و ناسازگاري با شيعه و پيروان ائمه ـ ع ـ، عدم اطلاع از تفاسير شيعه به ويژه تفاسير معاصر، خلط بين شيعه و معتزله و اشكالات روششناسي.
استاد بابايي: كتاب از جهت تحليلي محققانه است ولي قوت علمي لازم را ندارد. موارد متعددي است كه ادعاها بدون دليل مطرح شده، گرچه فضايل مولي اميرالمؤمنين ـ ع ـ آن چنان زياد است كه هيچ كس توان انكار ندارد ولي با اين وجود در معرفي مفسران صحابه، امام علي ـ ع ـ را نفر سوم قرار ميدهد، اول ابن عباس بعد ابن مسعود بعد امام علي ـ ع ـ . حال آنكه اهل اطلاع ميدانند امام علي ـ ع ـ استاد ابن عباس است، حتي از ديد اهل تسنن. از ديد شيعه كه با ساير صحابه امام علي ـ ع ـ غير قابل قياس است، ولي از ديد اهل تسنن ابن عباس نوجواني 13 ـ 14 ساله بوده كه پيامبر ـ ص ـ از دنيا رفته و خيلي از محضر پيامبر اكرم ـ ص ـ استفاده نبرده است. از خود ابن عباس نقل شده كه «جل ما تعلمت من التفسير فهو من علي بن ابي طالب» شاگرد علي ابن ابي طالب بوده پس اول بايد استاد را معرفي كند، بعد شاگرد را ولي اول ابن عباس را مقدم داشته بعد ابن مسعود بعد علي ـ ع ـ را، اين يكي از جفاهايي است كه ايشان نسبت به ائمه معصومين ـ ع ـ روا داشته. در مورد معرفي زيد بن اسلم روايتي از بخاري نقل ميكند كه افرادي با او مجالست داشتند و از علم او استفاده ميكردند. از جمله علي بن الحسين امام سجاد ـ ع ـ را از شاگردان زيد بن اسلم ميداند در حالي كه از نظر سني هم روشن است كه امام سجاد ـ ع ـ استاد ايشان بوده است. تعبير او نسبت به شيعه هم اين است: «اماميه اثنا عشريه چون قرآن را با عقايد و افكارشان مساعد نيافتند چند كار كردند: 1. گفتند قرآن ظاهر و باطن و باطنهاي فراوان دارد و علم همه قرآن در نزد امامان است لذا عقل را تعطيل و مردم را از سخن گفتن در قرآن بدون شنيدن از امامانشان منع كردند. 2. همه يا بيشتر قرآن در مورد امامان، دوستان و يا دشمنان و مخالفان امامان است، 3. ادعا ميكنند قرآن از آنچه در زمان پيامبر ـ ص ـ بوده تحريف و تبديل شده است. اين برخود شيعه با قرآن است» و حال آنكه اين گفتهها همه اتهام محض است؛ اولاً اهل تسنن نيز براي قرآن ظاهر و باطن قائل هستند و اين مختص شيعه نيست. روايات ظهر و بطن قرآن، هم بين اهل سنت وارد شده و هم شيعه، هر دو دسته در كتابهايشان با سندهاي صحيح آوردهاند. ثانياً اينكه قرآن را فقط امامان معصوم ميتوانند تفسير كنند، درست نيست. اين همه تفسير اجتهادي شيعه داريم البته در بين شيعه بودند كساني كه ميگفتند ما با روايات رسيده ميتوانيم از قرآن برداشت داشته باشيم. راغب اصفهاني در مقدمه مطلبي دارد دال بر اين مطلب كه در بين اهل سنت هم اين عقيده وجود دارد ولي اكثريت شيعه اين نظر را ندارد، شيعه معتقد است انسان ميتواند في الجمله از قرآن مطالبي استفاده كند. ثالثاً اين مطلب كه بيشتر آيات مربوط به امامان، دوستان و دشمنان است هم در كتابهاي شيعه و هم اهل سنت آمده؛ كتابهاي 1. شواهد التنزيل، 2. مناقب اميرالمؤمنين ـ ع ـ ، ابن مغازلي، 3. ينابيع الموده، قندوزي سليمان بن ابراهيم، بر اين مطلب تأكيد دارند كه قرآن تقسيم ميشود به چهار قسمت: بخش معارف، بخش احكام، بخش فضايل و بخشي مطاعن دشمنان اهل بيت ـ ع ـ . بسياري آيات مدح و ثناي مؤمنان و متقيان است كه اهل بيت ـ ع ـ و دوستانشان در صدر آنهاست، بخش ديگر در مذمت ظالمان و مشركان است كه دشمنان ائمه ـ ع ـ از آن قبيل هستند و اين را به عنوان طعن بر شيعه مطرح ميكند. در مورد مسئله تحريف هم بعضي از اهل تسنن اين اتهام را به شيعه وارد كردند و همواره تكرار ميكنند اما همه اهل تحقيق ميدانند شيعه قايل به تحريف نيست. بعضي از شيعه ادعا ميكنند كه قرآن موجود همه قرآن نيست. (كم شدني كه مخل به اعجاز قرآن و حجيت قرآن نيست) اما كتابهاي فراواني در اين زمانه در نقد آن نوشته شده ولي ايشان به صورت جمع گفتهاند شيعه معتقد به تحريف قرآن است و اين جفايي آشكار است.
دكتر مؤدب: يكي از نقدهايي كه بر كتاب ذهبي وارد هست اينكه در جلد 2 صفحه 28 «يقول الاماميه الاثنا عشريه ان القرآن له ظاهر و باطن» سعي ميكند بگويد اماميه خود را در استفاده از بطن به هيچ حد و مرزي مقيد نميدانند، تا آنجا كه ميخواهند امامت و ولايت را از بطن قرآن استفاده كنند. به تعبير ايشان گويا شيعه در اثبات امامت و ولايت هيچ دليل و مدركي ندارد و از آيات بسيار متقن نتوانستهاند استفاده كنند، لذا سراغ بطن رفتند و آن را ميدان اثبات ولايت و امامت قرار دادهاند. در كتاب تفسير الجامعالاثري آيت الله معرفت بحث بطن آمده كه شيعه چه معياري براي استفاده دارد، آيا بدون حساب از بطن استفاده ميكند؟ يا در قالب خاص و شكل صحيح استفاده كردهاند؟
آيت الله معرفت: همان گونه كه اشاره شد شافعي كه از محققين اهل سنت است در مسئله تفسير، ظهر و بطن را مطرح ميكند و اين طور نيست كه فقط شيعه معتقد باشد. اين بطن غير از بطني است كه فرق باطني به آن معتقدند، آنها بيضابطه چيزهايي را بر قرآن حمل ميكنند اما شيعه براي بطن صحيح، ضابطه مند مطرح ميكند. اگر ضابطه داشت، بطنِ صحيح است. قرآن به دليل آنكه بر حوادث جاري آن وقت نظر دارد بسياري از آياتش گزارشي است از وقايع آن زمان. بعضي از كتابها ميگويد: قرآن كتاب شريعت نيست، كتاب اساسنامه نيست، يك سري سؤال و جواب در آن زمان است. به همين جهت پيامبر اكرم ـ ص ـ اصرار داشت به بطن قرآن و اگر كسي با نگاه سطحي نگاه كند اين معني بر او مخفي ميماند، بايد تعمق كند تا معني از پوسته در بيايد. مثلاً آيه شريفهاي درباره نبوت كه در پاسخ به مشركين ميگويد «و ما ارسلنا من قبلك الا رجالاً ... فاسئلوا اهل الذكر» مشركين تشكيك ميكردند كه پيامبر ـ ص ـ بايد از جنس ملك باشد، بشر نميتواند باشد چون از جنس مرسل اليهم است.
ما هرچه پيامبر فرستاديم از بشر بوده از اهل كتاب بپرسيد پيامبر شما بشر بودند يا نه؟ براي دفع شبهه آنها را ارجاع به اهل كتاب ميدهد كه از آنها بپرسيد پيامبر شما چه كساني بودند. اين گزارشي است از يك حادثه اما اين آيه يك پيام كلي دارد. بطن آيات يعني پيامهاي نهفته در دل آيات كه بايد استخراج كرد. راه شناخت بطن اين است كه شما به هدف آيه توجه كنيد، خصوصيات را با آن هدف يك به يك مقايسه كنيد كه كدام دخالت دارند كدام دخالت ندارند آيا مشركون خصوصيت دارند يا به جهت آن كه نميدانند؛ ميبينيم آنها جاهلند مسئله مراجعه به اهل كتاب بما انه اهل الكتاب يهوديت يا مسيحيت موضوعيت ندارد بما انهم اهل العلم، مسئله نبوت موضوعيت دارد هر مسئلهاي در اصول و فروع كه مورد جهل شما قرار گرفت بايد از عالم پرسيده شود. از بطن آيات بدست ميآوريد كه يجب علي كل جاهل اذا لايعلم شيئاً ان يرجع الي العالم في ذلك الشيء، وجوب رجوع جاهل به عالم موضوع اصلي است. به چه دليل بايد عامي از عالم تقليد كند؟ بلافاصله ميگويد لقوله تعالي: فاسئلوا اهل الذكر با اينكه اهل ذكر يعني يهود و نصاري. در اين آيه اگر واقعاً مقصود همان مشركان بود تنها يك گزارش بود. البته بدست آوردن بطن شرايطي دارد، مقررات دارد، پيامهايي نهفته در قرآن است كه سبب جاويد بودن آن شده است. تأويل صحيح يا بطن، پيامهاي نهفته در دل آيات است كه باعث جاري بودن قرآن ميشود.
دكتر رضايي: آيت الله معرفت در التفسير و المفسرون في ثوبه القشيب و كتاب التفسير الجامع الأثري بحث بطن را مطرح كردهاند، بنده هم ضابطه را در كتاب روشها و گرايشهاي تفسيري اين گونه آوردهام كه اول توجه به هدف آيه، دوم القاي خصوصيت، سوم بدست آوردن قاعده كلي از آيه و در مرحله چهارم آزمايش. اين مسئله بسته به اين است كه آيا قاعده كلي، خود آيه را شامل ميشود يا نه، مثل رجوع جاهل به عالم خود آيه بايد مصداق كامل باشد، يعني بين برداشتهاي شخصي غير معتبر كه تفسير به رأي است با بطن صحيح فارقي باشد. اما روششناسي آقاي ذهبي در كتاب التفسير و المفسرون سه اشكال اساسي دارد:
1. خلط بين روش تفسير به رأي و روش تفسير اجتهادي. اين را تأكيد ميكنم ستون فقرات سه جلد كتاب ذهبي از صفحه 255 جلد اول تا آخر جلد سوم همين بحث تفسير به رأي است و مهمترين لغزش اين كتاب هم در همين مبحث است. ايشان مراد از تفسير به رأي را الاجتهاد ميداند در جلد يك صفحه 254 ميگويد المراد بالرأي هنا الاجتهاد در حالي كه هيچ لغتي ايشان را ياري نميكند. مفردات راغب ميگويد: رأي يعني اعتقاد ظني و ديگران هم گفتهاند. عجيب است ايشان كه هر تفسيري را كه موافق عقايد خودش بوده و ميپسنديده ميگويد تفسير به رأي ممدوح است و چون گرايشات اشعري داشته بيشتر تفاسير اشعري را ممدوح دانسته است. مثلاً تفسير فخر رازي را ممدوح ميشمارد و تفاسيري كه به آن مكتب علاقه نداشته مثل تفاسير معتزله را تفسير به رأي مذموم معرفي كند. ديدگاه وي از لحاظ روششناسي و منطق علم قابل قبول نخواهد بود و اين در حقيقت يك نوع تفسير به رأي است. نكته و اشكال اساسي آن است كه ايشان تفسير به رأي را با تفسير عقلي و اجتهادي خلط كرده و تفسير به رأي را به دو قسم ممدوح و مذموم تقسيم كرده است. اين لغزش از مقدمه تفسير راغب اصفهاني شروع شده و بعديها زرقاني و ديگران از راغب تقليد كردهاند در حالي كه خود راغب در مفردات اين كار را نكرده و خلاف آن سخن گفته است.
2 ـ خلط بين تفسير علمي و تفسير عقلي؛ دو عبارت از ايشان در جلد دوم صفحه 418 و 419 است و ابتدا تحت عنوان (الفصل الثالث) تفسير فلسفي را مفصل بحث كرده سپس تفسير علمي را در فصل ديگري تعريف كرده است و آراي فلسفي را از نوع تفسير عقلي دانسته است. اگر با تقسيمهاي كلمه علم آشنايي داشته باشيد كاملاً اينجا خلط شده چون تفسير فلسفي از نوع علوم عقلي و تفسير علمي از نوع علوم تجربي است، در حالي كه ايشان تفسير علمي را طوري تعبير كرده كه تفسير فلسفي را شامل ميشود.
3 ـ لغزش در روششناسي تفاسير. وقتي شروع به شمارش تفاسير معتزله ميكند تفسير امالي سيد مرتضي را تحت عنوان غررالفرائد از تفاسير معتزله ميشمارد ـ جلد 1 ص 403 ـ جالب اين است كه سيد مرتضي از اعلام شيعه است و مباحثي را قبول دارد كه اصلاً معتزله قبول ندارد. ايشان تفسير (امالي) سيد مرتضي را جزء تفاسير معتزله شمرده و به آن حمله كرده است. خودش هم تذكر داده كه ايشان شيعي است. البته اين تذكر اشكال را از بين نميبرد كه چون برخي مباني و عقايد شيعه و معتزله يكسان است (مثل اختيار و عقل كه هر دو به آنها اهميت ميدهند و سيد مرتضي قبول داشته است) ميشود او را معتزلي ناميد! اينجا يك مقدار خلطهاي روشي و كم لطفي مشاهده ميشود.
دكتر مؤدب: ذهبي تفسير به رأي را به ممدوح و مذموم تقسيم ميكند. تفسير ممدوح را همان تفاسير اهل سنت و جماعت و تفسير به رأي مذموم را گروهي از تفاسير كه از رأي مذموم پيروي ميكنند ميداند. گرچه تفاسير شيعه را در اين قسم ميآورد و تنها شش يا هفت مورد را بررسي ميكند اما در همين چند مورد را اظهار نظرها بر اساس يك معيار منطقي نيست و با مطالب ايشان در مجموع كتاب سازگاري ندارد. از جمله در تفاسير صافي ملامحسن فيض كاشاني و مجمعالبيان مرحوم طبرسي در بحث آيات ولايت به آيات ديگر، روايات و اقوال صحابه استناد ميشود اما وي تخطئه ميكند. در مجمع ذيل آيه شريفه 55 مائده «انما وليكم الله و رسوله و الذين امنوا ... و هم راكعون» كه از آيات متقن در اثبات ولايت است، ايشان بعد از اينكه بحث مرحوم طبرسي را گزارش ميكند طي نقدي ميگويد: در تفسير اين آيه از روايت «تصدق عليٌ بخاتمه في الصلاه» استفاده كرده و اين روايت موضوعه (جعلي) است! خيلي جاي سؤال است كه اين تلاش طبرسي كه از چيزهاي زيادي استفاده ميكند تا اثبات كند آيه در مورد ولايت است و با توجه به شأن نزول مورد توافق خاص و عام است، با اين ادعا كه روايت موضوعه است رد ميكند! در حالي كه اگر مبناي ايشان تفسير صحابه باشد اين را تأييد ميكند، اگر معيار ايشان شأن نزول باشد همين طور، دلايل ديگر هم اين را ميرساند اما با اين صراحت اين آيه محكم را رد ميكند. در حالي كه كتابهاي تفسيري بزرگان اهل سنت كه آيت الله مكارم شيرازي در جلد 4 صفحه 242 تفسير نمونه گزارشي مفصل از آن بيان كردهاند معترفند كه اين حديث معتبري است.
