با خرد است که آدميان به ستيغ دانش مي رسند . [امام علي عليه السلام]
تاريخ قرآن History of Quran
  • پست الکترونيک
  • مرکز فرهنگ و معارف قرآن
  • پايگاه پرسمان قرآني
  • کانون گفتمان قرآن
  • وبلاگهاي قرآني
  • پارسي بلاگ
  • در ياهو
  •    1   2   3      >


    حمادبن عثمان از حضرت صادق(عليه السلام) پرسيد: مصحف فاطمه(عليها السلام) چيست؟


    حضرت فرمود: «چون خداى تعالى جان پيامبر را گرفت، فاطمه(عليها السلام) از وفات آن حضرت تا آن جا اندوهناک شد که جز خداى عزوجل نداند. خدا فرشته اى را فرستاد تا فاطمه را تسليت دهد و با او حديث گويد. از اين پيش آمد به على(عليه السلام) شکايت کرد (چون هراس آور بود و گفته هاى او از دست مى رفت) حضرت فرمود: هر وقت احساس کردى که فرشته اى فرود آمده و آوازش را شنيدى، به من خبر ده، و پس از آن على(عليه السلام) آنچه را از فرشته مى شنيد، مى نوشت تا اين که مصحفى از اين نوشته ها درست شد.»


    از مجموع روايات چنين فهميده مى شود که مصحف حضرت فاطمه سخنى از اسرار علم است که در آن کلمه اى از قرآن نيست و چيزى از حلال و حرام در آن وجود ندارد; بلکه حاوى امثال، حکم، موعظه ها، سخنان عبرت آميز و اِخبار از پيش آمدهاى آينده است، بنابراين، مصحف حضرت زهرا(عليها السلام) از سلک مصحفهاى قرآنى بيرون و اگر هم نام «مصحف» داشته است، جزء مصاحف قرآنى به حساب نمى آيد. اين مصحف بعد از حضرت زهرا نزد امامان معصوم(عليهم السلام)و الآن نزد امام زمان (عجل الله تعالى فرجه الشريف) است.


    بنابراين، امام حسن و امام حسين(عليهما السلام)، مصحفى که منتصب به آن ها باشد، ندارند، الاّ اين که همان مصحف حضرت فاطمه(عليها السلام)در دست آن ها نيز وجود داشته است.


    ********************


    پاورقي ها:


    1. اصول کافى، کلينى(رحمه الله)، ج 2، ص 237، انتشارات اسوه.


    2. اصول کافى و بحارالانوار، ج 43، ص 79 و 80.


    3. براى آگاهى بيشتر علاوه بر آن چه در متن آمده ر.ک: تاريخ قرآن، دکتر راميار، ص 3


     



    پرسمان قرآن ::: يکشنبه 11/9/1386::: ساعت 9:21 صبح

    قرآن‏شناسان در يک تقسيم‏بندى کلّى سوره‏هاى قرآن را به چهار گروه عمده تقسيم نموده و بر آن نام خاصى نهاده‏اند.


    1. السَّبع الطُّوَل: (طُوَل جمع طُولى‏ مؤنث اَطْول، مثل کُبَر جمع کُبرى‏) هفت سوره بزرگ قرآن که اکثر گفته‏اند عبارتند از: بقره، آل عمران، نساء، مائده، انعام، اعراف، امّا در مورد هفتمين سوره اختلاف است که به نقل از سعيد بن جبير سوره يونس است، و بعضى ديگر سوره کهف گفته‏اند.


    2. المئون: اين سوره‏ها از <طُوَل» کوتاه‏تر بوده، و آياتشان متجاوز از صد آيه است که عبارتند از: التوبه، النحل، هود، يوسف، الکهف، الاسراء، الانبياء، طه، المؤمنون، الشعراء و الصّافات.


