پرسش: مراد و رمز تحدی قرآن به چه دلیل است؟
پاسخ: امر به «تحدی»، یعنی دعوت به مبارزه، نسبت به آوردن مجموع، ده سوره و یا حتی یك سوره از قرآن كریم.
خداوند متعال در آیات فراوانی، دعوت به «تحدی» كرده است كه بعضی از این آیات عبارتند از: «اسراء، 88; هود، 13 ـ 14; یونس، 38; بقره، 23»; مثلا در یكی از این آیات فرموده است: «قُل لَّـئِنِ اجْتَمَعَتِ الاِْنسُ وَ الْجِنُّ عَلَی أَن یَأْتُواْ بِمِثْلِ هَـذَا الْقُرْءَانِ لاَ یَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كَانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْض ظَهِیرًا; (اسراء، 88) بگو: اگر تمام جن و انس، اجتماع كنند تا كتابی مانند قرآن بیاورند، نمی توانند; اگرچه با هم همكاری كنند و همه امكانات را در این راه به كار گیرند.»
این آیات، تمام جهانیان و مراكز علمی دنیا را به سوی این مبارزه دعوت می كند.[1]
خداوند متعال می فرماید: «وَ إِن كُنتُمْ فِی رَیْب مِّمَّا نَزَّلْنَا عَلَی عَبْدِنَا فَأْتُواْ بِسُورَة مِّن مِّثْلِهِ وَ ادْعُواْ شُهَدَآءَكُم مِّن دُونِ اللَّهِ إِن كُنتُمْ صَـدِقِینَ * فَإِن لَّمْ تَفْعَلُواْ وَ لَن تَفْعَلُواْ فَاتَّقُواْ النَّارَ الَّتِی وَ قُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجَارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكَـفِرِینَ; (بقره، 23و24) و اگر در آن چه بر بنده خود نازل كردیم شك دارید، پس ـ اگر راست می گویید ـ سوره ای مانند آن بیاورید و گواهان خود را ـ غیر خدا ـ فرا خوانید. پس اگر نكردید ـ و هرگز نمی توانید كرد ـ از آن آتشی كه سوختش مردمان و سنگ ها هستند و برای كافران آماده شده، بپرهیزید».
خداوند متعال در این آیات، تصریح دارد كه قرآن كریم معجزه همیشگی و جاویدان است. جمله «لن تفعلوا»، نفی ابد را می رساند و نشان این است كه انسان ها هرگز چه در زمان حال و چه آینده نخواهند توانست سوره ای مثل قرآن بیاورند. اساساً اعجاز قرآن كریم از آن جا كه به اراده و امر و قدرت خدا نسبت داده شده، هرگز مغلوب نمی شود; چرا كه در قید و بندِ زمان و مكان نیست و همچنان و به همان گونه ای كه 1400 سال قبل در محیط تاریك حجاز تجلی كرد، امروز و در آینده نیز به تجلی خویش ادامه خواهد داد. گذشت زمان و پیشرفت علم و دانش نیز امكاناتی فراهم كرده كه می توان از آن نسبت به مردم اعصار گذشته استفاده بیشتری كرد; بدیهی است كه هر چه رنگ زمان و مكان به خود نگیرد تا ابد جاودانه خواهد ماند. افزون بر این، مسأله مبارزه طلبی قرآن، تنها در قالب الفاظ و زیبایی و آهنگ آن، خلاصه نمی شود; بلكه می توان گفت: اساس این تحدی، در مورد حقایقی است كه در قرآن كریم مطرح شده است و از آن جا كه حقیقت یگانه است و دو تا نیست; بنابراین محال است، كسی بتواند مانند قرآن را ـ حتی در آینده ـ بیاورد; مگر آن كه قادر به خلق حقیقت باشد كه چنین موجودی جز خداوند كسی نمی تواند باشد; قرآن كریم، آینه هستی است كه چگونگی ساختار این جهان و برخی از قوانین و پدیده های آن را از جمله جامعه انسانی، بیان نموده است; پس نمی توان تصور كرد كه كسی بیاید و بتواند حقایقی را جز آن چه عینیت و واقعیت است، بیان كند.[2]
قرآن برای اثبات حقانیت خود، همه جهانیان را به معارضه دعوت كرده و قاطعانه از همگان می خواهد كه اگر در الهی بودن قرآن شك دارند، چنان چه می توانند مانند آن را بیاورند (بقره، 23) سپس تخفیف داده و كمتر از آن را مطرح می كند; (یونس، 38; هود، 13) ولی علی رغم آشنایی دیرینه مخاطبانِ نخستِ قرآن با تحدی و مبارزه طلبی در عرصه سخن،[3] نه تنها نتوانستند این دعوت را اجابت كنند، بلكه بزرگترین استادان سخن در برابر آن سر تسلیم فرود آورده، زانو زدند.[4] و چه بسیار مردمی كه در میانشان فصیح ترین شاعران و سخنوران وجود داشت; چون آن را از سنخ كلام بشر نیافتند جذب شگفتی و شیوایی آن شدند.[5]
در طول تاریخ اسلام، همواره عده ای در تلاش بوده اند تا چنین وانمود كنند كه قرآن، مورد معارضه واقع شده است; هر چند مورخان از افرادی به عنوان كسانی كه به معارضه با قرآن برخاسته اند، یاد كرده اند و كلماتی هم سجع و هم قافیه به عنوان «موارد معارضه با قرآن» بدان ها نسبت داده اند، ولی از یك سو با توجه به ویژگی هایی كه مورخان در مورد سخنوری از آنان نقل كرده اند و كلمات فصیحی كه از آنان به ثبت رسیده است.[6] استناد چنین كلمات پوچ و بی محتوا و دور از فصاحت به آن ها صحیح به نظر نمی رسد و بر فرض درست بودنِ این نسبت، معلوم نیست، انگیزه آنان از ساختن این كلمات، معارضه با قرآن باشد. از سوی دیگر، محتوای این كلمات به اندازه ای پوچ و بی معناست كه نه تنها به هیچ وجه، قابل مقایسه با كلام الهی نیست، بلكه بیشتر به مزاح و شوخی شباهت دارد تا همانندی قرآن!
برخی از جنبه های اعجاز قرآن عبارتند از:
1ـ اعجاز ادبی: كه برجسته ترین ادیبان عرب را سخت شگفت زده كرده و سرسخت ترین دشمنان پیامبر(صلی الله علیه وآله) با شنیدن چند آیه آن به فرابشری بودن قرآن اعتراف می كردند. نقل شده ابن أبی العوجاء و أبوشاكر دیصانی و عبدالملك بصری و ابن مقفع كه همگی از ملحدان بودند، تصمیم به آوردن آیاتی مانند آیات قرآن گرفتند، تا به این وسیله با قرآن معارضه كنند و یك سال فرصت برای این كار قرار دادند. سال آینده در همان روز، كنار خانه كعبه اجتماع كردند، ابن أبی العوجاء لب به سخن گشود و گفت: از آن روز كه من از شما جدا شدم، در این آیه فكر می كردم: «فلمّا استیئسوُا منه خلصوا نجیّاً...» (یوسف، 80)، دیدم آن قدر فصیح و پر معنی است كه نمی توانم چیزی به آن بیافزایم. و پیوسته این آیه فكر مرا از غیر