جستجو در سایت


تصویر روز

ورود

سوالات روز

شب قدر ، چگونه شبى است ؟

«إنّا أنزلنـه  فى لیلة القدر.. .» ما آن  (قرآن ) را در شب قدر نازل کردیم و تو چه  مى دانى شب قدر چیست ؟ شب قدر از هزار ماه بهتر است . فرشتگان  و روح در آن  شب به  اذن  پروردگار خود براى تقدیر هر کارى نازل مى شوند . آن شب انباشته از سلامت ، برکت و رحمت تا طلوع صبح است . (سوره قدر)

ارسال شده در سوالات روز | بقیه مطلب | 506 بار نمایش

ارسال توسط saeed623 در 12/7/1386.

لطفاً تمام اطلاعاتى که تا به حال درباره حروف مقطعه قرآن کریم تحقیق شده براى این حقیر ارسال نمایید.

ارسال شده در سوالات روز | بقیه مطلب | 3739 بار نمایش

ارسال توسط saeed623 در 23/2/1386.

نسخه شفابخش قران برای علاج دردعافیت طلبی و بی دردی امت اسلامی ...... چیست؟

رسول خاتم ٌ‌هنگامی به پیامبری مبعوث شد که سنت پدران گمراه در هر گوشه از جهان؛ ازاختلاف و تفرقه؛ پرچمی و نشانی داشت آنان را به حق فرا خواند اما برخی در این دعوت مصداق آیه شریفه وَإِنِّی کُلَّمَا دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ جَعَلُوا أَصَابِعَهُمْ فِی آذَانِهِمْ وَاسْتَغْشَوْا ثِیَابَهُمْ وَأَصَرُّوا وَاسْتَکْبَرُوا اسْتِکْبَارًا {نوح/7} و من هر زمان آنها را دعوت کردم که (ایمان بیاورند و) تو آنها را بیامرزی، انگشتان خویش را در گوشهایشان قرار داده و لباسهایشان را بر خود پیچیدند، و در مخالفت اصرار ورزیدند و به شدت استکبار کردند! (7)

ارسال شده در سوالات روز | بقیه مطلب | 1777 بار نمایش

ارسال توسط saeed623 در 23/2/1386.

آیا حقیقت داردکه: کتاب فاطمه (س) مصحف است و در دست منجی عالم است؟

پرسش:
آیا حقیقت داردکه: کتاب فاطمه (س) مصحف است و در دست منجی عالم است؟
پاسخ: این مساله ای است كه از دیرباز موضوع بحث و گفت‏وگوى عالمان و اندیشمندان بوده است. یك. چیستى مصحف كلمه «مُصْحَف» اكنون بیشتر به معناى «قرآن» به كار مى‏رود اما در لغت به معناى مجموعه برگه‏هایى است كه میان دو جلد جمع آورى شده است و امروزه «كتاب» خوانده مى‏شود.(1) بنابراین، منظور از «مصحف فاطمه (س)، كتاب فاطمه (س) است كه در بعضى از روایات اهل سنت نیز به آن اشاره شده است. راویانى چون «ابى‏بن كعب» وجود كتابى نزد آن حضرت (س) را تأیید كرده‏اند.(2) بدین ترتیب سخن كسانى مانند «ایجى» در مواقف و «جرجانى» در شرح مواقف و ابو زهره در كتاب «امام صادق (ع)» كه مدعى شده‏اند، شیعه به قرآنى منسوب به فاطمه (س) كه غیر از قرآن رایج میان مسلمانان است، اعتقاد دارد، نادرست است و در عدم رجوع به روایات شیعه و نیز عدم دقت در معناى مصحف ریشه دارد.(3) مصحف فاطمه و محتواى آن درباره ماهیت این مصحف در منابع شیعى روایات فراوان یافت مى‏شود. در این احادیث محتوا حجم، زمان نگارش كیفیت نگارش مصحف بیان شده است. البته در نگاه ابتدایى اختلافاتى میان این روایات مشاهده شود اما با كمى دقت توجیه مى‏گردد.(4) بعضى از روایات مطالب آن را غیر از مطالب قرآن دانسته‏اند.(5) بر اساس شمارى از احادیث در این كتاب مطالبى چون وصیت حضرت فاطمه (س)(6) مصیبت‏هاى فرزندان آن حضرت (س) در طول زمان(7)، پیشگویى حوادث آینده(8) و تمام پادشاهانى كه بر زمین حكم خواهند(9) راند، نوشته شده است. دسته‏اى از روایات نیز از اشتمال این مصحف بر تمام احكام حلال و حرام حتى حكم عملى كه موجب نصف شلاق مى‏شود(10)، سخن به میان آورده‏اند.(11) بر اساس بعضى از احادیث، امام صادق (ع) حوادث تاریخى اى چون ظهور زندیقان را پیشگویى كرده و گفتارش را به مصحف حضرت زهرا (س) مستند دانسته است.(12) این روایات با هم ناسازگار نیستند زیرا ممكن است همه مطالب یاد شده در آن مصحف وجود داشته باشد و هر روایت بخشى از محتواى آن را بیان كرده است. دو. زمان و كیفیت نگارش مهم‏ترین مطلب درباره این مصحف، زمان و كیفیت نگارش آن است كه مسأله ارتباط حضرت زهرا (س) با جبرئیل و دیگر فرشتگان الهى در همین جا مطرح مى‏گردد. در چند روایت، كیفیت نگارش آن بدین صورت مطرح شده است: پیامبراكرم (ص) مطالب را املا مى‏كرد و حضرت على (ع) مى‏نوشت.(13) پس درباره سبب علت انتساب مصحف به حضرت فاطمه (س) مى‏توان گفت، آن كتاب نزد حضرت زهرا (س) نگهدارى مى‏شد یا آن حضرت واسطه رسیدن بعضى از مطالب به دست حضرت على (ع) بوده است. برخى از روایات نیز مصحف را رهاورد املا و وحى مستقیم خداوند بر حضرت زهرا (س) دانسته‏اند.(14) بر اساس روایات دیگر، بعد از وفات پیامبر اكرم (ص) خداوند فرشته‏اى را نزد حضرت زهرا (س) مى‏فرستاد تا در غم پدر دلدارى اش دهد، وى را از مكان و جایگاه رسول خدا در بهشت آگاه سازد و با او درباره مطالب مختلف به گفت‏وگو بنشیند. حضرت فاطمه (س) سخنان آن فرشته را به حضرت على (ع) منتقل كرد و آن حضرت (ع) آنها را به نگارش در آورد.(15) روایتى این فرشته را جبرئیل (ع) معرفى كرده است.(16) میان این احادیث نیز ناسازگارى وجود ندارد زیرا مى‏توان گفت خداوند به وسیله فرشته‏اى از فرشتگان خود به نام جبرئیل (س) با آن حضرت (س) سخن گفته است.(17)(18) به نظر مى‏رسد در توجیه این ناسازگارى باید گفت، فاطمه زهرا (س) یك مصحف داشت. بخشى از این كتاب را به مطالب دریافتى از پدرش اختصاص داده بود و بخشى دیگر را به مطالب جبرئیل (س). سه. امكان نزول جبرئیل بر فاطمه (س) اشكال دیگر روایات دسته اخیر، قطع وحى پس از رسول اكرم (ص) است .به عبارت دیگر، ما مسلمانان معتقدیم پیامبر اكرم (ص) خاتم انبیا بوده، بعد از وفات آن حضرت (ص) ارتباط میان زمین و آسمان قطع و وحى منقطع گشته است. بنابراین، چگونه فرشته بر حضرت زهرا (س) نازل مى‏شد و با آن بزرگوار گفت و گو مى‏كرد؟ در پاسخ بدین اشكال باید گفت: طبق آیات قرآنى، نزول فرشته الهى و ارتباط خداوند با غیر پیامبران از طریق فرشتگان و وحى امكان‏پذیر است ،چنان كه آیات بسیار از ارتباط فرشته با حضرت مریم (س) سخن مى‏گوید(19) خداوند ارتباط خود با مادر حضرت موسى (ع) را وحى مى‏خواند.(20) وقتى امكان این ارتباط با زنانى چون مادر موسى (ع) و حضرت مریم (س) پذیرفته شد، امكان و وقوع آن درباره حضرت فاطمه زهرا (س) كه از سوى پیامبر اكرم (ص) سرور همه زنان در همه زمان‏ها معرفى شده، به طریق اولى پذیرفتنى مى‏نماید. منظور از انقطاع وحى و قطع ارتباط زمین و آسمان بعد از پیامبراكرم (ص) قطع ارتباط میان خداوند و فردى به عنوان پیامبر و مأمور ابلاغ است ،نه عدم امكان ارتباط زمینیان با خداوند و فرشتگان. بر اساس روایات شیعه، نوعى ارتباط میان امامان معصوم (ع) و خداوند وجود دارد.(21) در روایات اهل سنت نیز بعضى از افراد «مُحَدَّث» معرفى شده‏اند. «محدّث» یعنى كسى كه با فرشتگان الهى نوعى ارتباط دارد و از آنها حدیث دریافت مى‏كند.(22) چهار. مصحف نزد چه كسى است؟ روایات شیعه نشان مى‏دهد این مصحف در زمان‏هاى مختلف نزد امامان معصوم (ع) بوده، از امامى به امام دیگر رسیده و جز آن بزرگان كسى بدان دسترسى نداشته است. بر اساس این روایات، امامان با استفاده از آن حوادثى را پیشگویى و احكامى را بیان كرده‏اند.(23) تذكر كتاب‏هایى كه اخیراً با عنوان «صحیفة الزهرا علیها السلام» منتشر شده،(24) با «مصحف فاطمه (س)» تفاوت دارد زیرا در این كتاب‏ها عمدتاً دعاهاى منسوب به آن حضرت (س) به چشم مى‏خورد ،نه آنچه روایات درباره مصحف فاطمه گفته‏اند.

ارسال شده در سوالات روز | بقیه مطلب | 1415 بار نمایش

ارسال توسط modir1 در 8/4/1388.

منظور ازدو بار مردن و دوبار زندگی چیست؟

پرسش 1: منظور ازدو بار مردن و دوبار زندگی چیست؟
پاسخ:
در اینکه منظور از دوبار میراندن و دوبار زنده کردن چیست ،بین مفسران اختلا ف شده است. شاید بهترین نظریه در این باره نظر مرحوم علامه طباطبایی باشد که می فرماید : منظوراز میراندن در آخرین روز زندگی دنیا و زنده کردن در برزخ است .سپس میراند ن از برزخ ، و زنده کردن در قیامت برای حساب . پس آیه که سخن از دو میراندن ودو زنده کردن دارد، اشاره به میراندن بعد از زندگی دنیا و میراندن بعد از زندگی در برزخ است .نیز احیای در برزخ، و احیای در قیامت .، زیرا اگر زندگی در برزخ نبود ،دیگر میراندن دوم تصورصحیحی نداشت ، چون هم میراندن باید بعد از زندگی باشد و هم زندگی باید بعد از مردن باشد .بنابراین زندگی دارای سه مرحله می شود : یکی زندگی در دنیا ، دوم زندگی در برزخ ، سوم زندگی در قیامت ، ولی کفار دراین کلام خود متعرض زندگی دنیوی نشده اند و فقط به دو تای آخری پرداخته اند که در آیه به گفته آنان اشاره شده است .(1)

ارسال شده در سوالات روز | بقیه مطلب | 1356 بار نمایش

ارسال توسط modir1 در 8/4/1388.