    3. المثانى: سوره‏هايى که آياتشان از صد کمتر است که تقريباً بيست سوره‏اند. دليل آن که اين سوره‏ها را مثانى گفته‏اند، قرار گرفتن اين سوره‏ها پس از <مئون» است. <ثَنْى» به معناى ميل و عطف است. وجوه ديگرى نيز براى معناى مثانى ذکر کرده‏اند.


    4. المفصّل: سوره‏هاى کوتاه را مفصل ناميده‏اند. چون کوتاهند و با <بسمله» از هم فصل و جدا مى‏شوند. و يا آن که فواصل آيات در اين سوره‏ها به نسبت زيادتر است. در اين که آخرين سوره از مفصّل <ناس» است، اختلافى نيست. اما در مورد اولين سوره مفصّل، اختلاف فراوانى است. سيوطى دوازده قول را نقل کرده که از ميان آنها التمهيد سوره <الرحمن» را انتخاب نموده است؛ در حالى که مناهل العرفان و موجز علوم‏القرآن، اولين سوره مفصّل را <حجرات» ذکر کرده‏اند.


    در حديثى از رسول خدا(ص) نقل شده است که فرمود:


    اُعْطيتُ مکانَ التوراةِ، السبعَ الطُوَل، و اُعطيت مکانَ الزَبورِ، المئين و اُعطيتُ مکانَ الإنجيلِ، المثانى و فُضِّلْتُ بِالمفصّل؛ به جاى تورات، هفت سوره بلند قرآن و به جاى زبور، سوره‏هاى مئون و به‏جاى انجيل، سوره‏هاى مثانى به من داده شد و با وجود سوره‏هاى مفصّل بر ديگران برترى يافتم.


    نوع ديگرى دسته‏بندى براى سوره‏هاى قرآن ذکر نموده‏اند؛ نظير سوره‏هاى ممتحنات، مسبّحات، حواميم (آنها که با <حم» آغاز مى‏شوند) و سوره‏هاى عزائم (سوره‏هايى که سجده واجب دارند: سجده، فصّلت، نجم و علق).



    پرسمان قرآن ::: سه‏شنبه 28/1/1386::: ساعت 2:15 عصر

    چرا خود پيامبراکرم(صلى الله عليه وآله) قرآن را نمى نوشتند؟ با اين که خود در احاديث مختلف تأکيد به نوشتن قرآن و علوم و روايات مى کردند؟


            تمام قرآن، به امر پيامبراکرم(صلى الله عليه وآله) به دست کاتبان وحى نوشته شده است; لذا احاديثى که بر نگارش علوم تأکيد دارند، با اقدام پيامبراکرم(صلى الله عليه وآله) در ننوشتن احاديث و قرآن به دست مبارک خودشان منافاتى ندارد. شيوه آموزش و تربيت پيامبراکرم(صلى الله عليه وآله) با خواندن آيات قرآن از حفظ و تعليم حلال و حرام و دادن تعليمات عالى اسلام و اندرزها و نصايح بوده است; ولى بر اساس سلسله اى مصالح مهم، پيامبر(صلى الله عليه وآله) از به کار بردن قلم اجتناب مي ورزيد; زيرا اگر او مانند ديگران مى خواند و مى نوشت، مخالفان نبوت او، آن را دستاويز قرار داده، چنين وانمود مى کردند که آيين توحيد او و شرايع و احکام وى زاييده افکار ديگران و نتيجه مطالعات و بررسى هاى مکتب هاى پيشينيان است و با جهان وحى و خداوند ارتباطى ندارد. قرآن اين حقيقت را با روشن ترين عبارت بيان کرده و مى فرمايد:          (وَ مَا کُنتَ تَتْلُواْ مِن قَبْلِهِ مِن کِتَـب وَ لاَ تَخُطُّهُ بِيَمِينِکَ...) پيش از نزول قرآن، کتابى نمى خواندى و چيزى نمى نوشتى ]زيرا[ در غير اين صورت، کافران در آيين تو ترديد مى کردند.


