بسمه
تعالى (نامه شماره 31)
برادر
گرامى فرهاد...
سلام
علیکم
امیدوارم
که در پناه خدا سالم و سربلند باشى. بار دیگر، مجموعه اى از پرسش هاى تو
برادر دوست دار قرآن به دستم رسید. خدا را شاکرم که مى توانم این بار هم
با پاسخ دادن به سؤال هاى یک پرسش گر عزیز، گامى در راه خدمت به قرآن
کریم بردارم. البته به خاطر فراوانى نامه هایى که هر روز به مرکز فرهنگ و
معارف قرآن مى رسد، قرار شده که ما در هر نوبت، فقط به سه پرسش دوستان
پرسش گر جواب بدهیم. پس اگر موافق باشى، من این بار تنها به سه سؤال قرآنى تو
برادر خوبم پاسخ بدهم و بقیه بماند براى دفعه بعد که پرسش نامه دیگرى
فرستادى.
88ـ قرآن در قرآن:
نمى دانم
کدام یک از پرسش هایى که فرستاده اى، در نظرت مهم تر است تا اوّل
آن را جواب بدهم. در هر حال پاسخ هایم را با پرسشى که به خود قرآن مربوط
مى شود، آغاز مى کنم. در این پرسش نوشته بودى: «در قرآن، درباره قرآن چه
آمده است؟» برادرم! باید بدانى که آیه هاى مربوط به خود قرآن در قرآن کریم
بسیارند. اگر بخواهم همه این آیه ها را برایت بنویسم، خودش یک کتاب
مى شود. امّا براى آن که پرسشت بى جواب نماند، از آیه هاى مربوط به
قرآن، چند آیه اى را در این جا مى آورم:
1. آیه 77 سوره نمل: «واِنَّه
لَهُدًى ورَحمَةٌ لِلمُؤمِنین» ; به درستى که قرآن
براى مؤمنان هدایت و رحمت است.
2. آیه 15 سوره مائده: «قَد جاءَکُم مِنَ اللّهِ نورٌ وکِتـبٌ مُبین»;
از طرف خدا نور و کتاب آشکارى به سوى شما آمده است.
3. آیه 9 سوره حجر: «اِنّا
نَحنُ نَزَّلنَا الذِّکرَ واِنّا لَهُ لَحـفِظون»;
ما قرآن را نازل کردیم و خودمان از آن نگهدارى مى کنیم.
4. آیه 2 سوره بقره: «ذلِکَ
الـکِتـبُ لارَیبَ فیهِ هُدًى لِلمُتَّقین»;
این کتاب که شکى در ]حقانیت[ آن نیست، هدایت گر پرهیزکاران است.
5. آیه 4 سوره طه: «تَنزیلاً
مِمَّن خَلَقَ الاَرضَ والسَّمـوتِ العُلى»;
این قرآن از سوى کسى نازل شده که زمین و آسمان هاى بلند را آفریده است.
همان
طور که گفتم، از این دست آیات، در قرآن فراوان است که هر کدام به گونه اى، ما
را به ارزش و عظمت و اهمیت قرآن توجّه مى دهند. اگر مشخص تر
مى پرسیدى که مى خواهى با آیات مربوط به کدام جنبه قرآن آشنا شوى، شاید
پاسخ دقیق ترى برایت مى نوشتم. فعلا درباره این چند آیه، خوب بیندیش و
اگر مایل بودى، براى دریافت پاسخى مشخص تر، بار دیگر سؤالت را تکرار کن.
89ـ جهان آفرینش از نگاه قرآن:
در
پرسش دیگرت نوشته بودى که: «در قرآن، درباره جهان آفرینش چه آمده است؟» در پاسخ
باید بگویم که تعداد بسیارى از آیات قرآن کریم، درباره جهان آفرینش است. جهان، پر
است از نشانه هاى وجود خدا و مطالعه این نشانه ها یکى از بهترین
راه ها براى شناخت عظمت و قدرت و حکمت و رحمت اوست. براى همین است که قرآن
کریم، در آیات بسیارى، از خورشید و ابر و ستاره و ماه و درخت و زمین و حیوانات و
کوه ها و دریاها و آسمان ها و دیگر بخش هاى جهان سخن مى گوید
و ما را صریحاً به تفکر درباره این موجودات فرا مى خواند. از نظر قرآن کریم،
آفریده هاى این جهان آن قدر شگفت انگیز و در خور تفکّرند که بارها به
آن ها سوگند یاد مى کند. مثلا در آغاز سوره شمس مى خوانیم: «به
خورشید و گسترش نور آن سوگند. و به ماه هنگامى که بعد از آن درآید، و به روز
هنگامى که صفحه زمین را روشن سازد، و به شب آن هنگام که زمین را بپوشاند.» در
ابتداى سوره تین نیز آمده است: «قسم به انجیر و زیتون.»
نام
برخى از سوره هاى قرآن هم یکى از پدیده هاى جهان آفرینش است که این خود
نشانگر اهمیت طبیعت از نظر قرآن است. سوره شمس (خورشید)، سوره لیل (شب)، سوره
عنکبوت، سوره نحل (زنبور عسل)، سوره نمل (مورچه)، و سوره قمر (ماه)، تعدادى از
سوره هایى هستند که نام یکى از موجودات جهان را روى آن ها قرار
داده اند. در این باره حرف بسیار است که امیدوارم در فرصت هاى دیگرى
بتوانم در این موضوع با تو برادر خوبم، به گفت و گو بپردازم.
90ـ اسراف از نظر قرآن:
یکى
دیگر از پرسش هایت مربوط به اسراف بود. خواسته بودى که نظر قرآن را در این
باره بدانى. فرهاد عزیز! در فرهنگ قرآن کریم! اسراف معنى وسیع ترى از اسراف
در مال دارد. از نظر قرآن کریم، هر نوع تجاوز از مسیر درست زندگى، اسراف است. مثلا
قرآن کریم، انسان هاى گنهکار را هم اسرافکار مى داند; زیرا آن ها
بهترین سرمایه خود یعنى عمرشان را در راه باطل مصرف مى کنند. ما معمولا هدر
دادن مال و ثروت و پول و دارایى را اسراف مى شماریم; امّا قرآن کریم; نابود
کردن سرمایه ایمان، انسانیت و عمر را نیز اسراف حساب مى کند. اسراف در مال
تنها یکى از انواع اسراف است.
در
هر حال، قرآن کریم مردم را از اسراف ـ هر نوع اسراف که باشد ـ باز داشته و فرموده
است: «و لا تسرفوا»; اسراف نکنید. شاید مناسب ترین آیه در موضوع اسراف که
بتوانى حفظ کنى، آیه 31 سوره اعراف باشد که مى فرماید: «وکُلوا واشرَبوا
ولا تُسرِفوا اِنَّهُ لایُحِبُّ المُسرِفین» ;
«بخورید و بیاشامید ولى اسراف نکنید. خدا اسرافکاران را دوست نمى دارد.»
خدانگهدار
بسمه تعالى (نامه شماره 32)
خواهر
گرامى مهدیه...
سلام
بر تو
ان
شاءالله که در پناه قرآن موفّق و پیروز
باشى. سه پرسشى را که فرستاده بودى، خواندم. امیدوارم پاسخ هایى که
مى نویسم، برایت مفید باشد. البتّه پرسش آخر تو یک پرسش تاریخى بود و ما در
مرکز فرهنگ و معارف قرآن به این گونه پرسش ها پاسخ نمى دهیم. تو
مى توانى سؤال هاى تاریخى خود را از مؤسساتى که در زمینه تاریخ تحقیق
مى کنند، بپرسى. با این حال، من به طور خلاصه به این سؤالت که مربوط به شهادت
حضرت زهرا(علیها السلام)است،
نیز جواب مى دهم.
91ـ شهادت حضرت زهرا(علیها
السلام):
در
این سؤال نوشته بودى: «آیا درست است که دشمنان اهل بیت(علیهم
السلام) حضرت زهرا(علیها
السلام)را شهید کرده اند؟» متأسفانه باید بگویم که
آرى، چنین بوده است. وقتى پس از وفات پیامبر(صلى
الله علیه وآله وسلم)، غاصبان حق امام على به خانه آن حضرت
حمله کردند در خانه را شکستند و با لگد به پهلوى حضرت زهرا(علیها
السلام)زدند. در نتیجه صدماتى که بر حضرت زهرا وارد شد،
فرزندش محسن نیز سقط گردید. یکى از مهاجمان هم با سیلى به صورت حضرت زهرا(علیها
السلام)زد که در نتیجه، گوشواره حضرت فاطمه شکست. علامه
جعفر مرتضى عاملى، کتابى در همین باره نوشته که ترجمه آن به نام «رنج هاى
زهرا» منتشر شده است. آنچه گفتم در صفحه 155 همین کتاب آمده است.
92ـ علت نیامدن نام امامان در قرآن:
امّا
در نخستین سؤال قرآنى خود پرسیده بودى: «چرا نام امامان ما در قرآن نیامده است؟»
پیش از پاسخ دادن به این سؤال، باید به این دو نکته توجّه کنى:
1. گرچه قرآن کریم از امامان بزرگوار ما به صراحت نام نبرده; ولى
در آیات زیادى از آن ها یاد کرده است. آیه 33 سوره احزاب، بخشى از آیات سوره
انسان، آیه 61 سوره آل عمران و آیه هاى فراوان دیگر، به اهل بیت پیامبر(صلى
الله علیه وآله وسلم)مربوط مى شوندو بدون بردن نام، در
ستایش از آن عزیزان نازل گشته اند. مثلا در آیه 33 سوره احزاب
مى خوانیم: «اِنَّما
یُریدُ اللّهُ لِیُذهِبَ عَنکُمُ الرِّجسَ اَهلَ البَیتِ ویُطَهِّرَکُم تَطهیرا» ;
«همانا خدا اراده کرده که پلیدى و گناه رااز شما اهل بیت دور سازد و شما را از
هرگونه زشتى پاک گرداند.» در این آیه، نام هیچ یک از امامان نیامده ولى با عنوان
اهل بیت، از همه آنان یاد شده است.
2. تنها اهل بیت(علیهم السلام)
نیستند که قرآن کریم، بدون آوردن نام، از آن ها سخن مى گوید. بعضى از
پیامبران، بسیارى از یاران پیامبر و بعضى دیگر از انسان هاى نیکوکار مثل
اصحاب کهف، از جمله افرادى هستند که قرآن کریم از آن ها تعریف مى کند;
ولى نامشان را نمى گوید. پس اگر قرآن، نام امامان را نیاورده، این به معنى بى
توجّهى قرآن به آن بزرگواران نیست.
3. یکى دیگر از علل نیامدن نام امامان، ممکن است به خاطر جلوگیرى
از خطر منافقان بوده که اگر صریحاً نام امامان مخصوصاً حضرت على به میان
مى آمد ممکن بود قرآن را تحریف کنند. منافقان گروهى از دشمنان پیامبر(صلى
الله علیه وآله وسلم)بودند که خودشان را مسلمان نشان
مى دادند; ولى ته دلشان با اسلام مخالف بودند. آن ها از حضرت محمد(صلى
الله علیه وآله وسلم)و امام على (علیه
السلام)و بقیه اهل بیت(علیهم
السلام)نفرت داشتند. اگر قرآن کریم در آیه اى، از
امام على(علیه السلام)نام
مى برد، بعید نبود که آن ها در مقابل پیامبر بایستند یا در قرآن دست
ببرند.
در
آخرین روزهاى زندگى پیامبر(صلى الله علیه وآله
وسلم)، حضرت از اطرافیان خواستند که قلم و کاغذى
بیاورند تا پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم)چیزى
را بفرماید و کاتبان بنویسند که مسلمانان هرگز گمراه نگردند، منافقان که احتمال
مى دادند پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم)مى خواهد
در آن نوشته، به جانشینى امام على(علیه السلام)اشاره
کند و رهبرى او را مورد تأیید دوباره قرار دهد، چنین گفتند: «پیامبر هذیان
مى گوید.» آن ها آن قدر بر بالاى سر پیامبر سرو صدا کردند که پیامبر از
تصمیم خود منصرف شدند و آن نامه، هرگز نوشته نشد. کسانى که حاضر بودند براى رسیدن
به قدرت و جلوگیرى از جانشینى على(علیه السلام)،
پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم)را
هذیان گو بخوانند، یقین بدان که اگر قرآن نیز نام على را مى آورد، مقاومت
مى کردند.
