پرسش:
راههایی كه بتوانیم شخصی را به قرآن معتقد نماییم چیست؟
پاسخ:
از راه های مختلف می توان اعتقاد به قرآن را محكم كرد، از جمله:
1. بهترین راه استحكام اعتقاد نسبت به كتاب الهی، شناخت و معرفت به آن در ابعاد مختلف است از جمله شناخت جنبه های اعجاز آن مثل اعجاز علمی، عددی، بیانی و... چنان كه برخی از غیر مسلمانان با شنیدن و آگاهی نسبت به جنبه های شگفت انگیز قرآن و آشنا شدن با معارف عمیق آن به اسلام و قرآن ایمان آورده و معتقد شده اند.
2. می توان از را مقایسه كردن قرآن كریم با سایر كتاب های آسمانی به عظمت و برتری قرآن كریم پی برد.
3. انس پیدا كردن با قرآن، خواندن و تلاوت آن، فهمیدن و تدبر در آیات آن، حفظ و عمل به دستورهای آن، استعانت جستن از خداوندمتعال و خود قرآن كریم، در استحكام اعتقاد به قرآن بسیار مفید است. می توان فهمید كه قرآن معجزه بی نظیر و جاودان پیامبراكرم(صلی الله علیه وآله) می باشد و بشریت از آوردن مثل آن عاجز مانده است و این در حالی است كه خود قرآن همواره از انسان ها خواسته كه اگر قادرند، مثل آن را بیاورند. و... قرآن از جهات گوناگون معجزه است; معجزه اى زنده و جاویدان كه پیام آور آن شخصى درس ناخوانده بوده و در مقابل تمام اندیشه مندان جهان «تحدى» (مبارزه طلبى) كرده است. قرآن كریم در این باره مى فرماید: «قُل لَّـئِنِ اجْتَمَعَتِ الاِْنسُ وَ الْجِنُّ عَلَى أَن یَأْتُواْ بِمِثْلِ هَـذَا الْقُرْءَانِ لاَ یَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كَانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْض ظَهِیرًا; (اسراء، 88) بگو: اگر تمام جن و انس، اجتماع كنند تا كتابى مانند قرآن بیاورند، نمى توانند; اگرچه با هم همكارى كنند و همه امكانات را در این راه به كار گیرند.» این آیه، تمام جهانیان و مراكز علمى دنیا را به سوى این مبارزه دعوت مى كند. در جاى دیگر نیز مى فرماید: «وَ إِن كُنتُمْ فِى رَیْب مِّمَّا نَزَّلْنَا عَلَى عَبْدِنَا فَأْتُواْ بِسُورَة مِّن مِّثْلِهِ وَ ادْعُواْ شُهَدَآءَكُم مِّن دُونِ اللَّهِ إِن كُنتُمْ صَـدِقِینَ * فَإِن لَّمْ تَفْعَلُواْ وَ لَن تَفْعَلُواْ فَاتَّقُواْ النَّارَ الَّتِى وَ قُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجَارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكَـفِرِینَ; (بقره، 23و24) و اگر در آن چه بر بنده خود نازل كردیم شك دارید، پس ـ اگر راست مى گویید ـ سوره اى مانند آن بیاورید و گواهان خود را ـ غیر خدا ـ فرا خوانید. پس اگر نكردید ـ و هرگز نمى توانید كرد ـ از آن آتشى كه سوختش مردمان و سنگ ها هستند و براى كافران آماده شده، بپرهیزید». خداوند متعال در این آیات، تصریح دارد كه قرآن كریم معجزه همیشگى و جاویدان