استاد بابايي: ذهبي به ملاك تعداد روايات تفسيري، امام علي ـ ع ـ را در رتبه سوم صحابه قرار داده اما آيا اين كثرت روايات كه درباره ابن عباس مطرح است اعم از واقعي و غير واقعي است؟ اگر منظور رواياتي است كه يقين داريم از ابن عباس صادر شده چنين چيزي ثابت نيست كه ابن عباس روايات بيشتري داشته باشد. خود اهل سنت گفتهاند معلوم نيست اينها از ابن عباس باشد براي نمونه سيوطي از خليلي نقل ميكند كه اين تفسيرهاي طولاني كه به ابن عباس نسبت ميدانند پسنديده نيست و مجهول است (الاتقان ج 2 ص 231) باز از شافعي نقل كرده آنچه از ابن عباس در تفسير وارد شده جز قريب صد حديث درست نيست. در اتقان نيز اين نقل آمده كه اگر منظور، روايات واقعي باشد يعني از ابن عباس صادر شده باشد رواياتش اندك است. اگر اعم از واقعي و غير واقعي باشد البته در كتابهاي اهل تسنن از امام علي ـ ع ـ كمتر است و نقلهاي ابن عباس بيشتر است اما اگر بناي ما مطلق روايات باشد، چه وجهي دارد كه روايات نقل شده در كتب اهل سنت معيار باشد بايد اعم از روايتهاي كتابهاي شيعه و اهل سنت باشد، در اين مقام روايات نقل شده از امام عي ـ ع ـ خيلي بيشتر است و لذا اين دليل ناتمام است. اما در مورد تفسير صافي ايراداتي به اين تفسير دارد و ميگويد مؤلف در صدد بوده آيات را با ديدگاه خود تطبيق كند: «المؤلف يري ان تفسيره هو تفسير المثالي» اين يكي از عقايد فيض است كه آن را نقطه ضعف ميداند. همچنين در مورد آيه ولايت فقط كلام فيض را نقل ميكند (همان روايات اعطاء خاتم به سائل) و هيچ حرفي براي اثبات جعلي بودن ندارد. روايات را مجعول شمرده و بحثي نكرده است كه بررسي كنيم. در حالي كه در البرهان في تفسير القرآن (فقط روايت شيعه) و در غايه المرام سيد هاشم بحراني (روايات شيعه و اهل سنت) درباره اين آيه ذكر شده است. نكته اين جاست كه ذهنيت ايشان نسبت به شيعه اين است كه كتابهاي شيعه پر است از رواياتي كه اصل و اساس ندارد! به چه دليل؟ نهايت بگو صدور آن براي من ثابت نيست، حتي دليل هم براي جعلي بودن نياورده است. نكته ديگر اين كه ايشان از 13 تفسير به عنوان اهم تفاسير شيعه نام ميبرد و فقط 6 تفسير را بررسي ميكند. اولين تفسير مرآتالانوار است با اين تعبير كه مرجع مهم تفسيري شيعه است و مؤلف را شخصي به نام عبدالطيف گازراني معرفي ميكند و ميگويد: اين تفسير مملو از روايات بياصل و همه روايات مجعول است و مؤلف اين تفسير اهل تفسير به رأي و كل اين كتاب تفسير به رأي مذموم است. در پاسخ ميگوييم:
مرآت الانوار تفسيري است كه همراه تفسير برهان چاپ شده و به عنوان مقدمه تفسير برهان مطرح گرديده، البته مقدمه نيست چون كتاب مستقلي است. خود برهان هم كتاب مستقلي است و مقدمه دارد. شايد اولين بار كه ميخواستند چاپ كنند با هم چاپ كردند. صلاحيت مقدمه بودن را هم ندارد چون مرآت الانوار ميخواهد راجع به رواياتي كه آيات را به ائمه ـ ع ـ تأويل كردهاند بحث كند زيرا بخش عمده و اساسي باطن قرآن مربوط به امامت است. روايات تأويل زياد داريم كه مفسران به آن كمتر پرداختند و مقدماتي براي كار خودش دارد. اما تفسير برهان، روايي است و روايات آن اعم از آيات ولايت است. مؤلف مرآت الانوار شخصي است به نام ابوالحسن عامري (م. 1138) جد مادري صاحب جواهر كه هم آغا بزرگ تهراني و هم ميرزا حسين نوري صاحب مستدرك بيان كردهاند و اين را از سرقتهاي لطيف معرفي كرده است. اولين بار كه اين كتاب چاپ شده در پشت جلد، ناشر به اشتباه اسم گازراني را نوشته و ذهبي چاپهاي ديگر را نديده است. مرآت الانوار از اهم تفاسير شيعه است و آنچه چاپ شده مقدماتي براي تفسير است، ميخواسته تفسيري بنويسد تأويل آيات را توضيح دهد تا اواسط سوره بقره نوشته اما جلد دوم چاپ نشده است. معلوم نيست تفسيري كه شيعيان آنرا چاپ نكردهاند چگونه از اهم تفاسير ايشان است اما تفسير تبيان اين گونه نيست؟ تفسير الميزان را اصلاً نام نبرده و تبيان را فقط اشاره كرده است. طلاب ما هنوز با اين تفسير آشنا نيستند چطور اهم است؟! ديگر اين كه عامري روايات را با سند بيان كرده، چه داعي بر مجعول بوده است الا اين كه گفته شود در كتابهاي اهل سنت نيست. آيا صرف اين كه در تفسير اهل سنت نباشد يا با عقيده شخصي ناسازگار باشد دليل ضعف ميشود اگر ميگفت: صحت اين روايات براي من مسلم نيست قابل قبول بود اما براي قضاوت اين چنيني بايد دليل اقامه كند دليل هم ندارد اما در مورد تفسير به رأي بودن مرآت الانوار، عامري ميگويد تفسير من مستند به روايت است و در مواردي كه روايت نباشد احتمال ميدهد، اين روش تفسير به رأي نيست. پس تحقيق ذهبي درباره اين تفسير مخدوش است.