پس
مى بینى که قرآن چه راه درستى را انتخاب کرده است. یعنى هم مردم را به اهل
بیت(علیهم السلام)
توجّه داده و هم راه خیانت منافقان را بسته است.
93ـ معنى انتظار:
اکنون
به دوّمین پرسش قرآنى تو مى رسیم. در این سؤال نوشته اى که: «منتظر امام
زمان بودن به چه معناست؟» خواهرم! حتماً تا حالا تجربه کرده اى که وقتى تو و
اهل خانواده منتظر آمدن یک مهمان عزیز مى شوید، چه حالى دارید. خانه را خوب
مرتّب مى کنید، حیاط را جارو مى زنید، غذاى خوشمزه اى
مى پزید، لباس مرتّبى مى پوشید و وقتى همه چیز آماده شد، چشم به در خانه
مى دوزید و مشتاقانه به انتظار آمدن مهمان خود مى نشینید. منتظر امام و
زمان(علیه السلام)بودن
هم همین طور است. کسى که در انتظار حضرت مهدى(علیه
السلام)باشد، خودش را براى آمدن آن حضرت خدمت به آن
بزرگوار آماده مى کند. خانه دلش را از حسادت و کینه پاک مى سازد،
رفتارهاى زشتى مثل دروغگویى و غیبت و ظلم را کنار مى گذارد، خودش را با انجام
کارهاى خوبى مثل نماز خواندن و مهربانى با دیگران آراسته مى نماید و از هر
کارى که امام زمان بدش مى آید، دورى مى جوید. این است معناى واقعى انتظار
که رسول خدا آن را بهترین عبادت معرّفى کرده و حضرت صادق(علیه
السلام)آن را به سربازى پیامبر(صلى
الله علیه وآله وسلم)تشبیه کرده است.
از
یک نظر شاید بتوان گفت که منتظر حضرت مهدى(علیه
السلام)بودن، یعنى آن که قرآن را برنامه زندگى خود
سازیم و آیه ـ آیه آن را سرمشق خود قرار دهیم.
خدانگهدار
بسمه تعالى (نامه شماره 33)
برادر
گرامى مسعود...
سلام
علیکم
ان
شاءالله که در پناه خداى بزرگ، سالم و سربلند باشى. خوشحالم که باز هم
مى توانم به پرسش هاى یک نوجوان مسلمان پاسخ دهم. مسعود عزیز!
نمى دانم آیا تا به حال درباره معناى نام خودت فکر کرده اى یا نه؟
مى دانى معناى «مسعود» چیست؟ مسعود از سعادت و به معناى خوشبخت و سعادتمند
است. اما خوشبختى چیست و سعادتمند کیست؟ آیا هر کس بهتر بخورد و بیش تر
بخوابد آدم سعادتمندى است؟ معلوم است که سعادت از این ها بالاتر است. اگر
بخواهم خیلى خلاصه سعادت را تعریف کنم باید بگویم که سعادت، پیروى از فرمان خداست
و بهترین راه براى آگاهى از فرمان خدا نیز قرآن کریم است. قرآن چراغ پرنورى است که
ما را از گمراهى نجات مى دهد و به سعادت واقعى مى رساند. خدا را شکر کن
که در آغاز نوجوانى، به این کتاب عزیز علاقه مند گشته اى و با این گنج
سعادت، خیلى زود آشنا شده اى.
94ـ روایات درباره قرآن:
پس
از این مقدمه، نوبت جوابگویى پرسش هاى توست. در اولین پرسشت خواسته بودى که
پانزده روایت درباره قرآن کریم برایت بنویسم. چه خوب است که این پانزده حدیث را
حفظ کنى. به امید آن که این حدیث ها را در دل پاکت جاى دهى، آن ها را با
حرکت، اعراب و ترجمه کامل تقدیمت مى کنم:
1. رسول خدا(صلى الله علیه وآله
وسلم): ما عَدَلَ اَحَدٌ عَنِ الْقُرآنِ اِلّا اِلَى
النّارِ.
کسى
که از قرآن روى گردان شد، به سوى آتش روى آورد.
2. رسول خدا(صلى الله علیه وآله
وسلم): اَصدَقُ الْقَولِ وَ اَبلَغُ الْمَوعِظَةِ وَ
اَحْسَنُ الْقِصَصِ کِتابُ اللّهِ.
راست ترین
گفتار و رساترین پند و نیکوترین قصّه ها کتاب خداست.
3. رسول خدا(صلى الله علیه وآله
وسلم): خَیرُکُم مَن تَعَلَّمَ الْقُرآنَ وَ
عَلَّمَهُ.
بهترین
شما کسى است که قرآن را یاد بگیرد و به دیگران یاد بدهد.
4. رسول خدا(صلى الله علیه وآله
وسلم): نَوِّرُوا بُیُوتَکُم بِتِلاوَةِ الْقُرْآنِ.
خانه هاى
خود را با خواندن قرآن نورانى کنید.
5. رسول خدا(صلى الله علیه وآله
وسلم): وَ عَلَیکَ بِتِلاوَةِ الْقُرآنِ عَلى کُلِّ
حال.
بر
تو باد که قرآن را در همه حال بخوانى.
6. رسول خدا(صلى الله علیه وآله
وسلم): اِنَّ لِکُلِّ شَىْء حِلْیَةً وَ حِلْیَةُ
الْقُرآنِ الصَّوْتُ الْحَسَنُ.
هر
چیز را زینتى است و زینت قرآن صوت نیکوست.
7. رسول خدا(صلى الله علیه وآله
وسلم): رُبَّ تالِ الْقُرآنِ وَ الْقُرآنُ
یَلْعَنُهُ.
چه
بسیار قرآن خوانى که (به خاطر عمل نکردن به قرآن) قرآن او را لعنت مى کند.
8.امام صادق(علیه السلام):
یَنْبَغى لِلْمُؤْمِنِ اَن لا یَمُوتَ حَتَّى یَتَعَلَّمَ الْقُرآنَ اَو یَکُونَ
فى تَعَلُّمِهِ.
شایسته
است که مؤمن پیش از مرگش قرآن را یاد بگیرد یا در حال یادگیرى آن باشد.
