پرسش: جرا خداوند گناهکاران را تا ابد در آتش جهنم می سوزاند در حالی که آنها در دنیا 100 سال گناه کرده اند؟ پاسخ: از دیدگاه شیعه ماندن ابدی یا خلود در جهنم فقط برای كفّار و مشركین و منكرین خدا است . مسلمان و مؤمن ، اگر چه مرتكب گناهان کبیره شده باشد ،دائماً در جهنم نمیماند، بلكه پس از چشیدن عذاب به مقدار مناسب ، سرانجام نجات پیدا میكند و اهل بهشت میشود،همانگونه که در قرآن کریم به آن تصریح شده است: «إِنَّ اللَّهَ لاَ یغْفِرُ أَن یشْرَک بِهِ وَیغْفِرُ مَا دُونَ ذَ َلِک لِمَن یشَآءُ؛(1) خداوند [هرگز] شرک را نمیبخشد! و کمتر از آن را برای هر کس بخواهد [و شایسته بداند] میبخشد!». همچنین در روایات آمده است: 1. موسی بن جعفر (ع) فرمود: «خداوند کسی را در آتش به طور جاودانی نگه نمیدارد مگر اینکه کافر و منکر حق و گمراه و مشرک باشد». 2. امام هشتم در رسالهای که آن را به عنوان عقائد اسلامی به مأمون نوشت، فرمود: «خدا مؤمنی را که وعده بهشت داده است، وارد آتش نمیکند . کافری را که وعده دوزخ و خلود در آن داده است، از آتش بیرون نمیآورد، ولی گنهکاران اهل توحید وارد آتش میشوند و از آن خارج میشوند و مورد شفاعت قرار میگیرند» .(2) امّا در مورد كفّار كه چگونه ممكن است آنها مثلاً صد سال عمر بكنند، امّا تا ابد در جهنم بسوزند؟ باید گفت : مجازات و كیفرها سه گونه است: 1- مجازات قراردادی، همان كیفرها و مقرّرات جزایی است كه در جوامع بشری قانون گذاران الهی یا غیر الهی وضع میكنند، مثل حدّ شراب خوار، دزد، قاتل و... . در این گونه مجازات همه گفتهاند باید بین جرم و كیفر تناسب وجود داشته باشد. چنان كه در اسلام چنین چیزی ملاحظه شده است .بین مجازات زناكاری كه زن دارد و كسی كه زن ندارد تفاوت وجود دارد. بین كسی كه بار اول دزدی كرد یا چیزی را خارج از صندوق و انبار در بسته دزدیده و كسی كه دزد حرفهای است، یا با شكستن صندوق و انبار چیزی را دزدیده است، تفاوت وجود دارد و... . 2- مجازاتی كه با عمل رابطه تكوینی یا علت و معلولی دارد، مثلاً بین خوردن سمّ و مسموم شدن رابطه تكوینی وجود دارد، چه شخص بداند و چه نداند، بچه باشد یا بزرگ، گناهكار باشد یا بی گناه،... فرقی نمیكند هر كسی بخورد، مسموم میشود، همان طوری ملاحظه میشود ،در این جا تناسب وجود ندارد و احدی هم اعتراض نمیكند كه این چه ظلمی است که در حق بچه یا بی گناه و... صورت گرفته است. 3- مجازاتی كه تجسم و عینیّت یافتن جرم و گناه است، در قرآن آمده است: آنانی كه اموال یتیمان را از راه ظلم و غیر شرعی میخورند ،در واقع آتش در شكم خود وارد میكنند.(3) یعنی مال یتیم به صورت آتش در میآید و همین طور سایر گناهان .(4) در این نوع از مجازات هم تناسب بین جرم و كیفر لازم نیست، چون در حقیقت كیفری از طرف خداوند وضع نشده است، بلكه خود عمل شخص تجسم پیدا میكند و به این شكل در میآید. مولوی در مثنوی میگوید: ای دریــده پوستیــن یوسـفــان گرگ بر خیزی از این خواب گران گشتـه گرگان یك به یك خوهای تو مـیدرانند از غضب اعضــای تـو زانچـه میبافی همـــه روزه بپـوش زانچه میكاری همه سالـه بپــوش گـر زخاری خستـهای ،خود كشته ای ور حـریر و قز دری ،خود رشته ای چـون ز دستت زخم بر مظلوم رست آن درختی گشت و زآن زقوم رست این سخن های چــو مار و كژدمت مـار و كـژدم میشود گیـرد دمت(5) كفر و شرك حقیقی به خدا كه ریشهای نفسانی دارد و روان انسان را در تاریكی مطلق قرار میدهد،در سرای دیگر تجسم عینی و اخروی آن رنگ ابدیت را دارد و مایه كیفر دائمی میشود.(6) یعنی حالت كفر و انكار حقیقت در درون شخص رنگ ابدیت گرفته، به گونه ای كه اگر تا ابد در دنیای مادی باشد، همین گونه خواهد بود اما از آن جا كه دنیای مادی، شایستگی ابدیت ندارد، مرحله ظهور این باطن و درون قیامت است، و ظهور كفر و انكار حقیقت جز دوزخ نیست. در نتیجه باید گفت : اولا : بنا به شهادت بسیارى از آیات و روایات ، پاداش ها وكیفرهاى روز رستاخیز نـتـیـجـه اجتناب ناپذیر اعمال و كردارهاى دنیوى ماست و این نتایج - خواه و ناخواه - دامنگیر ما مى گردد . هـمـان طـور كـه اعـمـال بـشـر در جـهان لوازم اجتناب ناپذیر دارد و از آن جدا نـمـى گـردد , مـثـلا یك فرد میگسار كه مدت ها با شراب و الكل سر و كارداشته , باید باقی مانده عمر را با بـدن رنـجـور و كـبـد و قـلب بیمار به سر برد ، یا كسی كه با ندانم كاری چشم خود را از دست داده تا پایان عمر رنج آن را باید تحمل كند ، همچنین كارهاى نیك و بد ما داراى آثار و لوازمى هـسـتند كه در روز واپسین آشكارمى گردند و خود را نشان مى دهند. نتیجه برخی از آنها هم می تواند ابدی ودائمی باشد; بنابراین قسمت مهمى از پـاداشـها و كیفرها، زاییده اعمال ما و اثر مستقیم كردارهاى ماست . هیچ نوع حق گله و اعتراض نـداریم . اگر ما زندگى خود را با برنامه صحیح و عالى شرع تنظیم مى نمودیم , هرگز دچاراین عـواقب بد و ناگوار نمى شدیم ; مهم این است كه از این عواقب ونتایج آگاه شده باشیم كه طریق عقل و وحی هشدارهای لازم به ما داده شده تا در قیامت حق گله واظهار بی اطلاعی نداشته باشیم . ثـانیا : پاداش ها و كیفرهاى روز واپسین , ضامن اجراى دستورهاى آسمانى است و صددر صد جنبه تربیتى دارند . خداوند با وعده هاى قطعى و تخلف ناپذیر خود بندگانش را به كارهاى نیك دعوت نموده و آنان را از اعمال زشت باز مى دارد . این وعده درصورتى مى تواند نقش تشویقى و تهدیدى را ایفا كند كه صد در صد قطعى و تخلف ناپذیرباشد . اگر در آن احتمال تخلف باشد , اثر تربیتى خـود را به كلى از دست خواهد داد و دیگر دلیل ندارد كه یك نفر زیر بار سنگین وظایف و واجبات و اعمال نیك برود یا از بسیارى هوس هاى سركش چشم بپوشد .بلكه حتی می تواند از ایمان خود دست كشیده ،دست به كفر و ارتداد بزند، به این خیال كه اگر قیامتی هم بود ،عذاب آن مقطعی است ؛ پاداش ها و كیفرهاى الهى در صورتى مى توانند ضامن اجراى احكام و دستورهاى آسمانى گردند كه بـه صـورت یـك وعـده قـطـعى و تخلف ناپذیر درآیند و هیچ نوع احتمال تخلف به آن راه نیابد. خداوند منزه است از آن كه به وعده خود عمل ننماید . بنابراین وجود عذاب های اخروی با همین شدت وحدت از جهتی رحمت است برای انسان ها تا برای در امان ماندن از آنها به کارهای نیک رو آورده و بهشت جاودان را نصیب خود کنند. پی نوشتها: 1. نساء (4) آیه 48،116. 2. بحارالانوار، علامه مجلسی؛، ج 8، باب 27، ح 32 و 36 و 38، دار احیاء التراث العربی، بیروت. 3. نساء (4) آیه 10 4. مجموعه آثار، ج 1، ص 225. 5. مجموعه آثار، ج 1، از ص 238 به بعد. 6. اقتباس از منشور جاوید، ج 9، از ص 400 به بعد.
ارسال شده در سوالات روز | ارسال به دوست | نسخه چاپ | 1472 بار نمایش ارسال توسط modir1 در 16/2/1388.