دكتر رضايي: ذهبي منابع تفسيري شيعي را در جلد دوم ص 16 مطرح كرده و ميگويد: منابع تفسيري شيعه عبارتند از 1. قرآن علي ـ ع ـ، 2. كتاب علوم قرآن علي ـ ع ـ، 3. كتاب جامعه به خط علي ـ ع ـ و املاي رسول خدا ـ ص ـ، 4. كتاب جفر به املاي پيامبر ـ ص ـ و نگارش علي ـ ع ـ، 5. مصحف فاطمه ـ س ـ . اگر كسي با الفباي منابع تفسيري آشنا باشد متوجه ميشود اينها منابع تفسيري شيعه نيست اما او با اعلا صورت بيان ميكند: «هي اهم اشياء التي يستند اليها الاماميه الاثنا عشريه و هي كلها اوهام و اباطيل لاوثوق لها» اينها جزو كتب شيعه بوده است. الآن در دسترس نيست و در فهرست كتب شيعه آمده است. آيا اين دليل ميشود كه منابع تفسيري شيعي است؟ ثانياً در كتب تفسيري شيعه در رشتههاي تخصصي كدام يك از اينها تدريس ميشود؟ علاوه بر اين منابع تفسير شيعه قرآن، سنت و عقل است، ثالثاً از كجا همه اينها اباطيل است؟ ادعا راحت است اما اثباتش سخت و مشكل، اگر كسي ثابت كند مصحف فاطمه ـ س ـ وجود داشته است چه جوابي هست؟
ذهبي در جلد اول صفحه 95 كتاب ميگويد: رد سخنان صحابه و تابعين جايز نيست و مفسر به هيچ وجه حق رد سخنان صحابه را ندارد. مگر اميرالمؤمنين ـ ع ـ از صحابه نيست؟ مگر حضرت زهرا ـ س ـ از صحابه نيست؟ به نظر ميرسد ذهبي با يك معيار مساوي برخورد نكرده كه ميگويد كتابهاي شيعه كه از صحابه نقل شده اوهام و اباطيل است. آقاي ذهبي در صفحه 273 جلد 1، منابع تفسير را از نظر خوش بيان ميكند. 1. قرآن، 2. سنت پيامبر ـ ص ـ، 3. لغت، 4. تفسير به مقتضاي كلام، 5. روايات صحابه. جالب اينكه ايشان براي اثبات اينكه روايات صحابه جزء منابع تفسير باشد دليلي نميآورد الا اينكه ميگويد اينها اعلم به كتاب اللهاند و اسرار را ميدانند و ميگويد اگر صحابه مطلبي را مثل شأن نزول بيان كرد حقاش را نداريم و در اين مورد به شدت مقاومت ميكند در حالي كه دليلي از كتاب، سنت پيامبر ـ ص ـ، عقل و نه اجماعي از علما ارائه نميكند. اگر ما قول پيامبر ـ ص ـ را حجت ميدانيم به دليل آيه 44 سوره نحل «لتبين للناس» است و اگر قول معصومين ـ ع ـ را حجت ميدانيم به دليل حديث ثقلين است اما در مورد صحابه هيچ دليلي نداريم الا يك سري مرجحات كه اعلم به كتاب الله و ... اما بسياري از صحابه را نميتوان گفت نسبت به كتاب اعلم بودند و اسرار را ميدانستند، عدهاي هم كه از منافقين بودند و در قرآن اشاره شده است.
دكتر مؤدب: ذهبي در موارد زيادي يك نگاه غير منطقي و غير مستدل به روايات شيعه دارد و در خيلي از مباحث، استدلالي بر رد روايات نميكند. واقعاً نميشود ايشان را در اين زمينه محقق دانست. يك محقق ساده هم اين طور اظهار نظر نميكند. در جلد 2 ص 41 ميگويد: «اگر انساني اصول كافي را مطالعه كند و كتاب وافي را و كتابهايي كه آنها را معتبر ميدانند مييابد كه بيشتر آنها اخبار موضوعه است و بيشتر اينها از هواي نفس صادر شده است كه ميخواسته ائمه خودش را ثابت كند.» در حالي كه اگر بحث علمي شود و ملاك صحت يك روايت ملاحظه شود كه ملاك صحيح از نظر متقدمين و متأخرين چيست؟ واقعاً آيا ميتوان اين چنين اظهار نظر كرد كه معظم كتاب كافي و وافي موضوعه هستند. خيلي از اين روايات در صحيحين هم آمده است پس لازمهاش اين است آنها هم موضوعه باشند. در مورد تفسير مجمعالبيان كه از تفاسير بسيار گرانقدر است و بين اهل سنت هم بسيار مورد احترام است اين كتاب در مصر چاپ و منتشر شده و مورد توجه محققين اهل سنت است. نظر ذهبي درباره اين تفسير اين است كه طبرسي مثل بقيه مفسران شيعه، راه غلو نرفته اما وقتي وارد تفسير ميشود، اظهار نظر ايشان همراه دليل نيست. در جايي ميگويد مرحوم طبرسي در توصيف كتابش كه براي اهل حديث معتبر دانسته صادق نيست، مثل آيه 7 سوره رعد «انما انت منذر و لكل قوم هاد». روايت از ابن عباس و ديگران ميآورد كه منظور از هاد حضرت علي ـ ع ـ است. مرحوم طبرسي و ديگران اين روايت را با سندهاي معتبر آوردهاند.
