انکار پیامبر، با وجود شاخت کامل از او

image: 
درباره آیه ۶۹ سوره مومنون، توضیحاتی بفرمایید که مربوط به چه زمانی هست؟ شناخت پیامبر (صلی الله علیه وآله)، چه شناختی محسوب می شود؟
درباره آیه ۶۹ سوره مومنون، توضیحاتی بفرمایید که مربوط به چه زمانی هست؟ شناخت پیامبر (صلی الله علیه وآله)، چه شناختی محسوب می شود؟
 

«أَمْ لَمْ يَعْرِفُوا رَسُولَهُمْ فَهُمْ لَهُ مُنْكِرُونَ»؛ يا پيامبر خود را [درست] نشناخته و [لذا] به انكار او پرداخته‏ اند.(1)
آیه شریفه مربوط به زمان نزول قرآن کریم و صدر اسلام است و خطاب به مشرکان و منکران زمان پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) می باشد.
همچنین مراد از "معرفت رسول" مربوط به شناخت از وضعیت و احوالات فردی و شخصیتی، خانوادگی و اجتماعی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) است.
 

در تفسیر «مجمع البیان» از قول ابن عباس نقل شده: "يعنى آيا اين همان محمدى نيست كه در كوچكى و بزرگى او را مى‏ شناختند و براستگويى و امانتدارى و وفاى بعهد نزد ايشان معروف بود؟ بدين ترتيب آن ها را توبيخ مي كند كه با اينكه او را براستى و درستى و شرافت خانوادگى شناخته بودند، انكارش كردند."(2)
در تفسیر شریف «المیزان» نیز در توضیح این فراز آیه و اینکه این شناخت چه محدوده هایی را شامل می شود و این که این شناخت چه ارتباطی با انکار آن حضرت دارد توضیحاتی بیان شده است:
مراد از "معرفت رسول" معرفت به حسب و نسب و خلاصه به سجاياى روحى و ملكات نفسى او است - اعم از آن ملكاتى كه كسب كرده يا آن ملكاتى كه از اعقاب خود به ارث برده - تا بدانند كه آنچه مى‏ گويد و ادعا مى‏ كند صادق است و خودش هم بدان ايمان دارد و از نزد خدا مؤيد است.
قريش رسول خدا را به اين خصوصيات مى ‏شناختند و سوابق حال او را داشتند كه كودكى بود يتيم كه پدر و مادر خود را در كودكى از دست داده بود و در هيچ مكتبى درس نخوانده و از هيچ مؤدبى [تربیت کننده و معلم] ادب نياموخته و هيچ كس در تربيت او دخالت نداشته و تا آن روز احدى از او كار زشتى نديده و عملى كه طبع سليم و عقل سالم آن را قبيح بداند انجام نداده، نه به ملك كسى طمع كرده و نه حرص بر مالى داشته و نه حرصى به جاه از خود نشان داده.
خوب، وقتى چنين كسى مردم را به سوى فلاح و سعادتشان دعوت نمود و به آن چه از معارف كه عقل در برابرش زانو مى زند، و به شريعتى و كتابى كه عقل ها را خيره مى‏ سازد، دعوت مى‏ كند، بايد او را بپذيرند.
آرى، قريش رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را با همه خصوصيات معجزه آسايش شناخته بودند، و اگر او را نشناخته بودند باز در اعراض از دين او و استنكاف از ايمان به او عذرى داشتند، چون معناى اين كه او را بدين اوصاف نشناخته باشند، اين است كه او را با اوصافى ضد آن شناخته باشند، يا اوصاف نيك مذكور را در وى احراز نكرده باشند كه در اين چند صورت البته معذور بودند، چون سپردن زمام امور و خلاصه تسليم شدن در برابر چنين كسى‏ عقلا جایز نیست.(3)
 
پی نوشت ها:
1. مومنون/ 69
2. ترجمه تفسير مجمع البيان، ترجمه هاشم رسولی، انتشارات فراهانی تهران، چاپ اول، ج‏17، ص64
3. طباطبایی، ترجمه المیزان، ترجمه موسوی، جامعه مدرسین- دفتر انتشارات اسلامی، قم، 1374، چاپ 5، ج15، ص 62.
 
 
 
 
موضوع: