.
نزول قرآن
یک ـ معناى نزول
l: این که مى گویند قرآن
نازل شده، یعنى چه؟
n: ریشه کلمه «نازل»، «نزل» است. و در زبان
عربى وقتى چیزى از بالا به پایین فرود آید مى گویند نازل شد; چنان که درباره
باران مى گوییم نزول باران و چون رحمت الهى از طرف خداوند ـ که مقامش
بالاترین است ـ به مردم مى رسد مى گویند: نزول رحمت الهى و این که
مى گویند «خدا قرآن را نازل فرمود یعنى کلمات و آیات قرآن را خداوند فرود
آورد و آن را در اختیار حضرت محمد قرار داد. در واقع خداى بزرگ آیات قرآن را آفرید
و آن را براى حضرت محمدفرو فرستاد[1]».
درباره نزول قرآن در صفحات آینده نیز سخن خواهیم گفت.
l: آیا سوره هاى قرآن را خدا
نازل کرده یا پیامبر آن ها را آورده است؟
n: قرآن را خداوند از طریق فرشته وحى (جبرئیل)
بر پیامبر نازل کرده است و این مطلب در قرآن آمده است.
(وَ أَنزَلْنَآ
إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَیْهِمْ
وَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُون);[2] و
]اى پیامبر[ ما ذکر (قرآن) را بر
تو نازل کردیم، تا آن چه را براى مردم نازل شده است براى آنان بیان کنى. شاید
اندیشه ]و تفکر[ کنند.
(اللَّهُ الَّذِى أَنزَلَ
الْکِتَـبَ بِالْحَقِّ وَ الْمِیزَانَ وَ مَا یُدْرِیکَ لَعَلَّ
السَّاعَةَ قَرِیب);[3] خداوند
کسى است که کتاب (قرآن) و میزان (سنجش حق و باطل) را به حق نازل کرد، امّا تو چه
مى دانى شاید ساعت قیامت نزدیک باشد.
هم چنین آیات
176 سوره بقره، آیه 2 و 3 سوره آل عمران و آیه 196 از سوره اعراف را با
ترجمه اش بخوانید.
دو ـ چگونگى نزول
l: چگونگى نزول قرآن را بیان
کنید؟
n: زمانى که ظلم و تاریکى همه جاى زمین را فرا
گرفته بود، زورمندان به مظلومان ستم مى کردند، مردم در جهل و نادانى به سر
مى بردند، خون یک دیگر را مى ریختند و در یک کلام به فرموده قرآن
در زمانى که مردم بر لب پرتگاه آتش قرار داشتند (آل عمران، 103) خدا به حضرت
محمد وحى فرستاد و این گونه بود که اولین آیات قرآن بر پیامبرنازل شد. بعد از آن
در مناسبت ها و پیش آمدهاى مختلف، طى حدود بیست و سه سال قرآن بر پیامبر
نازل مى شد.بیشتر سوره هاى کوچک مانند حمد، توحید و... به طور کامل و یک
جا بر پیامبر نازل مى شد; مثلا یک بار که فرستاده وحى نزد رسول خدا
مى آمد، سوره توحید نازل مى شد، پس از مدتى سوره دیگرى نازل مى شد
و همین طور.
ولى در غالب
سوره هاى بزرگ، مانند بقره، نساء و... یک سوره کامل بر پیامبر نازل
نمى شد، بلکه چند آیه نازل مى شد; براى مثال شخصى نزد پیامبر
مى آمد و مسئله جدیدى مى پرسید، پس از مدتى آیه نازل مى شد و آن
شخص پاسخ پرسش خود را دریافت مى کرد، یا مسلمانان گاهى کارهاى بسیار خوبى که
سزاوار پاداش الهى باشد انجام مى دادند، یا کار زشتى که سزاوار توبیخ و سرزنش
باشد انجام مى دادند، در این صورت آیه اى نازل مى شد و مسلمانان را
به خاطر کار خوبشان تشویق و به خاطر کار بدشان سرزنش مى کرد. از کافران
مى خواست پیرو آیین حق باشند، با دلیل هاى محکم وجود خداوند و قیامت را
اثبات مى کرد و ... .[4]
سه ـ اولین و آخرین آیه و سوره نازل شده
l: آیات قرآن براى اولین بار در
کجا بر پیامبر نازل شد؟
n: داستان نزول اولین آیات قرآن چنین است:
اهالى شهر مکه شاهد
بودند که روزهاى متوالى، محمد امین از کوچه هاى تنگ و باریک شهر عبور
مى کند و پس از پشت سر گذاشتن شهر از کوه «حراء» بالا مى رود. آنان
مى دانستند که در بالاى قله کوه غار کوچکى وجود دارد. احتمال مى دادند
که محمد امین که از کفر و بت پرستى آنها به تنگ آمده بود بالاى آن کوه
مى رود، تا ساعاتى از شبانه روز را بیاساید. آنها مى دیدند تنها کسانى
که نزد او مى روند، یکى همسرش خدیجه و دیگرى پسر عموى نوجوانش على است. این
دو نفر پس از طى مسافتى نسبتاً طولانى، بالاى قله کوه مى رفتند و براى «امین
قریش» آب و غذا مى بردند. آیا مردم آن زمان احتمال مى دادند که
بزرگ ترین حادثه تاریخ مى خواهد اتفاق بیفتد؟
محمد امین در پرستش
گاه خودش در دل کوه مشغول عبادت بود و روزها یکى پس از دیگرى مى گذشت شب بیست
و هفتم ماه رجب نیز مانند همه شب هاى دیگر فرا رسید، حضرت محمد در غار حرا
مشغول عبادت خداوند بود، که ناگهان با لذت بخش ترین و در عین حال
عجیب ترین حادثه عمرش مواجه شد. وقتى خوب مقابلش را نگاه کرد فرشته وحى،
جبرئیل، را دید که لوحى (نوشته اى) را در برابر محمد قرار داده بود و با
صدایى که گویا تمام شرق و غرب وزمین و آسمان را پر کرده بود گفت اقرء; یعنى بخوان.
از آن جا که پیامبر
درس نخوانده بود فرمود من توانایى خواندن ندارم. فرشته وحى او را سخت فشرد و
مجدداً گفت اقرء (بخوان). ولى باز هم پیامبر جواب قبلى اش را تکرار کرد. این
گفت و شنود براى سه بار تکرار شد، ولى این بار پیامبرناگهان در خود احساس کرد که
مى تواند بخواند. به لوحى که در دست فرشته بود نگاه کرد و آیات 1 تا 5 سوره
علق را که اولین آیات نازل شده بر آن حضرت بود قرائت کرد.[5]
l: غار حرا در کدام قسمت مکه
قرار داشت و چند آیه در آن غار بر حضرت محمد نازل شد.
n: کوه حرا در شمال «مکه» قرار دارد و در حال
حاضر شهر به کوه متصل است. از پایین کوه تا قله آن، که غار حرا در آن قرار دارد را
با سرعت متوسط حدود یک ساعت مى توان پیمود. ظاهر کوه از تخته سنگ هایى
پوشیده شده است و صعود بر بالاى آن به خصوص براى نوجوانان و زنان مشکل است. در
قسمت شمالى قله کوه غارى است که انسان پس از عبور از میان سنگ ها
مى تواند به آن برسد و ارتفاع غار به قدر قامت یک انسان است. قسمتى از داخل
غار با نور خورشید روشن مى شود و قسمتى دیگر در تاریکى فرو رفته است.[6]
l: اولین آیه اى که بر
پیامبر نازل شد چیست؟
n: اولین آیاتى که بر پیامبر نازل شد ـ چنان که
گفته شد ـ آیات 1 تا 5 سوره علق بود.[7]
امام صادق فرمود:
اولین چیزى (آیه اى) که بر پیامبر نازل شد این بود: (بِسْمِ اللَّهِ
الرَّحْمَـنِ الرَّحِیم * اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذِى خَلَق...).[8]
آیا مى دانید در
بقیه کتاب هاى آسمانى، اولین چیزى که بر پیامبران نازل مى شد چه بوده؟
امام باقردر پاسخ این پرسش مى فرماید: «اول هر کتابى که از آسمان نازل شده
«بسم الله الرحمن الرحیم» بود.» البته چون بقیه کتاب هاى آسمانى به عربى نازل
نشده مقصود امام جمله اى است که عربى آن بسم الله... . است.[9]
l: آخرین آیه اى که بر پیامبر
اسلام نازل شد کدام است؟
n: چند آیه را که دانشمندان معتقدند آخرین
آیه هاى نازل شده بر پیامبر است برایتان مى نویسم:
1. برخى از دانشمندان معتقدند آخرین آیه اى که بر پیامبر اکرم
نازل شده آیه 281 سوره بقره است[10]. در
این آیه آمده است «و از روزى بپرهیزید ]و بترسید[ که در آن روز، شما را به سوى خدا باز
مى گردانند. که به هر کس جزاى آن چه کرده است داده مى شود و به
آنها ستم نخواهد شد».
که چند روز پس از نزول این آیه پیامبر رحلت کرد.
آیه سه سوره مائده
نیز جزو آخرین آیاتى است که حدود دو ماه قبل از رحلت پیامبر نازل شد.[11] که
درباره امامت حضرت علىو نام آن آیه اکمال است.
l: اولین سوره اى که بر
پیامبر نازل شد کدام سوره بود؟
n: در صفحات پیش براى شما نوشتم که اولین آیاتى
که بر پیامبر نازل شد، آیه هاى 1 تا 5 سوره علق بود. ولى بقیه سوره بعدها
نازل شد، ولى اولین سوره کاملى که بر پیامبر اکرم نازل شد سوره حمد بوده است[12].
پیامبر اکرم از همان ابتداى بعثت نماز مى خواند و مى دانید که نماز را
نمى توان بدون سوره فاتحه خواند. از این مطلب مى توان فهمید اولین سوره
کاملى که بر پیامبر نازل شده، سوره حمد بود.
l: آخرین سوره اى که بر
پیامبر نازل شد چیست؟
n: چنان که مى دانید برخى از
سوره هاى قرآن تمام آیاتش یک باره نازل شده و برخى از سوره هاى
قرآن، آیاتش به مرور زمان نازل مى شد مانند سوره بقره. با توجه به آن چه
نوشتم، آخرین سوره کاملى که بر پیامبر نازل شد سوره «نصر» بود.[13]
چهار ـ اقسام نزول
l: سوره هاى قرآن چگونه بر
پیامبر نازل مى شدند؟ آیا قرآن یک باره بر پیامبر نازل شد یا به
صورت تدریجى؟
n: قرآن طى دو دوره و در واقع دو بار بر پیامبر
نازل شده است: یکى به صورت یک جا و دفعى که تمام قرآن به صورت اجمالى بر قلب
پاک ایشان نازل شده; چنان که خداوند مى فرماید: ما
قرآن را در شب قدر نازل کرده ایم.نزول دیگر قرآن به صورت تدریجى بوده است، که طى 23 سال آیات قرآن در
زمان ها و مکان هاى مختلف بر پیامبرنازل شد.[14]
l: منظور از نزول دفعى و تدریجى
قرآن چیست؟ و اصلا چگونه قرآن هم نزول یک جا داشته و هم به صورت تدریجى
نازل شده است؟
n: چنان که در پاسخ قبلى نوشتم، در شب قدر تمام
قرآن بر قلب پیامبر نازل شد، ولى - چنان که مى دانیم - امکان نداشت تمام قرآن
را در یک شب جبرئیل بخواند و پیامبر هم گوش کند و یاد بگیرد و آن را براى مردم
بخواند. در آن شب تمام قرآن به پیامبر الهام شد. اینک براى آن که خوب روشن شود که
چگونه ممکن است انسان در یک لحظه بتواند همه مطالب قرآن را بداند داستان کربلایى
کاظم را از زبان خودش به طور خلاصه مى نویسم:
او مى گوید: من
در روستاى ساروق از توابع اراک زندگى مى کنم پیرمردى سال خورده، روستایى
و کشاورز هستم و سواد ندارم. یکى از روزهاى بهارى و هنگام خرمن گندم ها، من
خسته و کوفته از کار روزانه یک پشته علوفه براى گوسفندانم فراهم آوردم و از مزرعه
راهى روستایم شدم. بین راه به دو جوان نورانى و زیبا برخورد کردم که به طرف
امام زاده روستا مى رفتند. با اجازه آن دو با آنان همراه شدم...وقتى
امام زاده را زیارت کردیم از من خواستند کتیبه هاى بالاى حرم را بخوانم.
