پرسش:چهره یک جامعه اسلامی را ترسیم کنید؟
پاسخ:ترسیم هم جانبه از یک جامعه مطلوب و آرمانی نیاز به فرصت بسیار دارد؛ زیرا از مباحث کلی است که باید به صورت یک پروژه مطرح و دربارة آن قلمفرسایی شود. مهمتر از همه اینکه دربارة اینکه جامعة مطلوب چیست و مؤلفههای آن چیست، و راههای ایجاد آن کدام است، اختلاف نظر وجود دارد؛ مثلاً افلاطون جامعه آرمانی را مطرح نمود، ولی دربارة ابعاد آن بحثهای جدی مطرح شد. در اسلام نیز جامعه مطلوب و آرمانی مطرح است که همه معصومان و اولیای خدا در صدد تحقق آن بودند. از جمله رسول خدا(ص) در مدینه به تشکیل آن پرداخت. البته حضرت موفق نشد که همة اهداف و آرمان جامعه مدینهالنبی را محقق نماید، همین طور امام علی(ع) به تشکیل جامه مطلوب علوی پرداخت که متأسفانه دشمنان فرصت ندادند حضرت موفقیتهای بیشتری را کسب نموده و اهداف آن را محقق نماید. از برخی آیات و روایات استفاده میشود امام زمان(عج) موفق به تشکیل جامعه مطلوب خواهد شد که از این جامعه با عناوین مختلف مانند «دولت کریمه» «حکومت جهانی» و «آرمانشهر مهدویت» یاد میشود.ما نیز از آن به عنوان جامعه آرمان شهر اسلامی یاد نموده و به برخی از مؤلفههای آن اشاره میشود که سیمای جامعه اسلامی را به نمایش میگزارد. 1) عدالت: برقراری عدالت و قسط از مهم ترین ویژگی های جامعه اسلامی است در اسلام در باره بر قراری عدالت درعر صه های زیر توجه خاص شده است عدل در حکومت یعنی رعایت حقوق افراد و دادن حق به صاحب حق است . عدالت در جامعه را می توان در شش بعد مطرح می نمود: - عدالت در قانونگذاری - عدالت در حکم و قضاوت - عدالت در کیفر و پاداش - عدالت در تقسیم امکانات کشور و حقوق و مزایای افراد جامعه - عدالت در اخذ مالیات - عدالت در چینش افراد کارگزار براساس کارایی و مدیریت با توجه به رعایت تقوا و ویژگی های مذهبی 2) طهارت و پاكی: تاكید بر طهارت معنائی و محتوائی در ظاهر و باطن جزو ویژگی های آرمانشهر اسلامی است. در آرمانشهر مطلوب اسلامی، تكیه بر «طیّب» شهر پاكی و بهزیستی معنائی و محتوائی، ظاهری و باطنی تاكید شده است .این پاكی می تواند هم شهر سالم زیستی و سكونتی مادّی باشد. هم پاكی روحانی و معنوی آرمانشهر را به همراه داشته باشد . 3) ذكر و تذكّر از آن جا كه از اهداف باری تعالی در آفرینش انسان، ذكر و تسبیح خالق متعال است؛(ما خلقت ا لجن و ا لانس ا لّلا لیعبدون) از اهداف آرمانشهر اسلامی، دادن تذكّر مداوم به آدمی و یادآوری ذكر در همه ابعاد فضائی شهر است. 4) شهر اصلاح: تذكر خداوند بر عمل صالحان در كنار ایمان و اصلاح زمین، از موضوعاتی است كه در كتاب خدا تكرار گشته است.آرمانشهر اسلامی كه در پی تحقق مدینه فاضله خداگونه زمینی است؛ در اصلاح زمین و پاسداشت میراث مشترك تمدّن ها می كوشد. به ترمیم ارتباط گسسته انسان و طبیعت برمی آید.درآرمانشهر اسلامی، اصلاح و عدم فساد از صفات و ویژگی های خاصّ بستر شهری است . 