چرا برخی در خانواده های مومن به دنیا می آیند وبرخی در خانواده كافر؟

پرسش:این موضوع را که برخی در خانواده های مذهبی و با ایمان به دنیا می آیند و برخی در خانواده هایی کافر و بدکار، چه جوری با عدل خدا هم جهت است؟
پاسخ:دو جهت را باید به دقت ملاحظه كردد: 1- كیفیت محاسبه الهی درقیامت2- ویژگی‏های انسان.

1- براساس متون قطعی و تردید ناپذیر دینی بررسی عقاید و اعمال هركس متناسب با نعمت‏ها و حجت‏هایی است كه خداوند در جهان برای هرفرد قرار داده است . خارج از چهارچوب آنها هیچ كس مسوءولیتی ندارد.

ارسال شده در سوالات روز | بقیه مطلب | 1571 بار نمایش

ارسال توسط modir1 در 16/2/1388.

قرآن كریم برای تداوم زندگی چه دستوراتی داده است؟

پرسش: توصیه های قرآن برای تداوم زندگی شرح آموزس های قرآنی در مورد آئین همسر داری،همسران زن ومرد ستوده از دیدگاه قران وازدواج های نکوهیده در قرآن؟ پاسخ: پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز هر موضوعی که در قرآن طرح شده، به صورت اجمال وکلی بوده ، وارد جزئیات نمی شود، ازجمله آن ازدواج است که پایداری وقوام آن نیز به اجمال واختصار درسوره روم آیه21وسوره اعراف آیه 189 مطرح شده است . دراین آیات برای پایداری وقوام نکاح و زوجیت به دو اصل مهم واساسی اشاره شده ، یکی " مودت" ودیگری "رحمت" است . این دو شالوده جامعه انسانی به خصوص در زندگی خانوادگی به شمار می رود چرا که اساس خانواده از مرد وهمسرش تشکیل می شود . آن کس که انسان را برای زندگی اجتماعی آفریده است، این دواصل را به عنوان پیوند و ربط ضروری در جان اوایجاد کرده است . درمعنای" مودت" و"رحمت " گفته اند که مودت یعنی" دوست داشتن " وانگیزه ارتباط با طرف مقابل در ابتدای کار وادامه آن است . "رحمت"یعنی رسیدگی به یکدیگر درروزگار پیری است که گاه خدمات بلا عوض وایثارنیز دارد (1). این دو اصل در بین همه انسان ها جاری ولازم است که دو همسر یکی از مصادیق بارز آن به شمارمی رود. به هر حال ادامه زندگی دوهمسر بدون این دو اصل قرآنی امکان ندارد . اما چه چیزهایی بین دو همسر "مودت " ودوستی می آورد وموجب رحمت است؟ در روایات اسلامی بیان شده است که به برخی از آن اشاره می کنییم. 1- اخلاق. اخلاق حسنه و نیك نمودار پایداری وقوام زندگی می‏باشد. 2- ایمان، شخص با ایمان و خدا ترس، فرد مناسبی برای انتخاب همسر است وباعث پایداری زوجیت است. رسول خدا(ص) می‏فرماید: "كسی كه اخلاق و دینش مورد پسند و رضایت باشد و برای خواستگاری سوی شما آمد، تزویجش كنید!(2) اگر چنین نكنید موجب بروز فتنه و فساد بزرگ در زمین خواهید شد(سوره انفال، آیه 73)". 3- اصالت خانوادگی: ریشه دار بودن همسر (زوج و زوجه) شرط مهم دیگری در زندگی مشترك است. انسان باید سعی كند از جایی همسر انتخاب كند كه از ریشه خانوادگی محكم و اصیل و نجیب برخوردار باشد و خانواده‏اش به خوبی و نیكی معروف باشند. پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمود: " مراقب باش كه نطفه فرزندت را در كجا می‏گذاری، زیرا اخلاق مادران و پدران به فرزندان منتقل می‏شود". مقصود این است كه مراقب باشد از چه خانواده‏ای زن می‏گیرد و یا به چه خانواده‏ای زن می‏دهد كه اگر فرزندی از این راه نصیب شد، اخلاق و صفات آشكار و پنهان نیاكان خود را به ارث خواهد برد.(3) نیز حضرت می‏فرماید: "با خانواده‏ها و نژادهای شایسته ازدواج كنید، زیرا اصل و نژاد مؤثّر است".(4)به هر حال روایات و احادیث بر این سه شرط مهم (اخلاق، ایمان و اصالت خانوادگی) بسیار تأكید شده است. اگر قرار باشد ازدواجی پایدار و موفق و با دوام و مورد رضای خدا صورت پذیرد،لازم است این سه شرط مدّ نظر قرار گیرد. واگر نباشد آن ازدواج نکوهیده ولذت بخش نیست .اصولاً زندگی انسان، میدان بزرگی از آزمایش‏ها و فراز و نشیب‏ها است كه ازدواج بخش بزرگی از زندگانی هر فردی را تشكیل می‏دهد. در جامعه و عصر امروزی هر بخشی از زندگی نیاز خاص خود را می‏طلبد كه در وضع سخت اقتصادی، تدبیر و قناعت كارساز است.خواندن كتاب‏های مربوط به ازدواج خصوصاً كتاب "آیین همسرداری" نوشته آیت اللّه امینی مفید است.

