خيلي از ماها هنوز تلقي درستي از معاد نداريم. و يا شايد خيلي از ما ها هنوز به معاد ايمان کامل نداريم.و پرسشهاي زيادي در ذهن مان هست که دنبال جواب براي آنها هستيم.جواب هايي که شايد زندگي ما را متحول کند.
راستي يک سوال:
آيا واقعا دليلي براي يقين ما به معاد وجود دارد؟دليلي که بتواند ما را قانع کند.
بسيار فکر کردم در رابطه با اين موضوع تا خودم دلايل زير را براي خودم دست وپا کردم.دلايلي که شايد بتواند ايمان وباور من به معاد را کامل کند ويقينا تاثير گذار در زندگي من.
اما دلايل :
1 . اگر مرگ ، نقطه پايان باشد آفرينش جهان بيهوده خواهد بود ; قرآن کريم ، هدف از آفرينش انسان و هبوط او در اين کره خاکى را حيات اخروى او مى داند . اگر سراى آخرت نمى بود زندگى انسان در چهار چوب دنيا محصور شده ، در نتيجه آفرينش او عبث و باطل مى شد . قرآن کريم در اين زمينه مى فرمايد : «أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَـکُمْ عَبَثًا وَأَنَّکُمْ إِلَيْنَا لاَ تُرْجَعُونَ; (مؤمنون/ 115) آيا گمان کرديد ما شما را بيهوده آفريديم و شما به سوى ما باز گردانده نمى شويد؟»
2 . معاد ، مقتضاى عدل الهى است:عقل حکم مى کند که بايد از جهت پاداش و کيفر ميان دو گروه فرمانبر و نافرمان فرق نهاد و چون اين امر در دنيا تحقق نيافته ، بايد جهان ديگرى وجود داشته باشد که همگان در آن دادگاه بدون استثنا حضور پيدا کنند و هم خود را از عدالت عمومى جهان آفرينش دريافت نمايند و در آن جا بين آن دو گروه جدايى برقرار گردد .
قرآن کريم در اين زمينه مى فرمايد : «أَفَنَجْعَلُ الْمُسْلِمِينَ کَالْمُجْرِمِينَ * مَا لَکُمْ کَيْفَ تَحْکُمُونَ; (قلم/ 35ـ36) آيا با تسليم شدگان چون مجرمان رفتار مى کنيم؟ شما را چه مى شود چسان داورى مى کنيد؟» .
3 . معاد ، جايگاه تحقق وعده وعيد الهى است ; خداوند متعال در قرآن کريم ، صالحان را وعده پاداش و طالحان را وعده کيفر داده است و چون عمل به وعده نيکو و تخلف از آن ناپسند است ، پس وفاى به آن لازم است . خداوند متعال در اين زمينه مى فرمايد :
«.. . وَلاَ تُخْزِنَا يَوْمَ الْقِيَـمَةِ إِنَّکَ لاَ تُخْلِفُ الْمِيعَادَ ; (آل عمران/ 194) و ما را در روز قيامت رسوا مکن که تو وعده خويش خلاف نمى کنى» .
4 . معاد ، پايان سير تکاملى انسان است ; انسان در تمام مراحل حياتش در يک حرکت دايم و تلاش پيوسته است ; بى آنکه ثبات و قرارى داشته باشد ; ابتدا نطفه است و سپس علقه و بعد مضغه مى شود تا آنکه چشم بر جهان مى گشايد و .. . او با اين حرکت و تلاش در جستجوى چيزى است که ندارد ; بايد روزى وجود داشته باشد که در آن ، بى قرارى از بين برود و بايد منزلى در پيش رويش باشد که در آن ثبات حاکم باشد تا آن نقطه غايتى باشد براى اين حرکت .
قرآن کريم در اين زمينه مى فرمايد : «ثُمَّ أَنشَأْنَـهُ خَلْقًا ءَاخَرَ فَتَبَارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَــلِقِينَ * ثُمَّ إِنَّکُم بَعْدَ ذَ لِکَ لَمَيِّتُونَ * ثُمَّ إِنَّکُمْ يَوْمَ الْقِيَـمَةِ تُبْعَثُونَ ; (مؤمنون / 14ـ16) آنگاه او را آفرينش ديگر داديم ، در خور تعظيم است خداوند ، آن بهترين آفرينندگان و بعد از اين ، همه شما خواهيد مرد و سپس در روز قيامت زنده مى گرديد» .• براى دست يافتن به «يقين » از راهها عادى و برهان هاى عقل نمى توان به نتيجه رسيد ; بلکه نياز به تزکيه نفس و حکومت از مسير «سيروسلوک » و کشف و شهود است .