5) شهر شكر: مرحوم علّامه طباطبائی در معنای شكر می فرماید:«شكر عبارت است از به كار بستن هر نعمتی در جای خود،به طوری كه نعمت، ولّی نعمت را بهتر وانمود كند.» آرمانشهر اسلامی شهر شكر و بهره گیری مناسب از محیط زیست، ، استعدادها، پتانسیّل ها و قابلیّت های مادّی و معنوی است. 6) وحدت: وحدت فرد با جامعه، وحدت جامعه با محیط، وحدت اجزا در كلّ، وحدت در نگرش، وحدت در كالبد و سیمای شهری، وحدت در پراكندگی یكسان و متناسب اجزای شهری، وحدت مردم شهر با مسئولان و بالعكس،وحدت تفكر در رسیدن به خشنودی خالق یكتا، وحدت نظر و عمل؛ همگی نشانه هائی دالّ بر وحدت در آرمانشهر اسلامی است. آرمانشهر اسلامی وحدت خالق را با وحدت اجزای خود به نمایش می نهد. 7) شهر حفیّّ: « حفیّّ به معنای زندگی و حیات، ضد مرگ و نابودی، دارای روح، رشد و شكوفائی و باروری است. در آرمانشهر اسلامی، همه چیز زنده است و در پی شكوفائی و بالندگی در رسیدن به هدفی واحد (قرب الهی) . زنده بودن هم حكایت از سرزندگی معنائی و روحی و روانی ساكنان آن است . هم نشان از كاربرد گزاره تكنولوژیكی در تمامی اجزای . آرمانشهر اسلامی، شهر زندگی است. 8) شهر امن: آرمانشهر اسلامی، شهر امنیّت و صلح و اطمینان خاطر است. ایمان و مومن نیز از ریشه امن اند. وجود ایمان و افراد مومن درشهرآرمانی اسلامی، حكایت از امن بودن شهر دارد و بالعكس. آرمانشهر اسلامی امنیت را در نظر و عمل برای شهروندان فراهم می آورد. 9) شهر شأن واقعی انسان در مقام خلیفةالهی: برخی آیات قرآن كریم به نحوی به مقام انسان در جهان هستی اشاره دارند.انسان به مناسبت مقام خلیفه الهی خود، مكان زیستی ای متناسب با مقام خود را می طلبد. آرمانشهر اسلامی در پاسخ به این نیاز شهری متناسب با شأن حقیقی آدمی است.در آرمانشهر اسلامی،این آدمی است كه بر محیط تسلّط دارد .در آرمانشهر اسلامی تاكید بر تمامی ابعاد وجودی آدمی است و نه انحصاراً بر بعد مادّی وی.فضاهای آرمانشهر اسلامی در تناسب با شأن واقعی انسان، با پرداختن به ابعاد انسانی، محیط زیست، و القای احساس قرب است ،نه غربت. آرمانشهر اسلامی در تلاش بر تداعی مفاهیم و معانی ای است كه بر ارتقای معنوی و مادی آدمی بیافزاید.(1) 10 ) نفی خشونت . امام علی (ع) در بسیاری از بیاناتشان، از استبداد، خودکامگی و خشونت کارگزاران نظام سیاسی با مردم، به شدت نهی کرده و مراوده ملاطفت آمیز و عادلانه را توصیه می نماید. حضرت چیرگی فرد نسبت به فرو دستان را از نشانه های سمتگری می داند. امام(ع) در نامه خویش به مالک، هرگونه خودبزرگ بینی و استکبار حاکم را نهی کرده و مستوجب خواری می شمارد.