آن به خود مشغول داشت. عبدالملك گفت: من نیز از آن وقت كه جدا شدم، در این آیه می اندیشم: «یأیّها الناس ضرب مثل فاستمعوا له ان الذین تدعون من دون الله لن یخلقوا ذباباً...» (حج، 73)، من خود را عاجز دیدم كه همانند آن را بیاورم. ابوشاكر گفت: از آن زمان كه از شما جدا شدم در این آیه می اندیشیدم: «لو كان فیهما ءالهة إلاّ الله لفسدتا» (انبیاء، 22) و خود را قادر ندیدم كه همانند آن را بیاورم. ابن مقفع افزود: ای قوم این قرآن از جنس كلام بشر نیست، چرا كه از آن لحظه كه از شما جدا شدم، در این آیه می اندیشیدم: «و قیل یأرض ابلعی ماءك و یسماء أقلعی و غیض الماء و قضی الأمر...» (هود، 44)، من خود را از آوردن همانند آن عاجز دیدم. هشام بن حكم می گوید: در این موقع امام صادق(علیه السلام) از كنار آنها گذشت و این آیه را تلاوت فرمود: «قل لئن اجتمعت الإنس و الجنّ علی أن یأتوا بمثل هذا القرءان لایأتون بمثله و لو كان بعضهم لبعض ظهیراً; بگو: اگر انس و جن متفق شوند كه مانند این قرآن بیاورند، هرگز نتوانند; هر چند همه پشتیبان یكدیگر باشند».[7]
2ـ اعجاز از نظر اخبار غیبی: مثل آیه های 1 تا 6 سوره روم، 27 سوره فتح، 44و45 سوره قمر، 7و8 سوره أنفال و... همگی خبر از غیب داده اند; به عنوان نمونه آیات اولیه سوره روم خبر از شكست رومیان می دهد، «غلبت الروم» بعد، از محل این حادثه سخن به میان می آورد. «فی أدنی الأرض» این شكست، در سرزمین نزدیك واقع است; منظور از آن،همان اراضی شام است كه در قلمرو روم شرقی بود. این جنگ در دوران خسرو پرویز واقع شد كه ایرانیان آنان را شكست سختی دادند و منطقه شامات، مصر و آسیای صغیر را مورد تاخت و تاز قرار دادند و امپراطوری روم شرقی را تا آستانه انقراض پیش بردند; این واقعه در سال هفتم بعثت، در حالی كه پیامبر(صلی الله علیه وآله) در مكّه بود، اتفاق افتاد، مشركان مكّه و دشمنان اسلام از این ماجرا خوشحال شده و آنرا به فال نیك و دلیل بر حقانیت آیین شرك گرفتند; قرآن در تعقیب آیه فوق می افزاید: ولی بدانید این غلبه زمان زیادی به طول نمی انجامد. «و هم من بعد غلبهم سیغلبون»، آنها بعد از مغلوب شدن، به زودی غلبه می یابند; سپس انگشت روی جزئیات مساله می گذارد. «فی بضع سنین لله الأمر من قبل و من بعد و یومئذ یفرح المؤمنون» و پیروزی رومیان در اندك زمانی اتفاق می افتد و مؤمنین شادمان خواهند شد. سپس برای تأكید بیشتر و بر طرف ساختن هرگونه شك و تردید می فرماید: «وعدالله لایخلف الله وعده...» این وعده الهی است و خداوند هرگز از وعده اش تخلف نمی كند. این وعده همان گونه به وقوع پیوست و پادشاه روم، هرقل ـ از سال 626 میلادی ـ حدود 9 سال بعد، شكست های پی درپی به سپاه خسرو پرویز وارد ساخت، در سال 627 میلادی این جنگها به نفع رومیان تمام و پیروزی آنان كامل شد.