اگر خواستيد بيشتر در اين زمينه مطالعه کنيدمي توانيد به کتاب زير مراجعه کنيد.
معاد جهان پس از مرگ،آية الله مکارم شيرازى،ص 147ـ171
آيا «شيطان»، بعد از مرگ نيز به سراغ انسان مى آيد؟
ديشب با يکي از دانش آموزاني که توي مدارس تهران با ايشون آشنا شدم صحبت مي کردم .سوال جالبي را مطرح کرده بود ...
آيا شيطان بعد از مرگ ما نيز سراغ ما مياد يا اينکه فقط در اين دنيا به دنبال فريب ماست؟؟؟
خيلي براي من جالب بود که يک جوان تا اينقدر به فکر شيطان البته از نوع مثبتش است.و شايد نگران بعد از مردن خود...
شايد خيلي از ماها حتي فکر اين نوع سوالات نيز به ذهن مبارک مان خطور نکرده باشد.
ولي واقعاتکليف شيطان با ما بعد از مرگ ما چگونه خواهد بود؟؟؟
خلاصه پاسخي که به ايشان دادم را اينجا خدمت همه شما عرض مي کنم
حقيقت اينست که دنيا محل تکليف است و آخرت و جهان پس از مرگ، مکان پاداش و جزاست.اميرالمؤمنين(ع)فرمود: امروز زندگى در دنيا با عمل و تکليف همراه است و حسابى در آن نيست، ولى آخرت، روز حساب رسى به اعمال است و ديگر جاى تکليف و عمل نيست.[ نهج البلاغه/ خ 42]
هم شيطان و هم انسان تنها در دنيا داراى اختيار هستند; بنابراين شيطان بعد از دنيا توان و اختيار وسوسه ندارد.
شيطان هنگامى که خود را مطرود نزد خداوند ديد، طغيان و لجاجت را بيشتر کرد و به جاى توبه و بازگشت به سوى خدا و اعتراف به اشتباه، تنها چيزى که از خدا تقاضا کرد، اين بود: (قَالَ أَنظِرْنِى إِلَى...)[ اعراف/ 14]خدايا! مرا تا پايان دنيا مهلت ده و زنده بگذار. خداوند متعال، اين تقاضاى او را به اجابت رساند: (قَالَ إِنَّکَ مِنَ الْمُنظَرِين...)[ اعراف/15]به تو مهلت داده خواهد شد.
آن گاه هدف خود را از اين عمر طولانى چنين بيان کرد: (قَالَ فَبِمَآ أَغْوَيْتَنِى لأََقْعُدَنَّ...)[ اعراف/ 16]اکنون که مرا گمراه ساختى! بر سر راه مستقيم تو براى آنها کمين مى کنم. تا همان طور که من گمراه شدم، آنها نيز به گمراهى بيفتند!
پس روشن شد که::گمراهى انسان در همين دنيا تحقق مى يابد، چون اراده و اختيار فقط در اين دنيا وجود دارد و انسان در سايه اراده و اختيار است که اعمال خير و يا زشت انجام مى دهد.
حالا::
آيا «شيطان»، بعد از مرگ نيز به سراغ انسان مى آيد؟
نظر شما چيست؟؟؟
امسال نمايشگاه قران برخي از سولات مراجعه کنندگان آنقدر تکرار وشبيه بهم بودند که تصميم گرفتم تا در فرصتي مناسب و دقيق آن موضوعات را مطرح کرده و بررسي کنم.موضوع زير از آن موضوعاتي است که خيلي ها اومدند ومجهولات ذهني خودشان را در اين زمينه پرسيدند .
آيا تابحال به اين موضوع فکر کرديم که فرق بهشت برزخ وآخرت چيست؟ آيا اصلا تفاوتي با هم دارند يا خير؟
برخى تفاوت ها ي اساسي بين بهشت برزخ وآخرت::
1. بهشت برزخ موقت، ولى بهشت آخرت دائمى است. (...قِيلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ قَالَ يَــلَيْتَ قَوْمِى يَعْلَمُون...)(1)سرانجام او را شهيد کردند و[ به او گفته شد: «وارد بهشت شو!» گفت: «اى کاش قوم من مى دانستند.»
