معاد فلسفی و تجسم اعمال

image: 
معاد فلسفی و تجسم اعمال

آیا معادی که فلاسفه ترسیم کرده اند، با تجسم اعمال و آیات قرآن هم خوانی دارد؟

مقدمه؛ معتقدان به معاد، برای تحقق آن سه نظریه عمده دارند:

1. اعتقاد به معاد جسمانی و انکار معاد روحانی؛ این دیدگاه متعلق به برخی متکلمان، محدثان و فقهاست که حقیقت انسان را مادی می دانند. بر اساس این دیدگاه، جسم مادی انسان در آخرت اعاده شده و معاد با جسم مادیِ عنصری صورت می پذیرد. این گروه گاهی نیز قائل به بقاء اجزاء اصلی انسان شده اند، به طوری که با مرگ انسان، این اجزاء از بین نمی روند و تنها متفرق می گردند و معاد به معنای جمع این اجزاء خواهد بود.(1)

2. اعتقاد به معاد روحانی و انکار معاد جسمانی؛ این دیدگاه متعلق به غالب فلاسفه مشائی است. ایشان نفس انسان را مجرد دانسته و به همین دلیل همیشه باقی است، بر خلاف بدن که امری مادی بوده و با مرگ از بین می رود. از سوی دیگر و بر اساس امتناع اعاده معدوم، برای بدنْ بازگشتی نخواهد بود، بدین ترتیب معاد، منحصر در معاد روحانی می شود.(2)

3. اعتقاد به معاد جسمانی و روحانی؛ معتقدان به این دیدگاه گاهی جسمانی بودن معاد را با استناد به شریعت پذیرفته و روحانی بودن آن را با دلایل عقلی ثابت کرده اند(3) و برخی برای بخش جسمانی بودن معاد، استدلال عقلی نیز مطرح کرده اند.(4) بر اساس دیدگاه گروه اخیر، انسان در آخرت با توجه به قدرت خلاقه روح(که محدودیتی نداشته و موانع نیز در آخرت برطرف شده است) قادر به خلق بدن مثالی و اخروی برای خود خواهد بود. بدین ترتیب، هم تجسم اعمال معنا پیدا می کند و هم معاد جسمانی.

با توجه به مطالب اخیر روشن می شود که تمام فلاسفه در مورد معاد جسمانی هم نظر نبوده و برخی قائل به معاد روحانی و برخی نیز معاد را روحانی و جسمانی می دانند. بر همین مبنا تنها گروه دوم قائل به تجسم اعمال بوده و حتی گروه اول وجود برزخ را نیز نتوانسته اند ثابت کنند، چه رسد به معاد جسمانی و روحانی.
با توجه به استدلال های حکمایی مانند ملاصدرا و پیروان وی و همچنین همسویی این استدلال ها با آیات و روایات، دیدگاه جسمانی و روحانی بودن معاد بر دیگر دیدگاه ها رجحان دارد. بر این اساس انسان در آخرت با توجه به جسم خویش، از نعمات جسمانی مانند خوراک، لباس و دیگر نعمات بهشتی بهره مند می شود و به واسطه روح خود نیز از فیوضات الهی مانند رضوان و رضایت خدا از بندگان(5) و یا درک معارف برتر بهره می برد.