ارسال شده در سوالات روز | بقیه مطلب | 1390 بار نمایش

ارسال توسط modir1 در 16/2/1388.

جرا خداوند گناهکاران را تا ابد در آتش جهنم می سوزاند؟

پرسش: جرا خداوند گناهکاران را تا ابد در آتش جهنم می سوزاند در حالی که آنها در دنیا 100 سال گناه کرده اند؟
پاسخ: از دیدگاه شیعه ماندن ابدی یا خلود در جهنم فقط برای كفّار و مشركین و منكرین خدا است . مسلمان و مؤمن ، اگر چه مرتكب گناهان کبیره شده باشد ،دائماً در جهنم نمی‏ماند، بلكه پس از چشیدن عذاب به مقدار مناسب ، سرانجام نجات پیدا می‏كند و اهل بهشت می‏شود،همان‌گونه که در قرآن کریم به آن تصریح شده است‌: «إِن‌َّ اللَّه‌َ لاَ یغْفِرُ أَن یشْرَک بِه‌ِ وَیغْفِرُ مَا دُون‌َ ذَ َلِک لِمَن یشَآءُ؛(1) خداوند [هرگز] شرک را نمی‌بخشد! و کم‌‌تر از آن را برای هر کس بخواهد [و شایسته بداند] می‌بخشد!». همچنین در روایات آمده است‌: 1. موسی بن جعفر (ع) فرمود: «خداوند کسی را در آتش به طور جاودانی نگه نمی‌دارد مگر اینکه کافر و منکر حق و گمراه و مشرک باشد». 2. امام هشتم ‌در رساله‌ای که آن را به عنوان عقائد اسلامی به مأمون نوشت‌، فرمود: «خدا مؤمنی را که وعده بهشت داده است‌، وارد آتش نمی‌کند . کافری را که وعده دوزخ و خلود در آن داده است‌، از آتش بیرون نمی‌آورد، ولی گنهکاران اهل توحید وارد آتش می‌شوند و از آن خارج می‌شوند و مورد شفاعت قرار می‌گیرند» .(2) امّا در مورد كفّار كه چگونه ممكن است آن‏ها مثلاً صد سال عمر بكنند، امّا تا ابد در جهنم بسوزند؟ باید گفت : مجازات و كیفرها سه گونه است: 1- مجازات قراردادی، همان كیفرها و مقرّرات جزایی است كه در جوامع بشری قانون گذاران الهی یا غیر الهی وضع می‏كنند، مثل حدّ شراب خوار، دزد، قاتل و... . در این گونه مجازات همه گفته‏اند باید بین جرم و كیفر تناسب وجود داشته باشد. چنان كه در اسلام چنین چیزی ملاحظه شده است .بین مجازات زناكاری كه زن دارد و كسی كه زن ندارد تفاوت وجود دارد. بین كسی كه بار اول دزدی كرد یا چیزی را خارج از صندوق و انبار در بسته دزدیده و كسی كه دزد حرفه‏ای است، یا با شكستن صندوق و انبار چیزی را دزدیده است، تفاوت وجود دارد و... . 2- مجازاتی كه با عمل رابطه تكوینی یا علت و معلولی دارد، مثلاً بین خوردن سمّ و مسموم شدن رابطه تكوینی وجود دارد، چه شخص بداند و چه نداند، بچه باشد یا بزرگ، گناهكار باشد یا بی گناه،... فرقی نمی‏كند هر كسی بخورد، مسموم می‏شود، همان طوری ملاحظه می‏شود ،در این جا تناسب وجود ندارد و احدی هم اعتراض نمی‏كند كه این چه ظلمی است که در حق بچه یا بی گناه و... صورت گرفته است. 3- مجازاتی كه تجسم و عینیّت یافتن جرم و گناه است، در قرآن آمده است: آنانی كه اموال یتیمان را از راه ظلم و غیر شرعی می‏خورند ،در واقع آتش در شكم خود وارد می‏كنند.(3) یعنی مال یتیم به صورت آتش در می‏آید و همین طور سایر گناهان .