اين بهشت و بهشتى که در آيه 169آل عمران، شهيدان بعد از شهادت در آن وارد مى شوند بهشت برزخ است و اين بهشت موقت خواهد بود، چون از آيات و روايات اينطور فهميده مى شود که بهشت جاويدان در قيامت، نصيب مؤمنان خواهد شد. (إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِى مَقَام أَمِين * فِى جَنَّـت وَ عُيُون....لاَ يَذُوقُونَ فِيهَا الْمَوْتَ إِلاَّ الْمَوْتَةَ الاُْولَى...)(2)پرهيزکاران در جايگاه امن و امانى هستند. در ميان باغ ها و چشمه ها...هرگز جز همان مرگ اول که در دنيا چشيده اندنخواهد چشيد.
2. بهشت برزخ نمونه کوچکى از بهشت آخرت است.
امام على(ع) مى فرمايد: القبر اما روضة من رياض الجنه او حفرة من حفر النيران(3) قبر، يا باغى از باغ هاى بهشت، يا حفره اى از حفره هاى دوزخ است.
3. نعمت هاى بهشت برزخى به بدنى از غير بدن عنصرى (بدن مادى دنيايى) تعلق مى گيرد; بدنى که متناسب با حيات برزخى است که به اصطلاح متکلمان به آن، بدن يا قالب «مثالى» گويندفقط آرايش و رنگ ماده را دارد ولى نعمت ها در بهشت آخرت، شامل بدن و روح هر دو مى شود .آيات بسيارى از جمله آيات سوره شريفه الرحمن بر اين مطلب دلالت دارد.(4)
**********
[1]. يس، آيه 26.
[2]. دخان، آيه 51ـ56.
[3]. بحارالانوار، ج 6، ص 218.
[4]. تفسير نمونه، ج 18، ص 354 و ج 22، ص 498
بنام آنکه جان را فطرت آموخت
تا بحال در مورد شباهت و تفاوت بين مرگ وخواب فکر کرديد؟ آيا اصلا شباهتي يا تفاوتي بين شان مي بينيد؟خيلي از ماها به آساني از کنار خواب عبور مي کنيم بي آنکه لحظه اي در مورد آن فکر کنيم.
: مردن مثل خواب است
:همان طور که انسان در خواب متوجه چيزهايى است، در مرگ و پس از مرگ نيز متوجه چيزهاى بيشترى مى شود.
همانطورکه مرگ و خواب، شباهت بسيارى با هم دارند، ولى يک تفاوت عمده و اساسى ميانشان هست که آنها را از هم جدا مى سازد و آن اين که خداوند هم در مرگ و هم در خواب روح انسان را قبض مى کند، امّا در مرگ ديگر روح به بدن باز نمى گردد و دستگاه مغز انسان تعطيل مى شود، ولى در خواب، فقط بخشى از دستگاه مغز تعطيل مى شود و روح دوباره به بدن باز گردانده مى شود: (اللَّهُ يَتَوَفَّى الاَْنفُسَ حِينَ مَوْتِهَا وَ الَّتِى لَمْ تَمُتْ فِى مَنَامِهَا فَيُمْسِکُ الَّتِى قَضَى عَلَيْهَا الْمَوْتَ وَ يُرْسِلُ الاُْخْرَى إِلَى أَجَل مُّسَمًّى)(1); خداوند ارواح را به هنگام مرگ به تمامى باز مى ستاند و ارواحى را که نمرده اند نيز به هنگام خواب مى گيرد; سپس ارواح کسانى را که فرمان مرگ آنها را صادر کرده، نگه مى دارد و ارواح ديگرى را [که بايد زنده بمانند]تا سرآمد [وقت]معيّنى باز مى گرداند.