    از اين رو مصلحت اقتضا مى کرد که پيامبر(صلى الله عليه وآله) خود ننويسد و نخواند; اگر چه بر خواندن و نوشتن توانايى داشته باشد.



    پرسمان قرآن ::: دوشنبه 21/12/1385::: ساعت 11:51 عصر

    سوال: اختلاف قرائتها چگونه به وجود آمد؟


    جواب : اختلاف بين قرائتها ي قرآن کريم دو بار بوجود آمد . بار اول پس از رحلت پيامبر (ص)به علتهاي مختلف از جمله اينکه کاتبان وحي از بين قبايل مختلف بودند و هر يک از صحابيان طبق گويش قبيله اي خود قرآن را مکتوب نموده بودند و نيز ابتدائي بودن خط عربي ـ بين  قرآنهاي مکتوب شده که مصحف ناميده مي شدند اختلاف ( در حد جزئي و بيشتر در اختلاف حرکات و بعضي از حروف) به وجود آمد که اين اختلافات را عثمان(خليفه سوم ) با نوشتن قرآني يکنواخت  تحت نظر صحابيان و کاتبان وحي از بين برد.


    پس از عثمان مجددا بين قاريان اختلاف افتاد و آنها در بعضي از موارد از خود در خواندن آيات نظراتي ارائه کردند و اختلافات قرائت  باز هم در حد حرکات و بعضي از کلمات و حروف مجددا جلوه گر شد.نواقص موجود در خط عربي هم همچنان وجود داشت.


    اين اختلافات اندک به تدريج مدون شد و قرائتها به نام خود قاريان ثبت گرديد .که امروزه هم به نام خود آنان معروف است.مثل قرائت عاصم يا قرائت حمزه



    پرسمان قرآن ::: دوشنبه 14/12/1385::: ساعت 11:44 عصر

                               معني مکي و مدني چيست؟


    دعوت پيامبر (ص ) سيزده سال در مکه و ده سال در مدينه بوده است و در طول اين مدت آيات و سوره هاي قرآن بر ايشان نازل مي شده است. سوره هائي که قبل از هجرت به مدينه نازل شده باشند مکي و سوره هائي که پس از هجرت به مدينه (حتي خارج از مدينه و هنگام حج در مکه) بر پيامبر نازل شده باشند اصطلاحا مدني ناميده مي شوند.



    پرسمان قرآن ::: يکشنبه 6/12/1385::: ساعت 11:13 عصر

      حديث قدسى حديثى است که پيامبر(صلى الله عليه وآله) يا ساير انبيا يا امامان معصوم(عليهم السلام) از خداوند خبر دهد. بدين گونه که معنا و مضمون آن به وسيله الهام يا در خواب و... به پيامبر(صلى الله عليه وآله) القا شود و پيامبر(صلى الله عليه وآله) با لفظ خود، آن را ادا کند و يا اين که الفاظِ حديث قدسى نيز وحى الهى باشد و نيز ممکن است هر دو گونه باشد; به هر حال، در حديث قدسى ادعاى اعجاز وجود ندارد; به خلاف قرآن که به منظور اعجاز و تحدّى با الفاظ خاصى نازل شده و امکان آوردن مانند آن وجود ندارد.


                                 


    برخى فرق هاى ديگر قرآن و حديث قدسى عبارت است از:


    1-قرآن، سند رسالت و کتاب رسمى دين اسلام، هم چنين کتابى تحريف ناپذير است; ولى احاديث قدسى چنين جايگاه و ويژگى هايى ندارد.


    2-قرآن، قطعى الصدور است; ولى احاديث قدسى، ظنى الصدور; يعنى نمى توان گفت: صددرصد از جانب خدا است; چرا که خبرِ واحد است.


    3-احاديث قدسى، برخى از احکام قرآن را ندارند; مانند: لزوم طهارت هنگامِ مَسّ قرآن، حرمت قرائت در برخى اوقات و...