(2) 11 ) حفظ کرامت انسانی. انسان ها بالاتر از حق حیات، دارای حق کرامتند. این حق امری قابل زوال نیست و مشروط به برخورداری صحیح از همه نیروها و استعدادها و ابعاد مثبت است که در انسان وجود دارد، حتی اگر کسی نتواند از آنها به طور صحیح بهره برداری نماید . اگر از آنها به ضرر خود و دیگران سو»استفاده نکند، باز از حق کرامت برخوردار است. کرامت یعنی اینکه انسان دارای شرف و عزت و حیثیت ارزشی است. با توجه به اینکه عقل و آیات، امتیازات عالی مانند اندیشه و استعداد کمال یابی و وجدان و گذشت از لذائذ و فداکاری در راه ارزش های عالی انسانی را برای بشر اثبات نموده، کرامت و ارزش انسانی برای آدمی ثابت شده و موجب بروز حق و تکلیف است. از دیداسلام حق حیات و کرامت انسان ها می بایست نزد حکومت ها و توسط آنها محفوظ بماند. 12)وصول به تعامل صحیح بین حکومت و مردم و کسب رضایت عامه. امام علی(ع) رابطه مردم با حکومت را رابطه پدر و فرزندی می داند و در فرمان به مالک اشتر این نوع رابطه آرمانی مبتنی بر لطف و محبت را توصیه می فرماید: «ثم تفقد من امورهم ما تتفقد الوالدان من ولدهما.؛(3) از آنان آن گونه تفقد کن که پدر و مادر از فرزندشان تفقد و دلجویی می کنند.» به اعتقاد امام(ع)، بین مردم، خداوند حقوقی معین کرد، که بزرگ ترین آن، حقوق بین والی و رعیت است. این حقوق باید رعایت بشود تا رشته الفت آنها و عزت دینی شان باقی بماند. امام(ع) در عهدنامه مالک اذعان می دارد: «محبوب ترین امور نزد زمامدار اسلا می، باید موثرترین آنها در حق و فراگیرترین آنها در عدل و جامع ترین آنها برای رضایت عامه جامعه باشد.» بدین ترتیب امام(ع) بر رضایت توده تاکید زیادی دارد و جلب رضایت و اعتماد آنان را ضروری و مفید و مشکل گشا و مقتضای حق می داند. او از والی می خواهد راه موفقیت و خدمت را از طریق توده و اکثر بجوید، زیرا «بی شک فقط توده ها ستون فقرات جامعه دینی، تکیه گاه مکتب و وسیله شکست دشمنان می باشند. پس باید با آنها بود و بر آنها تکیه زد و به خواست و نیاز آنان توجه کرد.»(4) 13) شایسته سالاری . برای دستیابی به جامعه مطلوب لازم است مناسب براساس لیاقت و شایستگی تقسیم شود .مسوولان و کارگزاران حکومت، با کفایت ترین و خدمتگزارترین افراد باشند. چنین حکومتی، به آرمان های خود سریع تر دست می یابد. امام(ع) در عهد نامه مالک، توصیه می نماید :کارمندان، پس از آزمایش و امتحان و نه میل و استبداد، به کار گمارده شوند . از میان آنها افرادی که با تجربه تر و پاک تر و پیشگام تر در اسلامند، گزینش گردند. از نظر امام(ع) سزاوارترین کس به خلافت، تواناترین و داناترین آنها به فرمان خدا است. افراد، در صورتی که شایسته تر از آنها وجود داشته باشد، حق ندارند خود را مقدم کنند، همچنان که پیامبر(ص) می فرماید: هر کس خود را بر دیگر مسلمانان مقدم کند در حالی که میان آنها افراد شایسته تری وجود دارد، به خدا و پیامبر و مسلمانان خیانت کرده است(5).
پی نوشت ها :http://mouood.org/content/view/2200/24/.1> .
2.نهج البلاغه .
3. نامه 53 .
4. همان .
5.همان .
ارسال شده در سوالات روز | ارسال به دوست | نسخه چاپ | 632 بار نمایش ارسال توسط modir1 در 16/2/1388.