(4) در این نوع از مجازات هم تناسب بین جرم و كیفر لازم نیست، چون در حقیقت كیفری از طرف خداوند وضع نشده است، بلكه خود عمل شخص تجسم پیدا می‏كند و به این شكل در می‏آید. مولوی در مثنوی می‏گوید: ای دریــده پوستیــن یوسـفــان ‏گرگ بر خیزی از این خواب گران‏ گشتـه گرگان یك به یك خوهای تو مـی‏درانند از غضب اعضــای تـو زانچـه می‏بافی همـــه روزه بپـوش ‏زانچه می‏كاری همه سالـه بپــوش‏ گـر زخاری خستـه‏ای ،خود كشته ای ‏ور حـریر و قز دری ،خود رشته ای‏ چـون ز دستت زخم بر مظلوم رست آن درختی گشت و زآن زقوم رست این سخن های چــو مار و كژدمت مـار و كـژدم می‏شود گیـرد دمت(5) كفر و شرك حقیقی به خدا كه ریشه‏ای نفسانی دارد و روان انسان را در تاریكی مطلق قرار می‏دهد،در سرای دیگر تجسم عینی و اخروی آن رنگ ابدیت را دارد و مایه كیفر دائمی می‏شود.(6) یعنی حالت كفر و انكار حقیقت در درون شخص رنگ ابدیت گرفته، به گونه ای كه اگر تا ابد در دنیای مادی باشد، همین گونه خواهد بود اما از آن جا كه دنیای مادی، شایستگی ابدیت ندارد، مرحله ظهور این باطن و درون قیامت است، و ظهور كفر و انكار حقیقت جز دوزخ نیست. در نتیجه باید گفت : اولا : بنا به شهادت بسیارى از آیات و روایات ، پاداش ها وكیفرهاى روز رستاخیز نـتـیـجـه اجتناب ناپذیر اعمال و كردارهاى دنیوى ماست و این نتایج - خواه و ناخواه - دامنگیر ما مى گردد . هـمـان طـور كـه اعـمـال بـشـر در جـهان لوازم اجتناب ناپذیر دارد و از آن جدا نـمـى گـردد , مـثـلا یك فرد میگسار كه مدت ها با شراب و الكل سر و كارداشته , باید باقی مانده عمر را با بـدن رنـجـور و كـبـد و قـلب بیمار به سر برد ، یا كسی كه با ندانم كاری چشم خود را از دست داده تا پایان عمر رنج آن را باید تحمل كند ، همچنین كارهاى نیك و بد ما داراى آثار و لوازمى هـسـتند كه در روز واپسین آشكارمى گردند و خود را نشان مى دهند. نتیجه برخی از آنها هم می تواند ابدی ودائمی باشد; بنابراین قسمت مهمى از پـاداشـها و كیفرها، زاییده اعمال ما و اثر مستقیم كردارهاى ماست . هیچ نوع حق گله و اعتراض نـداریم . اگر ما زندگى خود را با برنامه صحیح و عالى شرع تنظیم مى نمودیم , هرگز دچاراین عـواقب بد و ناگوار نمى شدیم ; مهم این است كه از این عواقب ونتایج آگاه شده باشیم كه طریق عقل و وحی هشدارهای لازم به ما داده شده تا در قیامت حق گله واظهار بی اطلاعی نداشته باشیم . ثـانیا : پاداش ها و كیفرهاى روز واپسین , ضامن اجراى دستورهاى آسمانى است و صددر صد جنبه تربیتى دارند . خداوند با وعده هاى قطعى و تخلف ناپذیر خود بندگانش را به كارهاى نیك دعوت نموده و آنان را از اعمال زشت باز مى دارد . این وعده درصورتى مى تواند نقش تشویقى و تهدیدى را ایفا كند كه صد در صد قطعى و تخلف ناپذیرباشد . اگر در آن احتمال تخلف باشد , اثر تربیتى خـود را به كلى از دست خواهد داد و دیگر دلیل ندارد كه یك نفر زیر بار سنگین وظایف و واجبات و اعمال نیك برود یا از بسیارى هوس هاى سركش چشم بپوشد .بلكه حتی می تواند از ایمان خود دست كشیده ،دست به كفر و ارتداد بزند، به این خیال كه اگر قیامتی هم بود ،عذاب آن مقطعی است ؛ پاداش ها و كیفرهاى الهى در صورتى مى توانند ضامن اجراى احكام و دستورهاى آسمانى گردند كه بـه صـورت یـك وعـده قـطـعى و تخلف ناپذیر درآیند و هیچ نوع احتمال تخلف به آن راه نیابد. خداوند منزه است از آن كه به وعده خود عمل ننماید . بنابراین وجود عذاب های اخروی با همین شدت وحدت از جهتی رحمت است برای انسان ها تا برای در امان ماندن از آنها به کارهای نیک رو آورده و بهشت جاودان را نصیب خود کنند.