9. امام باقر(علیه السلام):
اِنّى لَیُعْجِبُنى اَن یَکُونَ فِى الْبَیْتِ مُصْحَفٌ یَطْرُدُ اللّهُ بِهِ
الشَّیاطینَ.
من
خوش دارم که در خانه قرآن باشد تا خدا به وسیله آن، شیاطین را دور سازد.
10. رسول خدا(صلى الله علیه وآله
وسلم): لَیسَ شَىْءٌ اَشَدَّ عَلَى الشَّیْطانِ مِنَ
الْقِراءَةِ فِى الْمُصْحَفِ نَظَراً.
هیچ
چیز بر شیطان سخت تر و ناراحت کننده تر از خواندن قرآن از روى آن نیست.
11. رسول خدا(صلى الله علیه وآله
وسلم): اَلنَّظَرُ فِى الْمُصْحَفِ عِبادَةٌ.
نگاه
کردن به قرآن عبادت است.
12. امام صادق(علیه السلام):
اِذا قُرِىءَ عِندَکَ الْقُرآنُ وَجَبَ عَلَیْکَ الْاِنْصاتُ وَ الْاِسْتِماعُ.
آن
گاه که قرآن نزد تو خوانده مى شود، لازم است که خاموش باشى و گوش بسپارى.
13. رسول خدا(صلى الله علیه وآله
وسلم): اِنَّ الَّذى لَیْسَ فى جَوْفِهِ شَىْءٌ مِنَ
الْقُرآنِ کَالْبَیْتِ الْخَرابِ.
کسى
که چیزى از قرآن در دلش نیست (و آیاتى از قرآن را حفظ نکرده است) مانند خانه خراب
است.
14. رسول خدا(صلى الله علیه وآله
وسلم): اِنَّ اَفْواهَکُمْ طُرُقُ الْقُرآنِ
فَطَیِّبُوها بِالسِّواکِ.
دهان هاى
شما راه هاى قرآنند، پس آن ها را با مسواک زدن پاکیزه سازید.
15. امام على(علیه السلام):
تَدَبَّروُا آیاتِ الْقُرآنِ وَاعْتَبِروُا بِهِ.
در
آیات قرآن بیندیشید و از آن پند گیرید.
95ـ شرایط توبه:
امّا
در دوّمین پرسش خود نوشته بودى: «شرایط توبه چیست؟» برادر من! حقیقت توبه، پشیمانى
از انجام گناه است. همین که بنده اى در دلش پشیمان شود و از کارهاى زشتش
احساس ندامت کند، توبه کرده است. البتّه پشیمانى واقعى علامت دارد و از جمله
علامت هایش، ترک گناه و کنار گذاشتن آن است. آیا کسى که مى گوید توبه
کردم و پشیمان شدم; ولى باز هم خود را با انجام گناه آلوده مى کند،
مى تواند توبه کننده حقیقى شمرده شود؟! امیرمؤمنان على (علیه
السلام)در حدیثى به شرایط توبه واقعى اشاره
فرموده اند که از جمله آن شرایط، چهار شرط زیر است:
1. پشیمانى عمیق از گناه.
2. تصمیم قطعى و دایمى بر ترک گناه.
3. بازگرداندن حق مردمى که با گناه او آسیب دیده اند.
4. انجام واجباتى که ترک کرده است.
خدانگهدار
بسمه تعالى (نامه شماره 34)
خواهر
گرامى مینا...
سلام
بر تو
ان
شاء الله در پناه قرآن موفّق و پیروز باشى. از این که همّت کرده اى و از شهر
همیشه سرافراز آبادان، پرسش هاى قرآنى ات را فرستاده اى، بسیار
سپاسگزارم. مى دانى که شهر تو، قدمگاه شهیدان دفاع مقدّس بوده و براى حفظ و
نگهدارى آن از دست دشمنان اسلام، خون جوانان زیادى بر زمین ریخته است. قدردانى از
آن خون هاى پاک همین است که ما به قرآن کریم توجّه کنیم و به حرف هاى
آسمانى این کتاب شریف عمل نماییم. به این امید که همه ما قدردان خون شهیدان باشیم،
پاسخگویى به پرسش هایت را آغاز مى کنم.
96ـ عبادتى که از هر طرف خوانده شود درست است:
خواهر
من! در نخستین پرسش معمّاگونه خود نوشته بودى: «آن کدام عبادت است که
مى توانیم آن را هم از اوّل به آخر و هم از آخر به اوّل بخوانیم؟» پاسخ این
سؤال وضو است. کلمه وضو را اگر از آخر به اوّل هم بخوانى همان وضو مى شود.
شبیه این معمّا، معمایى است که در آن، یک آیه را از آخر به اوّل هم بخوانیم، باز
همان مى شود. این آیه، آیه 3 سوره مدثر است که مى گوید: «ربّک فکبر» این
عبارت را بر عکس هم بخوانى، همان مى شود.
97ـ نماز و یک ستاره:
اما
در دوّمین سؤالت پرسیده بودى: «کدام سوره نام یکى از ستاره ها است که با
آمدنش وقت یک نماز تمام مى شود و با رفتنش وقت نماز دیگرى آغاز مى گردد؟»
پاسخ این سؤال، سوره شمس (خورشید) است. این سوره، نود و یکمین سوره قرآن است.
مى دانى که وقتى خورشید طلوع مى کند، وقت نماز صبح تمام مى شود و
وقتى غروب مى کند، وقت نمازمغرب و عشاء آغاز مى گردد.
98ـ اولین سوره نازل شده:
آخرین
پرسشت نیز درباره اوّلین سوره اى بود که بر پیامبر نازل شده است. در پاسخ به
این سؤال باید بگویم که اولین سوره اى که به طور کامل بر پیامبر نازل شد،
سوره حمد بود، ولى اولین سوره اى که چند آیه از آن نازل شد، سوره علق بود که
در ترتیب کنونى قرآن، سوره علق، نود و ششمین سوره قرآن است. سوره علق 19 آیه دارد
و در غار حرا بر پیامبر نازل شده است.
خدانگهدار
بسمه تعالى (نامه شماره 35)
برادر
گرامى سیّد محمّد...