است. جمله «لن تفعلوا»، نفى ابد را مى رساند و نشان این است كه انسان ها هرگز چه در زمان حال و چه آینده نخواهند توانست سوره اى مثل قرآن بیاورند. اساساً اعجاز قرآن كریم از آن جا كه به اراده و امر و قدرت خدا نسبت داده شده، هرگز مغلوب نمى شود; چرا كه در قید و بندِ زمان و مكان نیست و همچنان و به همان گونه اى كه 1400 سال قبل در محیط تاریك حجاز تجلى كرد، امروز و در آینده نیز به تجلى خویش ادامه خواهد داد. گذشت زمان و پیشرفت علم و دانش نیز امكاناتى فراهم كرده كه مى توان از آن نسبت به مردم اعصار گذشته استفاده بیشترى كرد; بدیهى است كه هر چه رنگ زمان و مكان به خود نگیرد تا ابد جاودانه خواهد ماند. افزون بر این، مسأله مبارزه طلبى قرآن، تنها در قالب الفاظ و زیبایى و آهنگ آن، خلاصه نمى شود; بلكه مى توان گفت: اساس این تحدى، در مورد حقایقى است كه در قرآن كریم مطرح شده است و از آن جا كه حقیقت یگانه است و دو تا نیست; بنابراین محال است، كسى بتواند مانند قرآن را ـ حتى در آینده ـ بیاورد; مگر آن كه قادر به خلق حقیقت باشد كه چنین موجودى جز خداوند كسى نمى تواند باشد; قرآن كریم، آینه هستى است كه چگونگى ساختار این جهان و برخى از قوانین و پدیده هاى آن را از جمله جامعه انسانى، بیان نموده است; پس نمى توان تصور كرد كه كسى بیاید و بتواند حقایقى را جز آن چه عینیت و واقعیت است، بیان كند. قرآن براى اثبات حقانیت خود، همه جهانیان را به معارضه دعوت كرده و قاطعانه از همگان مى خواهد كه اگر در الهى بودن قرآن شك دارند، چنان چه مى توانند مانند آن را بیاورند (بقره، 23) سپس تخفیف داده و كمتر از آن را مطرح مى كند; (یونس، 38; هود، 13) ولى على رغم آشنایى دیرینه مخاطبانِ نخستِ قرآن با تحدى و مبارزه طلبى در عرصه سخن، نه تنها نتوانستند این دعوت را اجابت كنند، بلكه بزرگترین استادان سخن در برابر آن سر تسلیم فرود آورده، زانو زدند. و چه بسیار مردمى كه در میانشان فصیح ترین شاعران و سخنوران وجود داشت; چون آن را از سنخ كلام بشر نیافتند جذب شگفتى و شیوایى آن شدند. برخى از جنبه هاى اعجاز قرآن عبارتند از:
1. «اعجاز ادبى» كه برجسته ترین ادیبان عرب را سخت شگفت زده كرده است. سرسخت ترین دشمنان پیامبر(صلى الله علیه وآله)با شنیدن چند آیه به فرا بشرى بودن قرآن اعتراف مى كردند. هیچ كس مثل قرآن نیاورده و نخواهد آورد.
2. اعجاز از نظر «اخبار غیبى»; مانند: وعده پیروزى (خداپرستان) روم در كمتر از 10 سال بر (آتش پرستان آن زمان) ایران، پیش بینى فتح مكه و دهها نمونه دیگر; البته ممكن است افراد دیگرى نیز پیشگویى هایى بكنند و درست از آب درآید; ولى نام آن معجزه نیست; زیرا غالباً كلى است و با عباراتى چند پهلو بیان مى شود و با ادعاى نبوت یا امامت همراه نیست.
3. اعجاز در «وضع قوانین اخلاقى»: اندیشه مندان غیر مسلمان نیز به این نكته معترفند كه «قرآن، كلام الهى، متقن ترین قوانین و نسخه پر افتخار بشرى و عهده دار سعادت بشر است كه قوانین سعادت بشر از روى آن باید نوشته شود.» تاریخ اسلام، گواه روشنى براى اثبات این ادعاست. 4. اعجاز از نظر «علوم جدید» و اكتشافات علمى: با این كه قرآن، كتاب تربیت و هدایت است، در عین حال، اقیانوس بى كرانى از علوم تجربى و انسانى هم هست كه دانشمندان را به تحقیقات زیادى واداشته و آن ها را وادار به اعتراف كرده كه قرآن، ساخته و پرداخته حضرت محمد(صلى الله علیه وآله)نیست; بلكه از ناحیه غیب به او وحى شده است. حركت و جاذبه زمین، حركت خورشید و منظومه شمسى، گسترش روزافزون جهان، زوجیت عمومى و دهها نمونه دیگر، همگى از جنبه هاى اعجاز علمى قرآن است. بانو دكتر «لورا واكسیا» استاد دانشگاه نابل در این باره مى نویسد: «كتاب آسمانى اسلام، نمونه اى از اعجاز است. قرآن كتابى است كه نمى توان از آن تقلید كرد. نمونه سَبْك و اسلوب قرآن در ادبیات سابقه ندارد. تأثیرى كه این سبك در روح انسان ایجاد مى كند، ناشى از امتیازها و برترى هاى آن است. چطور ممكن است این كتاب اعجازآمیز، ساخته محمد(صلى الله علیه وآله)باشد; در صورتى كه او یك نفر عرب درس نخوانده بود؟ ما در این كتاب گنجینه ها و ذخایرى از علوم مى بینیم كه فوق استعداد و ظرفیّت باهوش ترین اشخاص، فیلسوفان و قوى ترین رجال سیاست و قانون است.» معجزه پیامبر(صلى الله علیه وآله) از مقوله علم و معرفت بوده، براى همه بشر و تا ابد معجزه است. البته به حكم ضرورت، فهم مردم از دانش قرآن مختلف است و شدت و ضعف دارد; چنان كه درك انسان از مسائل و مشكلات روزمره اش مختلف است. بنابراین همان طور كه انسان براى حل مشكلات روزانه زندگى اش به دیگران مراجعه مى كند باید براى فهم درست حقایق قرآن به اهل آن مراجعه كند. معجزه بودن قرآن براى فرد فرد بشر در همه اعصار است. و اگر كسانى بلاغت و فصاحت قرآن را نفهمند، باید از اهل آن بپرسند. قطعاً میان این معجزه و معجزه دیگر پیامبران مانند عصاى موسى كه از مقوله علم نبود و محدود به زمانى خاص براى عده اى خاص بود، تفاوت بسیارى وجود دارد. فراگیر بودن معجزه پیامبر گرامى اسلام(صلى الله علیه وآله)چنین اقتضایى دارد. براى آگاهى بیشتر از جنبه هاى گوناگون اعجاز قرآن ر.ك: 1. اعجاز قرآن در نظر اهل بیت عصمت و بیست نفر از علماى بزرگ اسلام، سید رضا مؤدب، انتشارات احس الحدیث. 2. التمهید، آیت الله معرفت، ج 5و6، دفتر نشر اسلامى (جامعه مدرسین). 3. اعجاز علمى قرآن، رضایى اصفهانى، انتشارات مبین.
پاورقی:
1 . ر.ك: قمر، 17.
2. ر.ك: بقره،23 / ر.ك: الالهیات، آیت الله جعفر سبحانی، ج 2،ص64، نشر مركز جهانی علوم اسلامی / پیام قرآن، آیت الله مكارم شیرازی و دیگران، ج 82ـ102 و 245، دارالكتب الاسلامیة.
3 . ر.ك: تفسیر نمونه، آیة الله مكارم شیرازى و دیگران، ج 1، ص 131 / المیزان، علامه طباطبایى(رحمه الله)، ج 1، ص 62 ـ 68، نشر اسلامى.
4. ر.ك: تفسیر المیزان، علامه طباطبایى(رحمه الله)، ج 1، ص 61 ـ 92، مؤسسه اعلمى بیروت / تفسیر نمونه، آیة الله مكارم شیرازى و دیگران، ج 1، ص 128 ـ 138، دارالكتب الاسلامیة.
5. اعجازالقرآن و البلاغة النبویة، مصطفى صادق رافعى، ص 169، دارالكتاب الاسلامیة.
6. ر.ك: الاحتجاج، علامه طبرسى(رحمه الله)، ص 377، منشورات الاعلمى للمطبوعات.
7. ر.ك: بحارالانوار، علامه مجلسى(رحمه الله)، ج 17، ص 212، داراحیاءالتراث العربى.
8. براى كسب اطلاع بیشتر ر.ك: پیام قرآن، استاد مكارم شیرازى، ج 8، ص 82 ـ 102، انتشارات: نسل جوان.
9. همان، ص 275 ـ 303.
10:ن و دیگران، على اكبر صداقت، ص 46، نشر روح.
11. پیام قرآن، همان، ص 245
12.برهان رسالت، آیت اللّه سبحانى، ص 225 ـ 281، نشر كتابخانه صدر.
13: . المیزان، همان، ج 1، ص 94.