من جواب دادم سواد خواندن و نوشتن ندارم... . یکى از آن دو جلوتر آمد و با
دست خودش از پیشانى تا سینه من کشید و سوره حمد را خواند و به چهره من فوت کرد و
همه قرآن را در سینه من نهاد... . وقتى به روستا برگشتم شب فرا رسیده بود. من
جریان را براى امام جماعت روستا گفتم. او مرا امتحان کرد و راست گویى من
برایش روشن شد. مرا نزد مراجع تقلید قم آوردند آنان نیز مرا امتحان کردند و همگى دریافتند
که من به معجزه الهى، در یک لحظه کوتاه همه قرآن را حفظ شده ام.[15]
آیا خداى مهربانى که
در حق بندگانش تا این اندازه مهربان است، در یک شب و آن هم شب قدر، همه قرآن را به
پیامبرش الهام نمى کند؟ پاسخ این پرسش را از زبان خداوند با هم
مى خوانیم:
ما آن (قرآن) را در شبى فرخنده ]و
مبارک[ نازل کردیم، که ما
هشداردهنده بودیم * در آن شب (شب قدر) هر فرمانى بر اساس حکمت ]الهى[ صادر مى شود * ]آرى، نزول قرآن[ فرمانى بود از سوى ما که ما فرستنده ]حضرت
محمّد[ بودیم.[16]
این که قرآن در طول
مدت پیامبرى حضرت محمد نازل مى شد دلیل هاى زیادى دارد که به دو دلیل آن
اشاره مى کنم:
1. آسان تر شدن تعلیم و تربیت قرآنى; چنان که مى دانید
بیشتر مردم زمان پیامبر اکرم بى سواد بودند و وسایل نوشت افزار بسیار
ابتدایى بود و مردم روى تکه هاى استخوان کتف شتر، تکه هاى سنگ و...
مى نوشتند. حالا خودتان فکر کنید با این وضع آیا پیامبر اکرم مى توانست
همه قرآن را به یک باره به مردم ارائه کند و کلاس درس تشکیل دهد و هر روز
مثلا یک صفحه قرآن را تدریس کند؟ از این رو خدا قرآن را به تدریج بر پیامبر نازل
مى کرد و مردم هم به تدریج آن را مى آموختند. البته افراد باسواد، آیات
را به دستور پیامبر مى نوشتند و آیات را جمع آورى و حفظ مى کردند و
این گونه تمام جامعه اسلامى رنگ تعلیم و تربیت قرآنى به خود مى گرفت. پیامبر
اکرم نیز وظیفه داشت قرآن را به آرامى براى مردم بخواند:
و قرآنى که آن را جدا جدا ـ آیه آیه و سوره سوره به
حسب مصلحت و نیاز جامعه ـ فرستادیم، تا آن را براى مردم با آرامى و بدون شتاب
بخوانى و آن را به تدریج نازل کردیم.[17]
2. تقویت قلبى پیامبر; این بخش از پاسخ را با سؤالى از شما آغاز
مى کنم:
اگر یکى از شما را به
مأموریتى (مثلا خارج از کشور) بفرستند آیا دوست دارید تمام دستورها و
دستورالعمل ها را در چند صد صفحه بنویسند و به دستتان بدهند و بگویند برو و
همه اینها را اجرا کن و تماس تو با مرکز قطع شود؟ یا مایلید وقتى به مأموریت رفتید
به آرامى و اندک اندک، مأموریت ها به شما ابلاغ شود و به طور دائم با مرکز در
ارتباط باشید و در هر مرحله شما را راهنمایى کنند، اگر مشکلى داشتید از مرکز کمک
بخواهید؟ پاسخ روشن است. همه دوست دارند به طور مرتّب با مرکز فرماندهى در تماس
باشند و این گونه در انجام مأموریت خودشان دلگرم تر خواهند بود. خداى مهربان
نیز یکى از دلیل هاى نزول تدریجى قرآن را این مى داند که: با نزول
تدریجى قرآن، پیامبر دل گرم تر و استوارتر خواهد بود. (فرقان، آیه 32)
پنج ـ زمان نزول
l: قرآن کریم در چه سالى نازل
شد؟
n: مبدأ تاریخ شمسى و قمرى، هجرت پیامبر اکرم
از شهر مکه به شهر مدینه است. پیامبر بعد از بعثت، سیزده سال در مکه بود سپس به
مدینه هجرت کرد.
ابتداى بعثت، اولین
آیات قرآن نازل شد و چون پیامبر پس از سیزده سال که از بعثت گذشته بود، به مدینه
هجرت کرد، سیزده سال قبل از هجرت و قبل از شروع تاریخ هجرى، اولین آیات قرآن کریم
بر پیامبر نازل شد، پس اولین آیات قرآن در سال 13- (منفى سیزده) هجرى یعنى سیزده
سال قبل از هجرت نازل شد. و نزول قرآن تا ده سال بعد از هجرت یعنى آخرین روزهاى
حیات پیامبر اکرم ادامه داشت[18]،
بنابراین مى توان نتیجه زیر را به دست آورد:
(مدت نزول
تدریجى قرآن) 23 = 10 (سال بعد از هجرت) + 13 (سال قبل از هجرت)
l: چرا قرآن کریم در ماه مبارک
رمضان نازل شده است؟
n: چنان که مى دانید روز شهادت استاد شهید
مرتضى مطهرى به عنوان روز معلم نام گذارى شده و مردم و دانش آموزان در
این روز از معلمان تشکر و قدردانى مى کنند، راستى! چرا روز شهادت استاد، روز
معلم انتخاب شده و مثلا یکى از روزهاى وسط تابستان که مدرسه ها تعطیل است به
عنوان روز معلم انتخاب نشده است؟ حتماً پاسخ مى دهید که در انتخاب روزها باید
به مناسبت ها، توجه شود و به اصطلاح «هر سخن جایى و هر نکته مقامى دارد». حال
اگر خداوند بخواهد بهترین کتاب آسمانى را براى بهترین انسان بفرستد به نظر شما
مناسب است چه زمانى انتخاب شود؟
حتماً پاسخ
مى دهید بهترین زمان; درست است. بهترین کتاب، بهترین پیامبر و بهترین زمان،
حالا بهترین زمان چه زمانى است؟ زمانى که از هزار ماه بهتر است. (لیلة
القدر خیر من الف شهر). ماهى که انسان ها به
مهمانى خدا دعوت شده اند و... .[19]
آرى در مهمانى که
خداوند برگزار کرده، در بهترین شب مهمانى، بهترین کتاب آسمانى به وسیله بهترین
آفریده خداوند، براى مردم نازل شده باشد که قدرشناس قرآن باشیم.
منم قرآن منم قرآن
*** منم پیغام جاویدان
منم سرچشمه ایمان ***
منم برنامه انسان
سرود عشق و امیدم ***
فروغ پاک توحیدم
زدودم تیرگى ها
را *** به هر قلبى که تابیدم
ره آورد شب قدرم ***
چرا قدرم نمى دانى؟
پیام رحمت آوردم *** چرا آخر نمى خوانى؟[20]
شش ـ نزول قرآن به زبان عربى
l: چرا قرآن به زبان عربى نازل
شده است؟
n: فرض کنید یک روز تحصیلى همگى در کلاس درس
انشا نشسته اید و معلمتان از یکى از دانش آموزان مى خواهد انشایى
را که نوشته است بخواند. او شروع به خواندن انشایش مى کند، ولى شما
دانش آموزان و معلمتان هیچ کدام نمى فهمید او چه مى گوید. گویا از
قارّه دیگرى آمده است. پس از مدتى معلم با عصبانیت از او مى پرسد: اینها چیست
که مى خوانى او در پاسخ مى خندد و مى گوید ناراحت نشوید من امروز
انشایم را به زبان یکى از قبیله هایى که در دل جنگل هاى آمازون زندگى
مى کنند نوشته ام. آیا معلم و دانش آموزان به این دانش آموز
سخت کوش نمى خندند؟ آیا از حرف هاى او سر در مى آورند؟
نزول قرآن نیز همین
گونه است. فرض کنید اگر قرآن به زبان انگلیسى بر پیامبر نازل مى شد و با توجه
به منطقه جغرافیایى که پیامبر در آن منطقه زندگى مى کرد (حجاز) پیامبر قرآن
را به زبان انگلیسى براى مردم مى خواند، آیا مردم چیزى مى فهمیدند؟ آیا
نمى گفتند این حرف ها چیست که محمد امین مى گوید؟ پس با توجه به
این که خود پیامبر به زبان عربى سخن مى گفت و مخاطبان اولیه قرآن هم، عرب
زبان بودند، طبیعى بود که قرآن به زبان عربى نازل شود. دوست دارى پاسخ را از خود قرآن
بشنویم:
و اگر این قرآن را به زبان عجمى (غیر عربى)
مى فرستادیم مى گفتند: چرا آیاتش روشن و آشکار نیست؟ آیا ]کتابى [عجمى
بر ]پیامبرى[ عربى ]نازل
مى شود[.
بنابراین روال طبیعى
اقتضا مى کرد که قرآن به زبان عربى نازل شود. تا مخاطبان اولیه قرآن یعنى
عرب ها و اقوام حضرت محمد آن را بفهمند، به آیات آن ایمان بیاورند و سپس با
کمک آنها و دیگر مسلمانان قرآن به سایر زبان ها نیز ترجمه شود.
هفت ـ فلسفه نزول
l: دلیل نزول قرآن چیست؟
n: خداوند از آفرینش انسان ها هدفى داشت.
به طور خلاصه مهم ترین علتى که باعث شد خداوند متعال انسان را بیافریند این
بود که پروردگار مهربان به خاطر لطف و محبتى که به انسان داشت او را آفرید، تا در
دنیا کارهاى نیک انجام دهد و با انجام کارهاى پسندیده به خداوند نزدیک شود، در
بهشت الهى وارد شود و براى همیشه در آرامش و سعادت باشد.
انسان براى پیمودن
راه سعادت و ورود به بهشت نیازمند یک کتاب راهنما و نقشه راه است تا آن کتاب
راهنما را بخواند و دستورهایش را به کار گیرد تا به سعادت دائمى برسد و آن کتاب
راهنما چیزى جز «قرآن» نیست; چنان که خداوند درباره قرآن مى فرماید: این آیات کتاب حکیم (پرمحتوا و استوار)، هدایت و رحمت براى نیکوکاران است. (لقمان،
آیه 2 و 3)
دومین آیه سوره بقره
نیز قرآن را مایه هدایت پرهیزکاران مى داند و به ما مى فهماند که یکى از
دلیل هاى نزول قرآن این است که افراد با تقوا و پرهیزکار آن را قرائت کنند و
هدایت یابند.
هشت ـ شأن نزول
l: یک روحانى در سخنرانى خود در
مسجد وقتى آیات را توضیح مى دهد گاهى مى گوید شأن نزول آیه این است
که... «شأن نزول» یعنى چه؟
n: چنان که مى دانید گاهى حوادثى پیش
مى آمد یا کسى از پیامبر مطلبى را مى پرسید که درباره آن حادثه یا در
پاسخ به پرسش کسى که سؤال کرده بود آیه اى نازل مى شد. به حوادثى که
باعث نزول آیه مى شد شأن نزول گفته مى شود.[21]
به عنوان نمونه یکى
از شأن نزول هایى را که براى اولین آیات سوره معارج نقل شده با هم
مى خوانیم:
روز پرشکوه و تاریخى
غدیرخم همان اندازه که براى مؤمنان موجب شادى بود، براى منافقان نیز ناگوار بود.
وقتى خبر غدیر خم در شهرها و روستاها پراکنده شد، یکى از منافقان که با حضرت على
دشمن بود از شنیدن این خبر که پس از پیامبر، حضرت على جانشین آن حضرت است سخت
برآشفت و راه مدینه را در پیش گرفت و نزد پیامبر آمده گفت: «اى محمد! به ما دستور
دادى از بت پرستى دست برداریم، به خداى یگانه ایمان بیاوریم، نماز
بخوانیم،... همه را قبول کردیم...و اینک این جوان (على) را جانشین خودت قرار دادى،
بگو ببینم این دستور خداوند بود یا از سوى خودت.
پیامبر قسم یاد کرد
که دستور الهى بوده، آن مرد گفت: خدایا اگر این سخن از جانب توست از آسمان بر ما
سنگ ببار... و چه زود دعایش مستجاب شد; هنوز بر شترش سوار نشده بود که سنگى همانند
سنگ هایى که بر سر اصحاب فیل فرود آمده بود، بر سرش فرود آمد و او را کشت. در
این باره این آیات نازل شد:
سؤال کننده اى درخواست کرد که عذاب واقع شود،
عذابى که هیچ چیز نمى تواند آن را از کافران دفع کند... . (سوره معارج، آیات 1 و 2)
l: آیه 30 سوره انفال در شأن چه
کسى و در کجا نازل شد؟
n: این آیه درباره یکى از فرازهاى مهم زندگى
پیامبر اکرم نازل شده است. خلاصه داستان چنین است: سران کفر براى جلسه اى بس
مهم و سرّى در «دارالندوه» که سالن برگزارى جلسه هاى مهم بود جمع شده بودند،
وقتى جلسه رسمى شد و همه سر جاى خودشان نشستند سخن گوى جلسه گفت: بزرگان
قریش! محمد خطر بزرگى براى ما ایجاد نموده است، در این جلسه جمع شده ایم تا
با یک نقشه خوب، کار محمد را یک سره کنیم. پیشنهاد من این است یک نفر شجاع
انتخاب شود و با یک حمله پنهانى و مخفیانه کار او را تمام کند.