استاد بابايي: ذهبي در معرفي تفسير صافي به عنوان تفسير به رأي شيعه به اين نقطه ضعف اشاره ميكند كه مؤلف قائل است «آل البيت هم تراجمه القرآن» اينها مفسران قرآنند چون آنها جامع علم قرآنند نه غير ايشان. با مراجعه به تفسير صافي بخصوص مقدمه دوازدهم كه روش خود را بيان ميكند به خوبي مشهود است كه ايشان قائل نيست تنها مفسر قرآن اهل البيت ـ ع ـ هستند. ايشان قائل است ديگران هم ميتوانند به تفسير آيات بپردازند و نسبت به تفسير آيات تدبر داشته باشند و خود ايشان هم بر همين اساس تفسير كرده، ولي ميفرمايد كساني كه به همه علوم قرآن آگاه و مفسر كامل قرآن هستند، ائمهاند. نخست آن كه به اشتباه تصور كرده كه فيض ميگويد تنها مفسر آنها هستند اين عقيده فيض نيست بلكه غير ائمه ـ ع ـ هم في الجمله ميتوانند. دوم؛ اين نقطه ضعف است يا قوت؟ميگويد مستند اين سخن كه آنها مفسر قرآنند يك سري روايات بياساس است، ما عرض ميكنيم يكي از اين روايات كه مورد استناد است و شيعه و سني آن را قبول دارند حديث ثقلين است، كتابي به نام حديث الثقلين نوشته شده كه از 165 كتاب اهل سنت اين حديث را جمعآوري كرده است و حدود چهار، پنج طريق دارد و مورد قبول همه فرق اسلامي است. حديث ثقلين جملهاي دارد: «انهما لن يفترقا» يعني قرآن و عترت از همديگر جدا نميشوند معنايش اين نيست، قرآن با اين جلد و خط در جيب اهل بيت ـ ع ـ است! يعني هر جا ائمه ـ ع ـ باشند قرآن هم هست و هر جا قرآن باشد ائمه ـ ع ـ هم هستند. ائمه به همه علوم قرآن آگاهند تمام معارف كه در قرآن است به آنها آگاهي دارند و در مرتبه دوم ائمه، عامل به قرآن هستند. نكتهاي از قرآن نيست كه آنها عمل نكنند. حديث ثقلين دلالت قطعي دارد بر اين كه ائمه معصومين ـ ع ـ آگاه به تمام علوم قرآناند و مفسرند و اين نقطه قوت است كه مستندش تنها روايات شيعه نيست. وقتي بيشتر با كتاب ذهبي برخورد ميكنيم ميبينيم نكتههايي آمده است كه با تحقيق سازگاري ندارد.
دكتر رضايي: اي كاش ذهبي در جلسه بود و به ما پاسخ ميداد شايد بعضي از اشكالات را ايشان جواب ميداد. در برخي از مطالب تحقيقات خوبي داشته حالا ممكن است لغزشهايي هم داشته باشد و پيشرفت و تكامل علم به همين گفتوگو و نقل و نقد و اصلاح گذشتگان است.
يكي از لغزشهاي ذهبي آن است كه در موارد متعددي، تفاسير شيعه را متأثر از معتزله ميداند مثلاً در مورد كتاب «دررالفوائد» كه نوشته سيد مرتضي است ميگويد اين معتزلي است و در ج 1 ص 403 دلايلش را اين گونه بيان ميكند: الف) رؤيت خدا را قبول ندارد در آياتي مثل «الي ربها ناظره» و چون معتزله هم قبول ندارد پس اين معتزلي است. ب) آزادي در اعمال را قبول دارد. جاهاي ديگر هم اين تهمت را به مفسران شيعه ميزند. در حالي كه چند تفاوت اساسي بين شيعه و معتزلي هست كه از زبان خود ذهبي در كتابش بيان ميكنيم: ج 1 ص 362 «اصول المعتزله و هي خمسه التوحيد و العدل و الوعد و الوعيد و المنزله بين المنزلتين و الامر بالمعروف و النهي عن المنكر»، تفاوتهاي شيعه و معتزله از همين جا به دست ميآيد منزله بين المنزلتين از اختصاصات معتزله است و مسئله امامت كه در شيعه وارد شده اما آنها اعتقاد ندارند. در مسئله شفاعت خود ايشان در ج 2 ص 135 گفته مرحوم طبرسي شفاعت را قبول كرده ميگويد اين جزء چيزهايي است كه معتزله قبول ندارند. در ج 2 ص 136 در مورد حقيقت ايمان نيز ميگويد: اينجا نظر شيعه با معتزله فرق ميكند، معلوم ميشود در جاهايي آراي شيعه و معتزله متفاوت است. خود ايشان در ج 1 ص 267 پايهگذار معتزله را معرفي ميكند كه واصل بن عطاء متولد 80 هجري است. در حالي كه اصول مذهب شيعه از اميرالمؤمنين ـ ع ـ است كه قبل از تولد واصل، شهيد شده. بنابراين واصل بن عطاء كه 80 سال بعد به وجود آمده نميتواند فكر شيعي را كه قبل از او شكل گرفته پايهگذاري كند. از اين موارد باز هم داريم مثلاً در جلد 1 ص 21 كتاب عبدالله بن سبا را آورده و گفته شيعه متأثر از اوست. علامه عسكري كتابي در مورد عبدالله بن سبا نوشت و طوري اثر كرد كه در مصر محمود ابوريه در كتابش اضواء علي سنه المحمديه بخش مربوط به عبدالله بن سبا را حذف كرد و گفت من در اين زمينه از اساس اشتباه كردم؛ اين عبدالله بن سبا ساختگي است. ولي ذهبي قصه عبدالله بن سبا را نقل ميكند. نكته جالبتر اين كه سحر النبي را همه رد ميكنند و از اشكالات مهم وارد بر صحيح بخاري است. زيرا نبوت را زير سؤال ميبرد. ذهبي به مرحوم طبرسي اشكال ميكند كه چرا شما گفتيد سحر النبي اشكال دارد و اشتباه است. پس منكر سحر النبي هستي؟! به جاي اينكه به بخاري ايراد بگيرد كه چرا سحر النبي را پذيرفتهاي به طبرسي حمله ميكند كه چرا نپذيرفتهاي!؟ نكته بعدي اين كه همه محققين و مورخين شيعه و اهل سنت معمولاً به كعب الأحبار كه ميرسند ميگويند از شخصيتهاي مهم نقل كننده اسرائيليات است. اما ذهبي در مورد كعب الأحبار ميگويد: «و اما ثقته و عدالته فهذا امر نقول به» ج 1 ص 188 حتي نظر ابن تيميه را رد ميكند و در ج 2 ص 194 ميگويد دليل من اين است كه معاويه از ايشان تعريف ميكند. چگونه كسي كه معاويه از او تجليل كرده ميتواند دروغگو باشد. در حالي كه كعب الأحبار كسي است كه عمر او را ممنوع الحديث كرد تا اينكه براي قصهپردازي به شام رفت و معاويه از او حمايت كرد و او هم جايگاه معاويه را تثبيت كرد. معمولاً محققين ايشان را از اولين اقطاب اسرائيليات ميدانند چون خودش يهودي بوده، بعد مسلمان ميشود و احاديث زيادي از پيامبر ـ ص ـ نقل ميكند. برخي اسلام او را در زمان ابابكر و ديگران در زمان عثمان. روايات كعب را محققين قبول ندارند، ولي ذهبي ميگويد عادل و ثقه هست؛ اين نكات خيلي جالب است. يا در مورد مسئله تحريف قرآن ميگويد اجماع فرق شيعه است ج 2 ص 10 و 11 كتاب صيانه القرآن من التحريف استاد آيت الله معرفت و كتاب سلامه القرآن جناب دكتر نجارزادگان پاسخ او را دادهاند كه شيعه قرآن را تحريف شده نميداند و برخي روايات اهل سنت و شيعه در اين مورد هست كه علما آنها را رد ميكنند. در مورد آيات ولايت نيز ايشان مطالب عجيبي دارد در جلد 2 ص 110 آيه تطهير را مطرح ميكند كه طبرسي در مجمعالبيان از لغت، شأن نزول، احاديث و ... شاهد ميآورد كه دلالت بر عصمت ميكند، اما او استدلالهاي طبرسي را جواب نميدهد و تنها ميگويد «و هي عقيده فاسده». به نظر من ذهبي در آيات ولايت از بحث فرار كرده است و يك جاهايي هم كه واكنش نشان داده، جواب كافي نداده است.
دوشنبه ششم آذر 1385
سال پيامبر اعظم
|
سردبير فصلنامه شيعه شناسي با بيان اينکه برخورد پيامبر اسلام(ص) با افراد بسيار معتدل بود، گفت: پيروي از عدالت و ميانه روي، اين ويژگي برتر پيامبر گرامي اسلام به منظور ترويج دين اسلام وظيفه هر مسلمان خداجوي است. حجت الاسلام دکتر سيد رضا مؤدب سردبير فصلنامه شيعه شناسي و عضو هيئت علمي دانشگاه قم در گفتگو با خبرنگار مهر، با تأکيد بر اينکه يکي از ويژگي هاي مهم پيامبر(ص) اعتدال و ميانه روي است، اظهار داشت: خداوند متعال در قرآن کريم پيامبر را در آيات بسياري مورد وصف قرار داده و مي فرمايد، اي رسول ما در رفتار خود ميانه رو باش. وي با اشاره توصيف قرآن کريم در بيان اخلاقيات پيامبر(ص) اظهار داشت: پيامبر گرامي اسلام از يک جهت نسبت به کفار و دشمنان اسلام که مانعي در برابر ترويج دين توسط ايشان بودند برخورد شديد دارند و با آنها مقابله و جهاد مي کنند لکن رفتار پيامبر به گونه اي نبود که حتي دشمنان اسلام را فراري دهند، در برخورد با کفار تا آنجايي که امکان دارد مقابله مي کند و در عين حال از افراط و تفريط جلوگيري مي کند . وي افزود: پيامبر با مسلمانان و درون جامعه رحيم و در برخورد با آنها بسيار متواضع بود، ويژگي اعتدال و ميانه روي پيامبر که در آيات بسياري به آن اشاره شده، در واقع ارزشمند است. حجت الاسلام دکتر سيد رضا مؤدب با بيان اينکه در جامعه امروز مسئله ميانه روي بدرستي تحليل نشده است، گفت: در زندگي امروز در مسئله برخورد با کفار دين به دليل اينکه مسئله اعتدال و ميانه روي آنچنان که بايد به درستي تحليل نشده است مردم در رفتار خود دچار افراط و تفريط مي شوند، در حاليکه پيامبر در رفتار خود مرز عقل و اعتدال را رعايت مي کردند. وي با اشاره به اينکه پيامبر(ص) ضمن اينکه در مواجهه با دوستان و همکاران مهربان بودند آنها را نيز تکريم مي کردند، اظهار داشت: پيامبر اسلام تا مرزي که دين اجازه مي داد مسلمانان را تکريم و در برخورد با آنها يکسان عمل مي کردند، به اين دليل که افراط و تفريط سبب آفت هايي در جامعه مي شود که ريشه هاي جامعه را سست و بي بنياد مي کند و همچنين باعث مي شود جامعه اسلامي از بين رفته يا تضعيف شود . سردبير فصلنامه شيعه شناسي با اشاره به اينکه در زندگي امروز دو راه قابل بررسي است، يادآور شد: دو معيار در حيطه خصوصيات اخلاقي پيامبر(ص)، به ويژه اعتدال و ميانه روي ايشان قابل بحث است، اول اينکه آشنايي بيشتر با زندگي پيامبر گرامي اسلام که چگونه عبادت و چگونه رفتار روزانه خود را تنظيم مي کردند و دوم اينکه کمک از خرد ورزي و قدرت عقل و استفاده از نيروي فکري که خداوند در وجود ما نهاده است، اينکه ما همواره راه درست و منطقي را فراروي خود قرار دهيم و از آن بهره ببريم. |
دوشنبه ششم آذر 1385
همايش انديشه هاي قرآني امام خميني
حجت الاسلام سيد رضا مؤدب، دبير علمي همايش انديشههاي قرآني حضرت امام خميني (ره) امروز در گفتوگوي اختصاصي با خبرنگار رسا، از حضور حجت الاسلام و المسلمين اكبر هاشمي رفسنجاني در آيين گشايش اين همايش خبر داد و گفت: تاكنون بيش از پنجاه مقاله به اين دبيرخانه ارسال شده كه بيست مورد آن مربوط به اساتيد عالي علوم قرآني و حديث است و بقيه از سوي طلاب و دانشجويان گروه قرآن و حديث مركز جهاني علوم اسلامي، مركز تخصصي تفسير حوزه علميه قم، دانشگاه قم و دانشكده علوم قرآني قم نوشته شده و همه مقالات در حال ارزيابي است و با وجود پايان مهلت ارسال مقالات، نظر نهايي پس از دريافت آخرين آثار اعلام خواهد شد.