سلام
علیکم
99ـ سخنان دانشمندان درباره قرآن:
امیدوارم
که در پناه خدا سالم و سربلند باشى. تنها پرسش تو سیّد عزیز را خواندم. پرسشت
مربوط به سخن دانشمندان درباره قرآن کریم بود. به گمانم منظورت از دانشمندان،
دانشمندان غیر مسلمان بوده است. سؤال جالبى فرستاده اى. پیش از آن که پرسشت
را پاسخ دهم، باید این نکته را بگویم که دلیل عظمت و بزرگى و بر حق بودن قرآن
کریم، عظمت و بزرگى و درستى پیام هاى خود این کتاب است، نه تعریف و تمجیدهاى
مردم از آن. متأسفانه برخى از ما مسلمانان عادت کرده ایم که براى هر کارى و
درک درستى هر پیامى، ببینیم غربى ها چه سخنى گفته اند. البته نظر
دانشمندان غیر مسلمان درباره قرآن بسیار جالب و شنیدنى است و شاید باعث توجّه
بیش تر ما به این کتاب عزیز بشود; امّا براى آشنایى با قرآن، باید مطالعه
آیه هاى نورانى آن را اصل قرار دهیم.
حال
که به این نکته بسیار مهم توجّه کردى، پرسشت را پاسخ مى دهم و نظر پنج تن از
دانشمندان غربى را درباره قرآن کریم، برایت مى نویسم:
1. ولتر (فیلسوف و نویسنده فرانسوى): من یقین دارم که اگر قرآن و
انجیل را به یک فرد غیر متدین ارائه دهند، او حتماً اولى را بر دوّمى ترجیح
مى دهد; زیرا کتاب محمّد، افکارى را تعلیم مى دهد که به اندازه کافى بر
مبناى عقل است.
2. تولستوى (فیلسوف و نویسنده مشهور روسى): در این کتاب، آیات
فراوانى هست که به خوبى بر مقام عالى دین اسلام و پاکى روح آورنده آن گواهى
مى دهد!
3. ژوزف ارنست رنان (فیلسوف معروف فرانسوى): در کتابخانه شخصى من
هزاران جلد کتاب سیاسى، اجتماعى و... وجود دارد که همه آن ها را بیش از یک
بار مطالعه نکرده ام، ولى یک جلد کتاب است که همیشه مونس من است و از مطالعه
زیاد آن نیز خسته نمى شوم. این کتاب، قرآن، کتاب آسمانى مسلمانان است!
4. گوته (شاعر و نویسنده آلمانى): سالیان دراز کشیشان از خدا بى
خبر ما را از پى بردن به حقایق قرآن مقدس و عظمت آورنده آن دور نگه
داشته اند. نزدیک است که این کتاب وصف ناپذیر، جهان را مجذوب خویش سازد.
5. دکتر گوستاو لوبون (مورّخ فرانسوى): تعلیمات اخلاقى قرآن به
مراتب بالاتر از تعلیمات اخلاقى انجیل است.
نمونه هایى
که برایت نوشتم، تنها بخش کوچکى از سخنان غربى ها در ستایش از قرآن کریم بود.
گمان مى کنم که با مطالعه همین نمونه ها، برایت معلوم شود که عظمت قرآن
کریم فقط ادّعاى ما مسلمانان نیست. باز هم یادآورى مى کنم که نورانیت و درخشش
این کتاب، به تعریف و تمجید کسى وابسته نیست. آیا اگر کسى از خورشید ستایش نکند،
او دیگر نورانى و روشنگر و حرارت بخش نخواهد بود؟! قرآن نیز قرن هاست که نور
زندگانى انسان ها و راهنماى آنان در دل تاریکى هاست. این خورشید معنویت
و حقیقت نیز، نیازمند ستایش کسى نیست.
خدانگهدار
بسمه تعالى (نامه شماره 36)
خواهرگرامى
محبوبه...
سلام
بر تو
امیدوارم
که در پناه خداى بزرگ مهربان تواناى بخشنده، سالم و سربلند باشى. سه پرسش تو خواهر
خوبم را خواندم. خواندن نامت، کمى برایم سخت بود; زیرا خیلى خوانا نبود. لطفاً
دفعه بعد که پرسشى براى ما مى فرستى، مشخصات خود را خواناتر بنویس.
100ـ برنامه اى براى بهره مندى بیشتر از قرآن:
حالا
ببینیم چه سؤال هایى پرسیده اى. در پرسش اولت نوشته اى: «براى
بهره مند شدن هر چه بیش تر از قرآن چه برنامه اى داشته باشیم؟»
خواهرم! پاسخ به این سؤال کمى دشوار است. قرآن کریم، آن قدر با ارزش و مهم و
پرمحتواست که براى بهره مندى از آن، دهها و شاید صدها برنامه بتوان برشمرد.
امّا براى دختر خانمى به سن و سال تو، به نظرم این برنامه ها را مى توان
در نظر گرفت:
1. سعى کن روخوانى قرآن را خوب یاد بگیرى. روخوانى و روان خوانى
قرآن کریم، اوّلین گام براى آشنایى با قرآن کریم است. درست خواندن آیه هاى
نورانى قرآن، کمک خوبى خواهد بود که در دیگر برنامه هاى قرآنى مانند حفظ قرآن
و یادگیرى تجوید، موفق تر باشى.
2. در جلسات قرائت قرآن و آموزش قرآن به طور منظم شرکت کن و از
تجربه و دانش معلّمان دلسوز قرآن کریم، استفاده ببر. شرکت در این جلسات، هم باعث
تشویق تو در یادگیرى قرآن مى شود و هم زمینه ساز یافتن دوستان خوب
مى گردد.
3. هر روز قدرى قرآن بخوان. حتى اگر معناى آیه هایى را که
مى خوانى، نفهمى، باز هم نور قرآن کریم بر دلت تأثیر مى گذارد.
4. کتاب هاى مربوط به قصه هاى قرآن را تهیه کن و بخوان.
قصه هاى قرآن، بسیار شیرین و خواندنى و آموزنده است. بخش زیادى از قرآن را
قصه هاى آن تشکیل مى دهد. تو با خواندن این قصّه ها مى توانى
مطمئن باشى که بسیارى از پیام هاى زندگى ساز قرآن را دریافت
کرده اى. پس این قصه هاى با ارزش را بخوان و درباره آن ها خوب فکر
کن.
5. آیه هایى را که درکتاب درسى ات آمده، با معنى کامل
آن ها به خاطر بسپار. اگر هم دیدى به حفظ قرآن علاقه دارى، با راهنمایى
اساتید حفظ قرآن، کم کم قرآن را هم حفظ کن.
6. مهم ترین برنامه اى که باید به آن توجّه کنى، عمل به
آیه هاى قرآن کریم و به کار بستن راهنمایى هاى این کتاب آسمانى است.
قرآن کریم، همه ما را به برپایى نماز، کمک به نیازمندان، احترام به پدر و مادر،
دورى از غیبت، پرهیز از ظلم و در یک کلام به انجام خوبى ها و فاصله گرفتن از
بدى ها فرمان مى دهد.
راستى
یادت باشد که مبادا به بهانه یادگیرى قرآن کریم، مطالعه درس هاى مدرسه را
کنار بگذارى یا از تفریح و مهمانى رفتن و بقیه برنامه هاى لازم زندگى کم کنى.
مهم آن است که پیوسته حرکت کنى و هر روز، یک گام به پیش بردارى. حرکتِ تند
عجولانه، خیلى زود خسته ات مى کند و آخر هم بى نتیجه مى ماند.
101ـ چرا قرآن را کتاب آسمانى گویند:
اما
در سؤال دوّم خود نوشته اى: «چرا به قرآن مى گویند کتاب آسمانى؟ مگر نه
این که پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم)قرآن
را مى خواند و مردم مسلمان هم که روى زمین زندگى مى کردند، آن را
مى نوشتند؟» خواهرم! کتاب هایى که مى شناسیم دو گروهند: 1. گروهى که به دست مردم روى کره زمین نوشته شده اند و نتیجه
فکر و دانش مردم اهل زمین هستند. مانند کتاب هاى زیادى که مى شناسى و
نام نویسندگان آنها را هم مى دانى.
2. و گروهى دیگر از کتاب ها که تعدادشان هم خیلى کم است و از
طرف خدا بر پیامبران فرستاده شده اند و پیامبران هم آن کتاب ها را بر
مردم خوانده اند مانند: قرآن و تورات و انجیل و... .
به
این گروه دوّم مى گویند کتاب هاى آسمانى. یعنى این کتاب ها از جایى
بسیار بالاتر از فکر ما انسان ها یعنى از طرف خدا آمده اند. اگر
مى گویند قرآن کتاب آسمانى است به خاطر آن است که همه سوره ها و
آیه هاى آن حرف خداست. در زبان بسیارى از شاعران و نویسندگان مسلمان، کلمه
آسمان اشاره به مقام خدا و کلمه زمین اشاره به ما انسان هاست. خدا همه جا هست چه
در آسمان و چه در زمین. عبارت «کتاب آسمانى» تنها یک تشبیه است تا ما بدانیم که
قرآن نوشته یک انسان نیست; بلکه پیام خداى بزرگ بلند مرتبه براى راهنمایى مردم
است.
102ـ اوّلین مترجم قرآن:
اکنون
به آخرین پرسش تو مى رسیم. در این پرسش خواسته بودى بدانى که اوّلین مترجم
قرآن چه کسى بوده است؟ آن گونه که در تاریخ آمده، اوّلین مترجم قرآن سلمان فارسى
بوده است. او با اجازه پیامبر(صلى الله علیه وآله
وسلم)سوره حمد را به فارسى ترجمه کرد تا فارسى زبانان
نیز بتوانند با معناى این سوره آشنا شوند.
خدانگهدار
بسمه تعالى (نامه شماره 37)
برادر
گرامى حامد...
سلام
بر تو
ان
شاءالله که حالت خوب باشد. سه پرسش تو را که از شهر اردبیل فرستاده بودى، خواندم.
وقتى نام اردبیل را در پرسشنامه ات دیدم، به یاد همشهرى تو و قهرمان وزنه
بردارى کشورمان حسین رضازاده افتادم. حسین رضازاده، هر بار که وزنه هاى سنگین
رابالاى سرش مى برد و براى کشور ما افتخار آفرینى مى کند، نام حضرت
«ابوالفضل» را فریاد مى زند و از آن بزرگوار مدد مى جوید. این کارِ حسین
رضازاده درسى است براى همه ما که در کارهایمان، از روح اهل بیت(علیهم
السلام) کمک بخواهیم و با یاد آن ها قدرت بگیریم.
دعا مى کنم که تو هم آینده درخشانى داشته باشى و با یارى خدا، به
موفقیت هاى بزرگى دست یابى. امّا برادرم! مبادا فکر کنى که قهرمانى فقط بلند
کردن وزنه هاى سنگین است. درس خواندن و رسیدن به قلّه هاى علم و دانش هم
نوعى قهرمانى است. ما در کشور خودمان دانشمندان بزرگى داریم که آن ها نیز
کارهاى مهمى انجام داده اند و براى ملّت عزیز ایران افتخار آفرینى
کرده اند. همچنین مجاهدان و رزمندگان بسیارى داشته و داریم که آن ها هم
به خاطر مبارزه شجاعانه در دوران دفاع مقدّس، قهرمان شمرده مى شوند. در هر
حال امیدوارم که تو نیز با توکّل بر خدا و توسل به اهل بیت(علیهم
السلام)، پیروزى هاى زیادى به دست آورى.
103ـ علّت غیبت امام مهدى(علیه
السلام):
فکر
مى کنم مقدّمه نامه ام کمى طولانى شد. حال به پرسش هاى تو
مى رسیم. در نخستین سؤال خود نوشته بودى: «چرا امام زمان(علیه
السلام)از نظرها غائب است و کى خواهد آمد؟» حامد عزیز!
اگر سرگذشت امامان بزرگوارمان را بخوانى، مى بینى که هر چه به تولّد امام
زمان(علیه السلام)نزدیک تر
مى شویم، آزار و اذیّت دشمنان دین به اهل بیت(علیهم
السلام) بیش تر مى شود. سه امام قبل از حضرت
مهدى(علیه السلام)همگى
در جوانى به شهادت رسیده اند.
امام
جواد(علیه السلام)در
25 سالگى، امام هادى(علیه السلام)در
چهل سالگى و امام حسن عسگرى(علیه السلام)در
28 سالگى شهید شده اند. از همین جا مى توانى بفهمى که دشمنان اهل بیت(علیهم
السلام) تا چه اندازه از امامان شیعه
مى ترسیده اند که آن ها را در جوانى به شهادت رسانده اند.