پیرمرد ناشناسى ـ که
گویا شیطان بوده ـ گفت این پیشنهاد خوبى نیست، زیرا بنى هاشم فوراً قاتل محمد را
خواهند کشت.
شخص دیگرى گفت بیایید
محمد را زندانى کنیم و از سوراخ کوچکى برایش آب و غذا بگذاریم و آن قدر در زندان
بماند تا بمیرد.
پیرمرد گفت: این کار
هم ممکن نیست، چون قبیله محمد او را آزاد مى کنند.
سومى گفت: بیایید
محمد را بر شتر چموشى سوار کنیم، دست و پایش را هم ببندیم و شتر را رها کنیم تا
محمد را به کوه ها و درختان و سنگ ها بزند و محمد متلاشى شود و اگر
احیاناً جان سالم به در برد در شهرهاى دوردست و قبایل بیگانه است و خلاصه دیگر ما
از او راحت مى شویم.
پیرمرد گفت: این
پیشنهاد هم مناسب نیست، چون او زنده مى ماند و با زبان شیرین و گیرایى که
دارد، بقیه قبیله ها و گروه ها را علیه شما مى شوراند.
سکوت سنگینى بر جلسه
سایه افکنده بود، همه پیشنهادها رد شده بود و همگى به فکر فرو رفته بودند. ناگهان
ابوجهل - و به نقلى خود آن پیرمرد - گفت: بیایید از هر قبیله یک نفر انتخاب کنیم و
افراد انتخاب شده شبانه به خانه محمد بریزند و او را تکه تکه کنند، در این صورت
دیگر خاندان محمد و بنى هاشم نمى توانند با همه قبیله ها بجنگند.
این فکر به اتفاق آرا
تصویب شد، تروریست ها انتخاب شدند و قرار شد همان شب نقشه عملى شود. در این
هنگام فرشته وحى بر پیامبر نازل شد و او را از نقشه کافران آگاه ساخت و پیامبر
همان شب راه مدینه را در پیش گرفت و حضرت علىآن شب به جاى پیامبر خوابید.
آیه اى که در
پرسش آمده بود به داستان فوق اشاره دارد در این آیه مى خوانیم:
«و ]یاد
کن[ هنگامى که کافران بر ضد تو نقشه مى کشیدند که
تو را به زندان بیفکنند یا به قتل برسانند و یا ]از مکه[ اخراج کنند. آنها نیرنگ مى زدند و خداوند هم
تدبیر مى کرد و خدا بهترین تدبیر کنندگان است.
نه ـ مکى و مدنى
l: تفاوت هاى اصلى
سوره هاى مکى و مدنى در چیست؟
n: در مکه پیامبر بیشتر با افراد کافر و مشرک
بحث مى کرد، افرادى که مانند ابوجهل و ابولهب که خدا، پیامبر، قیامت و... را
قبول نداشتند و افرادى را که مسلمان شده بودند آزار مى دادند. ولى در مدینه
این گونه نبود. اطراف پیامبر را مؤمنان گرفته بودند. از احکام شرعى مانند نماز،
وضو و... مى پرسیدند. البته در مدینه یهودیان و عده کمى از مسیحیان هم بودند
و خلاصه آن که افرادى که در مکه بودند بیشتر اصول دین را قبول نداشتند، ولى افرادى
که در مدینه بودند از فروع دین آگاهى کاملى نداشتند.
با توجه به این مطلب
فکر مى کنم حدس زده باشید که تفاوت هاى سوره هاى مکى و مدنى در
چیست. من هم به چند تفاوت اشاره مى کنم.
1. لحن آیات و سوره هاى مکى که با کافران بحث مى کند
بیشتر تند و شدید است، ولى لحن آیات و سوره هاى مدنى که با مؤمنان گفت و گو
مى کند ملایم و با مهربانى است.
2. در سوره هاى مکى از اصول دین (مانند توحید، نبوت و معاد)
بحث شده، ولى در سوره هاى مدنى، از احکام شرعى و فروع دین (مانند نماز، روزه،
جهاد، زکات و...) صحبت شده است.
3. در سوره هاى مکى وقتى خدا مى خواهد با مردم سخن بگوید
بیشتر با عنوان «یا ایها الناس; اى مردم»! سخن را آغاز مى کند، ولى در
سوره هاى مدنى بیشتر با عنوان «یا ایها الذین آمنوا; اى کسانى که ایمان
آورده اید» آیه آغاز مى شود.
4. سوره هاى مکى کوتاه هستند.[22] شاید دلیل
آن چنین باشد که کافرانى که در مکه مخاطب پیامبر بودند، پیامبر اکرمرا قبول
نداشتند و اگر سوره طولانى نازل مى شد به آن گوش فرا نمى دادند، ولى در
مدینه مؤمنان سراپا گوش و آماده شنیدن آیات قرآنى بودند، از این رو سوره هاى
مدنى بلندتر است.