پس خواب برادر مرگ و شکل ضعيفى از آن است. از امام جواد(ع) سؤال شد مرگ چيست؟ فرمود: مرگ همان خوابى است که هر شب به سراغ شما مى آيد، جز اين که مدّتش طولانى است و انسان از آن بيدار نمى شود تا روز قيامت.(2)
اما: چنان که انسان در خواب چيزهايى را متوجه مى شود، پس از مرگ نيز در مقياس وسيع تر مسائل را مى فهمد. وقتى انسان مى ميرد، پرده از مقابل چشمان او کنار مى رود و عالَمى فراتر از عالم دنيا را مشاهده مى کند. در آن عالَم، محدوديت هاى اين عالم وجود ندارد و زمان و مکان در آن جا مطرح نيست. زندگى آخرتى در مقايسه با زندگى دنيايى، بسيار عميق تر و پر دامنه تر است (وجاءَت سَکرَةُ المَوتِ بِالحَقِّ ذلِکَ ما کُنتَ مِنهُ تَحيد * ونُفِخَ فِى الصّورِ ذلِکَ يَومُ الوَعيد * وجاءَت کُلُّ نَفس مَعَها سائِقٌ وشَهيد * لَقَد کُنتَ فى غَفلَة مِن هـذا فَکَشَفنا عَنکَ غِطَـاءَکَ فَبَصَرُکَ اليَومَ حَديد)(3); و سرانجام سکرات [و بى خودى در آستانه] مرگ، حقيقت را[ پيش چشم او] مى آورد[ و به انسان گفته مى شود] اين همان چيزى است که تو از آن مى گريختى و در صور دميده مى شود; آن روز، روز تحقق وعده وحشتناک است. هر انسانى وارد محشر مى گردد در حالى که همراه او حرکت دهنده و گواهى است. [به او خطاب مى شود] تو از اين صحنه [و دادگاه بزرگ] غافل بودى و ما پرده را از چشم تو کنار زديم و امروز چشمت کاملا تيزبين است.
.....
(1) زمر، آيه 42.
(2) بحارالأنوار، ج 6، ص 155
(3) ق، آيه 19 ـ 22.
بنام آنکه عقل را فطرت آموخت
مبدأ و معاد از مسائل بسيار مهمي است که در قرآن مجيد بطور گسترده مطرح شده است به گونهاي که حدود دو هزار آيه از آيات قرآن ( يعني يک سوم مجموع آيات قرآن ) به معاد تعلق گرفته است و يک سوم آن نيز آيات مربوط به مبدأ ميباشد.
اين مطلب نشانه اهميت مبدأ و معاد و روز رستاخيز است. مسائلي که آيات بدان پرداختهاند، از قبيل دادگاه عدل الهي، بهشت و جهنم، نامه اعمال، تجسم اعمال، معاد جسماني، و ميوههاي بهشتي و... است. رمز اين همه با اهميت شمردن معاد روشن است؛ زيرا انسان در صورتي در مسير سعادت حرکت ميکند و به آن نائل ميشود که به دو اصل مهم معتقد باشد نخست؛ اصل مبدأ و يکتاپرستي و ديگر، اعتقاد به معاد و بازگشت انسان به خدا.
اعتقاد به خدا، به انسان ميآموزد که خداوند در همه جا و در همه حال مراقب انسان است (هُوَ مَعَکُمْ اَيْنَما کُنْتُمْ) (حديد/ 4و مجادله /7) اعتقاد به معاد، ميآموزد که خداوند به تمام اسرار دروني انسان آگاه است و اعمال انسان از نظر خدا پوشيده نيست (وَ هُوَ عَليمٌ بِذاتِ الصُّدوُر) (آل عمران/ 119) (يَعْلَمُ خائِنَةَ الاَعْيُنْ وَ ما تُخْفِي الصُّدوُر) (فاطر/ 19) بنابر آيات قرآن ، روز رستاخيز پرونده اعمال هر انساني در دادگاه عدل الهي مورد بررسي قرار ميگيرد؛ دادگاهي که نه ميتوان قاضي آن را فريب داد و نه شهود آن قابل انکار است. براساس آيه شريفه «فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراََ يَرَه وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرّاََ يَرهُ» (زلزال/ 7 و 8) و نيز آيه شريفه «وَ لا يُغادِرُ صَغيرَةََ وَ لاکَبيرَةََ اِلّا اَحْصيها» (کهف/ 49) کوچکترين و بزرگترين عمل هر انساني مورد قضاوت حضرت حق قرار ميگيرد و انسان در برابر آن مسئول است.