    پرسمان قرآن ::: چهارشنبه 11/11/1385::: ساعت 10:44 صبح

                                    



     از امام حسين (ع ) پرسيدند: يا ابن رسول الله روزگار را چگونه مي گذراني ؟ فرمودند:


    روزگار را درحالتي مي گذرانم که پرودگار بزرگ ناظر بر اعمال من است و آتش جهنم را


    در پيش روي خود مشاهده مي کنم . مرگ در تعقيب من است و از گير حساب بازپسين


     رهايي ندارم و در گرو اعمال خويشتن مي باشم . آنچه دلم بخواهد، نمي شود و


     قدرت دفع مکروهي از خويشتن ندارم . کارها در دست ديگري است ، اگر اراده کند


     عذابم فرمايد و اگر بخواهد، مورد عفوم قرار مي دهد. بنابر اين کدام مسکين است که


    از من درمانده تر باشد؟


                                                       بحار الانوار، ج 78، ص 116



    پرسمان قرآن ::: چهارشنبه 4/11/1385::: ساعت 11:2 عصر

                                       


      رحلت علم وارسته ومفسر قرآن حضرت آيت الله معرفت بر همه حورويان وجامعه قرآني کشور وبه شاگردان ايشان تسليت باد.


    هنوز باور نمي شود که پرواز کرده باشي .هنوز گرمي صدايت در گوشم است.آخرين صداي تو را همين سه روز قبل در کلاس شنيدم.چه زيبا قرآن را براي ما تفسير مي کردي .آنقدر زيبا که بعد از کلاس تو انرژي کار وپژوهش قرآني را در خود دو چندان ميديديم.اميدوارم اين شاگردانت را فراموش نکني ودر آن سرا هم که هستي باز به ما سربزني ودر فهم قرآن راهنماي ما باشي.     روحت شاد.


     



    پرسمان قرآن ::: جمعه 29/10/1385::: ساعت 11:17 عصر

    چه سوره‌هايي به صورت مستقيم و بي واسطه برپيامبراکرم‌نازل شده است‌؟


    وحي بر پيامبر اسلام‌به صورت‌هاي مختلف و در حالات متفاوتي صورت گرفته


    است‌.


    يکي از اقسام وحي‌، وحي مستقيم و بي واسطه است که قرآن به آن


    اشاره کرده است‌: "فَأَوْحَي‌ََّ إِلَي‌َ عَبْدِه‌ِي مَآ أَوْحَي‌َ ;«(نجم‌،10) در معراج‌ آن‌گاه


    به بنده‌اش آن‌چه را بايدوحي کند، وحي فرمود.)»در روايات نقل شده است که


     در دو مورد، آياتي بي واسطه بر پيامبر اکرم‌نازل شده است‌.


     
    1. در يک روايت آمده است که در معراج‌، آيه 284 سورة بقره به پيامبر وحي


     شد.


    2. در روايت ديگري آمده است که در معراج آيه‌هاي 285 و 286 سورة بقره


     به پيامبر وحي شد.


    بنابراين سه آية پاياني سورة بقره بي واسطه به پيامبر وحي شده است.



    پرسمان قرآن ::: جمعه 22/10/1385::: ساعت 11:35 عصر

    کيفيت نزول وحي بر پيامبر اکرم‌چگونه بوده است‌، آيا صوت قرآن را مي‌شنيدند يا به وسيله قلب‌شان‌، آن را احساس مي‌کردند؟