ده ـ نزول دیگر کتاب هاى آسمانى
l: کتاب هاى آسمانى که
اکنون وجود دارد چند تا و کدام ها هستند؟
n: کتاب هاى آسمانى که هم اکنون وجود دارد
عبارتند از:
1. کتاب پیامبر گرامى اسلام: قرآن
2. کتاب حضرت عیسى: انجیل
3. کتاب حضرت موسى: تورات
4. کتاب حضرت داود: زبور
هم اکنون تورات به
عهد قدیم و انجیل به عهد جدید مشهور است و کتاب حضرت داود دو نام دارد: «زبور» و
«مزامیر». کتاب حضرت داود ضمن چند کتاب دیگر در «عهد قدیم» وجود دارد، ولى از آن
جا که این کتاب ها تحریف شده ما مسلمانان باید از خواندن تورات و انجیل و
زبور فعلى که یهودیان و مسیحیان چاپ مى کنند خوددارى کنیم.
l: کتاب هاى آسمانى را که
بر پیامبران اولواالعزم نازل شده بنویسید. آیا این کتاب ها همانند قرآن
کریم دستورهایى داده اند.
n: نام کتاب هایى را که بر حضرت محمد،
عیسى، موسى، و داوود نازل شده در پاسخ قبلى نوشتم. در این پاسخ، نام بقیه
کتاب هاى آسمانى را مى نویسم:
نام کتاب سایر
پیامبران «صحف» بود که جمع است و مفرد آن صحیفه نام دارد. برابر روایتى که از
پیامبر اکرم نقل شده پیامبرانى که بر آنان کتاب الهى نازل شده علاوه بر آن چه
گذشت عبارتند از:
5. حضرت آدم 6. حضرت شیث 7. حضرت ادریس 8. حضرت ابراهیم
9. حضرت نوح.[23]
این کتاب ها نیز
دستورهایى دارند; به عنوان نمونه مزامیر حضرت داود شامل یکصد و پنجاه فصل است که
هر کدام «مزمور» نامیده مى شود و سراسر شکل دعا و اندرز و مناجات دارد.[24]
هم چنین
کتاب هاى آسمانى دو گونه بوده اند:
1. کتاب هایى که دین و آیین و احکام تازه اى در برداشت و
براى مردم دین جدیدى اعلام مى کرد، که اینها کتاب هاى پیامبران
اولواالعزم بودند; یعنى قرآن، تورات، انجیل، صحف حضرت ابراهیم و صحف حضرت نوح.
2. کتاب هایى که احکام تازه اى در بر نداشت، بلکه مشتمل
بر نصیحت ها، راهنمایى ها، دعاها و... بود مانند کتاب زبور.[25]
2.
تدوین قرآن
یک ـ کاتبان وحى
l: اولین کسى که قرآن را نوشت که
بود؟
n: قرآن در چند مرحله نوشته شد که اولین مرحله
آن را برایتان مى نویسم:
وقتى بر پیامبر
آیه اى نازل مى شد، پیامبر آن آیه را براى یارانش قرائت مى کرد و
افرادى که با سواد بودند آیات را مى نوشتند. به این افراد کاتبان (نویسندگان)
وحى گفته مى شد و گاه تعداد آنان به چهل نفر مى رسید، ولى
برجسته ترین آنان حضرت على بود.[26] زیرا
اولین کسى که در مکه عهده دار نوشتن مطالب پیامبر و قرآن بود علىبود، و تا
آخرین روز زندگى پیامبر، او به این کار ادامه داد. پیامبر نیز اصرار فراوان داشت،
تا آن چه را نازل مى شود علىبنویسد.[27]
امام اول ما شیعیان
در این باره مى فرماید:
به خدا قسم آیه اى نازل نشد. مگر آن که پیامبر
آن را بر من مى خواند و تفسیر و تأویل آن را به من مى آموخت.[28]
علاوه بر حضرت على،
اُبَى بن کعب و زید بن ثابت نیز از اولین نویسندگان قرآن بودند.[29]
l: در ابتدا، آیات قرآن را بر چه
چیزهایى مى نوشتند؟
n: در زمان نزول قرآن نوشت افزارهایى که
هم اکنون در دست ما است وجود نداشته; از قلم هایى که به راحتى مى نویسند
و برگه هاى نازک و سفیدى که به راحتى بر روى آن نوشته مى شود خبرى نبوده
و مردم نوشته ها و نامه هاى خود را روى پوست ها، سنگ هاى صاف،
نوعى کاغذ ابتدایى و... مى نوشتند. قرآن نیز بر این گونه چیزها نوشته مى شد;
مهم ترین چیزهایى که قرآن روى آن نوشته مى شد عبارت بود از:
1. عُسُبْ: چوب خرما که برگهایش را مى کندند و در قسمت پهن آن
مى نوشتند.
2. لُخاف: صفحه هاى نازک سنگ، چنان که امروزه نیز
لوح هاى مهم یادبود و سنگ قبرها را روى تکه هاى سنگ مى نویسند.
3. رِقاع: برگ هاى کاغذ، برگ هاى درخت یا پوست نازک.
4. اَدیم: قطعات پوست دباغى شده.
5. حریر: پارچه هاى ابریشمى.
6: قَراطیس: کاغذها.[30]
علاوه بر آن چه
گذشت قرآن را بر نوشت افزارهاى زیر نیز مى نوشتند:
7. اکتاف: استخوان هاى پهن کتف شتر یا گوسفند (جمع کتف).
8. اضلاع: جمع ضلع، استخوان هاى صاف دنده هاى حیوانات.
9. شظاظ: نوعى چوب و نوشت افزارهاى دیگر.[31]
دو ـ جمع قرآن
l: تلاش هاى انجام گرفته
درباره تدوین قرآن را بیان کنید.
n: اگر بخواهم پاسخ کامل این سؤال را بنویسم
چند جلد کتاب خواهد شد. پس فهرست تلاش هاى انجام گرفته درباره تدوین قرآن را
مى نویسم و در پایان پاسخ، چند کتاب معرفى مى کنم. اگر خواستید آن
کتاب ها را بخوانید تا آگاهى تان اضافه شود. برخى از این تلاش ها
عبارتند از:
1. جمع حضرت على; آن حضرت علاوه بر این که قرآن را در زمان پیامبر
جمع آورى نمود، پس از رحلت پیامبر نیز قرآن را جمع آورى کرد، که به
«مصحف على» مشهور شد. حضرت على مصحف فوق را به مردم ارائه کرد، ولى حاکمان وقت که
جاى پیامبر را تصاحب کرده بودند از پذیرفتن این مصحف خوددارى کردند.
2. جمع چند تن دیگر از یاران پیامبر در زمان حیات حضرت محمد; چنان
که در برخى از روایات آمده عده اى از یاران پیامبر قرآن را گردآورى کرده
بودند، که از جمله مى توان به زید بن حارثه، ابى بن کعب و... اشاره کرد.
3. تدوین قرآن در زمان ابوبکر: برابر برخى از روایات ابوبکر
عده اى از یاران پیامبر را مأمور کرد، تا قرآن را تدوین کنند; و آنان این کار
را انجام دادند.