اما در مورد نوع این بدن که آیا مادی است یا مثالی است یا جسمی متناسب با قیامت؟ باید گفت؛ به تصریح خود قرآن، انسان در بهشت خالد خواهد بود و در آن عالم زوال و پیری وجود ندارد، در حالی که بدن دنیوی خصوصیاتی دارد که با نشئه آخرت سازگاری ندارد. ماده در این دنیا محکوم به تغییر و حرکت است، در حالی که آخرت جهان ثبات است.
بنابراین نمی توان همین ماده دنیوی را در عالمی که قوانینی متفاوت دارد، به کار گرفت و باید انسان بدنی داشته باشد که متناسب به آخرت باشد. حتی بدن مثالیِ برزخی نیز مرتبه ای پایین تر از بدن اخروی دارد و نمی توان گفت همین بدن مثالی در آخرت هم کاربرد دارد. از سوی دیگر قرآن حقیقت انسان را روح او می داند: «حَتَّى إِذا جاءَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنا وَ هُمْ لا يُفَرِّطُونَ»(6)
در این آیه شریفه خداوند می فرماید در زمان مرگ، ملائک الهی انسان را تمام و کمال می گیرند، این گرفتن تمام و کمال مربوط به روح اوست؛ چراکه بدن او در همین دنیا مانده و بعد چند روز فاسد می شود، مفسران این توفی را مربوط به روح انسان می دانند، یعنی تمام حقیقت انسان که توسط ملائک دریافت می شود، همان روح است و همو اصل است، اما از آنجایی که روح انسان همیشه(در دنیا، برزخ و قیامت) نیازمند بدن است، در برزخ و قیامت هم به صورت دو حیثیتی ظاهر می شود.
ملاصدرا همین اصل را مبنایی برای این همانی انسان در دنیا، برزخ و قیامت قرار داده اند.(7) بدین ترتیب حتی اگر بدن اخروی را طولی بدانیم و همراه انسان باشد(که البته به این نحو تجسم اعمال به روشنی تبیین می شود) منافاتی با آیات قرآن ندارد. زیرا این همانی بین بدنهای طولی وجود دارد و حشر و نشر بدن اخروی به تعبیری همان بازگشت بدن دنیوی است و بدن دنیوی مرتبه نازل بدن اخروی است.

بنابراین تجسم اعمال با مبنای برخی فلاسفه که قائل به معاد صرفا روحانی هستند، سازگاری ندارد اما بر اساس دیدگاه حکمت متعالیه که معاد را هم جسمانی و هم روحانی می داند، نه تنها تجسم اعمال ممکن است، بلکه تبیین عقلانی نیز پیدا می کند. از سوی دیگر با اعتقاد به معاد جسمانی و روحانی، ظواهر آیات و روایات نیز حفظ شده و تنافی بین شرع و فلسفه پدید نمی آید.

پی نوشت ها:
1. صدر المتالهین، محمد بن ابراهیم، (1354)، المبدء و المعاد، تصحیح سيد جلال‌الدین آشتيانى، تهران، انجمن حکمت و فلسفه ایران، ص374.
2. همان، ص375.
3. ابن‌سینا، حسين بن عبدالله، (1406)، الشفاء(الالهيات)، سعيد زايد، قم، مكتبة آية الله المرعشي، ص423.
4. صدر المتالهین، محمد بن ابراهیم، (1375)، مجموعه رسائل فلسفى صدر المتالهين، تحقيق و تصحيح از حامد ناجى اصفهانى، اول، تهران، حکمت، ص290.
5. قرآن در این رابطه می فرماید: «قالَ اللَّهُ هذا يَوْمُ يَنْفَعُ الصَّادِقينَ صِدْقُهُمْ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدينَ فيها أَبَداً رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ ذلِكَ الْفَوْزُ الْعَظيمُ»؛ خداوند مى ‏گويد: «امروز، روزى است كه راستى راستگويان، به آنها سود مى ‏بخشد براى آنها باغهايى از بهشت است كه نهرها از زير (درختان) آن مى ‏گذرد، و تا ابد، جاودانه در آن مى ‏مانند هم خداوند از آنها خشنود است، و هم آنها از خدا خشنودند اين، رستگارى بزرگ است!»(مائده: 119).
6. انعام: 61.
7. صدر المتالهین، محمد بن ابراهیم، (1354)، المبدء و المعاد، تصحیح سيد جلال‌الدین آشتيانى، تهران، انجمن حکمت و فلسفه ایران، ص384.

برای مشاهده مطلب در تاپیک اصلی کلیک فرمایید

 

 

موضوع: