جستجو در سایت


آخرین تصویر

ورود

چرا یك انسان گناهكار باید برای همیشه در آتش جهنم بسوزد؟

پرسش: چرا اگر یك انسان گناهكار كه تمام عمرش كه مثلا 70 سال بوده گناه و معصیت كرده باشد باید برای همیشه در آتش جهنم بسوزد، آیا این با عدالت خداوند سازگار است؟
            پاسخ: از آیات قرآن كریم استفاده می شود كه هر كس مرتكب گناه و كار بدی شود، جزای آن را در قیامت خواهد دید: «فمن یعمل مثقال ذرّة خیراً یره * و مَن یعمل مثقال ذرّة شرًّا یره» (زلزله، 7 ـ 8) مگر این كه توبه كند و در همین دنیا از گناه پاك شود و نقایص خود را با اعمال صالح جبران نماید: «إلاّ مَن تاب و ءامن و عمل عملا صـلحاً فأولـئك یبدّل اللّه سیّـاتهم حسنـت و كان اللّه غفوراً رّحیما; (فرقان، 70) و یا اگر لایق شفاعت باشد، مورد شفاعت قرار گیرد. قرآن كریم عده ای از كسانی را كه شفاعت شامل حال آن ها نمی شود، نام برده است.»[1]
امّا گنهكارانی كه از فضل و رحمت بی پایان الهی استفاده نكنند و با بار گناه وارد قیامت شوند، به میزان جرم و گناهشان در جهنم می مانند و آن گاه كه از آلودگی و گناه پاك شوند، وارد بهشت می شوند. فقط عده ای همچون كافران و منافقان معاند برای همیشه در جهنم باقی خواهند ماند:
«إنّ اللّه جامع المنـفقین و الكـفرین فی جهنّم جمیعاً» (نساء، 140); «أولـئك أصحـب النّار هم فیها خـلدون» (آل عمران، 116 و مجادله، 17) همان گونه كه بهشتیان برای همیشه در بهشت خواهند بود.[2]
بهشتیان در پرتو عنایات الهی و الطاف ربانی روز به روز به ساحت قدسش نزدیكتر می شوند و در مسیر قرب الی الله به پیش می تازند; بنابراین در بهشت تكامل وجود دارد; امّا نه باطاعات و عبادات و اعمال; چرا كه بهشت دار تكلیف نیست، بلكه در پرتو اعمالی كه در این جهان انجام داده اند، همچنان به سیر تكاملی خویش ادامه می دهند.[3]
الف) از پیغمبراكرم(صلی الله علیه وآله) نقل شده است كه فرمود: «یا ایهاالناس! هما نجدان: نجدالخیر و نجدالشرّ، فما جُعل نجدالشر احبّ الیكم من نجدالخیر;[4] ای مردم! دو سرزمین مرتفع وجود دارد: سرزمین خیر، و سرزمین شر، و هرگز سرزمین شر نزد شما محبوتر از سرزمین خیر قرار داده نشده است.»
حضرت در این حدیث تصریح فرموده اند كه پیمودن یكی از این دو راه، بر طبع آدمی آسانتر از دیگری نیست و این تصور عمومی را كه انسان گمان می كند به شرور تمایل بیشتری دارد و پیمودن راه شر برای او آسانتر است نفی می كند. براستی اگر تربیتهای غلط و محیطهای فاسد نباشد، عشق و علاقه انسان به نیكی ها بسیار زیاد است.[5]
ب) اینكه چگونه عذاب جاودانه در برابر گناه محدود، با اصل عدالت خداوند سازگار است، باید به سه نكته زیر توجه كرد:
1. مجازات ابدی و جاویدان، منحصر به كسانی است كه تمام روزنه های نجات را به روی خود بسته و عالماً و عامداً غرق در فساد، تباهی، كفر و نفاق گشته اند; به گونه ای كه به رنگ گناه و كفر در آمده اند.
2. این اشتباه است كه بعضی گمان می كنند مدت و زمان كیفر باید به اندازه مدت و زمان گناه باشد; زیرا رابطه میان گناه و كیفر رابطه زمانی نیست، بلكه رابطه «كیفی» است; یعنی مقدار زمان مجازات با كیفیت گناه تناسب دارد نه با مقدار زمان آن; مثلاً: كسی ممكن است در یك لحظه دست به قتل نفس بزند، و طبق پاره ای از قوانین، محكوم به زندان ابد گردد. در اینجا، زمان گناه فقط یك لحظه بوده; در حالی كه مجازات آن گاهی 80 سال زندان خواهد بود.
3. مجازاتها و كیفرهای رستاخیز بیشتر جنبه اثر طبیعی عمل و خاصیت گناه دارد (اثر و نتیجه اعمال خود آنهاست) حال با توجه به این سه مقدمه، سؤال می كنیم كه: فرض كنید كسی در اثر مصرف زیاد مشروبات الكلی در مدت یك هفته، گرفتار زخم معده شدید شود; چندان كه مجبور باشد تا آخر عمرش با این درد بسازد، آیا این برابری میان عمل بد و نتیجه آن، بر خلاف عدالت است؟ حال اگر مدت عمر این شخص یك میلیون سال بود و باید به خاطر یك هفته هوسرانی، یك میلیون سال رنج ببرد، آیا این بر خلاف اصل عدالت است؟ در حالی كه قبلاً وجود این خطر در میگساری به او اعلام شده و عاقبت آن نیز برایش توضیح داده شده است.
آیا این امور كه همه از آثار اعمال است، هیچگونه منافاتی با اصل عدالت دارد، در حالی كه مساوات و برابری میان كمیت عمل و نتیجه آن موجود نیست؟ در عذابهای اخروی نیز چنین است آیا پیامبران الهی از یك سو، و فرمان خرد از سوی دیگر به او اعلام نكردند، شخص گناهكار از روی علم و عمد و اختیار گناه كرد و نتیجه مستقیم اعمالش این سرنوشت را برای او فراهم ساخت. پس نه جای شكایتی باقی می ماند و نه ایراد و اشكال به كسی وارد است، و نه منافاتی با قانون عدالت پروردگار دارد.[6]
البته مجازات اخروی عمیق تر و فراتر از مكافات و نتیجه عمل است، چون چیزی جز خود عمل (تجسم عمل) نیست.
برادر گرامی ضمن قدردانی از حساسیتهای جنابعالی تنها به پاسخ پرسش های قرآنی شما اكتفا گردید.



[1]. ر.ك: مدثر، 43 ـ 48.
[2]. ر.ك: پیام قرآن، آیت الله مكارم شیرازی، ج 6، ص 481 ـ 484، مدرسة الامام امیرالمؤمنین(علیه السلام).
[3]. پیام قرآن، همان، ص 363.
[4]. مجمع البیان، ج 10، ص 494.
[5]. تفسیر نمونه، همان، ج 27، ص 23.
[6]. تفسیر نمونه، همان، ج 9، ص 240.

ارسال شده در سوالات روز | ارسال به دوست | نسخه چاپ | 758 بار نمایش

ارسال توسط modir1 در 26/8/1387.