قابل توجه این كه قرآن با بكار بردن واژه بضع، مدت تقریبی آن پیروزی را بیان كرد; زیرا این واژه، به عدد میان سه تا ده و به گفته برخی: پنج تا ده اطلاق می شود و در پایان این قسمت خوبست بدانیم كه، ممكن است افراد دیگری نیز پیشگویی هایی كنند و درست باشد، ولی نام آن معجزه نیست، زیرا با ادعای نبوت یا امامت همراه نبوده و چنین پیشگویی هایی در بیشتر موارد كلی بوده و با عبارتهایی چند پهلو بیان می شود.[8]
3ـ اعجاز در وضع قوانین: اندیشمندان غیر مسلمان نیز به این نكته معترفند كه، قرآن عهده دار سعادت بشر، كلام الهی،... بهترین قوانین و نسخه پرافتخار بشری است كه قوانین سعادت بشریت، باید از روی آن نوشته شود.[9]
از ویژگی های قانون الهی و قرآن، احیای ارزشهای معنوی و اخلاقی است كه با مقایسه بین وضعیت اسفبار آن روز جهان، كه بشریت را لب پرتگاه نابودی قرار داده بود، با قوانین حیات بخش قرآن، به خوبی می توان به معجزه بودن آن پی برد.
4ـ اعجاز، از نظر علوم جدید و اكتشافات علمی: قرآن اقیانوس بی كرانی از علوم تجربی و انسانی است كه دانشمندان را به تحقیقات زیادی وا داشته و آنها را مجبور كرده كه اعتراف كنند، قرآن ساخته و پرداخته حضرت محمد(صلی الله علیه وآله)نیست، بلكه از ناحیه غیب به او وحی شده است. حركت و جاذبه زمین، حركت خورشید و منظومه شمسی، گسترش روزافزون جهان، زوجیت عمومی و دهها نمونه دیگر، همگی از جنبه های اعجاز علمی قرآن هستند.[10]
5ـ اعجاز در معارف: وجود بسیاری از اصول كلی فلسفه الهی و اشاره به چندین برهان فلسفی، از جمله برهانهای امكان، حدوث، نظم، فطرت، تمانع و حكمت، از جمله وجوه اعجاز و شگفتی های فلسفی قرآن است، كه اگر هم اكنون نیز تمام مردم و اندیشمندان جمع شوند، محال است بتوانند كتابی جامع مثل قرآن ـ حتی سوره ای مثل یك سوره قرآن ـ بیاورند.[11]
6ـ شگفتی های عددی و ریاضی قرآن: هر چند به گفته انیشتین ـ دانشمند بزرگ قرن بیستم ـ «قرآن كتاب هنر، هندسه یا حساب نیست، بلكه مجموعه ای از قوانین است كه بشر را به راه راست هدایت می كند. ولی بسیاری از مسایل اصلی و كلیدی ریاضیات در قرآن آمده است، كه اگر با توجه به وضعیت آن روز حجاز، كه تعداد افراد با سواد آن كمتر از تعداد انگشتان بودند و آنها نیز از ریاضیات مطلب زیادی نمی فهمیدند، به مجموع این موارد با دقت نظر كنیم، می فهمیم، قرآن از نظر اعداد و ریاضیات نیز در حد اعجاز است.[12]
7ـ اعجاز از نظر آهنگ و موسیقی: سخنان ادبا یا شعر است یا نثر، ولی قرآن نه شعر است و نه یك نثر معمولی متعارف، بلكه نثری است دارای آهنگ مخصوص به خود، نثری كه هنگام تلاوت قاریان قرآن به طور كامل در قالبی آهنگین قرار می گیرد، گرچه ما نمی توانیم تعبیر موسیقی را كه در عرف ما آلوده با مفاهیم منفی است، در مورد قرآن بكار ببریم، ولی بعضی از نویسندگان معروف عرب، مانند: مصطفی رافعی در كتاب اعجاز القرآن چنین می گوید: «اسلوب و طریقه قرآن، آهنگ و لهجه هایی بوجود می آورد، كه هر شنونده ای را وادار به استماع می كند و این خود یك نوع موسیقی مخصوص است كه در كلمات موزون دیگر تا آن زمان سابقه نداشته است; این نظم و ترتیب در قرآن، وسیله ای بود كه طبع عرب را صفا می داد، و به طرز جدیدی از نظم و اسلوب سخن آشنا می ساخت، كه بی سابقه بود.»[13]