4. تدوین قرآن در زمان عثمان; در این زمان با توجه به این که کشور
اسلامى گسترش زیادى پیدا کرده بود، عثمان براى آن که همه قرائت هاى قرآن
یک سان شود، دستور داد قرآنى تدوین و نوشته شود و از آن چندین نسخه تهیه و آن
را به سایر شهرها فرستاد و نسخه اصلى که «نسخه امام» نامیده مى شد در مدینه
نگهدارى مى شد.
5. در سال هاى بعدى نیز قرآن هاى متعددى با اعراب و با
خط زیبا نوشته شد، که هم اکنون برخى از این قرآن ها در موزه ها موجود است. براى آگاهى بیشتر مى توانید به کتاب هاى تاریخ قرآن،
نوشته آیة الله معرفت، درسنامه علوم قرآنى، نوشته حسین جوان آراسته، دانشنامه قرآن
و قرآن پژوهى که به وسیله بهاء الدین خرمشاهى گردآورى شده، مراجعه کنید.
l: جمع آورى قرآن کنونى در
چه زمانى و بوسیله چه کسى و چگونه بوده است؟ و آیا سوره هاى قرآن
به ترتیب نزول تدوین شده است؟
n: این پرسش از چند بخش تشکیل شده، من آن را به
دو پرسش تقسیم مى کنم، تا به یارى خداوند و به کمک هم دیگر پاسخ
پرسش ها را پیدا کنیم:
الف: آیا
سوره هاى قرآن به ترتیب نازل شدن، تدوین و گردآورى شده و در قرآن آمده
است; یعنى آیا ابتدا سوره حمد سپس بقره و پس از آن آل عمران نازل شده; چنان
که در قرآنى که هم اکنون در دست ماست ترتیب سوره ها این گونه است؟
در پاسخ باید گفت:
چنان که در صفحات قبلى نوشتم اولین آیاتى که بر پیامبر نازل شد، آیات اولیه
سوره علق بود.
اما در قرآنى که هم
اکنون در دست ماست سوره علق اولین سوره قرآن نیست.
پس دریافتیم که
سوره هاى قرآن به ترتیب نازل شدن گردآورى نشده مثلا با آن که سوره بقره در
مدینه نازل شده و حتى برخى از آیات آن در واپسین روزهاى عمر پیامبر نازل شده بود،
ولى در ابتداى قرآن پس از حمد آمده است. از طرف دیگر سوره هاى علق، مزمّل و
مدّثر که در اوایل بعثت نازل شده به ترتیب سوره هاى نود و ششم، هفتاد و سوم و
هفتاد وچهارم قرآن است.
ب: آیا پیامبر قرآن
را به شکل کنونى مرتب کرده است؟
بسیارى از تاریخ
نویسان و مفسران مى گویند: بلى پیامبر قرآن را به شکل کنونى تدوین کرده است;
یعنى - چنان که در صفحات قبلى خواندیم - نویسندگان وحى، قرآن را مى نوشتند و
خدمت پیامبر ارائه مى کردند و این نوشته ها نزد پیامبر جمع آورى مى شد،
سپس پیامبر به حضرت على فرمود: اى على! قرآن در پشت رخت خواب من (در بالاى سرم) در
قطعات حریر، کاغذ و... وجوددارد، آنها را گرفته و جمع آورى کنید....سپس على از آن
مجلس برخاست و قرآن را در پارچه زرد رنگى جمع آورى نمود، سپس بر آن مهر زد.[32]
l: چرا سوره حمد در اول قرآن
آمده است؟
n: پیامبر نیز سوره حمد را فاتحة الکتاب نامیده
است، در حدیثى از آن حضرت مى خوانیم: هر مسلمانى که «فاتحة الکتاب» را بخواند
به اندازه کسى که دو سوم قرآن را خوانده است پاداش مى گیرد.[33]
حالا که سوره حمد
آغازگر قرآن است و پیامبر هم آن را به این نام نهاده است، آیا امکان داشت
سوره اى را که آغازگر و ابتداى قرآن است در جاى دیگرى (مثلا وسط قرآن)
بیاورند؟
پس اگر یاران پیامبر
سوره حمد را در ابتداى قرآن قرار داده باشند به خاطر این بوده که پیامبر این سوره
را گشاینده قرآن نامیده بوده است و این که پیامبر سوره حمد را آغازگر قرآن نامیده
ممکن است به خاطر فضیلت فراوانى باشد که این سوره دارد; چنان که در برخى از
روایت ها، این سوره را ام الکتاب یعنى اساس قرآن نامیده اند.
l: حرکت گذارى قرآن در زمان
پیامبر بوده یا بعد از آن حضرت انجام شده است؟
n: حرکت گذارى (اعراب گذارى) قرآن
حدود چهل سال پس از رحلت پیامبر بین سال هاى 50 تا 53 قمرى انجام شد.[34]
در زمان پیامبر هنوز
کشور اسلامى گسترش چندانى نیافته بود و غالب مسلمانان عرب زبان بودند، پس نیاز
چندانى به اعراب گذارى قرآن وجود نداشت، ولى پس از آن که کشور اسلامى وسعت
یافت و ایرانیان که به زبان فارسى سخن مى گفتند و ملت هاى دیگرى مانند
رومى ها و... به اسلام گرویدند نمى توانستند قرآن را بدون اعراب بخوانند
و گاهى آیات را غلط مى خواندند، از این رو یکى از شاگردان حضرت على به نام
ابوالاسود دئلى، قرآن را اعراب گذارى کرد.[35]
سه ـ نام گذارى سوره هاى قرآن
l: نام سوره هاى قرآن بر چه
اساسى انتخاب شده است؟
n: پیامبر به دستور خداوند براى سوره هاى قرآن،
نام هایى را انتخاب کرده بود.[36] در
روایت هایى که درباره فضیلت خواندن سوره هاى قرآن وارد شده به این
نام ها اشاره شده است; براى مثال پیامبر اکرم سوره حمد را فاتحة الکتاب، ام
الکتاب و... نامیده است.
گاهى نیز مردم و
دانشمندان به خاطر مناسبت هایى که در سوره وجود داشت، نام هاى دیگرى به
آن سوره مى دادند.این مطلب در زمان ما هم وجود دارد; مثلا ممکن است مسئولان
یک شهر، نام یکى از میدان هاى شهر را میدان انقلاب بگذارند، ولى چون در وسط
آن میدان ساعت بزرگى نصب شده است مردم آن را فلکه ساعت بنامند.