    وحي آيات قرآن بر پيامبر(ص) به دو گونه بوده است‌: 1. مستقيم 2. غير مستقيم و به واسطة فرشته وحي‌.
    در وحي مستقيم حالت‌هايي چون احساس سنگيني‌، داغ شدن بدن و عرق ريختن‌، حالتي شبيه به بي هوشي‌، تغيير رنگ چهره و... بر پيامبر عارض مي‌شد. در روايتي مي‌خوانيم‌: حارث بن هشام از پيامبر سؤال کرد: وحي چگونه بر شما نازل مي‌شود؟ پيامبر فرمود: گاهي آن را به صورت زنگ مي‌شنوم و آن شديدترين نوع آن بر من است که گويي بندهاي من از يکديگر مي‌گسلد و در اين هنگام مطالب وحي شده را حفظ مي‌کنم‌
    صداي زنگ در اين روايت کنايه از صداي پياپي‌، است‌. اين صداي پياپي‌، وحي مستقيم بوده که پيامبر با تمام وجود به آن گوش فرا مي‌داده است‌; چرا که پياپي بودن صدا تأثيري نافذ دارد و تا اعماق قلب انسان نفوذ مي‌کند و از اين جهت است که پيامبر مي‌فرمايد: گمان مي‌کردم که جان من گرفته مي‌شود


    حالت‌هاي ياد شده در وحي مستقيم به جهت اوج ارتباط وحي با الهامات غيبي پروردگار و سنگيني وحي است که بر جسم آن حضرت تأثير مي‌گذارده است‌ و منظور از آية "إِنَّا سَنُلْقِي عَلَيْکَ قَوْلاً ثَقِيلاً ;(مزمل‌،5) در حقيقت‌، ما به تو گفتاري گران‌بار القا مي‌کنيم‌." نيز همين نوع وحي بوده است‌.
    در وحي غير مستقيم‌، جبرئيل‌، واسطة در آوردن وحي بوده است که گاهي به صورت بشر مجسّم مي‌شد و به حضور پيامبر مي‌رسيد; در روايتي از امام صادق‌آمده است‌: جبرئيل هنگامي که به حضور پيامبر مي‌رسيد، مانند بندگان مي‌نشست و بدون اجازه وارد نمي‌شد.


     بنابراين‌، وحي غير مستقيم‌، سنگيني و دشواري وحي مستقيم را نداشته است‌.
    تذکر اين نکته لازم است که پيامبر با تمام روح و روان خويش وحي را دريافت مي‌نموده است و چشم و گوش ظاهر بين در اين امر دخالتي نداشته است‌، اگر جز اين بود، مردم ديگر نيز مي‌توانستند همة آن‌چه را پيامبر مي‌بيند و مي‌شنود، ببينند و بشنوند.



    پرسمان قرآن ::: دوشنبه 11/10/1385::: ساعت 10:41 عصر

       1   2   3      >
    ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

    >> بازديدهاي وبلاگ <<
    بازديد امروز: 25
    بازديد ديروز: 34
    کل بازديد :15558

    >>اوقات شرعي <<

    >> شناسه قرآن پژوهان  <<

    با عرض سلام ادب و احترام خدمت

     

    قرآن پژوهان عزيز و وبلاگ نويسان قرآني  

     

    « گروه پرسمان قرآني » در نظر داردبه منظور پشتيباني معنوي ازوبلاگ نويسان قرآني در زمينه پاسخ به سؤالات و شبهات، همچنين در اختيار گذاشتن محتواي صحيح مطالب قرآني از وب لاگ نويسان عزيز قرآني ثبت نام به عمل آورد. جهت ثبت نام اينجا کليک  کنيد.در ضمن شما مي توانيد با ارسال پرسشهاي قرآني مخاطبين خود به اين گروه جواب آنها را در اسرع وقت دريافت نماييد.

     


    >> گروه پرسمان قرآني <<













    >>> لوگوي دوستان<<<







    >> پيوندهاي روزانه <<

    >>>لوگوي وبلاگ من<<
    تاريخ قرآن  History of Quran

    >>جستجو در وبلاگ<<
    جستجو:

    >>اشتراک در خبرنامه<<

    نام:

    ايميل:

     

    >>گروه پرسمان قرآني <<