8ـ اعجاز از جهت آورنده: شخصیتی كه قرآن را ارائه كرده، هرگز نزد استادی درس نخوانده، گرچه این معنا در ابتدا نقص به نظر می رسد، ولی در مورد شخص پیامبر(صلی الله علیه وآله) یك نقطه قوّت مهم به شمار می رود; چرا كه بعد از آوردن قرآن با آن عبارتها و محتوا و معارف عالی، دیگر كسی شك نمی كند، كه قرآن زاییده فكر یك انسان درس نخوانده باشد، بدون شك، اگر پیامبر(صلی الله علیه وآله) در آن محیط كوچك كه افراد درس خوانده در آن، بسیار محدود بودند، در مكتب استادی حضور یافته بود، ممكن بود عده ای آن را دستاویز خوبی برای نسبت دروغ و كذب به پیامبر(صلی الله علیه وآله) قرار دهند.[14]
آنچه در این مختصر اشاره شد، تنها برخی از وجوه اعجاز و شگفتی های قرآن بود كه ثابت می كند قرآن معجزه جاوید است. برای كسب اطلاع بیشتر به منابعی كه در متن آمده رجوع كنید.
امّا یك نوشته انسانی ـ هر چند به وسیله یك دانشمند برجسته نوشته شده باشد ـ چنین امتیازهایی را ندارد.[15]
--------------------------------------------------------------------------------
[1]. ر.ك: تفسیر نمونه، آیة الله مكارم شیرازی و دیگران، ج 1، ص 131 / المیزان، علامه طباطبایی(رحمه الله)، ج 1، ص 62 ـ 68، نشر اسلامی.
[2]. ر.ك: تفسیر المیزان، علامه طباطبایی(رحمه الله)، ج 1، ص 61 ـ 92، مؤسسه اعلمی بیروت / تفسیر نمونه، آیة الله مكارم شیرازی و دیگران، ج 1، ص 128 ـ 138، دارالكتب الاسلامیة.
[3]. اعجازالقرآن و البلاغة النبویة، مصطفی صادق رافعی، ص 169، دارالكتاب الاسلامیة.
[4]. ر.ك: الاحتجاج، علامه طبرسی(رحمه الله)، ص 377، منشورات الاعلمی للمطبوعات.
[5]. ر.ك: بحارالانوار، علامه مجلسی(رحمه الله)، ج 17، ص 212، داراحیاءالتراث العربی.
[6]. جهت آگاهی بیشتر ر.ك: المختصر فی اخبار البشر، ابی العذاء، ج 1، ص 163 / تاریخ الامم و الملوك، طبری، ج 2، ص 469، مطبعة الاستقامة.
[7]. پیام قرآن، جمعی از نویسندگان، ج 8، ص 90، انتشارات نسل جوان.
[8]. پیام قرآن، جمعی از نویسندگان، ج 8، ص 279، انتشارات نسل جوان.
[9]. ر.ك: قرآن و دیگران، علی اكبر صداقت، ص 46، نشر روح.
[10]. پیام قرآن، ج 8، ص 245، نشر نسل جوان.
[11]. ر.ك: الالهیات، آیت الله سبحانی، ج 1، ص 39ـ77.
[12]. ر.ك: الریاضیات فی القرآن، دكتر ابوالوفاء تفتازانی.
[13]. پیام قرآن، ج 8، ص 120.
[14]. پیام قرآن، ج 8، ص 61.
[15]. ر.ك: مجمع البیان، مرحوم طبرسی(رحمه الله)، ج 1و2، ص 85، دارالمعرفة، بیروت / آشنایی با قرآن، شهید مرتضی مطهری(رحمه الله)، ج 1و2، ص 239 و 241ـ243 و 250، انتشارات صدرا.
ارسال شده در سوالات روز | ارسال به دوست | نسخه چاپ | 481 بار نمایش ارسال توسط modir1 در 28/8/1387.