حاکمان ستمگر آن دوران که مى دانستند در خاندان پیامبر(صلى
الله علیه وآله وسلم)فرزندى به نام مهدى(علیه
السلام)به دنیا خواهد آمد، خانه امام حسن عسگرى(علیه
السلام)را به شدّت زیرنظر داشتند. آنان مصمّم بودند که
در صورت با خبر شدن از تولّد مهدى(علیه السلام)،
او را به سرعت نابود کنند. داستان حضرت مهدى(علیه
السلام)خیلى شبیه حضرت موسى(علیه
السلام)است. فرعون که مى دانست در قوم بنى اسرائیل
پسرى تولّد خواهد یافت و به مبارزه باوى خواهد پرداخت، پسران آنان را مى کشت;
امّا خدا موسى(علیه السلام)را
از خطر فرعون نجات داد. خداى بزرگ، مهدى(علیه
السلام)را نیز از شمشیر ستمگران آن روزگار حفظ کرد و با
آن که مأموران حکومت مرتّب خانه امام حسن عسگرى را بازرسى مى کردند، از تولّد
مهدى(علیه السلام)بى
خبر ماندند.
خدا
حضرت مهدى(علیه السلام)را
از نظرها پنهان کرده تا در روز مناسب، او را آشکار سازد و به دست آن عزیز، جهان را
پر از عدالت و خوبى کند. هیچ کس نمى داند که امام زمان(علیه
السلام)کى ظهور خواهد کرد و قیام حضرت در چه زمانى آغاز
خواهد شد. شاید امسال باشد، شاید سال بعد باشد و شاید هزار سال دیگر. در قرآن کریم
و سخنان اهل بیت(علیهم السلام)
زمان دقیق ظهور امام زمان(علیه السلام)مشخص
نشده است و اگر کسى بگوید حضرت مهدى(علیه
السلام)در فلان روز خواهد آمد، حرفش براى ما قابل قبول
نیست.
104ـ پیامبرى که سرگذشتش بیش تر در قرآن آمده:
امّا
در دوّمین پرسش خود نوشته بودى: «سرگذشت کدام یک از پیامبران بیش از بقیه در قرآن
کریم آمده است؟» دوست اردبیلى من! در پاسخ باید بگویم که ماجراى زندگى حضرت موسى(علیه
السلام)، بیش از بقیه پیامبرها در قرآن بیان شده است.
قرآن کریم، از مراحل مختلف زندگى آن پیامبر بزرگ سخن گفته و اطلاعات گوناگونى از
آن حضرت و قوم و قبیله او ـ یعنى قوم بنى اسرائیل ـ در اختیار ما قرار داده است.
قصّه هاى زندگى حضرت موسى(علیه السلام)،
در چندین سوره آمده و در مجموع نام آن پیامبر، 136 بار در قرآن ذکر شده است.
علّت
توجّه ویژه اى که قرآن کریم به داستان حضرت موسى(علیه
السلام)دارد، درس هاى آموزنده اى است که در
سرگذشت او و مردم بنى اسرائیل نهفته است. یهودیان بنى اسرائیل، حضرت موسى(علیه
السلام)را خیلى اذیّت کردند و اشتباه هاى زیادى
انجام دادند. قرآن کریم، خطاهاى آنان را براى ما مسلمانان بیان مى کند تا ما
دیگر آن خطاها راتکرار نکنیم و در پیروى از پیامبر خود سستى نورزیم.
105ـ معجزات پیامبران:
اکنون
به آخرین و سوّمین پرسشت مى رسیم. در این پرسش خواسته اى بدانى که
پیامبران، چه معجزاتى داشته اند. قرآن کریم، معجزات فراوانى را براى پیامبران
مى شمارد. اگر موافق باشى، من این بار تنها به ده معجزه از معجزات پیامبران
اشاره کنم و در صورت پرسش مجدّد تو، باز هم مفصل تر به این موضوع بپردازم.
معجزاتى که مى خواهم بنویسم عبارتند از:
1. دو نیم کردن کره ماه توسّط رسول خدا(صلى
الله علیه وآله وسلم)(سوره قمر، آیه 1)
2و3و4. زنده کردن مردگان، شفا دادن کوران و مداواى بیماران پوستى
توسط حضرت عیسى(علیه السلام)(سوره
مائده، آیه 110)
5. زنده کردن مزغان کشته شده توسّط حضرت ابراهیم(علیه
السلام)(سوره بقره، آیه 258 و 259)
6و7. تبدیل عصا به اژدها و درخشان شدن دست حضرت موسى(علیه
السلام)(سوره طه، آیه 20 و 22)
8. شکافتن رود نیل و عبور از آن توسّط حضرت موسى(علیه
السلام)(سوره طه، آیه 77)
9و10. ساختن پرنده از گِل و جان دادن به آن و نیز خبر دادن از
اندوخته هاى پنهانى خانه هاى مردم توسّط حضرت عیسى(علیه
السلام)(سوره آل عمران، آیه 49)
خدانگهدار
بسمه تعالى (نامه شماره 38)
پرسش گر
گرامى سرنا...
سلام
برتو
امیدوارم
که در پناه خدا سالم و سربلند باشى. پرسش هاى قرآنى تو را که از شهر زیبا و
تاریخى شیراز فرستاده بودى خواندم. وقتى نام شیراز را بر روى
پرسش نامه ات دیدم، به طور طبیعى به یاد حافظ افتادم. شاید تو بهتر از
من حافظ را بشناسى. او یکى از بزرگ ترین شاعران کشور ماست که به برکت
بهره مندى از آیات نورانى قرآن، غزل هاى بسیار زیبایى سروده است. همه
شاعران بزرگ ایران از درس هاى آموزنده قرآن کریم در اشعار خود استفاده
کرده اند که حافظ نیز از جمله آنان است. آن طور که از اشعار او بر
مى آید، وى علاقه فراوانى به قرآن داشته و در حفظ و قرائت قرآن بسیار کوشا
بوده است. او در غزلى مى گوید:
عشقت
رسد به فریاد ور خود بسان حافظ *** قرآن
زِ بر بخوانى در چهارده روایت
مى بینى
که در این بیت او خود را حافظِ قرآنى مى خواند که مى تواند قرآن را با
چهارده روایت بخواند. وى در جاى دیگرى نیز چنین مى گوید:
هیچ
حافظ نکند در خم محراب فلک *** این تنعّم
که من از دولت قرآن کردم
معنى
این شعر آن است که من به برکت قرآن، از نعمت هاى بسیارى در جهان برخوردار
شدم.
