آن که به تو گمان نيک برد با نيکويى در کار گمان وى را راست دار [نهج البلاغه]
توحيد ناب = Pure Monotheism
  • پست الکترونيک
  • مرکز فرهنگ و معارف قرآن
  • پايگاه پرسمان قرآني
  • کانون گفتمان قرآن
  • وبلاگهاي قرآني
  • پارسي بلاگ
  • در ياهو
  •    1   2      >

    بسم الله الرحمن الرحيم


    رازهاي طبيعت کشف مي شود


    پيشرفت شگفت انگيزدانش بشري ،ناشناخته ها را يکي پس از ديگري کشف مي کند واساس پندارهاي نادرست را در فيزيولوژي وعلوم تجربي باژگونه مي سازد.


    مثلا درگذشته ، برخي ازاعضاءبدن رابي فايده مي پنداشتند ولي علم امروز ،پس ازکاوش وتحقيق زياد ، فوائدمهمي براي هر کدام ثابت کرده است .واز اين پس باپيشرفت وسائل تحقيق ، فوائدمهمتري کشف خواهد شد.


    دراين مقاله ، براي روشن شدن موصوع به ذکر چند نمونه مي پردازيم :


    1-   غده ي تيموس غد ه ايست کوچک که درقفسه ي سينه ،زير استخوان جناغ روي ناي قرار گرفته است . کار ويژه غده ي تيموس روشن نبودوبرخي از پيشنيان ان را عضوي زائد مي پنداشتند ولي امروز معلوم شده است که غده ي تيموس درمقاومت ودفاع ،دربرابرعوامل بيگانه ايکه به  بدن هجوم مي اورند ؛سهمي بزرگ دارد.


    برخي از دانشمندان برانند که اين غده پس اربلوغ ،روي فعاليت هاي جنسي ورشد بدن اثر مهمي دارد وبا برداشتن ان گويي اعضاي جنسي به حالت خفتگي دچار مي شوند وبلوغ ديررس پيش مي ايد .


    2-غده ي صنوبري يا اپي فيز پيجيده ترازتيموس است وداخل مغز قرار دارد . در گذشته بر خي از دانشمندا ن فيزيولوژي فايده اي براي ان تصور نمي کردند . ولي امروز معتقدند که اين غده درمهار کردن فعاليت هاي جنسي وجلوگيري ازبلوغ زودرس ، مؤثر است ونيز فعاليت هاي ديگري دارد که اختلال ان موجب مرگ مي کردد.


    3-لوزه ها يابادامکها :سابقاپزشکان لوزه ها را بي فايده مي دانستند ودرصورت تورم ، فوراَ دستور عمل جراحي مي دادند وانها را برمي داشتند .


    ولي امروزه ، متخصصين به اهميت وجود لوزه ها در بدن پي برده اندو برداشتن انها را جز درمورد ضروري ،تجويز نمي کنند.


    لوزه ها گلبولهاي سفيد مي سازند که کار انها دفاع دربرابر ميکروب هاست وبه صورت يک نوع قرنطينه وياچون سد محکمي درابتداي راههاي تنفسي قرار گرفتهاند ؛ هواي تنفسي رااز آلودگي ها پاک مي کنند وميکروب هاي آنرا از بين ميبرند . هرگاه آلودگي هوا بشتر ويا ميکروبها قويتر باشند ؛ لوزه ها فعاليت بيشتري مي کنند ودرنتيجه ،متورم مي شوند.


    برداشتن لوزه ها صحيح نيست زيرا:


    اولا- موجب آزادي عمل ميکروبها درحلق وورود آنها به درون حنجره وناي وششها مي شود وبيمارهايي از قبيل برونشيت وورم ريه ها ايجاد مي کند .


    ثانيا براثر برداشتن لوزه ها، پوست داخلي بيني و حنجره نازک تراز حد طبيعي شده باعث خشکي حلق وبيني مي گردد.


    به علاوه به هنگام عفوبتهاي حلقي ،لوزه ها متورم شده مانند : لامپهاي خطر ، پزشک را از عفونت حلق ،آگاه مي سازد ولي درصورت نبودن آنها ممکن است عفونت حلق تشخيص داده نشود وعوارضي مانند رماتيسم قلبي و غيره ايجاد کند.


