پرسش:
آیا نمیشه از خدا با زبان عادی تشکر کرد و نماز نخوند؟
پاسخ:
سپاسگزارى اقسامى دارد:
1 . «شکر قلب» ; یعنى اندیشه کردن درباره نعمت ;
2 . «شکر زبان» ; یعنى ثنا گفتن براى نعمت دهنده ;
3 . «شکر سایر اعضا» ; یعنى همه اعضا و جوارح انسان به وظایف و تکالیف شان عمل کنند . قرآن کریم مى فرماید: «اعْمَلُواْ ءَالَ دَاوُدَ شُکْرًا ›› (سبا ، 13) اى آل داود ، شکر این همه نعمت را به جاى آورید .» شکر بیشتر از مقوله «عمل» است و باید آن را در لابه لاى اعمال انسان دریافت و شاید به همین علت ، قرآن کریم تعداد شکرگزاران واقعى را اندک شمرده است: «قَلِیلاً مَّا تَشْکُرُونَ ; (ملک ، 24) کم تر شکر او را به جاى مى آورید .» ; «وَ قَلِیلٌ مِّنْ عِبَادِىَ الشَّکُورُ ; (سبا ، 13) اما عده کمى از بندگان من شکر گذارند .» و در آیه 73 سوره نمل نیز مى فرماید: « وَ لَـکِنَّ أَکْثَرَهُمْ لاَ یَشْکُرُونَ ;(نمل ، 73) بیشتر آن ها شکرگزارى نمى کنند .» از طرف دیگز ، با توجه به این نکته که نعمت هاى خداوند که سر تا پاى وجود انسان را احاطه کرده ، آن قدر زیاد است که قابل شماره نیست ، روشن است که چرا شکر به مفهوم واقعى اش در برابر تمام نعمت ها به گونه اى که همه را بدون استثنا در طریق بندگى خدا ـ که نعمت ها براى آن آفریده شده است ـ به کار گیرد کم تر یافت مى شود . به تعبیر دیگر و به گفته بعضى از مفسران بزرگ ، «شکر مطلق» آن است که انسان همواره به یاد خدا باشد ; بى هیچ گونه فراموشى و در راه او گام بردارد ; بدون هیچ گونه معصیت ; و اطاعت فرمان او کند خالى از هرگونه سرپیچى ; و مسلم است که این اوصاف در کم تر کسى جمع مى شود . در حدیثى از امام صادق(علیه السلام)مى خوانیم: «شکر النعمة اجتناب المحارم ; شکر نعمت ، پرهیز از گناه است .» در حدیث دیگرى کسى از این امام بزرگوار پرسید: «آیا شکر پروردگار حدى دارد که اگر انسان به آن حد برسد شاکر محسوب شود ؟» فرمود: «آرى» پرسید: «چگونه ؟» فرمود: «خدا را بر تمام نعمت هایش چه در خانواده و چه در اموال حمد و ستایش کند و اگر در اموالى که به او داده حقى باشد ادا کند .»(1) توجه به این نکته نیز ضرورى است که تشکر و قدردانى از کسانى که وسیله نعمتى براى انسان هستند نیز شعبه اى از شکر خداست .(2) راه تقویت این صفت خصوصاً در مقابل خداى متعال توجه به نکات زیر مى باشد . 1 . در منطق قرآن خداى متعال بى نیاز از تشکر ماست و شکر ما در واقع ، منفعتش به سوى خود ما باز مى گردد یعنى کارى است جهت تأمین منافع خودمان ، لذا توجه به این نکته حسن منفعت خواهى ما را تقویت نموده و شکرگویى را بیشتر مى کند . «وَ مَن شَکَرَ فَإِنَّمَا یَشْکُرُ لِنَفْسِه ;(نمل ،40) هر کس شکر کند به سود خود شکر کرده است . 2 . توجه به نعمت هاى الهى . یکى از راه هاى تقویت حس شکرگزارى ، توجه به نعمت هاى الهى است نعمت هاى بى پایانى که او به ما ارزانى داشته که اگر بخواهیم شماره کنیم هرگز نمى توانیم . قرآن مجید در آیه 14 نحل مى فرماید: او کسى است که دریا را مسخر شما ساخت تا از آن گوشت تازه بخورید وسائل زینتى و کشتى ها براى بهرهورى از فضل خدا در خدمت شماست لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُون توجه به این همه نعمت ها ، حس شکرگزارى را در شما زنده مى کند .(3) 3 . استفاده از ابزار شناخت سوره نحل آیه ، 78 مى فرماید خدا شما را از شکم مادرانتان خارج نمود در حالى که هیچ نمى دانستید اما براى شما گوش و چشم و عقل قرار داد تا شکر نعمت او را به جا آورید . چشم و گوش و عقل ابزار شناخت انسان است و استفاده صحیح از آن ها زمینه را براى شکر آماده مى سازد .(4) 4 . توجه به این نکته که شکر باعث زیادى نعمت مى شود خود باعث تقویت حس شکرگزارى انسان مى شود . قرآن مجید در سوره ابراهیم ، 7 مى فرماید: «لَـئِن شَکَرْتُمْ لاََزِیدَنَّکُم ;(ابراهیم ،7) شکر نعمت نعمتت افزون کند .» 5 . الگو پذیرى از صالحان و انبیاء ، یکى دیگر از راه هاى تقویت حس شکرگزارى پیروى از پاکان و انبیاى الهى است که در همه لحظات زندگى و در برابر همه نعمت هاى الهى ، کوچک و بزرگ ، شاکر بودند و قرآن از آن ها با صفت شکرگزار تجلیل مى کند و نه تنها از آن ها مى خواهد که شاکر باشد که مى گوید شکور یعنى مبالغه در شکر خیلى شکر بگویید .