گذشته
از این، استفاده فراوان او از داستان ها و شخصیت هاى قرآنى در اشعارش،
نشان گر علاقه اش به قرآن و آشنایى عمیق وى با این کتاب عزیز است. حافظ
از پیامبرانى مانند یوسف و نوح و یعقوب و آدم و سلیمان و موسى و خضر و داود و عیسى
که داستانشان در قرآن آمده، خیلى نام مى برد و از سرگذشت آنان، براى توضیح
حرف هاى خودش زیاد استفاده مى کند. معلوم مى شود که او بارها و با
دقّت فراوان، سرگذشت آن بزرگواران را از روى قرآن مطالعه کرده است.
مرا
ببخش که مقدمه نامه ام کمى طولانى شد. راستش وقتى نام حافظ و اشعار زیباى او
به میان مى آید، حیف است که به بهره مندى او از قرآن کریم اشاره نکنیم.
106ـ روش صحیح حفظ قرآن:
حالا
ببینیم چه سؤال هایى پرسیده بودى. اوّلین پرسشت مربوط به روش صحیح حفظ قرآن
کریم بود. در پاسخ بایدبگویم که بهترین راه حفظ قرآن براى نوجوانى مانند تو، شرکت
در جلسات حفظ قرآن و استفاده از معلّم هاى دلسوز این جلسات است. حتماً در
شیراز شما هم چنین جلساتى برپا مى شود. حضور در این کلاس ها و
جمع ها، کار تو را براى حفظ قرآن خیلى خیلى آسان مى کند. در این جلسات،
روش درست حفظ قرآن را به تو خواهند آموخت; ولى اگر خودت خواستى قرآن راحفظ کنى،
حتماً این نکات را به خاطر بسپار:
1. پیوسته از خدا بخواه که در این کار کمکت کند. بدون یارى او
نمى توان قرآن را در ذهن و دل خود جاى داد.
2. سعى کن همیشه مخصوصاً هنگام حفظ قرآن با وضو باشى.
3. حفظ قرآن را از سوره هاى کوچک آخر قرآن شروع کن; زیرا حفظ
این سوره ها آسان تر است و تمرین خوبى براى حفظ سوره هاى
طولانى تر به شمار مى آید.
4. مواظب باش که عبارت هاى قرآن را اشتباه به خاطر نسپارى.
اگر آیه اى را اشتباه بخوانى و اشتباه حفظ کنى، همیشه همان طور در ذهنت
مى ماند.
5. لازم نیست هر روز مقدار زیادى حفظ کنى، ولى باید به طور مرتّب،
آن چه را حفظ کرده اى، دوره کنى.
6. در کار حفظ قرآن، صبر اصلى ترین عامل موفقیت است. اگر عجله
کنى، زود خسته خواهى شد.
7. گوش دادن به نوار ترتیل، کمک زیادى به حفظ قرآن مى کند. هر
بخشى را که مى خواهى حفظ کنى، نوارش را هم گوش بده.
8. از برادر و خواهر خود یا یکى دیگر از آشنایان و دوستانت بخواه
که آن چه را حفظ کرده اى از تو بپرسند. این کار حافظه تو را تقویت
مى کند.
9. یکى از کتاب هایى را که درباره حفظ قرآن نوشته شده بخوان تا
اطلاعات بیش ترى دراین زمینه به دست آورى.
10. آیاتى را که حفظ مى کنى، معنى شان را هم یاد بگیر.
با این کار، آیه هاى قرآن را بهتر به خاطر مى سپارى.
107ـ تفاوت خط عثمان طه با خط عربى:
امّا
در دوّمین پرسشت نوشته بودى که: «خط عثمان طه با خط عربى چه فرقى دارد؟» خواهر
گرامى! عثمان طه نام یک خطّاط و خوشنویس مشهور اهل سوریه است که در حدود سى سال
پیش، قرآن را باخطى زیبا نوشته است. خط عثمان طه همان خط عربى است. طاهر خوشنویس و
نیریزى نیز قرآن را با رسم الخط عربى نوشته اند، رسم الخط عربى انواعى دارد.
108ـ روش فهم قرآن:
حال
به سوّمین پرسش تو مى رسیم. نوشته بودى که براى فهمیدن معنى قرآن چه باید
کرد؟ در پاسخ باید بگویم که براى یادگیرى معناى قرآن، باید زبان عربى را خوب
بیاموزى. هر چه درس عربى ات بهتر باشد، معناى آیه هاى قرآن را بهتر
خواهى فهمید. در کتاب هاى درس عربى، از آیه ها و احادیث زیادى استفاده
شده است. اگر همان جمله ها را خوب بفهمى و خوب یاد بگیرى، کم کم معنى بقیه
آیه ها را هم خواهى فهمید. خیلى از کلمات قرآن تکرارى اند. اگر
کلمه اى را که مثلا 300 بار در قرآن تکرار شده، یک بار یاد بگیرى، مثل آن است
که 300 کلمه قرآن را آموخته اى.
در
کنار یادگیرى زبان عربى، شرکت در کلاس هاى تفسیر، استفاده از کتاب هاى
مربوط به لغات قرآن، خواندن قرآن و توجّه به ترجمه آیاتى که هر روز مى خوانى
یا حفظ مى کنى، در فهم کلمات قرآن کمک فراوانى به تو خواهد کرد. اگر واقعاً
به دنبال آشنایى با قرآن هستى، مطمئن باش که به هدفت خواهى رسید. از قدیم
گفته اند که: «عاقبت جوینده یابنده بود.» سخن پایانى من هم این مصرع از شهر
حافظ که مى گوید:
«تا بوَد وردت دعا و درس قرآن غم مخور»
خدانگهدار
بسمه تعالى (نامه شماره 39)
برادر
گرامى سیّد سعید...
سلام
بر تو.
امیدوارم
که در پناه خدا سالم و سربلند باشى. پرسش هاى اعتقادى تو را خواندم. در برگه
ارسالى خود نوشته بودى