ارسال شده در سوالات روز | بقیه مطلب | 1646 بار نمایش

ارسال توسط modir1 در 16/2/1388.

چهره یک جامعه اسلامی را ترسیم کنید؟

ترسیم هم جانبه از یک جامعه مطلوب و آرمانی نیاز به فرصت بسیار دارد؛ زیرا از مباحث کلی است که باید به صورت یک پروژه مطرح و دربارة آن قلم‌فرسایی شود. مهم‌تر از همه اینکه دربارة اینکه جامعة مطلوب چیست و مؤلفه‌های آن چیست، و راه‌های ایجاد آن کدام است، اختلاف نظر وجود دارد؛ مثلاً افلاطون جامعه آرمانی را مطرح نمود، ولی دربارة ابعاد آن بحث‌های جدی مطرح شد.

ارسال شده در سوالات روز | بقیه مطلب | 687 بار نمایش

ارسال توسط modir1 در 16/2/1388.

زمینه به وجود آمدن گروه های فرهنگی در قرآن چیست؟

پرسش: زمینه به وجود آمدن گروه های فرهنگی در قرآن چیست؟
پاسخ: «فرهنگ» در لغت به معنای تعلیم و تربیت، علم و دانش و ادب است و به عبارتی، به مجموعه آداب و رسوم و مجموعه علوم و معارف و هنرهای یک قوم فرهنگ گفته می شود.
در اصطلاح نیز به مجموعه برداشت ها، موضع گیری های فکری، هنر، ادبیات، فلسفه، آداب، سنن و رسوم و روابط حاکم بر اجتماع تعریف شده است.
در قرآن کریم، از «فرهنگ» به مفهوم مصطلح آن تعبیری یافت نشد، ولی به طور کلی قرآن کریم از «فرهنگ» در برخی جاها با عنوان «حکم جاهلیت» یاد کرده و در آیات بسیاری به اعتقادات و فرهنگ رایج عصر خود حمله کرده و می فرماید: «اَفَحُكمَ الجهِلِیَّةِ یَبغونَ ومَن اَحسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكمًا لِقَومٍ یوقِنون (مائده،50)؛ آیا حکم جاهلیت را می جویید؛ برای گروهی که باور دارند، حکم چه کسی از حکم خدا بهتر است.»
قرآن کریم از فرهنگ گاهی با عنوان «سنن» یاد کرده و در آیات فراوانی، سنت گذشتگان و آداب و رسوم آنها را یاد آوری کرده و می فرماید: « قَد خَلَت مِن قَبلِكُم سُنَنٌ فَسیروا فِى الاَرضِ فَانظُروا كَیفَ كانَ عقِبَةُ المُكَذِّبین (آل‏عمران،137)؛ پیش از شما سنت هایی وجود داشت [و هر قوم طبق اعمال و صفات خود سرنوشت هایی داشتند، که شما نیز همانند آن را دارید] پس بر روی زمین، گردش کنید و ببینید سرانجام کار تکذیب کنندگان [آیات خدا] چگونه بود.»
بنابراین، قرآن کریم گروه های فرهنگی را گاهی با الحادی و الهی معرفی می کند و گروه های الحادی را با بیان شیوه زندگی و نقل آداب و رسوم جاهلیت و ردّ توبیخ آنها و نیز بیان اعتقادات غیر صحیح و باطل دانستن آنها، معرفی می کند، و در این راستا فرهنگ کافران، مشرکان، بت پرستان و ... را به عنوان فرهنگ های الحادی و باطل معرفی می نماید؛ برای نمونه، تقلید کور کورانه مردمان جاهلیت را نکوهش کرده و می فرماید: «و هنگامی که به آنها گفته شود، از آنچه خدا نازل کرده است پیروی کنید، می گویند: نه، ما از آنچه پدران خود را بر آن یافتیم، پیروی می نماییم، آیا اگر پدران آنها چیزی نمی فهمیدند و هدایت یافتند [باز از آنها پیروی خواهند کرد]» (بقره، 170).
قرآن کریم، ضمن ارائه فرهنگی صحیح و فراگیر و پایدار، با فرهنگ های غیر الهی و الحادی، به گونه ای اصلاح گرانه بر خورد می کند و مؤلفه های فرهنگ های غیر صحیح را به نقد می کشد و فرهنگ صحیح الهی را نهادینه می کند و گروه های مختلف فرهنگی را با مؤلفه های صحیح و الهی معرفی می نماید که محسنان، صدیقان، عباد الرحمن، متقین، مجاهدان، صالحان و ... جزو این دسته از گروه های فرهنگی به حساب می آیند.
در برخی آیات قرآن کریم عناصر فرهنگ ساز قرآنی به تصویر کشیده شده و نمونه های عینی را ارائه می کند:
برای نمونه، تزویج مسئولیت پذیری و دفاع از کیان جامعه اسلامی (بقره، 218)، فرهنگ جهاد و شهادت (آل عمران، 169)، عدالت محوری در گستره های فردی و اجتماعی (مائده، 8)، اطاعت پذیری از مسئولان بر حق جامعه (نساء، 59)، توجه به فضایل اخلاقی و نهادینه کردن آن و انذار از رذایل اخلاقی (سوره حجرات) و ... .[1]

 

ارسال شده در سوالات روز | بقیه مطلب | 569 بار نمایش

ارسال توسط modir1 در 15/12/1387.