نام گذارى
سوره هاى قرآن بر اساس موارد و مناسبت هاى فراوانى بود که بین نام
انتخاب شده و سوره مورد نظر وجود داشت; برخى از این مناسبت ها عبارتند از:
1. کلمه یا کلمات اول سوره و
معانى آنها; مثلا نام دیگر سوره توبه، برائت است، زیرا سوره با این آیه
شروع مى شود (برائة من الله و رسوله...) هم چنین نام دیگر سوره توحید،
سوره «قل هو الله» است.
2. موضوع یا مطلبى که در یک سوره آمده است; برخى از مطالب قرآن در
یک سوره آمده و در سایر سوره ها نیامده است، یا هر چند در سایر سوره ها
هم آمده باشد در یک سوره به شکل کامل ترى آمده است. در این صورت نام سوره با
مطلب مورد نظر هماهنگ است; مثلا داستان شیرین و آموزنده «گاو بنى اسرائیل» در سوره
بقره آمده است، از این رو نام این سوره را بقره نامیده اند.
l: چرا سوره هاى قرآن را با
نام حیوانات نام گذارى کرده اند؟
n: نام هایى که براى سوره ها انتخاب
شده به گونه اى است که همه مردم چه باسواد و چه بى سواد آنها را
مى فهمند و معناى آن را مى دانند و قرآن نیز براى فهم و هدایت عموم مردم
نازل شده است.از این رو سوره اى به نام زنبور عسل (نحل) داریم، ولى
سوره اى به نام سنقور (نام یک پرنده) نداریم. چون زنبور عسل را همه
مى شناسند و نام زنبور نیز در قرآن آمده است. زنبور فواید فراوانى نیز دارد.
ولى سنقور و حیوانات مشابه هیچ یک از ویژگى هاى فوق را ندارند.
علت نام گذارى
برخى از سوره هاى قرآن به نام حیوانات چنین است:
ردیفنام
سوره علت نام گذارى
1 بقره در پاسخ قبلى گذشت
2نحل (زنبور
عسل)این سوره تنها سوره اى است که از زنبور عسل و عسل در آن سخن به میان
آمده
است
3نمل این سوره تنها سوره اى است که در آن از
نمل (مورچه) سخن به میان آمده است و داستان شیرین
و زیباى گفتگوى
مورچه ها با یکدیگر درباره حضرت سلیمان در آن نقل شده است
4عنکبوت تنها سوره اى که نام عنکبوت
در آن آمده این سوره است خداوند در این سوره کسانى که ولایت و
سرپرستى خدا را رها
کرده و غیر خدا را ولىّ و سرپرست خودشان برگزیده اند وبه غیر خدا تکیه
و امید دارند را به
عنکبوتى تشبیه مى کند که به تارهاى سستى که تنیده است تکیه کرده
و سست ترین
خانه ها را دارد![37]
چهار ـ تقسیم قرآن به جزء و حزب
l: «جزء» و «حزب» یعنى چه؟
n: معناى جزء را با کمى دقت مى توانید
بگویید. من هم براى راه نمایى بیشتر، چند مثال مى نویسم:
ـ نماز از چند جزء
تشکیل شده که مهم ترین آنها عبارتند از: قیام، نیّت، تکبیرة الاحرام، رکوع و
سجود.
ـ جمع جزء، اجزاء یا
جزءها است.
ـ مهم ترین
اجزاى بدن انسان عبارتند از: سر، بدن، دست، پا و... .
حالا با توجه به
مثال هاى بالا جزء به معناى قسمت و بخش است، پس یک جزء قرآن یعنى یک قسمت از
قرآن.
حزب در لغت به معناى
گروه و دسته است; مثلا وقتى مى گوییم مردم به دو حزب تقسیم مى شوند: حزب
الله و حزب شیطان، یعنى مردم به دو گروه تقسیم شده اند. گروهى که در راه خدا
و زیر پرچم حق قرار دارند و دسته اى که از شیطان پیروى مى کنند.
حال وقتى
مى گوییم یک حزب قرآن یعنى یک بخش یا یک دسته از آیات یک جزء قرآن. پس همه
قرآن به سى جزء تقسیم مى شود و هر جزء قرآن امروزه به دو یا چهار حزب تقسیم
مى شود که توضیح بیشتر آن در پاسخ بعدى مى آید.
l: چرا قرآن را به جزء و حزب
تقسیم کرده اند و قرآن چند جزء و حزب دارد؟
n: پس از آن که قرآن به سى جزء تقسیم شد، براى
آن که قرآن آموزان بهتر بتوانند آن را فرا بگیرند، هر جزء قرآن را به چند حزب
تقسیم کردند. اگر هر جزء به چهار حزب تقسیم شود، در این صورت قرآن 120 حزب خواهد
داشت و اگر هر جزء را به دو حزب تقسیم کنند، قرآن 60 حزب دارد. خود حزب را نیز به
قسمت هاى کوچک ترى تقسیم کرده اند.البته اصل تقسیم بندى قرآن
به «حزب» در صدر اسلام هم رواج داشته، ولى تعداد حزب هاى قرآن و چگونگى تقسیم
آن با تقسیم فعلى تفاوت دارد.
3.
قرائت قرآن
یک ـ فواید و هدف از قرائت قرآن
l: چرا قرآن مى خوانیم؟
n: خدا ما را آفریده و به وسیله پیامبرش یک
کتاب راهنما براى ما فرستاده است، که بدانیم از عمر خودمان چگونه استفاده کنیم؟ چه
کنیم که عمرمان تباه نشود؟ چه کنیم که پس از پایان زندگى به جهنم نرفته وارد بهشت
شویم؟ و صدها مطلب دیگر که همگى مورد نیاز ما انسان هاست و خداوند آنها را در
قرآن آورده و از ما خواسته که «هر چه مى توانیم قرآن بخوانیم»[38] و
با عمل به دستورهاى این کتاب الهى به سعادت ابدى برسیم.
هم چنین از
آن جا که خدا نسبت به ما انسان ها بسیار مهربان است براى خواندن قرآن
ثواب هاى زیادى نیز قرار داده است و امامان آنها را براى ما بیان
کرده اند.
l: قرآن تا چه حدى مى تواند
تأثیر عمیق در زندگى دنیا و آخرت انسان داشته باشد؟ چند نمونه از تأثیر
قرآن در زندگى دنیا را بنویسید.
n: بسیارى از علامت هاى راهنمایى و
رانندگى را مى شناسید و با اهمیت آن آشنا هستید; مى دانید که اگر
راننده اى این علامت ها را رعایت نکند با چه خطرهاى بزرگى روبه رو
مى شود.