(5)نماز، فواید، آثار و حکمت هاى بسیارى دارد و «شکرگذارى» یک بُعد آن است. در نماز انسان با ارکان بدن و با زبان خویش خدا را سپاس مى گوید و به تسبیح، تقدیس و استعانت از او مشغول مى شود. «قنوت» نماز خود مجالى است براى بنده که با خداى خود آنچه بخواهد بگوید و با او راز و نیاز کند و حاجت ها و نیازهاى خود را با زبان خود بازگو نماید (به ویژه که بر فتواى برخى از مراجع عظام تقلید دعاى در قنوت مى تواند به زبان غیر عربى نیز باشد; یعنى هر کس مى تواند در قنوت نماز با زبان مادرى خود به راز و نیاز بپردازد. براى آگاهى بیشتر به توضیح المسائل مراجع تقلید، بحث قنوت مراجعه نمایید). تعقیبات نماز نیز مجال دیگرى براى راز و نیاز است; انسان پس از قرائت نماز از نظر روحیه آماده مى شود تا به خلوت خویش با خداى خود ادامه دهد و صمیمانه با او سخن بگوید و بر این، در روایات تأکید بسیارى شده و حتى دعاها و اعمالى را به عنوان تعقیبات ذکر کرده اند. از این گذشته، نماز خود راهى است براى ارتباط بنده با خدا و چه بسیار مؤمنانى که در نماز درب هاى رحمت و عنایت الهى را بر خود مى گشایند و خاضعانه و خاشعانه در برابر او به نماز مى ایستند و از آن بیشترین لذت را مى برند و اگر کسى این احساس را در خود نمى یابد و حضور قلب و خشوع و خضوع ندارد، باید عوامل این خرابى را بیابد و در رفع آن بکوشد. نه آن که از آنچه دارد به خاطر آن چه ندارد صرف نظر کند. نماز برکاتى دارد که بر هر نمازگذارى، هر چند حضور قلب نداشته باشد، سرازیر مى شود. این تنها در بعد فردى است. نماز بعدهاى دیگرى نیز دارد، مانند بعد اجتماعى آن. نماز مى تواند در جامعه شورى بیافریند و همگان را به سوى احدیّت رهنمون شود. وقتى مسلمان ها طبق آیینى حساب شده و دقیق و هماهنگ به درگاه پروردگار روى مى آورند، با موج عظیمى رو به رو مى شوند که آثار سازندگى آن کمتر ازارتباط هاى فردى نیست; نمازهاى باشکوه جماعت، جمعه و اعیاد، گذشته از آثار جانبى آن مانند وحدت و بیدارى مسلمانان، آثار بسیارى در هدایت و ارتقاى اخلاق جامعه بر جاى گذاشته است.
پاورقی:
1 : اصول کافى ، شیخ کلینى(رحمه الله) ، ج 2 ، باب الشکر ، ح 12 ، 10 ، 27 ،
2 : تفسیر نمونه ، آیت الله مکارم شیرازى و دیگران ، ج 18 ، ص 51 ، دارالکتب
3 . تفسیر نمونه ، آیت الله مکارم شیرازى و دیگران ، ج 11 ، ص 181 .
4. همان ، ج 11 ، ص 338.
5 . تفسیر موضوعى قرآن ، آیة الله جوادى ، ح 7 ، ص 469 .
ارسال شده در سوالات روز | ارسال به دوست | نسخه چاپ | 301 بار نمایش ارسال توسط modir1 در 16/4/1387.