توجه به دو اصل مذکور سبب ميشود که انسان در همه حال خدا را بر اعمال خود ناظر بداند و معصيت نکند و چنانچه از ياد خدا غافل شد شيطان بر او مسلط ميشود؛ همانگونه که آيه شريفه ميفرمايد؛ «وَ مَنْ يَعْشُ عَنْ ذِکْرِ الرَّحْمنِ نُقَيَّضْ لَهُ شيطاناََ فَهُوَ لَهُ قَرين» [هر کس از ياد خدا روي گردان شود، شيطان را به سراغ او ميفرستيم پس همواره قرين و همراه او خواهد بود!]( زخرف/36)
تا بحال به اين موضوع فکر کرديد که اعتقاد به معاد چه اثري مي تواند روي روح وروان ما داشته باشد ؟
به نظر من مسئله معاد از مسائلي است که از همه جهات مي تواند در زندگي بشر نقش اصلي را بازي کند.
نقشي که متاسفانه خيلي کم به آن بها داده شده است.
اما آثار اين اعتقاد بزرگ بطور خلاصه:
1. باريابى به مقام ابرار (نيکان)
(لَّيْسَ الْبِرَّ أَن تُوَلُّوا وُجُوهَکُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ لَـکِنَّ الْبِرَّ مَنْ ءَامَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الاَْخِر...)( بقره/ 177); نيکى تنها اين نيست صورت خود را به سوى مشرق ومغرب کنيد، بلکه نيکى آن است که به خدا و روز رستاخيز و... ايمان آورند.
2. پيش گيرى از غرور علمى و انحراف انديشه
راسخان در علم مى گويند: (رَبَّنَا لاَ تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِن لَّدُنکَ رَحْمَةً إِنَّکَ أَنتَ الْوَهَّاب * رَبَّنَآ إِنَّکَ جَامِعُ النَّاسِ لِيَوْم لاَّ رَيْبَ فِيهِ إِنَّ اللَّهَ لاَ يُخْلِفُ الْمِيعَادَ)(آل عمران/ 8ـ9); پروردگارا! دل هاى ما را ـ بعد از آن که ما را هدايت کردى ـ ازراه حق منحرف مگردان و از سوى خود رحمتى بر ما ببخش، زيرا تو بخشنده اى. پروردگارا! تو مردم را در روزى که ترديدى در آن نيست جمع خواهى کرد، قطعاً خداوند از وعده خودسرپيچى نمى کند.
3. رهايى از بى خبرى و گريز از آتش جهنم
(إِنَّ الَّذِينَ لاَ يَرْجُونَ لِقَآءَنَا وَ رَضُوا بِالْحَيَوةِ الدُّنْيَا وَ اطْمَأَنُّوا بِهَا وَ الَّذِينَ هُمْ عَنْ ءَايَـتِنَا غَـفِلُون * أُولَـئِکَ مَأْوَهُمُ النَّارُ بِمَا کَانُوا يَکْسِبُونَ)( يونس/7ـ8); کسانى که اميد به ديدار ما ندارند و به زندگى دنيا خشنود شدند و بر آن تکيه کردند و کسانى که از آيات ما غافلند;همه آنها جايگاهشان آتش است، به خاطرکيفرآن چه به دست مى آورند.
4. گرايش به خوبى ها
(فَمَن کَانَ يَرْجُوا لِقَآءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلاً صَــلِحًا وَ لاَ يُشْرِکْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدَ)( کهف/110); پس هر کس به لقاى پروردگارش اميد دارد بايد به کار شايسته بپردازد و کسى را در عبادت پروردگارش شريک نکند.
5. مقاومت در ميدان جهاد
(قَالَ الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلَـقُوا اللَّهِ کَم مِّن فِئَة قَلِيلَة غَلَبَتْ فِئَةً کَثِيرَةَم بِإِذْنِ اللَّهِ وَاللَّهُ مَعَ الصَّـبِرِينَ)( بقره/ 249); کسانى که به ديدار خداوند يقين داشتند، گفتند: بسا گروهى اندک که بر گروهى بسيار، به اذن خدا پيروز شدند و خداوند با بردباران است.
6. پيش گيرى از مفاسد اجتماعى و اقتصادى
(ويلٌ لِلمُطَفِّفين * اَلَّذينَ اِذَا اکتالوا عَلَى النّاسِ يَستَوفون * واِذا کالوهُم اَو وزَنوهُم يُخسِرون * اَلا يَظُنُّ اُولئکَ اَنَّهُم مَبعوثون * لِيَوم عَظيم * يَومَ يَقومُ النّاسُ لِرَبِّ العــلَمين)( مطففين/ 1ـ6); واى بر کم فروشان; آنان که وقتى براى خود پيمانه مى کنند، حق خود را به طور کامل مى گيرند، امّا هنگامى که مى خواهند براى ديگران پيمانه يا وزن کنند، کم مى گذارند آيا آنان گمان نمى کنند که برانگيخته مى شوند در روزى بزرگ; روزى که مردم در پيشگاه پروردگار جهانيان مى ايستند.
چند روز قبل براي همايش وبلاگنويسان که به ابتکار خانواده مرحوم حسن آقا برگزار شده بود رفته بودم تهران. توي راه برگشت موضوعي فکر مرا درگير خودش کرد .
سوالي که ذهن خيلي از ما ها را مشغول کرده باشه.
چرا به معاد اعتقاد داريم؟
دليلش چي مي تونه باشه؟
اصلا هيچ اثري هم در رفتار واعمال ما داره يا نه؟
البته چند وقتي است که شروع به بررسي موضوع معاد کرده ام ولي همين درگير شدن ذهن خودم به اين موضوع باعث شده که تصميم بگيرم تا بيشتر به اين موضوع بپردازم .
کسي نمي تونه شک کنه که!
از اثرات اعتقاد به معاد همين کافيه که، انسان را از گناه باز داره. خدا فراموشى معاد و روز حساب را از عوامل گمراهى مى داند. (...اِنَّ الَّذينَ يَضِلّونَ عَن سَبيلِ اللّهِ لَهُم عَذابٌ شَديدٌ بِما نَسوا يَومَ الحِساب) (ص/ 26 )... در حقيقت کسانى که از راه خدا گمراه مى شوند چون روز حساب را از ياد برده اند عذاب سختى دارند.
جامعه اى که تنها علم و آگاهى به معاد داشته باشد، ولى آن را باور نکرده و به مرحله يقين نرسيده باشد، از انحراف، ستم و تعدّى مصون نخواهد بود. هنگامى که انسان به چيزى يقين پيدا کنه و باور داشته باشه، ديگر آن را فراموش نمى کند .يقين به معاد است که از انحرافات جلوگيرى مى کند.
داشتن عنوان مذهبى به تنهايى دليل نمى شود که در جامعه انحرافى نباشد. در جامعه اى که اکثر مردم معاد را باور کنند، انحرافات کاهش مى يابد. نمونه آن ماه رمضان در جوامع اسلامى است، چون در اين ماه مردم بيش از ماه هاى ديگر به ياد معاد هستند، ميزان بزه کاري هاى اجتماعى کاهش مى يابد.
خلاصي از دست شيطان
بهشت برزخ وآخرت؟؟
مرگ يا خواب؟
يَعْلَمُ خائِنَةَ الاَعْيُنْ
آثار اعتقاد به معاد
موضوعي که ذهنم را مشغول کرد
اِنَّکَ کَادِح اِلَى رَبِّکَ
موضوع انکار معاد در قرآن
پاسخي به انکار معاد 2
پاسخي به انکار معاد
يک پرسش مهم
علت انحراف مسلمين
تفاوت بين مرد و زن
بهشتي يا جهنّمي؟
[همه عناوين(77)]
بازديد ديروز: 74
کل بازديد :49924
با عرض سلام ادب و احترام خدمت
قرآن پژوهان عزيز و وبلاگ نويسان قرآني
« گروه پرسمان قرآني » در نظر داردبه منظور پشتيباني معنوي ازوبلاگ نويسان قرآني در زمينه پاسخ به سؤالات و شبهات، همچنين در اختيار گذاشتن محتواي صحيح مطالب قرآني از وب لاگ نويسان عزيز قرآني ثبت نام به عمل آورد. جهت ثبت نام اينجا کليک کنيد.در ضمن شما مي توانيد با ارسال پرسشهاي قرآني مخاطبين خود به اين گروه جواب آنها را در اسرع وقت دريافت نماييد.
