مدح و ثنای خدا در دعا

image: 
چگونه باید مدح و ثنای الهی را بجا بیاوریم؟

در روایات آمده است برای گرفتن حاجت خدا را مدح و ثنا کنید. چگونه باید مدح و ثنای الهی را بجا بیاوریم؟

روایتی که از آن نام بردید به این صورت نقل شده است:

«عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قُلْتُ آيَتَانِ فِي كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَطْلُبُهُمَا فَلَا أَجِدُهُمَا قَالَ وَ مَا هُمَا قُلْتُ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ‏ فَنَدْعُوهُ وَ لَا نَرَى إِجَابَةً قَالَ أَ فَتَرَى اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَخْلَفَ وَعْدَهُ قُلْتُ لَا قَالَ فَمِمَّ ذَلِكَ قُلْتُ لَا أَدْرِي قَالَ لَكِنِّي أُخْبِرُكَ مَنْ أَطَاعَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فِيمَا أَمَرَهُ ثُمَّ دَعَاهُ مِنْ جِهَةِ الدُّعَاءِ أَجَابَهُ قُلْتُ وَ مَا جِهَةِ الدُّعَاءِ قَالَ تَبْدَأُ فَتَحْمَدُ اللَّهَ وَ تَذْكُرُ نِعَمَهُ عِنْدَكَ ثُمَّ تَشْكُرُهُ ثُمَّ تُصَلِّي عَلَى النَّبِيِّ ص ثُمَّ تَذْكُرُ ذُنُوبَكَ فَتُقِرُّ بِهَا ثُمَّ تَسْتَعِيذُ مِنْهَا فَهَذَا جِهَةُ الدُّعَاءِ ثُمَّ قَالَ وَ مَا الْآيَةُ الْأُخْرَى قُلْتُ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَيْ‏ءٍ فَهُوَ يُخْلِفُهُ‏ وَ هُوَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ‏ وَ إِنِّي أُنْفِقُ وَ لَا أَرَى خَلَفاً قَالَ أَ فَتَرَى اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَخْلَفَ وَعْدَهُ قُلْتُ لَا قَالَ فَمِمَّ ذَلِكَ قُلْتُ لَا أَدْرِي قَالَ لَوْ أَنَّ أَحَدَكُمُ اكْتَسَبَ الْمَالَ مِنْ حِلِّهِ وَ أَنْفَقَهُ فِي حِلِّهِ‏ لَمْ يُنْفِقْ دِرْهَماً إِلَّا أُخْلِفَ عَلَيْهِ»
عثمان بن عيسى از كسى كه براى او حديث كرده نقل كند كه به حضرت صادق (عليه السّلام) عرض كردم: دو آيه در كتاب خدا (قرآن) است كه آن دو را مي جويم و نمی يابم، فرمود: كدام است آن دو آيه؟ عرض كردم: گفتار خداى (عز و جل): «مرا بخوانيد تا براى شما اجابت كنم» (سوره مؤمن آيه 60) و ما او را مي خوانيم و اجابتى نمی بينيم؟ فرمود: آيا تو پندارى كه خداوند خلاف وعده خود كرده؟ عرض كردم: نه، فرمود: پس اين (به اجابت نرسيدن دعاها) از چيست؟ عرض كردم: نمي دانم، فرمود، ولى من تو را آگاه كنم. هر كه خداى (عز و جل) را در آنچه به او فرمان داده اطاعت كند سپس او را از جهت دعا بخواند او را اجابت كند. عرض كردم: جهت دعا چيست؟ فرمود: شروع مي كنى پس خدا را حمد و ستايش كنى، و نعمت هائى كه به تو داده است به زبان آرى، و سپس او را شكر كنى، سپس بر محمد (صلی الله علیه و آله) صلوات فرستى، و سپس گناهان خود را ياد آور شوى و بدان ها اعتراف كنى و از آن ها بخدا پناه ببرى، اين است جهت (و راه) دعا.
سپس فرمود: آيه ديگر كدام است؟ عرض كردم: گفتار خداى (عز و جل): «و آنچه بدهيد از چيزى‏ پس خداوند عوضش را بدهد و اوست بهترين روزى دهندگان» (سوره سبأ آيه 39) و من انفاق كنم و بدهم ولى عوضى (براى آن) نبينم؟ فرمود: آيا پندارى كه خداى (عز و جل) خلاف وعده خود كند؟ عرض كردم: نه. فرمود: پس اين از چيست؟ عرض كردم: ندانم، فرمود: اگر هر آينه يكى از شماها مالى را از راه حلالش به دست آورد، و آن را در راه حلالش انفاق كند (و بدهد) هيچ درهمى از آن انفاق نكند جز اينكه بر آن عوض داده شود.(1)

آن چه در این روایت به عنوان اولین مقدمه برای عرض حاجت به درگاه الهی و دعا ذکر شده است، حمد الهی و به یادآوری نعمت های او و تشکر از او است. حمد، ستايشي است به زبان که به قصد تعظيم انجام می شود، اين ستايش و تعظيم چه براي نعمت باشد و يا غير آن. شكر، چیزی است که به قصد تعظيم انعام كننده انجام می شود. امّا اين تعظيم و ستايش، يا با زبان است، و يا با قلب و يا عمل جوارحي، بر خلاف حمد، در حمد ستايش فقط با زبان است. متعلق حمد و ستايش هم مي تواند نعمت باشد و هم غير آن. ولي متعلق شكر، فقط نعمت است.

برخی از روایات نشان می دهد که ذکر شریف «الحمد لله» جامع همه مراتب حمد و شکر است. تنها کافی است با توجه و معرفت گفته شود:

«الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ قَالَ: خَرَجَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع مِنَ الْمَسْجِدِ وَ قَدْ ضَاعَتْ دَابَّتُهُ فَقَالَ لَئِنْ رَدَّهَا اللَّهُ عَلَيَّ لَأَشْكُرَنَّ اللَّهَ حَقَّ شُكْرِهِ قَالَ فَمَا لَبِثَ أَنْ أُتِيَ بِهَا فَقَالَ الْحَمْدُ لِلَّهِ فَقَالَ لَهُ قَائِلٌ جُعِلْتُ فِدَاكَ أَ لَيْسَ قُلْتَ لَأَشْكُرَنَّ اللَّهَ حَقَّ شُكْرِهِ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع أَ لَمْ تَسْمَعْنِي قُلْتُ الْحَمْدُ لِلَّهِ»
امام صادق (عليه السّلام) از مسجد بيرون آمد، ديد مركبش گم شده است. فرمود: اگر خدا آن را به من برگرداند، حق شكرش را می گذارم. چيزى نگذشت كه آن را آوردند. امام فرمود: الحمد للَّه. شخصى عرض كرد: قربانت مگر نفرمودى حق شكر خدا را ميگزارم؟ فرمود: مگر نشنيدى گفتم الحمد للَّه.(2)

پی نوشت ها:
1. کلینی، محمد بن یعقوب(329 ق)، الکافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ج‏2، ص486.
2. همان، ص97.

برای مشاهده مطلب در تاپیک اصلی کلیک فرمایید

 

 

موضوع: