جستجو در سایت


آخرین تصویر

ورود

سوالات روز

مهمترین تأثیرات حج از دیدگاه قرآن چیست ؟

پرسش:
مهمترین تأثیرات حج از دیدگاه قرآن چیست ؟
پاسخ:
الف ) انگیزه گزاردن حج و عمره ، قرب به خداوند است : «وَأَتِمُّواْ الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلَّهِ» (بقره ، 196)
ب ) فعّالیت هاى اقتصادى در موسم حج : «لَیْسَ عَلَیْکُمْ جُنَاحٌ أَن تَبْتَغُواْ فَضْلاً مِّن رَّبِّکُمْ ; (بقره ، 198) بر شما گناهى نیست که {در سفر حج} فضل پروردگارتان {روزى خویش} را بجویید .»

ارسال شده در سوالات روز | بقیه مطلب | 377 بار نمایش

ارسال توسط modir1 در 24/9/1386.

شب قدر ، چگونه شبى است ؟

«إنّا أنزلنـه  فى لیلة القدر.. .» ما آن  (قرآن ) را در شب قدر نازل کردیم و تو چه  مى دانى شب قدر چیست ؟ شب قدر از هزار ماه بهتر است . فرشتگان  و روح در آن  شب به  اذن  پروردگار خود براى تقدیر هر کارى نازل مى شوند . آن شب انباشته از سلامت ، برکت و رحمت تا طلوع صبح است . (سوره قدر)

ارسال شده در سوالات روز | بقیه مطلب | 222 بار نمایش

ارسال توسط saeed623 در 12/7/1386.

لطفاً تمام اطلاعاتى که تا به حال درباره حروف مقطعه قرآن کریم تحقیق شده براى این حقیر ارسال نمایید.

ارسال شده در سوالات روز | بقیه مطلب | 1731 بار نمایش

ارسال توسط saeed623 در 23/2/1386.

نسخه شفابخش قران برای علاج دردعافیت طلبی و بی دردی امت اسلامی ...... چیست؟

رسول خاتم ٌ‌هنگامی به پیامبری مبعوث شد که سنت پدران گمراه در هر گوشه از جهان؛ ازاختلاف و تفرقه؛ پرچمی و نشانی داشت آنان را به حق فرا خواند اما برخی در این دعوت مصداق آیه شریفه وَإِنِّی کُلَّمَا دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ جَعَلُوا أَصَابِعَهُمْ فِی آذَانِهِمْ وَاسْتَغْشَوْا ثِیَابَهُمْ وَأَصَرُّوا وَاسْتَکْبَرُوا اسْتِکْبَارًا {نوح/7} و من هر زمان آنها را دعوت کردم که (ایمان بیاورند و) تو آنها را بیامرزی، انگشتان خویش را در گوشهایشان قرار داده و لباسهایشان را بر خود پیچیدند، و در مخالفت اصرار ورزیدند و به شدت استکبار کردند! (7)

ارسال شده در سوالات روز | بقیه مطلب | 1300 بار نمایش

ارسال توسط saeed623 در 23/2/1386.

چرا نام ائمه(ع) به طور صریح در قرآن كریم ذكر نشده است؟

پرسش: چرا نام ائمه(علیهم السلام) به طور صریح در قرآن كریم ذكر نشده است؟
          پاسخ: هر چند در قرآن آیاتی وجود دارد كه به گفته شیعه و اهل سنت، جز بر علی(علیه السلام) و برخی دیگر از امامان(علیهم السلام)بر هیچ كس دیگری قابل انطباق نیست; همچون آیه ولایت (مائده، 55)، آیه مباهله (آل عمران، 61) و... ولی به خاطر مصالحی نام آنان بصراحت در قرآن نیامده است. یكی از دلیل های نیامدن نام امامان(علیهم السلام)در قرآن این است كه قرآن تنها كلیات مسائل را بیان كرده و تبیین جزئیات آن، به پیامبر(صلی الله علیه وآله) واگذار شده است. شخصی به نام ابی بصیر گوید: از امام صادق(علیه السلام)پرسیدم: مردم می گویند چرا از حضرت علی(علیه السلام) و اهل بیت او نامی در قرآن كریم نیامده است؟ امام(علیه السلام)فرمودند: به كسانی كه چنین اعتراضی می كنند، بگویید همان گونه كه نماز در قرآن آمده، ولی سه یا چهار ]ركعت [بودن آن مشخص نشده و پیامبر(صلی الله علیه وآله) آن را برای مردم تفسیر كرد; همچنین زكات ]در قرآن[ نازل شده ولی مقدار آن مشخص نشده و رسول خدا(صلی الله علیه وآله) آن را برای مردم تفسیر كرد و... همین طور در قرآن نازل شده است كه «أطیعوا اللّه و أطیعوا الرسول و أولی الأمر منكم; از خدا و رسولش و اولی الامر اطاعت كنید.» (نساء، 59) این آیه درباره علی و حسن و حسین(علیهم السلام) نازل شده و پیامبر(صلی الله علیه وآله) فرمود: هر كه من مولای اویم، پس علی مولای اوست. ]یعنی همان گونه كه تفسیر جزئیات نماز، زكات و حج به پیامبر(صلی الله علیه وآله) واگذار شده كه دستورهای الهی را به مردم ابلاغ كنند، معرفی اولی الامر نیز به ایشان واگذار شده و پیامبر(صلی الله علیه وآله) نیز آنها را به مردم معرفی كردند. [سپس امام صادق(علیه السلام)سایر آیات و روایاتی را كه در این باره آمده فرموده است.[1]
یكی دیگر از حكمتهای نیامدن نام علی(علیه السلام) و اهل بیت(علیهم السلام) در قرآن این است كه در این كتاب الهی، آیاتی درباره اهل بیت(علیهم السلام)نازل شده كه بسان تصریح به نام آنان و بهتر از تصریح است; مانند آیه 55 سوره مائده كه می فرماید: «ولی و سرپرست شما تنها خداوند و پیامبرش و افراد مؤمن هستند. افراد مؤمنی كه نماز برپای داشته و در حال ركوع زكات می دهند.» دانشمندان شیعه و اهل سنت نقل كرده اند كه فقط حضرت علی(علیه السلام) در حال ركوع انگشتر خود را به فقیر داد.[2] در نتیجه تفاوتی نداشت كه خداوند متعال بفرماید: «سرپرست شما خداوند و رسولش و حضرت علی(علیه السلام)هستند یا اینكه صفاتی را از آن حضرت نقل كند كه منحصر به فرد و تنها بر حضرت علی(علیه السلام) منطبق باشد.» و كسی كه به دنبال حقیقت باشد از هر دو گفتار یك مطلب را می فهمد; با این تفاوت كه اگر نام حضرت علی(علیه السلام) بصراحت در قرآن می آمد، به احتمال قریب به یقین نا اهلان قرآن را تحریف كرده، به خاطر دشمنی با آن حضرت و محو و حذف نام ایشان از قرآن، در قرآن دست می بردند; چنان كه تا مدتی تدوین احادیث پیامبر اكرم(صلی الله علیه وآله) را به همین منظور ممنوع كردند; ولی در صورتی كه با ذكر اوصاف گفته شود، دیگر افراد نا اهل دست به تحریف آیات قرآن نزده و ولایت امیرمؤمنان علی(علیه السلام)نیز برای حقیقت جویان روشن می شود.
شیعه و اهل سنت متفقند كه پیامبر(صلی الله علیه وآله) فرمود: من از میان شما می روم و دو چیز گرانبها در بین شما به یادگار می گذارم كه اگر به آن دو متمسك شوید، هیچ گاه گمراه نمی شوید. كتاب خدا و اهل بیتم. خداوند دانا به من خبر داده كه این دو هیچ گاه از یكدیگر جدا نمی شوند تا در حوض كوثر بر من وارد شوند.[3]
ولی عدّه ای چون عمربن خطاب در مریضی منجر به وفات پیامبر(صلی الله علیه وآله) فریاد برآوردند كه كتاب خدا ما را كافی است و اجازه ندادند وصیت پیامبر(صلی الله علیه وآله) نوشته شود; چون می دانستند كه می خواهد درباره اهل بیتش وصیت كند.[4]
پس یقین بدانید كه اگر حتی در یكصد آیه بصراحت نام حضرت علی(علیه السلام) می آمد، این عدّه آن آیات را از قرآن حذف كرده، می گفتند: بقیه قرآن ما را كافی است و مردم نادان هم دم برنمی آوردند; چنان كه به حضرت علی(علیه السلام) و حضرت زهرا(علیها السلام) آن همه آزار رساندند و مردم چیزی نگفتند. وانگهی خلیفه اوّل و دوم كه صدها روایت از پیامبر(صلی الله علیه وآله) را جمع آوری كرده و همه سوزاندند.[5] بعید نبود كه جهت مطامع دنیایی خود، بسیاری از آیات قرآن را نیز بسوزانند; افزون بر آنچه گذشت حكمت های دیگری نیز در نیامدن نام اهل بیت(علیهم السلام) در قرآن وجود دارد كه بیان همه آنها در این مختصر نمی گنجد.
در قرآن آیاتی وجود دارد كه به گفته شیعه و سنّی درباره امامت و ولایت و عصمت ائمه(علیهم السلام)نازل شده است: از آن جمله می توان به آیات زیر اشاره كرد:
1. آیه اولی الامر (نساء، 59) كه می فرماید: «یـأیّها الذین ءامنوا أطیعوا اللّه و أطیعوا الرسول و أولی الأمر منكم; ای كسانی كه ایمان آورده اید، از خدا و پیامبر و اولیای امر خود اطاعت كنید.»
2. آیه تبلیغ (مائده، 67) كه می فرماید: «یـأیّها الرسول بلّغ ما أنزل إلیك من ربّك و إن لم تفعل فما بلّغت رسالته; ای پیامبر آنچه را از جانب پروردگارت به سوی تو نازل شده، ابلاغ كن، و اگر نكنی پیامش را نرسانده ای.»
3. آیه ولایت (مائده، 55) كه می فرماید: «إنما ولیكم الله و رسوله و الذین ءامنوا الذین یقیمون الصلوة و یؤتون الزكـوة و هم ركعون; جز این نیست كه ولی شما خداست و رسول او و مؤمنانی كه نماز می خوانند و همچنان كه در ركوعند انفاق می كنند.»

 

ارسال شده در سوالات روز | بقیه مطلب | 41 بار نمایش

ارسال توسط modir1 در 28/8/1387.

چرا سوره حمد بر خلاف بقیه سوره ها، از زبان بنده نسبت به خداست؟

پرسش: چرا سوره حمد بر خلاف بقیه سوره ها، از زبان بنده نسبت به خداست؟
       پاسخ: سوره حمد برای عبادت نازل شده و در قرآن هیچ سوره ای نظیر آن نیست و تنها سوره ای است كه به زبان بندگان نازل شده است، پیامبر مهربان اسلام(صلی الله علیه وآله)می فرماید: «قسم به كسی كه جان من در دست اوست، خداوند نه در تورات و نه در انجیل و نه در زبور، و نه حتی در قرآن، مثل این سوره را نازل نكرده است; چون این سوره «ام الكتاب» است.»[1] در سوره حمد، خداوند می خواهد از زبان بندگان سخن بگوید و به صورت غیر مستقیم شیوه سخن گفتن و مناجات کردن با خودش را به بندگان یاد دهد.

 

ارسال شده در سوالات روز | بقیه مطلب | 40 بار نمایش

ارسال توسط modir1 در 28/8/1387.

رمز تحدی قرآن به چه دلیل است؟

پرسش: مراد و رمز تحدی قرآن به چه دلیل است؟
       پاسخ: امر به «تحدی»، یعنی دعوت به مبارزه، نسبت به آوردن مجموع، ده سوره و یا حتی یك سوره از قرآن كریم.
خداوند متعال در آیات فراوانی، دعوت به «تحدی» كرده است كه بعضی از این آیات عبارتند از: «اسراء، 88; هود، 13 ـ 14; یونس، 38; بقره، 23»; مثلا در یكی از این آیات فرموده است: «قُل لَّـئِنِ اجْتَمَعَتِ الاِْنسُ وَ الْجِنُّ عَلَی أَن یَأْتُواْ بِمِثْلِ هَـذَا الْقُرْءَانِ لاَ یَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كَانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْض ظَهِیرًا; (اسراء، 88) بگو: اگر تمام جن و انس، اجتماع كنند تا كتابی مانند قرآن بیاورند، نمی توانند; اگرچه با هم همكاری كنند و همه امكانات را در این راه به كار گیرند.»
این آیات، تمام جهانیان و مراكز علمی دنیا را به سوی این مبارزه دعوت می كند.[1]
خداوند متعال می فرماید: «وَ إِن كُنتُمْ فِی رَیْب مِّمَّا نَزَّلْنَا عَلَی عَبْدِنَا فَأْتُواْ بِسُورَة مِّن مِّثْلِهِ وَ ادْعُواْ شُهَدَآءَكُم مِّن دُونِ اللَّهِ إِن كُنتُمْ صَـدِقِینَ * فَإِن لَّمْ تَفْعَلُواْ وَ لَن تَفْعَلُواْ فَاتَّقُواْ النَّارَ الَّتِی وَ قُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجَارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكَـفِرِینَ; (بقره، 23و24) و اگر در آن چه بر بنده خود نازل كردیم شك دارید، پس ـ اگر راست می گویید ـ سوره ای مانند آن بیاورید و گواهان خود را ـ غیر خدا ـ فرا خوانید. پس اگر نكردید ـ و هرگز نمی توانید كرد ـ از آن آتشی كه سوختش مردمان و سنگ ها هستند و برای كافران آماده شده، بپرهیزید».
خداوند متعال در این آیات، تصریح دارد كه قرآن كریم معجزه همیشگی و جاویدان است. جمله «لن تفعلوا»، نفی ابد را می رساند و نشان این است كه انسان ها هرگز چه در زمان حال و چه آینده نخواهند توانست سوره ای مثل قرآن بیاورند. اساساً اعجاز قرآن كریم از آن جا كه به اراده و امر و قدرت خدا نسبت داده شده، هرگز مغلوب نمی شود; چرا كه در قید و بندِ زمان و مكان نیست و همچنان و به همان گونه ای كه 1400 سال قبل در محیط تاریك حجاز تجلی كرد، امروز و در آینده نیز به تجلی خویش ادامه خواهد داد. گذشت زمان و پیشرفت علم و دانش نیز امكاناتی فراهم كرده كه می توان از آن نسبت به مردم اعصار گذشته استفاده بیشتری كرد; بدیهی است كه هر چه رنگ زمان و مكان به خود نگیرد تا ابد جاودانه خواهد ماند. افزون بر این، مسأله مبارزه طلبی قرآن، تنها در قالب الفاظ و زیبایی و آهنگ آن، خلاصه نمی شود; بلكه می توان گفت: اساس این تحدی، در مورد حقایقی است كه در قرآن كریم مطرح شده است و از آن جا كه حقیقت یگانه است و دو تا نیست; بنابراین محال است، كسی بتواند مانند قرآن را ـ حتی در آینده ـ بیاورد; مگر آن كه قادر به خلق حقیقت باشد كه چنین موجودی جز خداوند كسی نمی تواند باشد; قرآن كریم، آینه هستی است كه چگونگی ساختار این جهان و برخی از قوانین و پدیده های آن را از جمله جامعه انسانی، بیان نموده است; پس نمی توان تصور كرد كه كسی بیاید و بتواند حقایقی را جز آن چه عینیت و واقعیت است، بیان كند.[2]
       قرآن برای اثبات حقانیت خود، همه جهانیان را به معارضه دعوت كرده و قاطعانه از همگان می خواهد كه اگر در الهی بودن قرآن شك دارند، چنان چه می توانند مانند آن را بیاورند (بقره، 23) سپس تخفیف داده و كمتر از آن را مطرح می كند; (یونس، 38; هود، 13) ولی علی رغم آشنایی دیرینه مخاطبانِ نخستِ قرآن با تحدی و مبارزه طلبی در عرصه سخن،[3] نه تنها نتوانستند این دعوت را اجابت كنند، بلكه بزرگترین استادان سخن در برابر آن سر تسلیم فرود آورده، زانو زدند.[4] و چه بسیار مردمی كه در میانشان فصیح ترین شاعران و سخنوران وجود داشت; چون آن را از سنخ كلام بشر نیافتند جذب شگفتی و شیوایی آن شدند.[5]
       در طول تاریخ اسلام، همواره عده ای در تلاش بوده اند تا چنین وانمود كنند كه قرآن، مورد معارضه واقع شده است; هر چند مورخان از افرادی به عنوان كسانی كه به معارضه با قرآن برخاسته اند، یاد كرده اند و كلماتی هم سجع و هم قافیه به عنوان «موارد معارضه با قرآن» بدان ها نسبت داده اند، ولی از یك سو با توجه به ویژگی هایی كه مورخان در مورد سخنوری از آنان نقل كرده اند و كلمات فصیحی كه از آنان به ثبت رسیده است.[6] استناد چنین كلمات پوچ و بی محتوا و دور از فصاحت به آن ها صحیح به نظر نمی رسد و بر فرض درست بودنِ این نسبت، معلوم نیست، انگیزه آنان از ساختن این كلمات، معارضه با قرآن باشد. از سوی دیگر، محتوای این كلمات به اندازه ای پوچ و بی معناست كه نه تنها به هیچ وجه، قابل مقایسه با كلام الهی نیست، بلكه بیشتر به مزاح و شوخی شباهت دارد تا همانندی قرآن!
برخی از جنبه های اعجاز قرآن عبارتند از:
1ـ اعجاز ادبی: كه برجسته ترین ادیبان عرب را سخت شگفت زده كرده و سرسخت ترین دشمنان پیامبر(صلی الله علیه وآله) با شنیدن چند آیه آن به فرابشری بودن قرآن اعتراف می كردند. نقل شده ابن أبی العوجاء و أبوشاكر دیصانی و عبدالملك بصری و ابن مقفع كه همگی از ملحدان بودند، تصمیم به آوردن آیاتی مانند آیات قرآن گرفتند، تا به این وسیله با قرآن معارضه كنند و یك سال فرصت برای این كار قرار دادند. سال آینده در همان روز، كنار خانه كعبه اجتماع كردند، ابن أبی العوجاء لب به سخن گشود و گفت: از آن روز كه من از شما جدا شدم، در این آیه فكر می كردم: «فلمّا استیئسوُا منه خلصوا نجیّاً...» (یوسف، 80)، دیدم آن قدر فصیح و پر معنی است كه نمی توانم چیزی به آن بیافزایم. و پیوسته این آیه فكر مرا از غیر آن به خود مشغول داشت. عبدالملك گفت: من نیز از آن وقت كه جدا شدم، در این آیه می اندیشم: «یأیّها الناس ضرب مثل فاستمعوا له ان الذین تدعون من دون الله لن یخلقوا ذباباً...» (حج، 73)، من خود را عاجز دیدم كه همانند آن را بیاورم. ابوشاكر گفت: از آن زمان كه از شما جدا شدم در این آیه می اندیشیدم: «لو كان فیهما ءالهة إلاّ الله لفسدتا» (انبیاء، 22) و خود را قادر ندیدم كه همانند آن را بیاورم. ابن مقفع افزود: ای قوم این قرآن از جنس كلام بشر نیست، چرا كه از آن لحظه كه از شما جدا شدم، در این آیه می اندیشیدم: «و قیل یأرض ابلعی ماءك و یسماء أقلعی و غیض الماء و قضی الأمر...» (هود، 44)، من خود را از آوردن همانند آن عاجز دیدم. هشام بن حكم می گوید: در این موقع امام صادق(علیه السلام) از كنار آنها گذشت و این آیه را تلاوت فرمود: «قل لئن اجتمعت الإنس و الجنّ علی أن یأتوا بمثل هذا القرءان لایأتون بمثله و لو كان بعضهم لبعض ظهیراً; بگو: اگر انس و جن متفق شوند كه مانند این قرآن بیاورند، هرگز نتوانند; هر چند همه پشتیبان یكدیگر باشند».[7]
2ـ اعجاز از نظر اخبار غیبی: مثل آیه های 1 تا 6 سوره روم، 27 سوره فتح، 44و45 سوره قمر، 7و8 سوره أنفال و... همگی خبر از غیب داده اند; به عنوان نمونه آیات اولیه سوره روم خبر از شكست رومیان می دهد، «غلبت الروم» بعد، از محل این حادثه سخن به میان می آورد. «فی أدنی الأرض» این شكست، در سرزمین نزدیك واقع است; منظور از آن،همان اراضی شام است كه در قلمرو روم شرقی بود. این جنگ در دوران خسرو پرویز واقع شد كه ایرانیان آنان را شكست سختی دادند و منطقه شامات، مصر و آسیای صغیر را مورد تاخت و تاز قرار دادند و امپراطوری روم شرقی را تا آستانه انقراض پیش بردند; این واقعه در سال هفتم بعثت، در حالی كه پیامبر(صلی الله علیه وآله) در مكّه بود، اتفاق افتاد، مشركان مكّه و دشمنان اسلام از این ماجرا خوشحال شده و آنرا به فال نیك و دلیل بر حقانیت آیین شرك گرفتند; قرآن در تعقیب آیه فوق می افزاید: ولی بدانید این غلبه زمان زیادی به طول نمی انجامد. «و هم من بعد غلبهم سیغلبون»، آنها بعد از مغلوب شدن، به زودی غلبه می یابند; سپس انگشت روی جزئیات مساله می گذارد. «فی بضع سنین لله الأمر من قبل و من بعد و یومئذ یفرح المؤمنون» و پیروزی رومیان در اندك زمانی اتفاق می افتد و مؤمنین شادمان خواهند شد. سپس برای تأكید بیشتر و بر طرف ساختن هرگونه شك و تردید می فرماید: «وعدالله لایخلف الله وعده...» این وعده الهی است و خداوند هرگز از وعده اش تخلف نمی كند. این وعده همان گونه به وقوع پیوست و پادشاه روم، هرقل ـ از سال 626 میلادی ـ حدود 9 سال بعد، شكست های پی درپی به سپاه خسرو پرویز وارد ساخت، در سال 627 میلادی این جنگها به نفع رومیان تمام و پیروزی آنان كامل شد.
قابل توجه این كه قرآن با بكار بردن واژه بضع، مدت تقریبی آن پیروزی را بیان كرد; زیرا این واژه، به عدد میان سه تا ده و به گفته برخی: پنج تا ده اطلاق می شود و در پایان این قسمت خوبست بدانیم كه، ممكن است افراد دیگری نیز پیشگویی هایی كنند و درست باشد، ولی نام آن معجزه نیست، زیرا با ادعای نبوت یا امامت همراه نبوده و چنین پیشگویی هایی در بیشتر موارد كلی بوده و با عبارتهایی چند پهلو بیان می شود.[8]
3ـ اعجاز در وضع قوانین: اندیشمندان غیر مسلمان نیز به این نكته معترفند كه، قرآن عهده دار سعادت بشر، كلام الهی،... بهترین قوانین و نسخه پرافتخار بشری است كه قوانین سعادت بشریت، باید از روی آن نوشته شود.[9]
از ویژگی های قانون الهی و قرآن، احیای ارزشهای معنوی و اخلاقی است كه با مقایسه بین وضعیت اسفبار آن روز جهان، كه بشریت را لب پرتگاه نابودی قرار داده بود، با قوانین حیات بخش قرآن، به خوبی می توان به معجزه بودن آن پی برد.
4ـ اعجاز، از نظر علوم جدید و اكتشافات علمی: قرآن اقیانوس بی كرانی از علوم تجربی و انسانی است كه دانشمندان را به تحقیقات زیادی وا داشته و آنها را مجبور كرده كه اعتراف كنند، قرآن ساخته و پرداخته حضرت محمد(صلی الله علیه وآله)نیست، بلكه از ناحیه غیب به او وحی شده است. حركت و جاذبه زمین، حركت خورشید و منظومه شمسی، گسترش روزافزون جهان، زوجیت عمومی و دهها نمونه دیگر، همگی از جنبه های اعجاز علمی قرآن هستند.[10]
5ـ اعجاز در معارف: وجود بسیاری از اصول كلی فلسفه الهی و اشاره به چندین برهان فلسفی، از جمله برهانهای امكان، حدوث، نظم، فطرت، تمانع و حكمت، از جمله وجوه اعجاز و شگفتی های فلسفی قرآن است، كه اگر هم اكنون نیز تمام مردم و اندیشمندان جمع شوند، محال است بتوانند كتابی جامع مثل قرآن ـ حتی سوره ای مثل یك سوره قرآن ـ بیاورند.[11]
6ـ شگفتی های عددی و ریاضی قرآن: هر چند به گفته انیشتین ـ دانشمند بزرگ قرن بیستم ـ «قرآن كتاب هنر، هندسه یا حساب نیست، بلكه مجموعه ای از قوانین است كه بشر را به راه راست هدایت می كند. ولی بسیاری از مسایل اصلی و كلیدی ریاضیات در قرآن آمده است، كه اگر با توجه به وضعیت آن روز حجاز، كه تعداد افراد با سواد آن كمتر از تعداد انگشتان بودند و آنها نیز از ریاضیات مطلب زیادی نمی فهمیدند، به مجموع این موارد با دقت نظر كنیم، می فهمیم، قرآن از نظر اعداد و ریاضیات نیز در حد اعجاز است.[12]
7ـ اعجاز از نظر آهنگ و موسیقی: سخنان ادبا یا شعر است یا نثر، ولی قرآن نه شعر است و نه یك نثر معمولی متعارف، بلكه نثری است دارای آهنگ مخصوص به خود، نثری كه هنگام تلاوت قاریان قرآن به طور كامل در قالبی آهنگین قرار می گیرد، گرچه ما نمی توانیم تعبیر موسیقی را كه در عرف ما آلوده با مفاهیم منفی است، در مورد قرآن بكار ببریم، ولی بعضی از نویسندگان معروف عرب، مانند: مصطفی رافعی در كتاب اعجاز القرآن چنین می گوید: «اسلوب و طریقه قرآن، آهنگ و لهجه هایی بوجود می آورد، كه هر شنونده ای را وادار به استماع می كند و این خود یك نوع موسیقی مخصوص است كه در كلمات موزون دیگر تا آن زمان سابقه نداشته است; این نظم و ترتیب در قرآن، وسیله ای بود كه طبع عرب را صفا می داد، و به طرز جدیدی از نظم و اسلوب سخن آشنا می ساخت، كه بی سابقه بود.»[13]
8ـ اعجاز از جهت آورنده: شخصیتی كه قرآن را ارائه كرده، هرگز نزد استادی درس نخوانده، گرچه این معنا در ابتدا نقص به نظر می رسد، ولی در مورد شخص پیامبر(صلی الله علیه وآله) یك نقطه قوّت مهم به شمار می رود; چرا كه بعد از آوردن قرآن با آن عبارتها و محتوا و معارف عالی، دیگر كسی شك نمی كند، كه قرآن زاییده فكر یك انسان درس نخوانده باشد، بدون شك، اگر پیامبر(صلی الله علیه وآله) در آن محیط كوچك كه افراد درس خوانده در آن، بسیار محدود بودند، در مكتب استادی حضور یافته بود، ممكن بود عده ای آن را دستاویز خوبی برای نسبت دروغ و كذب به پیامبر(صلی الله علیه وآله) قرار دهند.[14]
آنچه در این مختصر اشاره شد، تنها برخی از وجوه اعجاز و شگفتی های قرآن بود كه ثابت می كند قرآن معجزه جاوید است. برای كسب اطلاع بیشتر به منابعی كه در متن آمده رجوع كنید.
امّا یك نوشته انسانی ـ هر چند به وسیله یك دانشمند برجسته نوشته شده باشد ـ چنین امتیازهایی را ندارد.[15]

ارسال شده در سوالات روز | بقیه مطلب | 55 بار نمایش

ارسال توسط modir1 در 28/8/1387.

چرا یك انسان گناهكار باید برای همیشه در آتش جهنم بسوزد؟

پرسش: چرا اگر یك انسان گناهكار كه تمام عمرش كه مثلا 70 سال بوده گناه و معصیت كرده باشد باید برای همیشه در آتش جهنم بسوزد، آیا این با عدالت خداوند سازگار است؟
            پاسخ: از آیات قرآن كریم استفاده می شود كه هر كس مرتكب گناه و كار بدی شود، جزای آن را در قیامت خواهد دید: «فمن یعمل مثقال ذرّة خیراً یره * و مَن یعمل مثقال ذرّة شرًّا یره» (زلزله، 7 ـ 8) مگر این كه توبه كند و در همین دنیا از گناه پاك شود و نقایص خود را با اعمال صالح جبران نماید: «إلاّ مَن تاب و ءامن و عمل عملا صـلحاً فأولـئك یبدّل اللّه سیّـاتهم حسنـت و كان اللّه غفوراً رّحیما; (فرقان، 70) و یا اگر لایق شفاعت باشد، مورد شفاعت قرار گیرد. قرآن كریم عده ای از كسانی را كه شفاعت شامل حال آن ها نمی شود، نام برده است.»[1]

ارسال شده در سوالات روز | بقیه مطلب | 551 بار نمایش

ارسال توسط modir1 در 26/8/1387.

چرا خدای مهربان بعضی از بچه ها را معلول به دنیا می آورد؟

پرسش: چرا خدای مهربان بعضی از بچه ها را معلول به دنیا می آورد؟ گناه آن بچه ها چیست؟
            پاسخ: خداوند متعال، نظام آفرینش را براساس علم و حكمتش، نظام علّی و معلولی و سببی و مسببی قرار داده است; به این معنا كه برای هر حادثه و پدیده ای در عالم، علتی وجود دارد، و هر علتی نیز معلولی مختص به خود دارد; مانند آتش كه سبب گرما، و نور كه سبب روشنایی هستند، و هیچ معلولی از علت خود و هیچ علتی هم از معلول خود جدا نیست. نمی شود آتش باشد; ولی نسوزاند، پدر و مادر، آنچه باید رعایت كنند را رعایت نكنند; در عین حال این بی توجهی در سلامت فرزند اثر نكند و این مسأله با تجربه علمی ثابت شده و در روایات هم آمده است كه مثلا آمیزش در حال مستی یا در حال مسمومیت غذایی یا دلهره، آثار سویی روی نوزاد می گذارد و همان گونه كه آتش سوزنده است، چه انسان بداند و چه نداند هر غذا و روحیه ای هم اثر ذاتی و طبیعی خود را دارد; چه والدین و افراد دیگر از آن آگاه باشند و چه آگاه نباشند; مگر اینكه چیز دیگری مانع اثر گذاری آن شود یا اثر آن را خُنثا كند; بنابراین هر یك از كری، كوری، فلجی و... علت خاصی دارد كه تغذیه های ناصحیح، نسل های گذشته، افراد جامعه و اراده پدران و مادران در آن مؤثر بوده و باعث شده این گونه افراد در جامعه پیدا شوند.

ارسال شده در سوالات روز | بقیه مطلب | 102 بار نمایش

ارسال توسط modir1 در 26/8/1387.

لطفاً درباره شركت شیطان در مال و فرزند انسان كه در آیه 61 سوره اسراء به آن اشاره شده توضیح دهید.

پرسش: لطفاً درباره شركت شیطان در مال و فرزند انسان كه در آیه 61 سوره اسراء به آن اشاره شده توضیح دهید.
            پاسخ: شیطان پس از آن كه بر اثر تكبّر و خودبینی دستور خدای متعال در مورد سجده بر حضرت آدم - علی نبینا و آله و علیه السلام - را اطاعت ننمود و از درگاه الهی رانده شد، بغض و كینه آدم و فرزندان وی را در دل گرفت و با تمام وجود برای گمراه كردن انسان به میدان آمد تا آن جا كه قرآن می فرماید: «به عزّت ذات الهی سوگند یاد نمود كه همه آن ها را گمراه خواهد كرد، مگر بندگان مخلَص (ص،82) از جمله راه هایی كه شیطان برای منحرف كردن انسان از آن استفاده می كند، شركت در اموال و اولاد است. شركت در موردی است كه هر یك از شریكان بتوانند از یك چیز، نصیب و بهره ای داشته باشند، خواه همه شریكان یك نوع استفاده از آن چیز ببرند یا شیوه بهره برداری و استفاده آنان تفاوت داشته باشد; بنابراین، شركت شیطان در مال فردی به این صورت است كه او را وسوسه می كند تا از راه حرام، مانند ربا، رشوه، كم فروشی، خدعه و نیرنگ مالی به دست آوردو آن را جمع آوری كند، زیرا، شیطان به وسیله همین مال به هدف خود كه گمراهی فرد و بی توجّهی وی به دستورهای الهی می باشد رسیده است.[1] مالی كه انسان از راه حلال به دست آورد و حقوق واجب ومستحب آن را پرداخت كند، شیطان در آن شركتی ندارد واین چنین مالی است كه در قرآن از آن به خیر و خوبی تعبیر شده است: «إِن تَرَكَ خَیْرًا الْوَصِیَّة;(بقره،180) اگر چیز خوبی از خود به جای گذارد.» این گونه مال مختص خود انسان است و وسیله سعادت و خوشبختی دنیا و آخرت او می باشد.

ارسال شده در سوالات روز | بقیه مطلب | 78 بار نمایش

ارسال توسط modir1 در 22/8/1387.