وي گفت: گروه علمي ارزيابي مقالات را اساتيدي از مركز تخصصي تفسير حوزه علميه قم، دانشگاه قم، مدرسه عالي امام خميني (ره)، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، پژوهشگاه فرهنگ و انديشه و دانشكده علوم قرآني قم تشكيل دادهاند.
عضو هيئت علمي دانشگاه قم با بيان اينكه به سه مقاله برتر جوايزي اهدا خواهد شد، افزود: مقالات برگزيده در يك مجموعه مستقل به چاپ خواهد رسيد و در روز همايش نشريات قرآني، «طلوع» از مركز جهاني علوم اسلامي، «پيام جاويد» از دانشكده علوم قرآني، «بينات» از مؤسسه امام رضا (ع)، «شيعه شناسي» از مؤسسه شيعه شناسي، «پژوهشهاي قرآني» از مشهد و «كوثر» از اصفهان كه به مقالات همايش خواهند پرداخت، توزيع ميشود.
وي برنامههاي همايش يك روزه انديشههاي قرآني امام خميني (ره) را ارائه مقالات، سخنراني و ميزگرد علمي اعلام كرد و گفت: آيت الله محمد هادي معرفت از چهرههاي معاصر قرآن پژوه درباره ديدگاههاي علوم قرآني حضرت امام خميني (ره) و حجت الاسلام سيد حسن خميني درباره آثار و زندگاني حضرت امام خميني (ره) سخنراني خواهد كرد.
دبير علمي همايش افزود: ميزگرد علمي با موضوع بررسي و تحليل آراي قرآني و نظرات خاص تفسيري حضرت امام خميني (ره) با حضور اساتيد قرآن پژوه حجج اسلام مهدوي راد، رضايي، ايازي و مؤدب برگزار خواهد شد.
وي همچنين از سخنراني آيت الله جعفر سبحاني از مفسران معاصر كه از نزديك با انديشههاي بنيانگذار جمهوري اسلامي (ره) آشنايي دارد در مراسم اختتاميه و اهداي جوايز به مقالات برتر خبر داد.
عضو هيأت رئيسه انجمن قرآن پژوهي حوزه علميه قم، در پاسخ به اين پرسش خبرنگار رسا كه آيا آثار قرآني حضرت امام خميني (ره) در يك مجموعه گردآوري ميشود يا نه گفت: مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني(ره) آثار قرآني ايشان را گردآوري كرده و نمايشگاهي از اين آثار در جنب همايش برگزار خواهد شد.
وي اظهار اميدواري كرد طي اين همايش آن دسته از آثار قرآني امام راحل (ره) كه تاكنون گردآوري نشده در خلال بحثها و سخنرانيها معرفي شود.
مؤدب همچنين در مورد نقد يا تقدير كتابهاي مستقلي كه درباره انديشهها و آراي قرآني حضرت امام (ره) نوشته شده گفت: در برخي مقالات، اين آثار مستقل معرفي شده است و اميد است در آينده فعاليت بيشتري در اين فرضيه صورت بگيرد.
دبير همايش انديشههاي قرآني امام خميني (ره) از دو سالانه بودن اين همايش خبر داد و گفت: در مرحله بعد با فرصت و برنامهريزي بيشتري، به آثار و انديشههاي قرآني امام خميني (ره) پرداخته خواهد شد و در اين همايش كه پنجشنبه 6 بهمن مصادف با 25 ذي الحجه برگزار ميشود، كارشناسان قرآني طي سخنرانيها و ميزگرد علمي نظريات خود را مستقلاً و آزادانه مطرح و ديدگاههاي ديگر را نقد خواهند كرد.
وي با بيان اينكه احتمال تغيير برنامهها تا روز همايش وجود دارد از رايزني براي دريافت پيام، ديدگاه و رهنمودهاي رهبر معظم انقلاب در خصوص اين همايش خبر داد.
حجت الاسلام سيد رضا مؤدب دبير علمي همايش انديشههاي قرآني امام خميني (ره) در پايان به خبرنگار رسا گفت: به نظر ميرسد اين همايش ميتواند براي طلاب، دانشجويان و نسل جوان بسيار مفيد باشد و زمينهاي را براي توجه بيشتر جوانان و طلاب به نظريات قرآني امام راحل (ره) فراهم سازد.
گفتني است اين همايش در تالار مدرسه عالي امام خميني (ره) قم برگزار ميشود و به صورت زنده از راديو معارف پخش خواهد شد.

