جستجو در سایت


آخرین تصویر

ورود

دلایل عقلى و نقلى جهت اثبات معاد را بنویسید؟

 در این باره قرآن کریم از سه راه وارد شده است:
الف) امکان معاد; خداوند متعال یادآورى آفرینش نخستین و قدرت مطلقه، مرگ و حیات مکرر در جهان گیاهان، تطورات جنین، بازگشت انرژى ها را، گوش زد مى کند که معاد امر محالى نیست; مى فرماید: «وَ ضَرَبَ لَنَا مَثَلاً وَ نَسِىَ خَلْقَهُ قَالَ مَن یُحْىِ الْعِظَـمَ وَ هِىَ رَمِیمٌ * قُلْ یُحْیِیهَا الَّذِى أَنشَأَهَآ أَوَّلَ مَرَّة وَ هُوَ بِکُلِّ خَلْق عَلِیمٌ» (یس، 78 ـ 79)
ب) نمونه هاى عینى و تاریخى معاد; قرآن کریم در ضمن آیاتى به آن اشاره مى کند:
1. داستان عزیر; پیامبرى که صد سال مُرد و سپس زنده شد; 2. داستان ابراهیم(علیه السلام) و احیاى مرغ هاى چهارگانه او; 3. داستان اصحاف کهف; 4. ماجراى کشته بنى اسرائیل و داستان گاو
ج) دلایل وقوع معاد و ضرورت آن:
این دلایل عبارتند از: 1. حکمت; 2. عدالت; 3. بقاى روح; 4. رحمت; 5. فطرت; 6. حرکت و هدف; 7. نفى اختلاف.•
در این جا جهت اختصار به دو دلیل از آن ها اشاره مى شود:
1. حکمت الهى; عقل به ما مى گوید: باید بعد از این جهان، جهان دیگر باشد، تا غرضى که خداوند متعال از به وجود آوردن ما در رساندن انسان ها به کمال نهایى و ارزش واقعى است، برآورده شود و با حساب و کتاب روز قیامت انسان هاى درست کار به سعادت و آسایش واقعى و بى پایان خودشان برسند.
آیا نباید بعد از این جهان، جهان دیگرى باشد تا به کارهاى خوب و بد مردم رسیدگى شود، نیکوکاران پاداش خوب بگیرند و بدکاران به کیفر اعمال بدشان برسند؟ آیا اگر حساب و کتاب و جوابگویى در برابر اعمال دنیایى در آن دنیا نباشد، خلقت انسان کار عبث و بر خلاف حکمت پروردگار توانا نیست؟ آیا عقل مى پذیرد که افراد خیرخواه و نیکوکار، با افراد بدکار و تبهکار یکسان باشند و به حساب اعمال شان رسیدگى نشود؟
اگر حساب و کتاب و جوابگویى به اعمال نباشد، مردم در این دنیا از دستورات خدا و پیامبران اطاعت خواهند کرد؟
قرآن کریم در این باره مى فرماید: «أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَـکُمْ عَبَثًا وَأَنَّکُمْ إِلَیْنَا لاَ تُرْجَعُونَ ;(مؤمنون،115) آیا چنین پنداشتید که ما شما را به عبث و بازیچه آفریده ایم و ]پس از مرگ[ هرگز به ما رجوع نخواهید کرد؟!»
2. عدل الهى; مقتضاى «عدل الهى» است که پس از این جهان، سراى دیگرى باشد که با حساب رسى به اعمال بندگان، میان انسان ها به طور عادلانه داورى شود.
چون انسان ها به دو گروه صالحان و تبهکاران تقسیم مى شوند، اگر هر دو گروه را پاداش نیک و یا هر دو گروه را کیفر دهد و یا اصلا اطاعت و مخالفت هر دو گروه را نادیده بگیرد و هیچ پاداش و کیفرى ندهد، رفتارى عادلانه نکرده است.•
1. ر.ک: تفسیر نمونه، آیة الله مکارم شیرازى و دیگران، ج 18، ص 192 و 479، دارالکتب
1. همه باید بدانند، ابراهیم امینى، ص 134ـ129، نشر دفتر تبلیغات اسلامى حوزه علمیه

ارسال شده در سوالات روز | ارسال به دوست | نسخه چاپ | 1588 بار نمایش

ارسال توسط modir1 در 16/2/1386.