    4-آپانديس :گروهي از دانشمندان پس از تحقيقات زياد به اين نتيجه رسيده اند که : آپانديس مي تواند درمبارزه باسرطان نقش مؤثر داشته باشد وبرداشتن آن درغير وقت ضروري، ممکن است موجب بروز سرطان گردد.


    مجله طبي ((جاما))مي نويسد : برداشتن آپانديس در اشخاصيکه آمادگي براي سرطان دارند .تأثير قابل توجهي دارد ومي تواند درآنها موجب پيدايش سرطان گردد.


    مطالعه درنمونه هاي فوق وصدها نمونه ي ديگر ، براي ما روشن مي سازد که: اگر براي چيزي اثر وفايده يي پيدا نکرديم نبايد آنرا بي اثر وبي فايد ه بپنداريم بلکه بايد در انتظار آن باشيم که درآيند ه اسرار وآثار آن در پرتوعلم کشف شود . چون ، با آ نکه بشر پيشرفتهاي زيادي کرده ، هنوز مراحل ابتدائي را طي مي کند واز کتاب بزرگ طبيعت ،سطري بيش مخوانده است .


    انيشتاين در کتاب ((فلسفه ي بسبيت ))مي نويسد: آنچه تاکنون از کتاب طبيعت خوانده ايم بسيار چيزها به ما آموخته است ولي مي دانيم که هنوز از حل وکشف کامل اسرارطبيعت بدوريم .


    ويليام جيمس مي گويد: نسيت دانش ما به جهل مان چون قطره دربرابر اقيانوسي ژرف است .


    بنابر اين آيا ماديها که به علت بي اطلاعي از اسرار و خواص موجودي ، آنرازايد وبي اثر مي پندارند ، اشتباه نمي کنند!؟


    در صورتيکه اگر دقت کنند به آساني در مي يابند که از ندانستن تا نبودن فاصله بسيار است وصحيح نيست که انسان ،نيافتن چيزي را دليل نبودن آن قرار دهد.


    بديهي است که ندايستن خاصيت يکي درمورد از ميلياردها موجودات ،مانع از آن نخواهد شد که انسان بتواند از اسرار عالم آفرينش ونظام شگفت انگيزآن ، به پديد آورنده ي باشعورآن پي ببرد . بي شک ،مطالعه درباره ي باقي موجودات وحتي يک قسمت از يک موجود . براي هدايت انسان به باظم شعورمند وخالق جهان ،کافي است.


    شما اگر کتابي بيابيد که اسرار آن پر از مطالب علمي ومنطقي باشد اما درآن چند جمله نيز بيابيدکه از نظرشما نافهوم ومبهم باشد ، درباره ي آن کتاب چگونه  قضاوت مي کنيد ؟ آيا آنهمه مطالب سودبخش را که زاييده ي افکاري بلند وديدي وسيع است ، مي توان ناديده گرفت !؟هر گزنه .


    پس چه نيکوست يادآوريم که:


    جهان چون چشم وخدوخال وابروست


    که هر چيزي به جاي خويش نيکوست


    برگرفته از شبکه خبر



    پرسمان قرآن ::: جمعه 9/9/1386::: ساعت 7:15 صبح

    توحيد ناب از نگاه حضرت رضا عليه السلام


    با عرض تبريک به مناسبت ولادت حضرت امام رضا بر شما کاربران محترم مناسب ديدم امروز توحيد واقعي را از نگاه حضرت معرفي کنم. حضرت در حديثي مي فرمايند:


    البحرانى عن العيّاشى بإسناده عن هشام المشرقى قال: کتبت إلي أبى الحسن الخراسانى ‏عليه السلام، رجل يسأل عن معان فى التوحيد، قال: فقال لى: ما تقول: إذا قالوا لک: أخبرنا عن الله شى‏ء هو أم لاشى‏ء؟ قال: فقلت: أنّ الله أثبت نفسه شيئاً، فقال (قل أى شى‏ء أکبر شهادة قل الله شهيد بينى و بينکم) أقول شيئاً کالاشياء، أو تقول: إنّ الله جسم، فقال: و ما الّذى يضعف فيه من هذا إنّ الله جسم لا کالأجسام و لايشبهه شى‏ء من المخلوقين قال: ثمّ قال: إنّ للناس فى التوحيد ثلاثة مذاهب، مذهب نفى، و مذهب تشبيه، و مذهب إثبات بغير تشبيه، فمذهب النفى لايجوز، و مذهب التشبيه لايجوز، و ذلک أن الله لايشبهه شى‏ء، و السبيل فى ذلک الطريقة الثالثة و ذلک أنّه مثبت لايشبهه شى‏ء، و هو کما وصف نفسه أحد نور


    أنعام / 19. البرهان فى تفسير القرآن 1 / 519.


    بحراني از هشام مشرقي نقل که گفت: به ابو الحسن خراساني (امام رضا(ع)) نوشتم: مردي از معاني توحيد سوال مي کند، راوي مي گويد: حضرت فرمود: اگر از تو بپرسند: آيا خداوند عزّوجلّ شي‌ء است يا شي‌ء نيست، چه جواب مي‌دهي؟ عرض کردم : خداوند عزّوجلّ خودش را شيء دانسته است‌ آنجا که مي‌فرمايد ( بگو چه چيز در شهادت بزرگتر است، بگو خداوند بين من و شما شاهد است) و مي‌گويم‌ خداوند شي‌ء است اما نه چون اشياء (ديگر)، زيرا نفي شيئيت از خداوند متضمن نفي و ابطال اصل وجود اوست‌ . حضرت به من فرمود: درست است، آفرين‌. حضرت رضا(ع‌) سپس فرمود: مردم در باب توحيد بر سه مذهبند: نفي و تشبيه و اثبات بدون تشبيه‌. مذهب نفي نارواست، مذهب تشبيه هم ناروا و (باطل‌) است‌; چرا که هيچ موجودي‌ مانند و شبيه خداي تبارک و تعالي نمي‌باشد. راه درست راه سوم است: اثبات (وجود خدا) بدون تشبيه (او به موجودي ديگر)

     



    پرسمان قرآن ::: جمعه 2/9/1386::: ساعت 12:26 صبح

    آيا کساني که صفات ذات خداي متعال را زائد بر ذات و قديم مي دانند مشرکند؟


    734پاسخ: ازنظر معتزله افرادي که اين نظريه را پذيرفته اند همانند مسيحيان معتقد به تثليت، مشرک ميباشنداما از نظر شيعه پذيرش اين نظريه مستلزم شرک صريح که قايل آن را از اسلام و احکام خارج کند، نيست؛ بنابراين با اين افراد مي توان ازدواج کرد، و دفنشان در قبور مسلمانان اشکالي ندارد.


    735بر نکته ياد شده دو دليل دلالت مي کند.


    7361.سيره ائمه عليهم السلام و نحوه برخورد آنان با اين گروه که حتي روايتي برخلاف چيزي که ذکر شد از ائمه وارد نشده است.


    7372. فقهاي شيعه حکم به طهارت کليه فرق اسلامي به جز خوارج، نواصب و غلات دادند. بنابراين قايلان اين نظريه نجس و مشرک نمي باشند.


    738جواهر الکلام، ج6. ص 50- 67، دار الکتب الاسلاميه، شيخ محمد حسن نجفي/ الالهيات في مدرسة اهل البيت عليهم السلام، ص 96، اول، سپهر،قم 1420 ه ق


     


     



    پرسمان قرآن ::: سه‏شنبه 22/8/1386::: ساعت 6:16 صبح

    نقش سياسي اجتماعي توحيد چيست؟


    در روزگار ما يکي از تاسف انگيزترين چيزها، تحريف مفهوم توحيد است يعني تحريف اصولي ترين محتواي اديان زيرا هيچ مفهوم ديگري را نمي توان نشان داد که در سراسر تاريخ بدين اندازه به کار رها سازي انسان آمده و مبشر نجات خلق هاي ستمديده باشد.


    اگر ما هسته اخلاقي تمام اديان بزرگ را دانش، عشق برادرانه،‌کاهش رنج ها استقلال و حس مستوليت و....  بدانيم همه اين آرمانها در توحيد خلاصه شده است. پيامبران با شعار توحيد هم تمامي مقصود خود را مطرح مي ساختند و هم به دنبال مبارزهيي بي امان بر اساس شعار مطرح شده در واقعيت خارجي بودند.


    با توجه به عملکرد پيامبران در طول تاريخ انحصار توحيد به برداشت ذهني يا برداشتي سطحي تحريف واقعيت توحيد و انحراف آن از مجراي اصلي آن است.


    در اينجا به بخشي از نقش ها ي عيني توحيد در جهان خارج از ذهن اشاره مي کنيم تا با گستره آن آشنا شويم.


    توحيد از ديدگاه جهان بيني عمومي


    از اين ديدگاه توحيد به معناي وحدت و يکپارچگي همه ي جهان و خويشاوندي تمام عناصر آن است. چون سلسله جنبان آفرينش يکي است و همگان از يک مبدأ و منشأند و خدايان مختلف آفريننده جهان نبوده اند؛ پس اين همه، اجزاء يک مجموعه اند و کل جهان يک واحد است و داراي يک جهت گيري.


    ما تري في خلق الرحمن من تفاوت( ملک،3)


    نتايجي که از اين جهان بيني برداشت مي شود عبارتند از:


    الف ـ جهان پويا کارواني است که همه ي راهروان آن همانند حلقه هاي زنجير به هم متصل اند و هر کدام مانند يک ارگانيسم برنامه خاصي دارد.


    ب ـ همه آنها داراي آفرينش و حساب شدگي و انضباط محاسبه شده اي در فرد فرد اجزاء مي باشد. چون آفريننده همه خدايي حکيم است( ما خلقنا السماء و الارض و مابينها لاعبين) انبياء 16


    ج ـ اين نگاه مي فهماند که همه ي اشيا و عناصر عالم سر به فرمان خدا و پذيرنده ربوبيت او مي باشند. (مريم،17)


    توحيد از ديدگاه مطالعه وقضاوت درباره ي انسان


    از اين نگاه توحيد به معناي وحدت ويکساني انسان ها در رابطه با خدا است او خداوندگار و رب همه انسانها است قوم و خويشي با کسي ندارد اگر تمايزي هم است به خاطر کوششي است که هرکسي مي تواند در راه و در جهت خير و صلاح انسانها انجام دهد بقره 117


    توحيد به معناي وحدت و برابري انسانها در آفرينش و مايه هاي انساني است (نساء،1)


     توحيد به معناي وحدت و برابري انسان ها د رامکان تعالي و تکامل است هيچ انساني نيست که از پيمودن راه تعالي و صراط مستقيم ناتوان باشد. ما ارسلناک الا کافه للناس(سبأ، 28)


    آزادگي انسان ها از قيد اسارت و عبوديت غير خدا، توحيد هر نوع اسارت فرهنگي، اقتصادي، سياسي از انسان را نفي مي کند و اورا فقط بنده ي خدا مي داند. ان الحکم الا لله (يوسف، 40)


     


    ـ توحيد به معناي تکريم و ارزش دادن به انسان نيز مي باشد عنصر عزيز و شگرف انسان بسي عزيزتر از آن است که ذليل ديگري جز خدا باشد.(حج،30 و 31)


    ـ توحيد به معناي يکپارچگي و وحدت قلمرو زندگي و هستي انسان نيز هست زندگي انسان ترکيبي از انديشه و عمل است اگر يکي از آن دو يا بخشي از هريک محکوم قطب ها ضد خدا شود در قلمرو زندگي انسان دوگانگي رخ مي دهد. (بقره،85)


     


    توحيد از ديدگاه خط مشي اجتماعي (اقتصادي،سياسي و ....)


    توحيد از اين ديدگاه صلاحيت هرگونه طراحي و کارگرداني مستقل و خود سرانه در امورجهان و انسان را از هرکسي جز خدا سلب مي کند به حکم آن که آفريننده انسان و آفريننده گيتي و طراح نظام پيوسته ي آن است و به امکانات و نياز او نيز هم واقف مي باشد پس فقط اوست که مي تواند شيوه ي زندگي و برنامه ارتباطات انسان را طرح ريزي کند، پس هرگونه دخالتي از سوي ديگران همان شرک است.


    براساس ديدگاه توحيدي حق ولايت وسرپرستي جامعه و زمامداري زندگي انسان ار هرکسي جز خداي متعال نفي مي شود مگر آن که از سوي آن قدرت مافوق به ديگري واگذار شده باشد،(مائده،55)


    براساس توحيد مالکيت مطلق و اصيل همه ي نعم و ذخاير و موجودي جهان به خدا اختصاص دارد و همه چيز امانتي است در دست انسان، پس بايد در راهي به کار رود که خدا معين کرده است.(مؤمنون،86 و 87)


    ـ انسان ها در رابطه با نعيم جهان داراي حق برابر مي باشند امکانات و فرصت ها به طور مساوي در اختيار و آز آن همگان است تا از اين بساط گسترده هرکس به قدر نياز و در شعاع سعي و عمل خود بهره گيرد، ( هوالذي خلق لکم ما في الارض جمعيا) بقره، 29


    آنچه گفته شد تنها بخشي از محتواي بسيارعميق و چندين جانبه ي توحيد است و باهمين اشارت هاي کوتاه به روشني مي توان تشخيص داد که توحيد تنها نظريه فلسفي و ذهني و غير عملي نيست که به هيچ روي کار به سياه و سفيد زندگي نداشته باشد بلکه از سويي يک جهان بيني است و از سوي ديگر يک دکترين اجتماعي


    (ديدگاه توحيدي (جمعي از نويسندگان، گرد آوري مصطفي ايزدي و قاسم مسکوب، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، بي تا، مقاله سيد علي خامنه اي ص 53- 82



    پرسمان قرآن ::: چهارشنبه 6/4/1386::: ساعت 11:55 عصر

    لطفا در اين مورد که خود شناسي مسيري براي خداشناسي است توضيح بدهيد؟


    در روايتي از حضرت علي آمده است:« من عرف نفسه فقد عرف ربه) اين روايت از پيامبر اکرم نيز، روايت شده است.


    در تفسير اين روايت و اين نکته 12 نظريه داده شده است که به مهتمرين آنها در اين جا اشاره مي کنيم.


    1.      هرکسي بداند نفس او يکي است و متعدد نيست و در صورت تعدد نفس تعارض، تمانع و فساد در بدن پديد مي آيد خواهد دانست که اگر رب متعدد بود همه اين مشکلات در جهان نيز پديد مي آمد،(لو کان فيهما آلهة الا الله لفسدتا)


    2.      هر کسي بفهمد که هيچ حالتي از احوال بدن از نفس مخفي و پوشيده نيست خواهد دانست که از خداوند متعال ذره اي در زمين و نه در آسمان مخفي نخواهد بود چرا که محال است مخلوق چنين علمي داشته باشد ولي خالق از اين علم بي بهره باشد.


    3.      هر کسي بداند که قرب و نزديکي نفس به اعضاي بدن يکسان است و از يکي دورتر و به ديگري نزديکتر نيست خواهد دانست که نسبت اشيا به خداي متعال در قدرت و علم يکسان است و اشيا در قرب به قدرت وعلم خداي متعال تفاوتي ندارند.


    4.       هر کسي بداند که نفس با حواس پنجگانه درک نمي شود مي فهمد که خداي متعال نيز چنين است.


    5.      هر کسي بداند که صفات نفس ناقص است و کامل نيست مي فهمد که خداي متعال را به صفات کمال خواهد شناخت چرا که نقص دلالت بر حدوث مي کند پس لازم است کمال در کنارش باشد.

    (الالهيات في مدرسة اهل البيت عليهم السلام، علي رباني گلپايگانگي ص،36 و 37 طبع سپهر،قم اول 1420 ه ق؛ تفسير الميزان، ج 6 ص 170 ذيل آيه 105 سوره مائده،رساله فارسي انه الحق، علامه حسن زاده آملي، ص 159 انتشارات قيام، قم، دوم، 1379

    پرسمان قرآن ::: دوشنبه 28/3/1386::: ساعت 2:19 صبح

    از آنجا که هر انديشه اي ثمره خاص خودش را دارد براي اينکه بتوانيم ثمره توحيد طولي را ملموس تر ببينيم شايسته است اين نکته را متذکر شويم:


    اين ايده در بين جامعه شناسان و فيلسوفان مطرح است که چگونه مي توانيم جامعه را به وحدت و يکرنکي برسانيم. جامعه اي که در آن جرم و جنايت نباشد يا در حد اقل باشد.


    کمونيست ها بر اين عقيده اند که بهترين گزينه و بهترين راهکار گرفتن مالکيت فردي و گسترش و اشاعه مالکيت دولتي است تا همه يکسان از امکانات بهره بگيرند. بر اساس اين نظريه اگر مالکيت فردي از افراد گرفته شود ديگر تنازع و تراحمي در جامعه وجود نخواهد داشت و همه به يک اندازه از امکانات موجود بهره خواهند برد.


    با توجه به فروپاشي کشورهاي کمونيستي بلوک شرق که اين داعيه را داشتند ابتر بودن اين نظريه روشن شد و مشخص شد که اگر چه توده هاي مردم در اين کشورها از امکانات يکسان برخوردار بودند اما مسئولان آن کشورها در ناز و نعمت غرق بودند. پس اين نظريه چندان کارآيي نداشته و بهترين مويد بر آن فروباشي بلوک شرق است.


    در نوشته هاي بعدي در مورد نظرات ديگر توضيح خواهيم داد



    پرسمان قرآن ::: سه‏شنبه 17/11/1385::: ساعت 11:49 عصر

    حالا که داستان را خوانديد خوب است درمورد أن صحبت کنيم


    ببينيد توحيد ما آدم ها دو جور است برخي از ما در عرض خداي متعال افراد يا امور ديگر را قبول داشته و داريم که غالب افراد اين طور هستند اما توحيد خالص أن است که امور ديگر و افراد ديگر را در طول خداوند قبول و به دستور او قبول داشته باشيم


    بهترين مثال براي اين مورد أيه شريفه «ايا ک نعبد» در سوره مبارکه حمد است اين آيه به ما گوشزد مي کند که ارکان عبادت سه جيز است: معبود عابد و عبادت


    در عبادت اکر کسي تصورش هر سه آنها در عرض يک ديکر باشد اعتقاد به تثليث دارد فقط درصورتي مي توانيم به توحيد واقعي برسيم که اعتقاد داشته باشيم که خدايا تو به من توفيق دادي تا اين عبادت را انجام دهم. شايد يکي از نکات مقدم شدن «اياک» افزون برحصر. همين باشد که در عبادت ابتدا بايد خدا را ديد بعد توفيق او را و سپس عبادت خودمان را.


    موفق باشيد.



    پرسمان قرآن ::: جمعه 13/11/1385::: ساعت 3:53 عصر

    فعلا اين داستان را بخوانيد تا بعدا در مورد آن و ارتباطش با توحيد صحبت کنيم


    ار يکي از عرفا نقل شده است که گفت:


    يکبار به مکه شدم خانه مفرد ديدم گفتم حج قبول نيست که من سنگ ها از اين جنس بسيار ديده ام. با ر ديگر برفتم، خانه ديدم و خداوند خانه ديدم، گفتم که هنوز حقيقت توحيد نيست. بار سوم برفتم، همه خداوند خانه ديدم و خانه نه، به سرم فرو خواندند اگر خود نديدي و همه عالم را بديدي مشرک نبودي و چون همه عالم نبيني و خود را ببيني مشرک باشي، آنگاه توبه کردم و از ديدن هستي خود نيز توبه کردم.


    داستان ياد شده يکي مراتب عالي توحيد را بيان مي کند. توضيح برخي از ما توحيدمان عرضي و برخي طولي است که در اين مورد در نوشتار بعدي توضيح خواهم داد.



    پرسمان قرآن ::: يکشنبه 1/11/1385::: ساعت 11:24 عصر

    با عرض سلام خدمت خوانندگان و دوستان محترم. دعا کنيد که بتوانم در اين وبلاگ که از اين پس نگارش مطالب آن به عهده اين جانب گذاشته شده است نکات خوب و مفيدي بنويسم.

    پرسمان قرآن ::: جمعه 22/10/1385::: ساعت 12:5 صبح

    يک سؤال که از مدتها پيش ذهن من رو به خودش مشغول کرده بود اين سؤال بود که بهترين دليل براي اثبات توحيد و يگانگي خداوند چيست؟ . آخه مسيحيان علي رغم اينکه مي گويند به يک خدا اعتقاد داريم عملا سه خدا را پرستش مي کنند. و من  اين مسئله را به هيچ وجه نمي توانستم براي خودم حل کنم که چگونه مي شود سه خدا را پرستش کردو آيا خدايکي است يا سه تا؟


     


    بهترين دليل براي اثبات توحيد و يگانگي خداوند چيست؟


     


    يکي از بهترين دلايل در باب اثبات توحيد و يگانگي خدا دقت نظر و توجه خاص به نظم خاص و پيوستگي کامل در نظام هستي است. هماهنگي ويژه در ميان اجزاء يک شي‏ء و اعضاء يک پيکر دلالت بر وجود وحدت آفريننده حکيم دارد.


    در ميان پديده‏هاي مختلف جهان نظم، هماهنگي و به هم پيوستگي عجيبي حاکم است و همين مسأله نظريه اندام‏وارگي جهان را در ميان انديشمندان پديد آورده است، زيرا پروردگار حکيم حقيقت مطلقه‏اي است که ساير حقايق را به مشيت خود پديدار ساخته است و مجموعههستي در مدار و قرار، در ارتباط و پيوستگي مخصوص قرار دارند و اين مسأله به وضوح دلالت بر «توحيد» و يکتايي صانع حکيم و فاعل توانا دارد.


    و آيات قرآني نيز بر اين امر دلالت دارد   و الهکم الهٌ واحد لا اله الا هوالرحمن الرحيم  ، (بقره، آيه 159).


    عقل و علم نيز به همين حقيقت گواهي مي‏دهند، زيرا نظم حاکم بر پديده‏ها و هماهنگي موجود ميان پديده‏ها، گواه بر حاکميت يک عقل و يک تدبير و يک درايت و تصميم بر سراسر گيتي مي‏باشد و همين تماميت صنع است که يکانگي ذات خداوند را اثبات مي‏کند و از طرفي برقراري نظام هستي و هماهنگي بين پديده‏ها وجود خدايي ديگر را نفي مي‏کند.   لوکان فيهما الهةٌ الا الله لفسدتا  ، (انبياء، آيه 21).


        اگر غير از خدا، خداي ديگري وجود داشت. نظام آفرينش مختل مي‏گشت، بنابراين هماهنگي و به هم پيوستگي اشياء و اندام‏وارگي جهان و کمال و تماميت آفرينش جهان دليل بر يگانگي اوست.


        براي اثبات يگانگي خداي سبحان، دلائل و براهين ديگر نيز وجود دارد، از جمله: فطرت توحيدي، برهان صرف‏الوجود، برهان فيض و هدايت تشريعي و برهان ترکّب و برهان تمانع...».


     



    پرسمان قرآن ::: سه‏شنبه 21/9/1385::: ساعت 9:18 صبح

       1   2      >
    ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

    >> بازديدهاي وبلاگ <<
    بازديد امروز: 9
    بازديد ديروز: 12
    کل بازديد :7828

    >>اوقات شرعي <<

    >> شناسه قرآن پژوهان  <<

    با عرض سلام ادب و احترام خدمت

     

    قرآن پژوهان عزيز و وبلاگ نويسان قرآني  

     

    « گروه پرسمان قرآني » در نظر داردبه منظور پشتيباني معنوي ازوبلاگ نويسان قرآني در زمينه پاسخ به سؤالات و شبهات، همچنين در اختيار گذاشتن محتواي صحيح مطالب قرآني از وب لاگ نويسان عزيز قرآني ثبت نام به عمل آورد. جهت ثبت نام اينجا کليک  کنيد.در ضمن شما مي توانيد با ارسال پرسشهاي قرآني مخاطبين خود به اين گروه جواب آنها را در اسرع وقت دريافت نماييد.

     


    >> گروه پرسمان قرآني <<













    >>> لوگوي دوستان<<<



    >>>لوگوي وبلاگ من<<
    توحيد ناب = Pure Monotheism

    >>جستجو در وبلاگ<<
    جستجو:

    >>اشتراک در خبرنامه<<

    نام:

    ايميل:

     

    >>گروه پرسمان قرآني <<